منابع و ماخذ مقاله حقوق صاحبان سهام

یکی از اصول اولیه در اتخاذ تصمیمهای سرمایهگذاری، ارزشیابی اوراق بهادار است. ارزشیابی نه تنها برای سرمایهگذاران حائز اهمیت است، بلکه مدبران را قادر به ارزیابی عملکرد خود و کسب آگاهی از موفقیت یا شکست استراتژیهای واحد تجاری میسازد. مدلهای ارزشیابی به عنوان ابزار مفیدی برای تعیین ارزش ذاتی اوراق بهادار و به تبع آن کمک به استفادهکنندگان جهت اتخاذ تصمیمهای صحیح اقتصادی همواره مورد توجه بوده است. از این رو به دلیل اهمیت این مدلها در تشخیص ارزشها و ایجاد ثبات در بازار سرمایه در ادامه مفاهیم ارزش و مدلهای مختلف ارزشیابی سهام مطرح میگردد.
2-4- انواع ارزش سهام
سهام هر شرکت دارای چهار ارزش به شرح ذیل میباشد:
ارزش اسمی سهام: ارزشی است که به ثبت رسیده، در اوراق سهام درج شده و در دفاتر شرکت تحت سرفصل سرمایه ثبت گردیده است (دوانی، 1384: 75). این مبلغ اصولا ارتباط مهمی با ارزش بازار سهام ندارد.
ارزش دفتری سهام: عبارت است از مجموع حقوق صاحبان سهام مندرج در ترازنامه شرکتها شامل سرمایه ثبت شده، اندوخته قانونی، اندوخته احتیاطی، اندوخته پژوهش و توسعه و سود و زیان انباشته (دوانی، 1384: 75). باید توجه کرد که این ارزش میتواند تحت تاثیر روشهای گوناگون حسابداری به طور متفاوتی برآورد و محاسبه شود.
ارزش ذاتی سهام: ارزش ذاتی سهام هر شرکت بهترین ارزیابی ممکن از ارزش سهام آن شرکت توسط تحلیلگر در زمان ارزیابی است. هدف از محاسبه ارزش ذاتی توسط تحلیلگر، تعیین میزان بیشتر یا کمتر بودن قیمت بازار سهام نسبت به ارزش ذاتی آن است. این اختلاف ارزش در حقیقت عاملی است که باعث ایجاد عرضه و تقاضا از سوی تحلیلگر میشود و در نتیجه قادر است قیمت بازار سهام را تحت تاثیر قرار دهد (جمالی، 1384). مفهوم ارزش ذاتی با توجه به نحوه تصمیمگیری سرمایهگذار براساس یکی از چهار فرض زیر ارائه میشود:
1) قیمت دارایی به طور کامل آربیتراژی و بدون ارتباط با جریانهای نقدی آتی دارایی تعیین میگردد.
2) همه سرمایهگذاران تصمیمات خود را به طور کامل بر مبنای انتظاراتشان از رفتار سایر افراد و بدون توجه به بازدهی واقعی مورد انتظار دارایی اتخاذ میکنند.
3) قیمتها براساس برآورد هر فرد از منافع دارایی و بدون در نظر گرفتن ارزش فروش مجدد آنها به سایر افراد تعیین میشود.
4) قیمتها بر مبنای منافع مورد انتظار آتی دارایی، شامل ارزش افزوده مجدد آن به اشخاص ثالث شکل میگیرد (کوپلاند و وستون، 1992؛ پیلی، 2004).
ارزش روز سهام: که قیمت معاملاتی آن میباشد، در بازار معاملات از طریق تعادل عرضه و تقاضا تعیین میشود. این قیمت مقدار ریالی است که بیشترین حجم معامله را در مقطعی از زمان در بازار امکان پذیر میسازد. برآورد قیمت روز سهام از طریق روشهای متفاوتی انجام میگیرد. ارزش روز یا ارزش بازار هر سهم در حقیقت قیمت واقعی آن سهم است. هر چند که از نقطه نظر کل بازار همان قیمت بازار میباشد که میتوان آن را متوسط موزون ارزش ذاتی هر یک از معاملهکنندگان در مقطعی از زمان به حساب آورد. به عبارت دیگر ارزش واقعی در مقطعی از زمان مساوی ارزشی است که مبلغ مورد معامله بین خریدار و فروشنده توافق و رد و بدل میشود. در صورتی که کسی ارزش بیشتری یا کمتری از قیمت روز برای یک دارایی متصور باشد، ولی طرف مقابل معامله برای آن ارزش مورد نظر وجود نداشته باشد، آن ارزش مورد نظر را نمیتوان ارزش واقعی آن دارایی در آن مقطع زمانی تلقی نمود (جمالی، 1384).
2-5- سیر تحول مدلهای ارزشیابی
شیوه ارزشیابی حقوق صاحبان سهام در طی 100 سال گذشته دستخوش تحولاتی اساسی بوده است. پبش از دهه 1900 سهام به عنوان اوراق قرضه ریسکی در نظر گرفته میشد و انتظار میرفت سود سهام همانند کوپنهای اوراق قرضه پرداخت شود. بدین ترتیب در آن زمان سهام مشابه اوراق قرضه ارزشگذاری میگردید. از این رو سود تقسیمی و ارزش دفتری سهام نقش مهمی در ارزشیابی آن ایفا مینمود. در حدود دهه 1920 تغییری در گرایش سرمایهگذاران به سمت سهام ایجاد شد. در این زمان اسمیت (1925) و فیشر (1930) با انجام مطالعاتی نشان دادند که سهام به طور ذاتی پر ریسکتر از اوراق قرضه است. نتایج پژوهش این دو پژوهشگر این موضوع را تایید میکند که سود تقسیم نشده میتواند دوباره در شرکت سرمایهگذاری شود و به طور بالقوه توان سودآوری شرکت را فزونی بخشد. این امر ایجاد مدلهای ارزشیابی مبتنی بر رشد را در پی داشت. به طور کلی مدلهای مطرح شده در رابطه با ارزشیابی سهام را میتوان به دو گروه اصلی طبقهبندی نمود. گروه اول تحت عنوان مدلهای حسابداری و گروه دوم با نام مدلهای اقتصادی شناخته شده است. در مدل حسابداری ارزش سهام یک شرکت از حاصلضرب دو عامل به دست میآید، عامل اول سود شرکت و عامل دوم ضریب تبدیل سود به ارزش است. در مدل اقتصادی، ارزش سهام یک شرکت تابعی از قدرت کسب سود داراییهای موجود و سرمایهگذاریهای بالقوه آن و مابهالتفاوت معیارهای مختلف نظیر سود، سود هر سهم، نرخ رشد سود، بازده حقوق صاحبان سهام، ارزش دفتری جریانهای نقدی، سود تقسیمی و عرضه و تقاضای سهام میباشد (جهانخانی عبداللهزاده، 1372). هر یک از معیارهای فوق دارای نقاط قوت و ضعف مخصوص به خود میباشند. در ادامه پرکاربردترین مدلهای ارزشیابی سهام تشریح میشود:
2-5-1- مدل والتر
والتر (1956) از مکتب بازار ناقص پیروی میکرد. او برای ارزشگذاری سهام، مدلی پیشنهاد نمود که براساس آن خط مشی تقسیم سود بر ارزش سهام تاثیر میگذارد. مدل وی بر مفروضات کلیدی زیر مبتنی است:
سودهای انباشته، تنها منابع تامین مالی به شمار میآیند.
بازده روی سرمایهگذاریهای شرکت ثابت میماند.
هزینه سرمایه شرکت همواره ثابت باقی میماند.
شرکت دارای عمر نامحدود است.
فرمول پیشنهادی به شرح رابطه (2-1) است:(2-1)
P: قیمت بازار هر سهم
D: سود تقسیمی هر سهم
E: سود هر سهم
r: نرخ بازده داخلی
(E-D): سود انباشته هر سهم
k: نرخ هزینه سرمایه
با سادهسازی مدل فوق به صورت زیر، مشخص میشود که قیمت هر سهم از حاصل دو جزء، به شرح رابطه (2-2) به دست میآید:
(2-2)
عناصر مدل فوق همان عناصر ی است که در ذیل مدل (2-1) معرفی گردیدند. جزء اول معادله فوق معرف ارزش فعلی جریانهای نامحدود سود تقسیمی است و جزء دوم ارزش فعلی جریانهای نامحدود بازده حاصل از سرمایهگذاری سودهای انباشته را نشان میدهد. موارد زیر در خصوص مدل والتر لازم به ذکر است:
وقتی نرخ بازده داخلی بزرگتر از هزینه سرمایه باشد (rk) به محض کاهش نسبت سود پرداختی (D/E) قیمت هر سهم افزایش مییابد.
وقتی نرخ بازده داخلی مساوی با هزینه سرمایه باشد (r=k) قیمت هر سهم متاثر از تغییرات نسبت سود پرداختی نخواهد بود.
وقتی نرخ بازده داخلی کمتر از هزینه سرمایه باشد (rبنابراین مدل والتر متضمن این است که:
نسبت بهینه پرداخت سود سهام برای یک شرکت رو به رشد (r>k) صفر میباشد (D/E=0).
نسبت سود پرداختی برای یک شرکت معمولی (r=k) اهمیتی ندارد.
نسبت بهینه سود پرداختی برای یک شرکت تحلیل یافته (rk) برابر یک است (D=E).
2-5-2- مدل تنزیل سود تقسیمی

مدل دیگر ارزیابی سهام مدل تنزیل سود تقسیمی (DDM) که در مکتب بازار ناقص مطرح شده است. فیشر (1954) پایههای اولیه تئوری ارزشیابی سهام را با فرض وجود بازار سرمایه کامل و تحت شرایط اطمینان کامل بنیان نهاد. به اعتقاد وی ارزش سهام شرکت تابعی از ارزشهای سودهای کسب و سرمایهگذاری شده در شرکت است. وی منطقی برای محاسبه ارزش شرکت از طریق تنزیل سودهای آتی ناشی از دارایی ایجاد کرد.
ویلیامز با استفاده از نتایج پژوهشهای فیشر پیرامون ارزشیابی شرکت مدل تنزیل سود تقسیمی را بنیان نهاد. در این مدل ارزش سهام شرکت براساس ارزش فعلی سود تقسیمی مورد انتظار با به کارگیری نرخ بازده تعدیل شده از بابت ریسک به شکل رابطه (2-3) محاسبه میشود:

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

(2-3)
Pt : ارزش شرکت در زمان t.
Et[dt+i]: سود نقدی مورد انتظار دریافتی در زمان t+i.
k: نرخ بازده مورد انتظار سهامداران.
به عنوان حالات خاص مدل تنزیل سود تقسیمی میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
1)مدل بدون رشد: در این مدل فرض میشود که میزان سرمایهگذاری شرکت در هر سال به اندازه استهلاک داراییهای آن است. از این رو توان سودآوری شرکت ثابت باقی خواهد ماند. در صورتی که شرکت کل سود قابل تقسیم خود را بین سهامداران توزیع کند، در این صورت ارزش هر سهم به صورت رابطه (2-4) محاسبه میشود:
(2-4)

با توجه به اینکه جمع کسرهای فوق با برابر است، صورت خلاصه شده رابطه (2-4) به شکل رابطه (2-5) است:
(2-5)

EPS: سود هر سهم شرکت
DPS: سود تقسیمی هر سهم شرکت
2)مدل رشد گوردون: در مدل قبلی چنین فرض شد که شرکت هیچ گونه سرمایهگذاری جدیدی انجام نمیدهد. در صورتی که شرکت درصدی از سود سالیانه خود را سرمایهگذاری نماید، توان سودآوری آن در سالهای آتی افزایش خواهد یافت. اگر درصد سود سرمایهگذاری و نرخ بازده سرمایهگذاری را ثابت و به ترتیب با b و r نشان دهیم، نرخ رشد سود (g) و سود تقسیمی در سال t (Dt) را میتوان از طریق روابط (2-6) و (2-7) محاسبه نمود:
(2-6) g=b*r
(2-7) Dt=(1+b)*EPSt
افزون بر این سود تقسیمی هر سهم از رابطه (2-8) نیز قابل محاسبه است:
(2-8) =
D0= سود تقسیمی در سال صفر
بدین ترتیب رابطه ارزشیابی سهام به صورتی که در پی میآید تعریف میگردد:
(2-9)

با فرض ثابت بودن نرخ رشد رابطه فوق به صورت رابطه (2-10) خلاصه میشود:
(2-10)
بر پایه روابط (2-6) و (2-7)، گوردون موسسات را به سه گروه تقسیمبندی نمود: الف) موسسات در حال رشد، ب) موسسات در حال سکون، ج) موسسات در حال سقوط. وی معتقد است که در موسسات در حال رشد پرداخت سود باعث کاهش ارزش سهام شرکت میشود. در موسسات در حال سکون تقسیم سود بر ارزش سهام تاثیری ندارد و در موسسات در حال سقوط پرداخت سود باعث افزایش ارزش سهام میگردد (خوشطینت و حاجیان، 1387: 5).
3)مدل رشد فوقالعاده: برخی شرکتها برای دورههایی محدود از فرصت سرمایهگذاری بسیار سودآور برخوردارند. در خصوص این شرکتها اگر دو دوره برخورداری از فرصتهای سودآور سرمایهگذاری را T سال در نظر بگیربم و بعد از T سال نرخ بازده سرمایهگذاری را برابر با نرخ بازده مورد انتظار فرض کنیم، در این صورت ارزش سهام از رابطه (2-11) قابل محاسبه است:
(2-11)
در مدل فوق ارزش سهام از دو جزء تشکیل شده است: 1) ارزش سهم با فرض عدم وجود رشد، 2) ارزش اضافی که شرکت به مدت T سال به واسطه سرمایهگذاری در فرصتهای سرمایهگذاری دارای نرخهای فوقالعاده کسب میکند (جهانخانی و عبداللهزاده، 1372: 80).
4) مدل سه مرحلهای: مدل سه مرحلهای بر این فرض استوار است که سه نرخ متفاوت برای رشد سود سهام وجود دارد. در مرحله اول نرخ رشد سود تقسیمی در یک دوره A ساله، ga خواهد بود. در مدحله دوم نرخ رشد بین سالهای A+1 تا B به صورت خطی کاهش مییابد. این روند تا آنجا ادامه مییابد که نرخ رشد اولیه (ga) به نرخ رشد دائمی و ثابت gn برسد (اگر ga کمتر از gn باشد، نرخ رشد بایستی در مرحله دوم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *