1. گرایش به همجنس گرایی از چه تاریخی شروع شده است؟
  2. علل گرایش به همجنس گرایی از دیدگاه ادیان و روانشناسی چیست؟

۱٫۶٫ فرضیه
این پژوهش از پژوهش های غیر میدانی و در زمینه تحقیقات توصیفی- تحلیلی می باشد که به شیوه فهم و تفهیم متن به انجام می رسد. در نتیجه فرضیه به معنای مصطلح عام وجود ندارد ولی از مطالعات اولیه می توان به دست آورد که:
الف) ادیان به ویژه توحیدی، همجنس گرایی را گرایشی غیر طبیعی و نابهنجار می دانند.
ب) روانشناسان نسبت به همجنس گرایی دو دسته، که گروهی آن را بهنجار و بخشی دیگر آن را نابهنجار تلقی می کنند.
۱٫۷ .روش تحقیق
روش تحقیق در این پروژه، کتابخانه ای و توصیفی ـ تحلیلی است. علاوه براستناد به منابع درجه اول دینی، از منابع مهم و به روز و همچنین تحقیقات نوین روانشناسی جنسی و تربیتی نیز برای دست‏یابی به تحلیلی بهتر استفاده شده ‏است

  1. مفهوم شناسی

۲٫۱٫ گرایش جنسی[۲۵]: جنس واژه ای است مربوط به تفاوت های زیست شناختی و فیزیکی میان مردان و زنان که معلول تفاوتهای کروموزوم ها در جنین است.[۲۶] گرایش جنسی مفهومی است که دلالت دارد بر الگویی پایدار از جاذبه هیجانی[۲۷]، رمانتیک[۲۸]، و یا جنسی به مردها، زن ها و یا هر دوجنس.[۲۹]
۲٫۲٫ همجنس گرایی[۳۰]: همجنس‌گرایی یکی ازگرایش‌های جنسی است که مشخصه آن تمایل زیبایی شناختی، عشق رومانتیک، و تمایل جنسی منحصرآ نسبت به جنس همگون با خود فرد می‌باشد. به فردی که به جنس دیگر گرایش داشته باشد دگرجنس‌گرا و به افرادی که هم به جنس دیگر و هم به همجنس خود تمایل دارند دوجنس‌گرا می‌گویند.[۳۱] به عبارت دیگر همجنس گرایی بر الگویی پایدار از جاذبه هیجانی ، رمانتیک ، و یا جنسی به اعضای فرد همجنس، گفته می شود.
۲٫۳٫ روانشناسی[۳۲] : علم مطالعه رفتار و فرایند‌های ذهنِ موجود زنده ـ بخصوص انسان ـ بر اساس روش علمی. که منظور از «رفتار» در روان شناسی ، آن دسته از فعالیت‌های جاندار است که بوسیله یک جاندار دیگر یا با دستگاه‌های آزمایشگاهی قابل مشاهده است. و منظور از «فرآیندهای ذهنی» یعنی آن دسته از فعالیت‌های جاندار که قابل مشاهده مستقیم نیست، ولی می‌توان آن را از روی آثارش در رفتار فرد استنباط کرد. نمونه‌هایی از رفتار عبارتند از : مطالعه کردن، صحبت کردن، ورزش کردن، خوابیدن، حرف زدن در خواب، آب دهان انداختن، گره کردن مشتها و… و نمونه‌هایی از فرآیندهای ذهنی عبارتند از : حل مسئله ، سبک تفکر ، تغییرات مربوط به حافظه و یادگیری ، ادراک و … [۳۳]
۲٫۴٫ روانشناسی جنسیت[۳۴]: مطالعه تفاوت های موجود بین جنس مذکر و مؤنث، کسب هویت جنسی و نقش جنسیت در طول زندگی.[۳۵]
۲٫۵٫ دین[۳۶]به مجموعه باورها و دستورات و باید ها و نباید ها که به صورت وحیانی یا غیر وحیانی برای بشریت تبیین شده است[۳۷] و مراد ما از دین در این تحقیق همان دستورات اعتقادی وعملی موجود در ادیان توحیدی و غیرتوحیدی مانند مسیحیت، اسلام، بودیسم و غیره می باشد.
فصل دوم
همجنس گرایی از دیدگاه دین
۲٫۱٫ همجنس گرایی از دیدگاه یهودیت
یهودیت، با بیش از سی سده در تاریخ ادیان بشری، یکی از مهمترین ادیان زنده جهان به شمار می رود. گرچه این دین در دنیای معاصر پیروان کمی دارد( کمتر از سیصدم جمعیت جهان)، ولی همواره جز ادیانی به حساب می آید که بر فرهنگ و تمدن بشری تاثیرگذار بوده است. دین یهود به همراه دو دین بزرگ اسلام و مسیحیت به عنوان مهمترین ادیان ابراهیمی شناخته می شوند. اعتقاد به خدای یگانه از آموزه های اصلی این سه دین بوده و هر کدام قوانین و شریعت خاص خود را دارند. دین یهود با توجه به قدمت و تاریخی که دارد جز اولین ادیانی است که قوانین مدون و منظم دارد، به طوری که نوع نگاه مسیحیت به کتاب مقدس یهودیان، که آن را عهد قدیم می نامند، نگاهی کاملاً الهی است که تمام دستورات آن را قبول دارند، زیرا مسیحیت بر خاسته از بطن یهود است. ولی آنچه که باعث عدم انجام این دستورات از سوی مسیحیت می شود، باور و اعتقاد آنان در باب دو پیمان گرفته شده از سوی خداوند نسبت به سعادت بشر می باشد. که در آن پیمان قدیمی یعنی تورات، نسخ رخ داده و پیمان جدید که محبت حضرت عیسی۷است، جایگزین پیمان قدیمی شده است. همچنین اسلام با اینکه پیشینه یهودیت را تصدیق می کند، ضرورتاً از تمام آموزه ها و کتاب مقدس یهودی در شکل فعلی دفاع نمی کند. با این همه این دو دین از یک جهت با هم شبیه اند و آن ارزشی است که نسبت به « شریعت » داده اند.
دستورات و آموزه های دین یهود گرفته از منابعی است که این منابع را می توان به دو بخش کلی تقسیم بندی کرد و منشاء دستورات و آموزه ها و احکام صادره و جاری در بین یهودیت را می توان این دو منبع دانست که عبارت اند از: منابع مکتوب، منابع قانونی[۳۸]
منابع مکتوب در دین یهود دارای اهمیت بسیاری اند، به گونه ای که در بیشتر موارد دستورات این منبع اولویت و مورد قبول عالمان دینی قرار می گیرد. که این منابع مکتوب عبارت اند از کتاب مقدس[۳۹] ، میشنا [۴۰] و تلمود[۴۱]، بارَینا[۴۲] و غیره. که کتاب مقدس منبع حجیت و اعتبار کل نظام شرعی و حقوقی و اخلاقی یهودیت است و نیز نخستین و مهم ترین منبع مکتوب در بین این منابع ، همان اسفار خمسه یا «تَنَخ»[۴۳] می باشد که مسیحیان آن را «عهد قدیم» می نامند. و میشنا و تلمود به شریعت شفاهی یا تورات شفاهی گفته می شود که احکام و تفسیر و تاویل تورات در آن وجود دارد. همچنین به سایر قوانینی که در میشنا بیان نشده، اما آمورائیم[۴۴] آن را در تلمود مطرح کرده بارَینا گفته می شود.[۴۵]
دومین منبع استخراج قوانین و دستورات دینی در دین یهود، منابع قانونی می باشد که عبارت اند از: سنت یا همان قبالا[۴۶] که شامل دستورات دینی است که سینه به سینه از زمان حضرت موسی۷ تا حال انتقال پیدا کرده است. میدراش[۴۷] ، تَقانا[۴۸]، مینهاگ[۴۹]، سِوارا[۵۰] و غیره از این قبیل قوانین می باشند.[۵۱]
۲٫۱٫۱٫ غریزه جنسی و اهمیت آن در دین یهود
در دین یهودیت علاوه بر اینکه برای ارضای صحیح غرایز جنسی و کنترل رفتارهای جنسی به راهکارهای چون ازدواج و کنترل غریزه شهوانی جنسی توصیه شده است، نوع نگاه دین به غریزه جنسی را نیز بیان کرده است و دیدگاه خود را چنین بیان می کند که غریزه جنسی یکی از غرایز مهم بشری می باشد، که بشر وظیفه دارد آن را از راههای حلال و درستی ارضا کند. زیرا هیچ کس نمی تواند خود را مالک اصلی غریزه جنسی خود بداند و حق ندارد از هر طریق ممکن به ارضای آن بپردازد.[۵۲]
در آیین یهود آنچه که در ابتدا در مورد غریزه جنسی بحث می کند راه کارهای ارضای صحیح آن می باشد به طوری که مومنان بنی اسرائیل را به ارتباط جنسی مبتنی بر ازدواج دعوت کرده و این روش را بهترین روش و مطمئن ترین روش برای ارضای صحیح غریزه جنسی بیان می کند و سعی بر این دارد که این رابطه را قانون مند و به همراه شواهد و مدارک در میان مردم رواج دهد. به طوری که ابن میمون، هلاخا[۵۳] را این چنین بیان می کند:
«پیش از آمدن تورا (تورات)، مرد زن را در بازار می دید و اگر هر دو با ازدواج موافق بودند او را به خانه خود می برد، و با او در خلوت آمیزش می کرد، و زن همسر او می شد. اما آنگاه که تورا داده شد، به اسرائیل فرمان دادند که اگر مردی خواهان ازدواج با زنی است، بایست او را در پیشگاه دو شاهد به عقد خود درآورد … اگر زن خواستار طلاق باشد نیاز به برگه طلاق خواهد بود.»[۵۴]
در آموزه های دین یهود علاوه بر دعوت بنی اسرائیل بر امر ازدواج و ارضای صحیح غریزه جنسی از طریق ازدواج، مومنان بنی اسرائیل را به تولید نسل و کنترل و انجام صحیح رفتار جنسی در دوران نامزدی و حتی بعد از ازدواج نیز دعوت می کند. و ازدواج کردن و بچه دار شدن را یکی از وظایف محول شده بر عهده مردان یهودی می داند، که این امر مبتنی بر فرمانی است که در بِرشیت ۲۲:۱ متوجه آدم و حوا و در کتاب پیدایش۱:۹ و پیدایش باب۷ به نوح و فرزندانش خطاب شده است.[۵۵] و مرد یهودی که برای تشکیل خانواده تلاشی نمی کند، مانند کسی دانسته شده است که خونی ریخته باشد، یا صورت خدا را که همه انسان ها به شکل آن آفریده می شوند بی ارج بداند، و یا باعث شود که حضور خدا از اسرائیل رخت بربندد. گرچه حداقل سن ازدواج پسر ۱۳ سالگی و حداکثر آن ۲۰ سالگی است، اما سن معمول ازدواج ۱۸ سال بوده و تاخیر بیش از ۲۰سالگی جایز نمی باشد.[۵۶]
یهودیت، علی رغم تلقی های به وضوح زاهد مآبانه ای که در آن است، آمیزش جنسی را صرفاً یک شرِ جنسی لازم به حساب نمی آورد. زیرا آرمانی که هلاخا برای زوج ازدواج کرده مطرح کرده است، چیزی است که جز نام روابط جنسی مقدس نمی توان نام دیگری برآن گذاشت. اما آنچه که در مورد رفتار جنسی و ارضای صحیح آن از سوی قوانین و آموزه های یهود دیده می شود، نوعی تعارض و تضاد است که از یک سوء عمل جنسی را به عنوان عامل توسعه زندگی در جهان خدا مورد تایید و تصدیق قرار می دهد و از سوی دیگر در مقابل یکی از قوی ترین انگیزه های درونی آدمی نگرش زاهدانه اتخاذ شده است. و حتی برخی بر این باور بودند که در خلال آمیزش جنسی با همسر خود تحت تسلط یک شیطان قرار می گیرد. که شاید این امر ناشی از علاقه به این امر است که می خواهند نشان دهند یهودیت با اندیشه های جدید مطرح در این موضوع همخوان و نظر خاص خود را دارد. به طوری که هرمن ووک[۵۷] در گزارشی عمومی از یهودیت راست کیش می نویسد: «یهودیت امور جنسی را همچون ریسمانی می داند که اتحاد عاشق و معشوق را برای زندگی، برای توانایی، خوشی و راحتی زوجین، و برای پرورش کودکان تامین و حفظ می کند.» او نمی پذیرد که هرگز در ازدواج های انبیای یهود، مقدسان و مردمان عادی، چنین چیزی بتوان یافت، که حاکی از پذیرفتن ضعف ها یا شروری که به تن نسبت داده می شود باشد.[۵۸] ولی آنچه که در هلاخا به وضوح دیده می شود تعدیل این آراء و نظرات می باشد. به طوری که لذت جنسی را یک امر مشروع در ازدواج و تالی روابط صحیح زناشویی می داند.[۵۹]ولی با توجه به اهمیت این امر در هلاخا، می توان چهار انگیزه برای رفتار صحیح جنسی از سوی دین یهود بیان کرد: ۱- بچه دار شدن. ۲- کمک به جنینی که همسر فرد به آن حامله است، چرا که گروهی از یهودیان آمیزش جنسی را در طول مراحل خاصی از حاملگی برای جنین سودمند می دانستند. ۳- ارضای شهوت زن. ۴- ارضای خود شوهر ، تا خود را از گناه کردن باز دارد، گرچه در چنین مواردی اگر می توانست بر شهوت جنسی اش غالب آید برایش بهتر بود. همچنین اهمیت این امر آنچنان مهم است که مردان صاحب مشاغل مختلف را مجبور می کند که در فواصل کاری متناسب و مبتنی بر نحوه کارشان، با همسران خویش رابطه جنسی داشته باشند. به طوری که یا هرشب، یا شب در میان، یا در هفته، یا هرماه و نیز در پایان هر دوره جدایی از همسر، که به سبب قاعدگی وی پیش می آید رابطه جنسی داشته باشد.[۶۰]
۲٫۱٫۲٫ انحرافات جنسی
غریزه جنسی و ارضای صحیح آن و همچنین انحرافات موجود در آن امری مهم و حیاتی در دین یهود به شمار می رود. بطوری که علاوه بر بیان اهمیت این غریزه، به انحرافات موجود در آن نیز پرداخته است و جرایم و احکام بسیار سختی برای منحرفین جنسی و جرایم منافی عفت قائل شده است. در دین یهود برای جرایم و انحرافات جنسی به طور کلی واژه «کشف عورت» (گیلوی عَراوت) را به کار می گیرند؛ با این همه، این واژه معمولا ً( نه همیشه) برای جماع به کار می رود.[۶۱] که در این قسمت به برخی از انحرافات جنسی و نوع نگاه یهودیت به آنها را اشاره می کنیم:
دین یهود زنا، استمنا، مقاربت با حیوانات و همجنس گرایی را چهار انحراف جنسی اصلی در بین انسانها می داند به طوری که در مورد زنا احکام و دستورات بسیار سختی را صادر کرده است. در نزد یهود زنای صورت گرفته یا زنای محسنه، یا زنای به عنف، زنای با محارم و یا زنا با دختر باکره می باشد. به طوری که در مورد زنا با زن شوهردار یا همان زنای محسنه و با زن نامزد دار (عقد کرده) در ده فرمان موسی به صراحت دستوراتی بیان شده است و از مومنان خواسته شده که از آن دوری کنند:
«با زن همسایه خود همبستر مشو تا خود را به وی نجس نسازی»[۶۲] و « کسی که با زن دیگری زنا کند، یعنی با زن همسایه خود زنا نماید، زانی و زانیه البته کشته شوند»[۶۳] و « اگر مردی یافت شود که با زن شوهرداری همبستر شده باشد، پس هر دو یعنی مردی که با زن خوابیده و زن، کشته شوند پس بدی را از اسرائیل دور کرده ای.»[۶۴]
و نیز در سایر بخش های کتاب مقدس نیز اشاره شده است.[۶۵] به طوری که بر اساس تورات و تلمود، مجازات زنا با زن شوهردار و نیز با دختر نامزددار در فرضهای مختلف به شکل زیر است: ۱٫ مجازات زنا با دختر نامزددار برای هر دو طرف سنگسار است.[۶۶] ۲٫ مجازات زنا با زن شوهردار اعدام می باشد و روش اعدام چون به طور جزئی ذکر نشده باید به خفیف ترین شیوه یعنی خفه کردن صورت گیرد و برخی نیز با استناد به سیفرا[۶۷] حکم آن را سنگسار می دانند.[۶۸] ۳٫ اگر دختر کاهن زنا کند، وی به مجازات سوزاندن محکوم می گردد و مردی که با وی زنا کرده خفه می شود.[۶۹] ۴٫ زنا با کنیزی که نامزد دیگری است اعدام ندارد بلکه تأدیب می گردند و مرد نیز باید قربانی نیز تقدیم کند.[۷۰] لازم به ذکر است زناهایی چون زنا با محارم و زنا به اجبار و زنا با دختر باکره احکامی چون سوزاندن، سنگسار برای زانی و زانیه در نظر گرفته می شود.[۷۱]
یکی دیگر از انحرافات جنسی نهی شده از سوی آموزه های دین یهود، مقاربت با حیوانات می باشد به طوری مجازات این کار را مرگ دانسته است:
«هر که با حیوانی مقاربت کند، هر آیینه کشته شود»[۷۲] و « مردی که با بهیمه نزدیک شود تا با آن جماع کند، آن و بهیمه را بکش».[۷۳]
و نیز از دیگر انحرافات جنسی نهی شده از سوی دین یهود استمناء می باشد، که استمنای مردان را به شدت نهی شده است ولی در مورد استمنای زنان به صراحت مطلبی بیان نشده است. ولی در کل استمناء میان مردان و زنان به شدت امری نهی شده و مجازات آن بریدن دست فرد می باشد، به طوری که مطابق تلمود اگر مردی استمنا کرد دستش قطع می شود.[۷۴] و برای جلوگیری از احتمال استمنا مجموعه ای از حدود احتیاطی بیان شده است که از میان آنها به مواردی چون عدم پوشیدن لباس تنگ، عدم تماشای آلت جنسی خود، فکر نکردن در امور جنسی و به پشت خوابیدن می توان اشاره کرد. [۷۵]
۲٫۱٫۳٫ همجنس گرایی
یکی دیگر از مهمترین انحرافات جنسی مطرح شده در دین یهود، مسئله همجنس گرایی می باشد، که تاریخچه بیان شده از سوی تورات تا حدودی به داستان و تاریخچه این گرایش جنسی در اسلام شباهت زیادی دارد. با توجه به اسفار عهد عتیق منشاء این رفتار را در قوم سَدوم که پیامبر آنها حضرت لوط۷ بود، دیده می شود لذا تورات در سِفر پیدایش در مورد حضرت لوط۷ و رفتار و عاقبت مردم سَدوم چنین می آورد که:
«وقت عصر آن دو فرشته وارد شهر سَدوم شدند و زمانیکه با لوط ملاقات کردند. لوط بر آنان گفت: که اینک ای آقایان من، به خانه بنده خود بیایید، و شب را بسر برید، و پایهای خود را بشویید و بامدادان برخاسته، راه خود را پیش گیرید. ولی گفتند: نه، بلکه شب را در کوچه بسر بریم. اما چون ایشان را الحاح بسیار نمود، با او آمده، به خانه اش داخل شدند، برای ایشان ضیافتی نمود و نان فطیر پخت، پس تناول کردند و به خواب هنوز نرفته بودند که مردان شهر ، یعنی مردم شهر سَدوم، از جوان و پیر، تمام قوم از هر جانب، خانه وی را احاطه کردند و به لوط ندا در داده، گفتند: آن دو مرد که امشب به نزد تو در آمدند، کجاست؟ آنها را نزد ما بیرون آور تا ایشان را بشناسیم. آنگاه لوط در را از پشت بست و گفت: ای برادران من، زنهار بدی مکنید. اینک من دو دختر دارم که مرد را نشناخته اند. ایشان را الآن نزد شما بیرون آورم و آنچه در نزد شما پسندیده است با ایشان بکنید ولی کاری بدین دو مرد نداشته باشید، زیرا برای این به زیر این سقف آمده اند. گفتند: دور شو و گفتند: این یکی آمد تا نزیل ما شود و پیوسته داوری می کند. الآن با تو از ایشان بدتر کنیم. سپس بر آن مرد، یعنی لوط، بشدت هجوم آوردند، نزدیک آمدند تا در را بشکنند.

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است
Tags: