پایان نامه با کلید واژگان افغانستان، دوره بازگشت، نفت و گاز، امواج سرما

صعود هوای مرطوب و ناپایدار سطح زمین بارش‌های خاورمیانه آغاز می‌شود (علیجانی و زاهدی 1387). اما از منظر میان مقیاس مهمترین عامل بارش در غرب خاورمیانه از آناتولی و ساحل شرقی مدیترانه تا ساحل جنوب خزر و زاگرس به صعود اوروگرافیک جریان‌های مرطوب و ناپایدار غربی هم مربوط می‌شود (Yatagai et al. 2008). به همین ترتیب وقوع بارش در ارتفاعات کشمیر، هندوکش و پامیر نیز ناشی از صعود اوروگرافیک توده‌های هوا می‌باشد. از منظر مطالعات پیوند از دور سیاره‌ای نیز مشخص شده است که فاز مثبت شاخص نوسان آتلانتیک شمالی100 باعث کاهش بارش در خاورمیانه می‌شود
(Cullen et al. 2002)، اما افزایش شاخص نوسان جنوبی در دوره النینو101 باعث افزایش بارش منطقه خاورمیانه می‌شود (Price et al. 1998). همچنین مطالعات انجام شده بر روی شاخص‌های اقلیمی دما و بارش منطقه خاورمیانه نشان داده‌اند که در طی بازه زمانی 1950 تا 2003 روند افزایش شاخص‌های وابسته به دما در منطقه دارای افزایش معناداری بوده‌اند اما روند شاخص‌های وابسته به بارش روند روشن و معناداری را نشان نمی‌دهد (Zhang et al. 2005). در مجموع منطقه خاورمیانه در یک اقلیم خشک و نیمه خشک واقع شده است که بی‌نظمی اقلیمی، وقوع پدیده‌های فرین مثل بارش‌های رگباری و امواج سرما و گرما در آن فراوان‌تر و ناگهانی‌تر شده است (علیجانی، 1390). مطالعات جدید انجام شده نشان‌دهنده تغییر مکانی و زمانی الگوهای بارش منطقه خاورمیانه در ارتباط با گرمایش جهانی دهه‌های اخیر است با این حال روند تغییرات بارش در منطقه به روشنی با وقوع جریان‌های چرخندی و تندری فعال در آن رابطه مستقیم دارد
(Evans 2010).

میانگین سایر پارامترهای اقلیمی بلندمدت خاورمیانه بر مبنای داده‌های تحت شبکه سازمان NASA در این پژوهش استخراج شدند. میانگین غلظت گازهای گلخانه‌ای دی‌اکسیدنیتروژن و اُزون تروپوسفری در بازه زمانی 2013–2005 برای خاورمیانه در شکل (3–4) نشان می‌دهد که متوسط غلظت گاز اُزون تروپوسفری متأثر از عرض‌های جغرافیایی بوده و در عرض‌های بالاتر مقادیر نسبتاً بیشتری را به خود اختصاص می‌دهند. اما غلظت گاز دی‌اکسیدنیتروژن در خاورمیانه به طور خاص به الگوهای پرجمعیت شهرنشین و صنایع استخراج نفت و گاز وابسته است. در همین رابطه شهرهای تهران، دبی، کویت و استانبول از مراکز تولید دی‌اکسیدنیتروژن اتمسفر خاورمیانه در طول سال‌های اخیر بوده‌اند. متوسط سرعت باد و رطوبت ویژه در بازه زمانی 2014–2002 برای خاورمیانه در شکل (3–5) نشان می‌دهد که بیشترین سرعت باد در امتداد گسل تجن در مرز ایران و افغانستان ثبت شده است که از یک سو به دشت سیستان و از سوی دیگر به دشت قره قوم ختم می‌شود. کمترین مقادیر سرعت باد در کوهستان‌های سلیمان و قفقاز ثبت شده است. از سوی دیگر بیشترین رطوبت ویژه اتمسفر در نواحی ساحلی خاورمیانه از جمله سواحل دریای عرب و دریای مدیترانه به ثبت رسیده و کمترین میزان آن در ارتفاعات مرکزی و شرقی افغانستان و همچنین مناطق مرکزی ایران و عربستان مشاهده شده است. و اما متوسط شار گرمای نهان سطحی SLHF و بازتابش امواج بلند از سطح زمین OLR در بازه زمانی 2014–2002 برای خاورمیانه در شکل (3–6) نشان می‌دهد که هر دو پارامتر یاد شده متأثر از ارتفاعات منطقه و ژئومورفولوژی کوهستانی خاورمیانه است. بر اساس این شکل، در مناطق مرتفع کوهستانی آناتولی، زاگرس، البرز، پامیر و هندوکش هر دو پارامتر یاد شده روندی رو به کاهش داشته‌اند اما در دشت‌های داخلی و مناطق پست ساحلی این روند رو به افزایش ثبت شده است.

شکل (3–4): متوسط غلظت گاز اُزون تروپوسفری و دی‌اکسیدنیتروژن در دوره 2013–2005
منبع: سازمان ملی هوا– فضای آمریکا، 2014

شکل (3–5): متوسط سرعت باد سطحی و رطوبت ویژه سطحی در دوره 2014–2002
منبع: سازمان ملی هوا– فضای آمریکا، 2014

شکل (3–6): متوسط شار گرمای نهان سطحی و بازتابش موج بلند سطحی در دوره 2014–2002
منبع: سازمان ملی هوا– فضای آمریکا، 2014

3–2–3– بررسی‌های لرزه‌زمین‌شناسی
منطقه خاورمیانه یکی از مناطق پرخطر زلزله در کمربند کوهزایی و لرزه‌خیزی آلپ– هیمالیا است. مهمترین ویژگی این منطقه، حرکت رو به سمت شمال صفحه آفریقا و عربستان نسبت به صفحه اوراسیا است (USGS 2013)، که در مقیاس صفحات زمین‌ساخت جهانی عامل وقوع زلزله‌های بزرگ و انبوهه حاشیه صفحات در خاورمیانه است (شکل (3–7)). با این حال کاملاً روشن است که زلزله‌های منطقه محدود به این امر نبوده و دگرریختی منطقه خاورمیانه ابعاد پیچیده تری دارد (جکسون، 1386: 3) برای نمونه در منطقه زاگرس، فلات مرکزی ایران و منطقه دریای اژه، لرزه‌خیزی محدود به پوسته فوقانی بوده در حالی که در منطقه هندوکش و شمال هند ضخامت کل پوسته فعال است. از منظر لرزه‌شناسی منطقه خاورمیانه از چندین خطوراه ژئوتکتونیکی فشارشی و راندگی مهم متأثر شده است که از مهمترین آنها می‌توان به راندگی اصلی زاگرس102 در امتداد زاگرس از آناتولی تا تنگه هرمز اشاره کرد که در اثر کوهزایی کاتانگایی شکل گرفته و اثر چشم گیری در لرزه‌خیزی ایران و خاورمیانه دارد (آقانباتی، 1383). علاوه بر این می‌توان از گسل طولانی شمال آناتولی در ترکیه، گسل بزرگ درونه در فلات مرکزی ایران، گسل کازرون– قطر در جنوب ایران، گسل قفقاز– کپه داغ در شمال ایران، گسل چمن در پاکستان و افغانستان و گسل پامی
ر در شمال افغانستان یاد کرد (شکل (3–8)). علاوه بر این، میکروگسل‌های درون پلیتی بسیار زیادی هم مسبب زلزله‌های بزرگ (بالای 6 درجه ریشتر) در خاورمیانه شده‌اند که مهمترین آنها زلزله بم بر اثر گسلش بم در سال 2003 است.

از نظر مطالعات لرزه‌زمین‌شناسی و مطالعات ژئوتکتونیک، منطقه خاورمیانه بر اساس روندهای گسلی و وقایع تاریخی و دستگاهی زلزله‌ها به چندین منطقه فعال لرزه‌خیز قابل تقسیم است. در این ارتباط می‌توان به مطالعات مرکز ارزیابی و کاهش خطر زلزله در منطقه خاورمیانه103 EMME اشاره کرد
(Erdik et al. 2012)، که در آن منابع لرزه‌خیزی و گسل‌های مهم خاورمیانه مورد شناسایی قرار گرفته است. در شکل (3–9) روندهای گسلی منطقه‌ای و جهانی برای خاورمیانه بازتولید شده‌اند. الگوهای لرزه‌زایی خاورمیانه برای زلزله‌های بالای 3 درجه ریشتر و 6 درجه ریشتر در بازه زمانی 2013–1973 هم در شکل (3–10) ارائه شده که نشان‌دهنده ارتباط تنگاتنگ آنها با پهنه‌های توپوگرافی و چین خورده در منطقه است. با انطباق داده‌های گسلی و مراکز کانونی سطحی زمین‌لرزه‌های پایگاه داده بالای 3 درجه ریشتری (2013–1973) بر روی مدل توپوگرافی رقومی خاورمیانه با قدرت تفکیک پیکسلی 100×100 متری، مناطق لرزه‌خیزی خاورمیانه در قالب 19 منطقه شناسایی گردیدند که در نقشه شکل (3–11) نمایش داده شده‌اند. این نقشه در ادامه تحقیق مبنای طبقه‌بندی محدوده مورد مطالعه قرار گرفت. در این نقشه از منابع مطالعاتی و تحقیقات لرزه‌زمین‌شناسان برای طبقه‌بندی مناطق لرزه‌زمین‌ساختی و ترسیم پهنه بندی‌های لرزه‌خیزی استفاده شده است که شامل موارد زیر می‌شوند:
(Stöcklin 1968; Berberian 1976, 1977; Nowroozi 1976; Berberian and King 1981; Tavakoli and Ghafory–Ashtiany 1999; Zamani and Hashemi 2004; Ashtari Jafari 2008; Zamani et al. 2011, 2012).

در نقشه تهیه شده مشخص است که چندین منطقه لرزه‌زمین‌ساختی با الگوهای لرزه‌زایی متفاوتی واقع شده است. برای مثال مناطق لرزه‌زمین‌ساختی آناتولی (شرقی و غربی)، البرز، زاگرس، کرمان دارای فراوانی زیادی از زلزله‌های زیر 6 درجه ریشتر با دوره بازگشت کوتاه‌مدت می‌باشند. عمق کانونی زلزله‌ها در این مناطق سطحی (کمتر از 15 کیلومتر) است و در صورت عبور از آستانه 6 درجه ریشتری، بیشترین خسارت را در بر جای می‌گذارند. در مناطق کپه داغ، قفقاز و مرکز ایران زلزله‌ها با فراوانی و عمق کانونی کمتری رخ می‌دهد در مقابل در منطقه لرزه‌زمین‌ساختی مکران، فراوانی زلزله‌ها کم با عمق کانونی زیاد بوده و دوره بازگشت آنها نیز طولانی‌تر است. همچنین به دلیل زمین‌ساخت فرورانشی دریای عرب به زیر اوراسیا در این منطقه داده‌های ثبت شده زلزله‌های بالای 7 و حتی 8 درجه ریشتر نیز در آن موجود است. در منطقه زمین‌ساختی هندوکش و پامیر نیز به سبب فرورانش صفحه هند به زیر صفحه اوراسیا زلزله‌های بزرگ با عمق زیاد مثل زون مکران به وقوع می‌پیوندد با این تفاوت که فراوانی لرزه‌های نزدیک به 6 درجه ریشتر و بیشتر در آن هم زیادتر است. مناطق لرزه‌خیزی دیگر مثل زون افغان، ایندوس، ازبک، دریای اژه، قبرس، دریای سرخ و بحرالمیت هم در منطقه خاورمیانه وجود دارند که حداقل در تحقیق حاضر به دلیل عدم برخورداری از زلزله‌های بالای 6 درجه ریشتر در بازه زمانی 2002 تا 2013، از درجه اهمیت کمتری برخوردارند.

3–3– جمع‌آوری داده‌های لرزه‌خیزی
3–3–1– فراهم‌سازی پایگاه داده زلزله‌های بالای 3 درجه ریشتر
بررسی و استخراج پایگاه داده زلزله‌های بالای 3 درجه ریشتر برای محدوده مطالعاتی خاورمیانه از طریق سازمان زمین‌شناسی USGS و کنترل آنها با سایر داده‌های جهانی، نشان داد که در طی 41 سال از ابتدای سال 1973 تا انتهای سال 2013 حدود 32301 زلزله به ترتیب با حداقل و حداکثر بزرگای 3 تا 8/7 درجه ریشتر و میانگین بزرگای 4 درجه ریشتر به وقوع پیوسته‌اند. توزیع فراوانی بزرگای زلزله‌ها نشان‌دهنده این است که بیشترین فراوانی ثبت شده برای زلزله‌های منطقه مربوط به زلزله‌های 3.5 تا 4 درجه ریشتری با 30 درصد از مجموع زلزله‌های منطقه می‌باشد (شکل (3–12)). حداقل و حداکثر عمق کانونی ثبت شده برای این زلزله‌ها به ترتیب 1 تا 365 کیلومتر با میانگین 44 کیلومتر ثبت شده‌اند. بیشترین عمق کانونی زمین‌لرزه‌های خاورمیانه در کوهستان هندوکش افغانستان گزارش شده است در حالی که کمترین آن در فلات مرکزی ایران، منطقه کرمان، کوهستان زاگرس، البرز و فلات آناتولی در ترکیه به ثبت رسیده است. توزیع فراوانی عمق زلزله‌های بالای سه درجه ریشتر نشان می‌دهد که بیشترین فراوانی ثبت شده برای زلزله‌های منطقه به ترتیب مربوط به زلزله‌های با عمق کمتر از 10 کیلومتر (35%) و 40 کیلومتر (25%) می‌باشد (شکل (3–13)). از نظر توزیع زمانی زلزله‌ها می‌توان به توزیع فراوانی آنها در طی بازه زمانی 1973 تا 2013 و همچنین توزیع فراوانی زلزله‌ها در طی 12 ماه سال اشاره کرد که به ترتیب در شکل‌های (3–14) و (3–15) ارائه شده‌اند. بر این اساس مشخص است که بیشترین فراوانی وقوع زمین‌لرزه با 2534 و 2019 مورد به ترتیب در سال‌های 2005 (84/7%) و 2008 (25/6%) ثبت شده‌اند. به نظر می‌رسد سری زمانی سالانه وقوع زلزله‌ها در دوره 2013–1973 دارای روندی افزایشی بوده است به طوری که بیشترین چگالی زمانی زلزله‌های منطقه نیز در طی سال 2002 تا 2013 ثبت شده است و تنها در طی این 12 سال نزدیک به 50% از کل زلزله‌های دوره 41 ساله 1973
تا 2013 به وقوع پیوسته‌اند. از نظر توزیع ماهانه زلزله‌ها نیز مشاهده می‌شود که کمترین فراوانی وقوع زلزله‌ها (کمتر از 7% از کل) در ماه سپتامبر (مهر) و بیشترین آن ( بیشتر از 10%) در ماه اکتبر (آبان) دیده می‌شود. با این حال به لحاظ توزیع ماهانه روند خاصی مشاهده نمی‌شود. از نظر توزیع مکانی هم می‌توان روند وقوع زمین‌لرزه‌ها را بر مبنای عرض و طول جغرافیایی دسته‌بندی کرد. دسته‌بندی مکانی توزیع فراوانی زلزله‌ها نسبت به عرض‌های جغرافیایی محدوده مطالعاتی در شکل (3–16) نشان می‌دهد که بیشترین فراوانی زلزله‌ها به ترتیب با 10344 و 7171 مورد در عرض‌های جغرافیایی 38–36 (32%) و 40–38 (22%) درجه شمالی رخ داده است در جایی که کمربند کوهستانی آلپ– هیمالیا از آناتولی در ترکیه تا البرز در ایران و هندوکش در افغانستان گسترده شده است. دسته‌بندی مکانی توزیع فراوانی زلزله‌ها نسبت به طول‌های جغرافیایی محدوده مطالعاتی در شکل (3–17) نشان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *