«رَأَیْتَ النِّسَاءَ یَتَّخِذْنَ الْمَجَالِسَ کَمَا یَتَّخِذُهَا الرِّجَال‏؛ روزی می آید که می بینید زنان در مجالس، بازی جنسی برپا می کنند، همان طور که مردان چنین می کنند.»[۴۲۸]
و همچنین پیامبر ۶ در این راستا می فرمایند:
«سَیَکُونُ فِی آخِر الزَّمانِ أَقوَامٌ یُقَالُ لَهُم اللَّواطِیَّه عَلَی ثَلاثَهِ أَصنَافٍ: فَصِنفٌ یَنظُرُنَ وَ یَتَکَلَّمُونَ وَ صِنفٌ یُصَاحِفُونَ و یُعَانِقُونَ و صِنفٌ یَعمشلُونَ ذَلکَالعَمَلَ فَلَعَنَهُ اللهِ عَلَیهِم إلّا أَن یَتُوبُوا و یَنُوبُوا؛ در آخرالزمان، گروه هایی خواهند بود که به آنها لواطیه – همجنس گرایان- گفته می شود. آنها از نظر انحراف همجنس گرایی سه نوع اند: یک نوع از آنها به آلات یکدیگر نگاه می کنند و گفتگوی جنسی با هم دارند. نوع دوم، گروهی هستند که با گرفتن دست یکدیگر و معانقه خود را ارضا می کنند. نوع سوم، گروهی هستند که عمل نزدیکی را با جنس موافق خود انجام می دهند. لعنت خدا بر آنان باد! مگر آن که توبه کنند و به سوی خدا باز گردد.»[۴۲۹]
بنابراین شوخی ها و بازی های جنسی میان افراد همجنس، یکی از مهمترین عوامل گرایش افراد به همجنس گرایی می باشد و تا حد امکان از این نوع شوخی ها و بازی های جنسی خودداری شود. زیرا به مرور زمان این بازی ها هم برای هر دو طرف عادی شده و هم باعث تحریک جنسی آنها می شود.
۲٫۴٫۴٫۸٫ نظر بازی یا تماشاگری جنسی
یکی دیگر از عوامل گرایش انسان به همجنس گرایی، نظربازی یا تماشاگری جنسی است. که نظر بازی گاهی به صورت تماشاگری فرد به عورت همجنس خود صورت می گیرد و گاهی نیز به صورت تماشاگری به رابطه جنسی دو همجنس صورت می گیرد. از آنجا که درک بصری انسان رابطه مستقیمی با حافظه و تصویرسازی ذهنی او دارد، حدم حفظ نگاه و عفت ورزی در نگاه به مسائل جنسی، باعث می شود که فرد به انحرافات جنسی فراوانی همچون همجنس گرایی دچار شود. از این روست که حضرت عیسی مسیح۶می فرمایند:
«إِیَّاکُمْ وَ النَّظْرَهَ فَإِنَّهَا تَزْرَعُ فِی الْقُلُوبِ الشَّهْوَهَ وَ کَفَى بِهَا لِصَاحِبِهَا فِتْنَهً؛ از نگاه برحذر باشید، زیرا که در دل شهوتی را می کارد که همان برای فتنه انگیزی کافی است.»[۴۳۰]
لذا در مورد نظربازی افراد به عورت همجنس خود و یا رابطه جنسی همجنس گرایانه، احادیث متعددی بیان شده است که افراد را از این رفتار حرام، نهی می کند. که به عنوان مثال به چند نمونه از این احادیث اشاره می کنیم.
«مَنْ تَأَمَّلَ عَوْرَهَ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ لَعَنَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ وَ نَهَى الْمَرْأَهَ أَنْ تَنْظُرَ إِلَى عَوْرَهِ الْمَرْأَه؛ کسی که نگاه عمدی به عورت برادر مسلمان خود بنماید، هفتاد هزار فرشته، او را لعن خواهند کرد.»[۴۳۱] ؛ «وَ قَالَ مَنْ نَظَرَ إِلَى عَوْرَهِ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ أَوْ عَوْرَهِ غَیْرِ أَهْلِهِ مُتَعَمِّداً أَدْخَلَهُ اللَّهُ مَعَ الْمُنَافِقِینَ الَّذِینَ کَانُوا یَبْحَثُونَ عَنْ عَوْرَاتِ النَّاسِ وَ لَمْ یَخْرُجْ مِنَ الدُّنْیَا حَتَّى یَفْضَحَهُ اللَّهُ إِلَّا أَنْ یَتُوبَ؛ کسی که به عورت برادر مسلمانش و یا عورت زنی غیر از همسر خویش عمداً نگاه کند، خداوند او را با منافقانی محشور می کند که به دنبال ریختن آبروی مسلمانان بوده اند. اینان از دنیا نمی روند تا آن که خداوند، آنان را رسوا کند، مگر آن که توبه کند.»[۴۳۲]
و این احادیث به صراحت بیان می کند که نگاه به عورت همجنس و نظربازی آن باعث ایجاد عوارض روانی- معنوی در فرد می شود که به مرور زمان فرد را به سوی همجنس گرایی سوق می دهد. علاوه بر موارد فوق نوعی دیگر از نظربازی نیز مطرح می شود که در آن زن از شوهر خود می خواهد که به برقرای روابط همجنس گرایانه دست بزند تا زن از نگاه به این رابطه جنسی لذت ببرد. که امام صادق۷ در حدیثی، که برای یکی از موالیان خود نوشته بود، این نوع نظربازی را در افراد آینده پیش بینی کرده و می فرمایند:
«رَأَیْتَ الْمَرْأَهَ تُصَانِعُ زَوْجَهَا عَلَى نِکَاحِ الرِّجَالِ؛- در آینده – می بینی زنی را که اظهار خوشایندی و چاپلوسی می نماید تا شوهرش به امیزش با مرد دیگر بپردازد.»[۴۳۳]
لذا تک تک عوامل گفته شده در گرایش انسان به همجنس گرایی، می توانند دخیل باشند به طوری که در برخی افراد چند عامل دست به دست هم داده و باعث این گرایش شده و در برخی افراد نیز فقط توسط یک عامل به این نوع گرایش جنسی مبتلاء می شوند. اما لازم به ذکر است که عوامل گفته شده، همه ادله اسلام برای گرایش فرد به همجنس گرایی نیست، بلکه ما از بین عوامل مختلف، مهمترین این عوامل را انتخاب کرده و به بیان دیدگاه ها و احادیث اسلامی پرداخته ایم.
۲٫۴٫۵٫ احکام و مجازات همجنس گرایی در فقه شیعه
۲٫۴٫۵٫۱ .احکام و مجازات لواط
لواط از ریشه «ل- و- ط» گرفته شده است. که با بررسی در کتب لغویون، اقوال مختلفی در باب معنای لواط بیان شده است. به طوری که در کتاب لسان العرب لواط را از ریشه ل و ط که اشتقاق یافته از کلمه لاط می باشد، در نظر گرفته است و معنای آن را متصل شدن به چیزی بیان می کند و می گوید: «لاط الحوْضَ بالطین لَوْطاً: طَیَّنه‏…لاط فلان بالحوْض أَی طَلاه بالطِّین‏، یعنی حوض را گِل اندود کرد و با گِل پوشانید.»[۴۳۴] و وقتی می گوئیم: «لاط الشیء بقلبی، بدین معناست که آن چیز به قلب من وارد شده و دوستش دارم.» و علاوه بر اینکه اکثراً کتب لغوی معنای «لوط» را متصل شدن می دانند، آن را مترادف کلمه « لصق» به معنای چسبیدن معرفی می کنند.[۴۳۵] همچنین راغب اصفهانی بر این باور است که لواط اسم علم است از لاط الشی بقلبی یلوط لوطا لیطا، مشتق شده است و در حدیث آمده است «الولد الوط» یعنی بچه متصل ترین چیز به قلب آدمی است.[۴۳۶] ولی به صورت اصطلاحی وقتی می گوئیم «تلوط فلان» منظور عملی است که مردمان قوم لوط آن را انجام می دادند، یعنی همجنس بازی مردان.[۴۳۷] و در کتب لغوی مشخص نشده است که مراد از معنای همجنس بازی در مردان، همراه با دخول است یا عدم دخول.[۴۳۸]
اما از معنای لغوی که بگذریم، بررسی کتب فقهی و نظریات فقها نشان می دهد که در اصطلاح فقها، واژه «لواط» در دو مورد به کار گرفته می شود که برای هر کدام احکام جداگانه ای بیان شده است. به طوری که برخی از فقها در تعریف لواط این گونه گفته اند که: «اللواط، وطی- جماع – الذکران بایقاب و غیره»[۴۳۹] یا «فی اللواط، و هو وطء الذکر»[۴۴۰] یا «اللواط هو وطء الذکران سواء کان بایقاب أو بغیره»[۴۴۱]. لذا در مورد معنای لواط در بین فقها سه نظر وجود دارد، برخی بر این باورند که مراد از لواط یعنی وطی دو مرد با یکدیگر، و لو دخول صورت گرفته باشد یا صورت نگرفته باشد، که اصطلاحاً به آن تفخیذ[۴۴۲] گفته می شود. و برخی دیگر بر این باورند که مراد از لواط، عملی جنسی میان دو مرد است که در آن دخول صورت گرفته باشد. و برخی دیگر لواط را به رابطه جنسی با زن از دُبُر اطلاق می کنند. که هر گروه برای خود ادله ای در این مورد بیان می کنند که با اینکه مجال ریشه ای این اقوال در این جا نیست، ولی به اختصار به تعدادی از این اقوال اشاره خواهیم کرد.
برخی از فقها بر این باورند که معنای لواط یعنی اینکه دو مرد با یکدیگر جهت کامیابی، رابطه جنسی داشته باشند و لو دخول صورت گرفته باشد یا صورت نگرفته باشد. لذا وقتی که از امام علی۷ درباره معنای لواط سوال می شود، ایشان تفخیذ را در محدوده معنای لواط مطرح می کنند.[۴۴۳] و در اقوال فقها با توجه به حد و مجازات مطرح شده در احادیث برای لواط کار، مجازات تفخیذ را نیز به اندازه مجازات لواط مطرح می کنند. برای مثال، همانگونه که در تعریف فقهی لواط گفتیم فقیهانی همچون شهید ثانی در تعریف خود از لواط، هم دخول و هم عدم دخول را جزء تعریف لواط مطرح کرده اند.[۴۴۴] که این نظر را صاحب عنیه النزوع نیز در کتاب خود بیان کرده است که مراد از لواط، وطی مذکر با مذکر را گویند که بر دو قسم است، همراه دخول و بدون دخول.[۴۴۵] و شیخ طوسی در مشخص کردن نوع و میزان حد برای لواط کار، مسئله دخول و عدم دخول را مطرح کرده و اینگونه حکم می دهد که هرگاه مردی لواط کرده و دخول نماید، مجازاتش قتل است، اگر دخول نکرده باشد و محصن باشد باید سنگسار شود.[۴۴۶] همچنین محقق حلی در کتاب شرایع الاسلام در تعریفی که از لواط می کند، شرط دخول و عدم دخول را قید کرده و چنین بیان می کند که، لواط وطی مذکر است چه دخول صورت بگیرد و چه نگیرد، و هیچ کدام آنها جز با چهار بار اقرار یا شهادت چهار مرد به دیدن، ثابت نمی شود.[۴۴۷] و صاحب تلخیص المرام، شرط اجرای حد لواط برای روابط جنسی دو مرد که بدون دخول است را، احصان[۴۴۸] فرد بیان کرده و نزدیکی بدون دخول فرد غیر احصان را، جزء مشمولین مجازات لواط نمی داند.[۴۴۹]
برخی از علمای دیگر نیز با اینکه در معنای لواط دخول یا عدم دخول را به صراحت بیان نکرده اند ولی از آنجا که حکم لواط را کشتن می دانند، در بیان حد لواط که کشتن است، دخول آلت مردانه، حداقل به اندازه حشفه[۴۵۰] را یکی از شروط اجرای حد لواط کار بیان می کنند.[۴۵۱] که این فقها با استناد به روایات متعدد شرط اجرای احکام حدود لواط بر فرد را، دخول آن بیان کرده اند. که از این میان شهید ثانی در کتاب مسالک الافهام و صاحب جواهر در کتاب خود به صورت مفصل به مسئله جدایی تفخیذ از لواط پرداخته اند.[۴۵۲] که به طور مثال حدیثی از امیرالمومنین علی۷بیان شده است که می فرمایند:
« إِذَا أُخِذَ الرَّجُلُ مَعَ غُلَامٍ فِی لِحَافٍ مُجَرَّدَیْنِ ضُرِبَ الرَّجُلُ وَ أُدِّبَ الْغُلَامُ وَ إِنْ کَانَ ثَقَبَ وَ کَانَ مُحْصَناً رُجِمَ؛ اگر مردی با نوجوانی زیر ملحفه ای برهنه باشند، مرد شلاق زده می شود و نوجوان تادیب می شود. اگرمرد دخول کرده باشد و محصن باشد سنگسار می شود.»[۴۵۳]
همچنین برخی نیز بر این باورند که مراد از لواط یعنی رابطه جنسی با زن از دُبُر، که این معنا برای لواط، مستلزم بیان تعاریف و مفاهیم باب زنا در فقه شیعه می باشد که از چهارچوب بحث ما خارج است. ولی آنچه در معنای زنا از روایات و نوشته های فقهی بدست می آید این است که شارع، معنای جدیدی را برای زنا اختراع نکرده است بلکه همان معنای را دارد که، عرف بیان می کند.[۴۵۴] به طور کلی مراد از لواط، به رابطه جنسی میان دو مرد اطلاق می شود.
درباره نوع مجازات و میزان آن در فقه شیعه باید گفت که دو قول وجود دارد. با توجه به برخی از احادیث، میزان حد لواط، به اندازه مقدار حد زنا مطرح شده و احادیثی دیگر که حد لواط را متفاوت با حد زانی می دانند. که به بیان چند نمونه از این احادیث می پردازیم. از اما صادق۷ بیان شده است که:
«حَدّ اللوَطِی مِثل حَدّ الزَانِی. اِن کَانَ قَد اَحصَنُ رَجم و الّا جَلد؛ حدلواط کننده مثل حد زانی است. اگر محصن باشد، سنگسار و الّا شلاق می خورد.»[۴۵۵]
که روایت فوق صراحتاً بیان می کند حد لواط کننده حد زنا کار است به ویژه با توجه به صراحت آن در تفصیل میان احصان و غیر آن و این که حد لواط کننده محصن مانند زناکار محصن، سنگسار می باشد و حد غیر آن تازیانه است، بر این اساس برای مفعول حدی ذکر نشده است. و همچنین امام علی ۷ می فرمایند که:
«حَدّ اللّوَطِى مثل حَدّ الزَّانِى إن کَانَ مُحصِناً رَجم و إِن کَانَ عُزبَاً جَلد مِائَهٍ و یجلد الحَدّ مِن یَرم بِه بَریئَاً؛ حد لواط کننده بسان حد زنا کار است، اگر محصن باشد سنگسار می شود و اگر عزب باشد صد تازیانه می خورد. هر کس به شخصی نسبت لواط بدهد و نتواند ثابت کند، حد قذف بر وی جاری می شود.»[۴۵۶]
دلالت این روایت روشن است بلکه از روایت پیشین روشن تر است، از این جهت که تعداد تازیانه غیر محصن که از آن با لغت عُزب یاد شده است علاوه بر آن که بیان شده که هر کس به بی گناهی نسبت لواط دهد حد قذف بر وی جاری می شود. به هر صورت این روایت نیز صراحت دارد که حد لواط کننده حد زنا کار است.[۴۵۷] همچنین صاحب جواهر در این باره گفته است که، ظاهراً اطلاق لواط بر غیر دخول مانند استفاده از میان دو ران یا میان دو کپل، استعمال مجازی است.[۴۵۸] لذا چون مجال بیان احکام زنا در اینجا نیست، می توان جهت اطلاع از مقدار، نوع مجازات و حد زنا به کتب فقهی متعددی مراجعه کرد.
و احادیث دیگری وجود دارد که میزان حد لواط را متفاوت با حد زانی می داند و بر اساس این دسته از روایات، حد لواط کننده کشتن با شمشیر یا پرتاب کردن او از کوه با دست و پای بسته یا سوزاندن وی در آتش است. که به چند نمونه از احادیث اشاره می کنیم. سلیمان بن هلال از امام صادق۷ درباره مردی که همجنس بازی کرده بود، نقل می کند که امام فرموده بودند:
«إِنْ کَانَ دُونَ الثَّقْبِ فَالْجَلْدُ وَ إِنْ کَانَ ثَقَبَ أُقِیمَ قَائِماً ثُمَّ ضُرِبَ بِالسَّیْفِ ضَرْبَهً أَخَذَ السَّیْفُ مِنْهُ مَا أَخَذَ َ فَقُلْتُ لَهُ هُوَ الْقَتْلُ قَالَ هُوَ ذَلِک‏؛ اگر دخول نکرده باشد تازیانه می خورد و اگر دخول کرده باشد ایستاده نگه داشته می شود سپس با شمشیر ضربه ای به او وارد می شودتا هرجا که شمشیر کارگر شد. و پرسیدم که آیا این عمل قتل او خواهد بود که فرمودند این قتل اوست.»[۴۵۹]
و همچنین حماد بن عثمان می گوید که به امام صادق۷ عرض کردم، مردی به مردی دخول کرده، حکم آن چیست؟ که امام۷ فرموند:
«…رَجُلٌ أَتَى رَجُلًا قَالَ إِنْ کَانَ مُحْصَناً فَعَلَیْهِ الْقَتْلُ وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ مُحْصَناً فَعَلَیْهِ الْجَلْدُ قَالَ فَقُلْتُ فَمَا عَلَى الْمُوطَإِ قَالَ عَلَیْهِ الْقَتْلُ عَلَى کُلِّ حَالٍ مُحْصَناً کَانَ أَوْ غَیْرَ مُحْصَنٍ؛ به امام صادق۷عرض کردم مردی به مردی دخول کرده حکم آن چیست؟ فرمودند که اگر فرد محصن باشد قتل بر آن انجام می گیرد و اگر غیر محصن باشد شلّاق، و پرسیدم حکم مفعول در اینجا چیست؟ هر هر حالت چه محصن و چه غیر محصن، حکم آن قتل است.»[۴۶۰]
ولی لازم به ذکر است که در میان فقهای شیعه از قدما تا متاخرین به قسم دوم مجازات لواط، یعنی مجازات مجزا از زنا عمل کرده و فتاوای صادره شده در این باب را با توجه به این نوع دیدگاه صادر کرده اند ولی در بیان حکم خواهیم دید که برخی موافق در برخورد با روایات مختلف به جمع میان روایات می پردازند.
مجازات فرد لواط کار بدین صورت است که اگر فردی اقرار کند بر اینکه آلت تناسلی خود را، ولو به اندازه حشفه، در دُبر مذکری دیگر داخل کرده است- که اتفاق علما بر این است که حداقل به اندازه حشفه باید داخل شود- و یا اینکه مفعول واقع شده و فرد در حالتی باشد که عاقل، بالغ، مختار و مجبور به اقرار نشده باشد و یا اینکه توسط چهار مرد عادل شهادت دهند که این عمل را دیده اند- مانند شهادت زنا- چه محصن باشد و چه غیر محصن، و چه مسلمان باشد و چه کافر، حکم صادر شده بر لواط کنندگان کشته شدن می باشد و کشتن اینها یا با شمشیر و سنگسار و یا با پرتاب کردن او از یک بلندی و خراب کردن دیواری روی آن کشته شده و یا سوزانده شود تا دیگران از انجام این عمل زشت بیشتر باز داشته شوند. که حاکم شرع مختار و جایز است، پنج کیفر یاد شده را به ترتیب فوق اجرا کند. و جایز است که از پنج کیفر دو کیفر را جمع ببندد به شرطی که یکی سوزاندن باشد.[۴۶۱] لازم به ذکر است شیخ طوسی در «کتاب الخلاف» خود، کشتن با شمشیر، پرتاب از بلندی، خراب کردن دیوار روی لواط کار را مشروط به انجام دخول و محصن بودن لواط کار دانسته و کشته شدن به صورت سنگسار را مخصوص افراد غیر محصنِ دخول کرده می داند.[۴۶۲] ولی در کتاب المبسوط خود حاکم شرع را در چگونگی انجام کشتن، مختار گذاشته است.[۴۶۳] و همچنین محقق حلی در کتاب «شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام» به این نکته اشاره می کند که برخی از علما بر این عقیده اند که مجازات لواط ایقابی غیر محصن، حد تازیانه می باشد ولی خود نیز قول مشهور که در هر حالت باید کشته شود را قبول دارد.[۴۶۴] حکم برده نیز اگر مختار، عاقل و بالغ باشد، همان حدی بر او جاری می شود که برای آزاد جاری شده است، یعنی کشته شدن. ولی اگر بنده ادعا کند که خود اکراه به انجام این عمل داشته ولی از سوی مولایش یا شخصی دیگر مجبور به انجام این عمل شده است، حدّ از او برداشته می شود.[۴۶۵]
اما اگر در این عمل لواط، دخولی به دُبر صورت نگرفته باشد، و مثلاً به صورت قرار دادن آلت در میان ران یا میان دو کپل باشد، دو نوع حد بر آنها جاری می شود: حد کشته شدن و حد صد ضربه تازیانه. برای اجرای حد کشته شدن برخی از فقها بر این باورند که زمانی می توان بر لواطِ دخول صورت نگرفته، حد کشته شدن جاری کنیم که، فرد محصن باشد.[۴۶۶] که این به خاطر جمع میان دو حدیثی است که در یکی میزان حد لواط کار را مانند زناکار بیان کرده است و در دیگری به صراحت حکم اجرای سنگسار ر ا به محصن بودن مشروط کرده است.[۴۶۷] و برخی نیز بر این باورند که حدّ عدم دخول در هر حالتی، چه محصن و چه غیر محصن، کشته شدن است.[۴۶۸] و در مورد حدّ صد تازیانه باید گفت که برخی ها بر این باورند که در هر حالی چه محصن و چه غیر محصن، فرد صد ضربه تاریانه حدّ می خورد.[۴۶۹] و برخی نیز می گویند اگر فرد غیر محصن باشد صد تازیانه خواهد خورد. و برخی نیز بر این باورند که تفخیذ را نمی توان لواط به حساب آورد، زیرا هر چند چنین عملی حرام است ولی موضوعاً لواط بر آن صدق نمی کند. و مجازات فرد، تغزیر می باشد به طوری که میزان تعزیر آن با توجه به جمع روایات، از سی الی نود و نه ضربه تازیانه می باشد.[۴۷۰] ولی مشهور علما فتوا بر صد تازیانه خوردن فرد لواط کارِ دخول نکرده داده اند. لازم به ذکر است که اگر فرد به تکرار این عمل استمرار داشته باشد و هر بار نیز حدّ بخورد، برخی از فقها گفته اند در بار سوم[۴۷۱] و برخی نیز گفته اند در بار چهارم[۴۷۲]، مجازات آن کشته شدن می باشد.[۴۷۳]
درباره میزان مجازات لواط با کودک یا دیوانه بدین صورت است که فرد بالغ که این عمل را انجام داده است با توجه به احکام گفته شده مجازات می شود، ولی کودک و دیوانه تأدیب می شود. که مراد از تأدیب در اینجا به همان معنای تعزیر است اگر چه تعزیر شامل مکلّف و غیر مکلّف می شود، بر خلاف تأدیب که فقط غیر مکلّف را شامل می شود. و اگر یکی از آنها مکلّف و دیگری غیر مکّلف باشد، مکلّف کشته شده و دیگری تأدیب می شود.[۴۷۴] و همچنین اگر فردی کودکی را از روی شهوت و لذّت ببوسد، به مقداری که حاکم شرع تشخیص می دهد، تعزیر می شود. و اگر دو مذکر برهنه، بدون نسبت خویشاوندی و بدون وجود اضطرار در زیر یک لحاف خوابیده باشند، مجازات تعزیر شامل حال آنها می شود. لازم به ذکر است که وجود خویشاوندی میان دو مذکر ، نمی تواند مجوز برای انجام این عمل باشد، بلکه باید قید «فَالأَولی تَرک القِید، أَو التَقیدُ بِکُونِ مُحَرَّمَاً ؛بهتر است قید برداشته شود و یا قید زده شود که اگر عمل یاد شده حرام باشد» را، به همخوابی خیشاوندی اضافه کرد.[۴۷۵] لازم به ذکر است که اگر فرد به لواط انجام داده شده، کمتر از چهار بار – با توجه به شرایط لازم برای اقرار- زبان به اقرار بگشاید، بر لواط کار حدّ می زنند و همچنین اگر قبل از اقامه بیّنه، توبه کند، حدّ از او برداشته می شود.[۴۷۶]
و یکی دیگر از مجازات ها و برخوردهای که فقه شیعه برای افراد لواط کار در نظر گرفته است، حرام بودن ازدواج با محارم مرد مفعول واقع شده برای مرد وطی کننده می باشد. اگر مردی قبل از ازدواج با زنی، با پسر یا مردی لواط کند، مادر [هرچه بالا برود یعنی مادر بزرگ، مادر مادر بزرگ، …] و خواهر و دختر [هرچه پائین برود، اولاد دختر، اولاد اولاد دختر و … و نه دختران خواهر] آن پسر یا مرد وطی شده بر مرد وطی کننده حرام می شود و فرقی نمی کند فرد وطی واقع شده در موقع نکاح زنده باشد یا مرده و در هنگام لواط صغیر باشد یا کبیر.[۴۷۷] همچنین اگر لواط بعد از ازدواج با محارم وطی شده باشد، باطل کننده و حرام کننده ازدواج با محارم وطی شده نیست، چون ازدواج قبل از وطی رخ داده است. ولی اگر فرد فاعل با برادر یا پسر زن در اثنای نکاح خود وطی کند و بعد زن خود را طلاق دهد، دیگر نمی تواند با آن زن ازدواج کند، زیرا لواط قبل از این ازدواج دوم رخ داده است.[۴۷۸]
۲٫۴٫۵٫۲ .احکام و مجازات مساحقه
یکی دیگر از روابط همجنس گرایانه، ارتباط جنسی میان دو جنس مونث می باشد که در اصطلاح فقهی به آن مساحقه گفته می شود. مساحقه از ماده (س ح ق) سَحَقَ یَسِحقُ گرفته شده است و لغتاً به معنای نرمی، جوانی، ریز، لطیف می باشد که مترادف آن را ضد الجَل، که به معنای بزرگوار، ضخیم، پیر است بیان کرده اند.[۴۷۹] و در اصطلاح به معنای مالیدن فرج دو زن به یکدیگر را گویند.[۴۸۰] میزان مجازاتی که برای این عمل در فقه شیعه گفته شده بدین صورت است که اگر فرد مونث، عاقل، بالغ و مختار باشد و با این شرایط به عمل مساحقه روی بیاورد، مجازات آن صد ضربه تازیانه است. و برخی نیز گفته اند که حکم زن مساحقه کننده محصن، سنگسار است، چون امام صادق۷ فرموده اند که: « حد مساحقه کننده همان حد زانی است.»[۴۸۱] اما این استدلال نمی تواند کافی باشد، زیرا حدّ زانی اعم از سنگسار است، و برای جمع میان روایات، منظور از حدّ، بر تازیانه حمل می شود.[۴۸۲] و اگر فرد بالغ نباشد و یا اینکه مجنون باشد و یا اینکه کنیزی باشد که به دستور خانم و مالک خود، به این امر واداشته شده است و یا اینکه قبل از اقامه بیّنه توبه کند، مجازات حدّ از او برداشته می شود.[۴۸۳] و اگر زنی با اینکه به خاطر مساحقه حد خورده، دوباره به این عمل زشت روی بیاورد، دوباره حد خورده می شود و در بار چهارم کشته می شود و همچنین اگر زنی با یک دختر باکره مساحقه کند، و دراین میان پرده بکارت دختر باکره از بین برود، آن زن علاوه بر جاری شدن حدّ، باید دیه ازاله پرده بکارت دختر را نیز که به مهر المثل معروف است را پرداخت کند.[۴۸۴] و همچنین اگر دو مونث زیر یک لحاف با توجه به شرایطی که در همخوابی دو مرد گفتیم، کمتر از مقدار حدّ تعزیر می شوند و در صورت تکرار هر بار تعزیر خورده می شوند که در بار سوم حدّ کامل یعنی صد تازیانه بر آنها جاری می شود، که این اصل در هر بار مساحقه اجرا می شود یعنی دو بار تعزیر، بار سوم حدّ کامل.[۴۸۵]
۲٫۴٫۶ .احکام همجنس گرایی در فقه اهل سنّت
نزد مذاهب اربعه اهل سنّت (حنفی، مالکی، حنبلی و شافعی) به اتفاق، مسئله همجنس گرایی که با عناوین لواط و مساحقه یاد می شود، مورد حرمت و مذمت این مذاهب قرار گرفته است. ولی آنچه میان مذاهب اربعه اهل سنّت و مذهب امامیه مورد اختلاف و بحث و نقد قرار گرفته می شود، مسئله میزان و نحوه مجازات همجنس گرایی می باشد. از دیدگاه اهل سنّت، لواط را می توان بر دو معنا حمل کرد: اولی به رابطه جنسی میان دو مرد، و دومی علاوه بر رابطه میان دو مرد، به رابطه جنسی با مونث از دُبرنیز لواط گفته می شود.
در مورد معنای اول باید گفت که در میان تمام مذاهب اهل سنّت با توجه به مذمت قرآن و احادیث نبوی از انجام عمل همجنس گرایانه از سوی مردم شهر سدوم، این عمل را عملی حرام و گناه محسوب می کنند. ولی رگه های از جواز لواط در مذاهب اربعه دیده می شود به طوری که در مذهب شافعی فتاوایی از برخی فقها آمده که بر اساس آن لواط با غلام مملوک (عبد) حد ندارد، که این فتوا از سوی مخالفان مذهب شافعی به عنوان جواز و حلیت لواط از سوی این مذهب یاد می شود.[۴۸۶] مرتضی راوندی در کتاب تاریخ اجتماعی ایران در این مورد نوشته ‌است: «همجنس گرایی حرام است ولی در بین پیران و برخی زاهدان دیده می شد. وقتی فقهای اربعه با این اوضاع روبرو می‌شدند ناچار بودند فتوایی بدهند که نه سیخ بسوزد نه کباب. لذا برخی غلام غیرمملوک را منع و غلام مملوک را تجویز کرده‌اند.»[۴۸۷]
اکثر علمای اهل سنّت برخلاف برخی از فقهای مذهب حنفی، بر این باور اند که مراد از لواط همان رابطه میان دو مرد است. که میزان حدّ آن با توجه به وجود برخی از روایات، به اندازه حدّ لواط در فقه شیعه مطرح می شود. یعنی میزان حد وطی کننده و وطی شده در حالت عاقل، بالغ و مختار بودن، و در صورت دخول و ایقاب، کشته شدن و در حالت غیر ایقابی یا تفخیذ، صد ضربه تازیانه می باشد.[۴۸۸] به طوری که علاءالدین بخاری حنفی در مورد حد برای لواط کنندگان حدیثی نقل می کند و می نویسد: «از رسول خدا حدیثی دیده ام که فرموده اند: – لواط کاران- فاعل ومفعول را بکشید.»[۴۸۹] اما در میان فقهای مذهب حنفی، با اینکه برای لواط حرمت قائل شده اند، ولی مجازات آن را حدّ کشته شدن و تازیانه زدن نمی دانند، بلکه مجازات تعیین شده برای لواط را تعزیر بیان کرده اند. به طوری که شیخ السغدی حنفی در این باره می گوید :
«حُکْمَ اللِّوَاطَهِ بِالرِّجَالِ : واما اللِّوَاطِ بِالرِّجَالِ فانه لَیْسَ فِی التَّحْرِیمِ کَالْجِمَاعِ وَ لَا یُحَرِّمُ شَیْئاً وَحْدَهُ کَحَدِّ الزِّنَا فِی قَوْلِ النَّخَعِیِّ وابی یُوسُفَ وَ مُحَمَّدِ وابی عَبْدِ اللَّهِ وَفِیُّ قَوْلُ أَبِی حَنِیفَهَ لَیْسَ فِیهِ حَدُّ وَ فِیهِ التَّعْزِیرُ ؛ حکم لواط با مردان ؛ اما لواط با مردان در حرمت مانند حرمت جماع (زنا) نیست؛ و سبب حرام شدن کسی بر کسی نمی شود؛ و حد آن در نظر نخعی و ابویوسف و محمد و ابو عبدالله مانند حد زنا است؛ اما به نظر ابوحنیفه در این کار حد جاری نمی شود؛ ولی تعزیر می شود.»[۴۹۰]
و از آنجا که بخاری روایاتی در صحیح خود بیان کرده است، که حداکثر میزان تعزیر، ده ضربه شلاق می باشد. و همچنین در روایاتی دیگر مقدار تازیانه تعزیر را یک الی هفتادونه ضربه شلاق می دانند. مقدار حد ده الی هفتاد و نه ضربه می باشد.[۴۹۱] و برخی نیز به صراحت گفته اند که ابوحنیفه برای لواط حدی را مشخص نکرده است. اما در معنای دومی که برای لواط مطرح کرده اند، علاوه بر رابطه جنسی مرد با مرد، به رابطه جنسی با زن از دُبُر نیز لواط می گویند. ریشه این سخن در این مطلب است که تعداد کمی از فقهای اهل سنّت علت حرمت زنا را اختلاط در نسل بیان می کنند. برای همین چون در نزدیکی از دُبُر اختلاط نسلی صورت نمی گیرد پس نمی توان آن را جزء زنا مطرح کرد.[۴۹۲] که گروهی از فقهای حنفی بر نزدیکی از دُبر زن، حکم جواز و حلیت صادر کرده اند. که این معنا ابهام ها نسبت به تعیین مجازات لواط را در حالتهای مختلف ایجاد می کند. ولی جمهور علمای اهل سنّت بر زنا بودن نزدیکی با جنس مونث از دُبر را صادر کرده اند.[۴۹۳] همچنین درباره مساحقه و میزان حدّ آن در نزد جمهور علمای مذاهب اهل سنّت، فتوا بر اجرای حد صد تازیانه شلّاق صادر شده است، که این فتوا مورد قبول جمهور علمای مذاهب اهل سنّت می باشد.[۴۹۴]

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.
Tags: