نقش کیفیت گزارشگری در کاهش اثر محدودیت سیاست تقسیم سود روی تصمیمات سرمایه گذاری۹۳- قسمت ۱۰

۹

نتایج این پژوهش نشان داد شرکتهایی که از کیفیت اقلام تعهدی پایین تری برخوردارند، نسبت هزینه بهره به بدهی بهرهدار در آن ها بالاتر و نسبت بدهی(نسبت بدهی به کل دارایی ها) پایین تر است.

نحوه قیمت گذاری کیفیت اقلام تعهدی

۲۰۰۵

فرانسیس و همکاران

۱۰

آنها نشان دادند که تقابل بالقوه موجود میان مدیریت، مالکیت و وامدهندگان بر ساختار سرمایه، حاکمیت شرکتی و سیاستهای سرمایه گذاری شرکت اثرگذاشته، به افزایش اتخاذ تصمیمات ناکارا توسط مدیریت و انجام سرمایه گذاریهای غیر بهینه که هر دو از عوامل اصلی سرمایه گذاری کمتر و بیشتر از حد هستند منجر می شود.

مشکلات منتج به سرمایهگذاری کمتر(بیشتر) از حد

۲۰۰۴

روکا و همکاران

۱۱

مؤید این مطلب است که شرکتهایی با سودآوری بالا و فرصتهای سرمایهگذاری کمتر، نسبت پرداخت سود نقدی بالاتری دارند.

عوامل ریسک معمول در بازده روی سهام و اوراق قرضه

۲۰۰۲

فاما و فرنچ

۱۲

سه راه را شناسایی نموده اند که ممکن است ابهام در سود، بازار سرمایه را متاثر گرداند

اطلاعات مالی حسابداری و شرکتهای دولتی

۲۰۰۱

اسمیت و بوشمن

۱۳

۲-۵-۲ پژوهشهای انجام شده در داخل کشور
امیری وفرشی (۱۳۹۲) به بررسی اثر اهداف مالیاتی شرکتها بر رابطه کیفیت گزارشگری مالی و کارایی سرمایهگذاری در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختهاند.نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل رابطه کیفیت گزارشگری و کارایی سرمایه گذاری حاکی از آن است که با افزایش کیفیت گزارشگری مالی ، کارایی سرمایهگذاری افزایش مییابد. اما وقتی اثر اهداف مالیاتی شرکتها را بر رابطه کیفیت گزارشگری مالی و کارایی سرمایهگذاری هم به متغیرها اضافه میشود، نتایج نشان میدهند که در شرایط فشار مالیاتی بین کیفیت گزارشگری مالی وکارایی سرمایه گذاری رابطه معناددار ومستقیم وجود ندارد، در نتیجه در شرایط فشار مالیاتی افزایش کیفیت گزارشگری مالی باعث کارایی سرمایهگذاری نمیشود.
سلیمانی امیری وفرشی (۱۳۹۱)، به بررسی تاثیر تامین مالی از بانکها و اهداف مالیاتی بر رابطه کیفیت گزارشگری مالی و کارایی سرمایهگذاری شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق تهران پرداختهاند. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل فرضیه اول ، حاکی از آن است که با افزایش کیفیت گزارشگری مالی، سرمایه گذاری کمترو بیشتر از حد کاهش و در نتیجه کارایی سرمایه گذاری افزایش می یابد . در فرضیۀ دوم ، اثرات تأمین مالی از بانک، بر رابطه کیفیت گزارشگری مالی و کارایی سرمایه گذاری، آزمون شد. با توجه به مفاهیم نظری پژوهش، بانک ها برای اعطای تسهیلات به شرکت ها از صورت های مالی آن ها استفاده می کنند؛ در نتیجه افزایش کیفیت گزارشگری مالی شرکت ها می تواند به افزایش کارایی سرمایه گذاریها کمک کند . نتایج حاصل، بیانگر تأیید این فرضیه است بنابراین، بین کیفیت گزارشگری مالی شرکت هایی که عمدتا از بانکها تأمین مالی میکنند با سرمایه گذاری کمتر و بیشتر از حد رابطه منفی وجود دارد. در فرضیۀ سو م، اثر انگیزه های مالیاتی بر رابطۀ کیفیت گزارشگری مالی و کارایی سرمایه گذاری بیان شد . نتایج حاصل از آزمون فرضیه سوم، نشان داد که در شرایط فشار مالیاتی بین کیفیت گزارشگری مالی وسرمایه گذاری کمتر و بیشتر از حد رابطه منفی وجود
ندارد در نتیجه در شرایط فشار مالیاتی افزایش کیفیت گزارشگری مالی باعث کاهش سرمایه گذاری کمتر و بیشتر از حد نمی گردد؛ در نتیجه کارایی سرمایه گذاری نیز افزایش نمی یابد.
سجادی،حاجیزاده و نیککار (۱۳۹۱)، تاثیر هزینههای نمایندگی و کیفیت گزارشگری مالی بر ریسک سرمایهگذاری در شرکتهای بورسی را بررسی نمودند. بدین منظور دو فرضیه برای بررسی این موضوع تدوین و با استفاده از اطلاعات دردسترس به تجزیه وتحلیل آنها پرداخته شد. نتایج پژوهش نشان داد، هزینه های نمایندگی تأثیر مثبت و معناداری بر ریسک سرمایه گذاری در شرکت ها دارند و کیفیت اقلام تعهدی که ب هعنوان معیار کیفیت گزارشگری مالی درنظر گرفته شد، تأثیر منفی و معناداری بر ریسک سرمایه گذاری شرکت ها دارد. در راستای نتایج به دست آمده می توان ادعا کرد، مسائل و مشکلات نمایندگی موجود در شرکت ها از عوامل بسیار مهم در تصمیم گیری های موجود در شرکت ها محسوب می شود و می تواند عوامل بسیاری را تحت تأثیر قرار دهد. از جمله این عوامل می توان به ریسک سرمایه گذاری اشاره کرد و با توجه به این که هزینه ی نمایندگی اثر معکوس بر ارزش شرکت دارد؛ یعنی اگر بازار انتظار وقوع چنین هزینه هایی را داشته باشد، ارزش شرکت کاهش می یابد، در نتیجه کاهش ارزش شرکت (ثروت سهامداران) و قیمت سهام سبب افزایش ریسک سهامداران می شود و لزوم توجه و کاهش آن در شرکت ها امری مهم و کاملاً ضروری محسوب می شود. درباره ی تأثیر منفی کیفیت گزارشگری مالی بر ریسک سرمایه گذاری لازم به توضیح است، هنگامی که کیفیت گزارشگری مالی افزایش می یابد، این موضوع نشانه ای مثبت در راستای ایفای وظیفه پاسخگویی و شفافیت در گزارشگری مالی از سوی شرکت ها محسوب شده، در این راستا سرمایه گذاران اعتماد بیشتری به شرکت کرده، این موضوع می تواند منجر به کاهش عد متقارن اطلاعاتی میان افراد درو ن سازمانی و برون سازمانی شده، در نهایت ریسک سرمایه گذاری در این گونه شرکت ها به مراتب از سایر شرکت ها کمتر است.
رهنمای رودپشتی و همکاران (۱۳۹۱)، به ارزیابی تاثیر افشای رویههای حسابداری انتقادی بر معیارهای ارزیابی عملکرد و کیفیت پرداختند. در این مطالعه با استفاده از رویکرد سودمندی افشای انتقادی اقلام حسابداری بر تصمیمات سرمایه گذاری، محتوای اطلاعاتی اضافی افشای اقلام مبتنی بر حسابداری انتقادی را مورد بررسی و کاوش قرار داده است. خلاصه نتایج فرضیه های پژوهش به شرح ذیل است:
یافته ها و شواهد تجربی حاکی از سودمندی افشای رویه های اقلام مبتنی برحسابداری در ارزیابی شرکت های ایرانی است و اینکه افشای رویه های اقلام مبتنی بر حسابداری انتقادی می تواند به منظور تصمیم گیریهای سرمایه گذاری مورد استفاده افراد ذینفع شرکت ها قرارگیرد. لیکن ارتباط آن با کیفیت اقلام سرمایه در گردش تعهدی به دلیل محیط اقتصادی؛ اجتماعی و فرهنگی حاکم بر ایران از جمله افشاء بر اساس الزامات قانونی به عنوان معیاری سودمند تلقی نمی گردد. از طرفی نتایج پژوهش حاکی از آن است که عدم افشای رویه های اقلام مبتنی بر حسابداری انتقادی میتواند منجر به مدیریت سود درشرکت ها شود. که این موضوع بسته به انگیزه و هدف مدیریت در رسیدن به مقاصد از پیش تعیین شده، متفاوت است.
مقدم،احمدی نژاد و جوانمردی(۱۳۹۰)، رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی و پراگندگی بازده غیرعادی سهام در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاصل از آزمون ، فرضیههای پژوهش نشان میدهد که سرمایهگذاران کاهش کیفیت گزارشگری مالی را درک میکنند و از طریق تعدیل قیمت سهام نسبت به آن واکنش نشان میدهند که این امر از طریق افزایش نوسان بازده غیرعادی سهام نمایانگر میشود، نتایج این پژوهش انتظارات اولیه مندرج در بخش چارچوب نظری را تایید کرد.
ثقفی و عرب مازار یزدی(۱۳۸۹)، کیفیت گزارشگری مالی و ناکارایی سرمایهگذاری را مورد بررسی قرار دادند در این پژوهش اثرات کیفیت گزارشگری مالی بر کارایی یا نا کارایی سرمایه گذاری در ۱۵۲ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بر اساس اطلاعات مندرج در گزارش ها ی مالی شرکتهای فوق در فاصله سال های ۱۳۷۹ الی ۱۳۸۸ بررسی شده است. نتایج حاصل، بیانگر آن است که بر خلاف پژوهش بیدل و همکاران(۲۰۰۷،۲۰۰۹و۲۰۰۶) وردی(۲۰۰۶) که در بازار سرمایه ای توسعه یافته و تقریبا کارا صورت گرفته اند، در ایران، علی رغم وجود رابطه منفی بسیار ناچیزی که میان کیفیت گزارشگری مالی و سرمایه گذاری کمتر و بیشتر از حد به عنوان ناکارایی سرمایه گذاری مشاهده شده است، عملا هیچ گونه همبستگی معناداری میان متغیرهای فوق وجود ندارد.

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir