نشانه های طلاق عاطفی چیست؟

به گزارش آلامتو به نقل از هفته نامه سلامت؛ با این حال همه چیز به اینجا ختم نمی شه. این روزا در خیلی از موارد پدیده طلاق به وجود اومده از طریق مسائلیه که یه یا بیست سال قبل حتی باورکردن اونم ممکن نبود؛ تنوع طلبی، خیانت، دروغگویی و خیلی از مسائل دیگه منشاء و مبداء تعداد قابل توجه ای از طلاقا شده. اما کم نیستن خونواده هایی که قبل از طلاق قانونی، روش طلاق عاطفی رو در پیش می گیرن.

کم نیستن همسرانی که بنا به دلایلی بهتر می دونن اسما زن و شوهر باشن ولی رسما و از نظر فیزیکی از هم جدا هستن و ممکنه ماه ها و حتی چند سال با همدیگه حرف نزده و رابطه زناشویی هم نداشته باشن. خیلی از محققان، طلاق عاطفی رو مقدمه ای بر طلاق قانونی می دونن. پایان دادن به ازدواج به این سادگی نیس و هر فردی از مراحلی عبور می کنه تا آخرسر به طلاق قانونی برسه.

محققان از شروع طلاق عاطفی تا رسیدن به طلاق قانونی ۵ مرحله جدا از هم رو در نظر می گیرن؛ این ۵ مرحله معمولا ۳ سال زمان میبره ولی ممکنه مدت اون در بعضیا کمتر و در بعضیا دیگه بیشتر باشه. این مراحل دارای ترتیب خاصی هستن و زن و شوهرا به ترتیب از اونا عبور می کنن تا به طلاق قانونی برسن.

Divorce-Counseling-Full

زن یا مردی که می خواد طلاق بگیره یا درخواست طلاق داده، «شروع کننده» می گن و فردی رو که درخواست طلاق نداده و نمی خواد طلاق بگیره «غیر شروع کننده». شروع کننده، اولین مرحله از طلاق رو تجربه می کنه اونم درحالی که هنوز با همسر خود تو یه جا زندگی می کنه، ولی غیرشروع کننده این مرحله اول رو تجربه نمی کنه. اولین مرحله بعد از شنیدن کلمه طلاق، با جداشدن جسمی زن و شوهرا از همدیگه شروع می شه. فرق در نوع شروع باعث فرق تو یه وقتی می شه که یه فرد اونو طی می کنه و به طلاق قانونی می رسه.

مراحل طلاق عاطفی

محققان مراحل مزبور در دوران طلاق عاطفی رو به توضیح زیر طبقه بندی کردن:

  1. Divorceسرزنش: در مرحله اول، شروع کننده تمرکز خود رو متوجه همسر می کنه و اونو در تموم اتفاقای گذشته، حال و آینده مقصر می دونه. در این مرحله فرد دارای یه تصویر بد و ناجور نسبت به خوده و ممکنه خیلی راحت آسیب ببینه. شروع کننده در بیشتر موارد دپرس و غمگینه و احساس کمبود انرژی می کنه و در نظر دوستان و خونواده هم بسیار پریشون به نظر می رسه. خصوصیات و عکس العملای رفتاری فرد در مرحله اول، با در نظر گرفتن اینکه در گروه افراد شروع کننده یا غیرشروع کننده باشه، فرق می کنه.در اینجور شرایطی مرد یا زنی که درخواست طلاق داده (شروع کننده) می خواد از یه زندگی پر از استرس به آرامش برسه چراکه دچار عصبانیت، افسردگی و ترسه ولی تلاش می کنه همه چیز رو عادی جلوه دهد. طرف غیرشروع کننده (کسی که درخواست طلاق نداده) هم در این مرحله شروع کننده رو فردی خیره سر و سمج می نامد.
  2. عزاداری: در این مرحله غم و اندوه فراوون بر شروع کننده مستولی می شه. به هر اظهارنظری عکس العمل تند نشون میده و شدیدا در افکار و احساسات خود میفته.جمع کردن حواس خوبی نداره، طوریکه در انجام کارای روزمره اش با مشکلاتی مواجه می شه. در این مرحله اگه زوج دارای بچه باشن، کم کم در انجام مسوولیت هاشون سستی به خرج میدن و ممکنه یکی از والدین دست روی بچه بزاره تا شاید همسر از دست داده رو دوباره صاحب شه.
  3. خشم: هرچند خشم در هر مرحله از مراحل ۵گانه خودنمایی پیدا می کنه ولی از خصوصیات روشن مرحله سومه، به خصوص نسبت به دوستان و افراد خونواده و بیشترین بخش اون متوجه همسر می شه.با این حال ممکنه مرد به تموم زنا و حتی زن نسبت به تموم مردها حس خشم داشته باشه. در این مرحله شروع کننده خود رو محق می دونه که عصبانی شه و همسرش باید تاوان اعمالش رو پس دهد و آزار و اذیت شه. حتی بعضی وقتا بی دلیل نسبت به فرزندان خود حساسیتای بیخود داره و به اونا پرخاش و توهین می کنه ولی با این حال در پشت این چهره، ترسای بسیاری نهفتهه؛ چیجوری میتونم تنها زندگی کنم؟ توانایی گذران زندگی رو دارم؟ میتونم از خودم پشتیبانی کنم؟ موفق به پیدا کردن شخص دیگری می شم؟ و…
  4. تنهایی: خیلی از افراد بعد از دوران بلوغ، احساس می کنن تنها هستن. کم کم شروع کننده شخصیت خود رو طوری یکی بودن میده که دیگه احتیاجی به همسر نداره. مرد یا زن تلاش می کنن به خود اطمینان پیدا کنن و تصمیم پایانی رو بگیرن.اونا در این مرحله خودشون رو بازسازی می کنن و تصویرشان از خود، نسبت به مرحله اول خیلی بهتر می شه.
  5. برگشت به زندگی: ورود دوباره به زندگی آخرین مرحله از روند طلاق قانونیه. مرد یا زن احساس می کنن که دوباره کنترل بیشتری بر زندگی خود دارن. در این مرحله فرد می تونه برنامه ریزی درازمدت بکنه. اگه هر دو در این مرحله قرار داشته باشن، با احتمال خیلی کم کارشون به محاکم قضایی کشیده می شه و روند طلاق قانونی بدون نیاز به دادگاه تکمیل می شه.

طلاق عاطفی کی اتفاق می افته؟

طلاق عاطفی عموما در سالای اول زندگی رخ نمی ده. در سالای اول هر چقدر هم که معیارهای انتخاب همسر سطحی باشه، میان زن و شوهر کششا و علایقی هست یا حتی اگه علاقه ای در این حد وجود نداشته باشه این امید وجوددارد که ممکنه شرایط عوض شه. معمولا طلاق عاطفی از سالای پنجم و ششم زندگی شروع می شه؛ یعنی وقتی که افراد امید به تغییر همسر رو از دست میدن و البته از طلاق رسمی هم ناامید هستن و کم کم فاصله میان اونا بیشتر و بیشتر می شه. در طلاقای عاطفی این جوری نیس که حتما دو نفر هیچ رابطه عاطفی ای با همدیگه نداشته باشن. تو یه جور از طلاق عاطفی با در نظر گرفتن تغییر موقعیت، تغییرات خلقی و روانی که در افراد اتفاق می افته، ممکنه رابطه بین زوج بهتر شه یعنی اندازه نبود علاقه کاهش یا زیاد شه اما این بهبود موقته و با تغییر شرایط دوباره وضعیت به حالت قبلی برمیگرده تا جایی که دیگه روابط زناشویی اونا حذف می شه و اونا فقط به عنوان دو همخانه در کنار همدیگه زندگی می کنن.

تاثیر طلاق بر میل جنسی

بیشتر طلاقا در سنینی اتفاق میفته که رابطه زناشویی واسه فرد اهمیت زیادی داره. محققان میگن در این جور زو جا از مرحله طلاق عاطفی تا رسیدن به مرحله طلاق قانونی، فرد با نیازای جنسی خود ۵ نوع برخورد داره:

  1. یکی از موارد مهم در ایجاد مشکل جنسی، مشکلات و مسائل روانی هستن. در گذر از ۵ مرحله فوق، یکی از زن و شوهرا شدیدا تحت فشار و زوج دیگه شدیدا درگیره و به خاطر این از میل جنسی به مقدار زیادی کم میشه و نیازای جنسی خیلی آزاردهنده نیس. علاوه بر این، در این مرحله گذار، خیلی از زن و شوهرا به دلیل افسردگی و بقیه مشکلات روانی شروع به به کار گیری داروهای ضدافسردگی و… می کنن که این داروها در شرایط عادی هم در ۳۰درصد موارد باعث کاهش شدید میل جنسی می شن.
  2. دومین نوع برخورد، سرکوب تمایلای جنسیه یعنی فرد تلاش می کنه ذهن خود رو از رابطه زناشویی دور کنه. این جوری افراد بعضی وقتا در ازدواج بعدی به دلیل سرکوب تمایلات جنسی دچار مشکل می شن و نمی تونن رابطه زناشویی طبیعی داشته باشن.
  3. گروه سوم به دنبال مواد پورنوگرافی (فیلم، عکس، داستان، مطلب و…) می رن و تلاش می کنن نیازای جنسی خود رو از این روش برطرف کنن.
  4. گروه چهارم، بهترین جواب رو به نیازای جنسی در خودارضایی می دونن و خیلی از مردان و زنان که قبل از این تجربه خودارضایی نداشتن چون رابطه زناشویی رو تجربه کردن، از راه خودارضایی به نیازای خود جواب میدن.
  5. گروه آخر هم نیازای جنسی خود رو خارج از خونواده با ایجاد قانونی یا غیرقانونی با جنس مخالف برطرف می کنن.

البته شخصیت فرد، زمینه خانوادگی، سطح تحصیلات، شغل، سن و خیلی از موارد دیگه مشخص می کنن که فرد در دوران گذار از طلاق عاطفی به طلاق قانونی واسه جواب به نیازای جنسی خود، دست به چه اقدامی بزنه.

ریشه طلاق عاطفی

اختلافات زوجای جوون دلایل زیادی داره هرچند واسه همه اختلافا نمیشه نبود آموزش مهارتای زندگی به جوانان رو به عنوان مهم ترین دلیل مطرح کرد اما مواردی چون رابطه درست کلامی و مهارتای لازم واسه سخن گفتن و بیان خواسته ها از همسر از جمله موضوعاتیه که به شکل مهارتای زندگی قرار می گیرن و بیشتر جوانان ما بدون اون هستن و همین امر تاثیر زیادی در بروز اختلافات داره اما بخش کلی ای از اختلافا به دلیل انتخابای غلطه چون با وجود مد شدن زندگی عاشقونه! در بسیاری مناطق، هنوزم ازدواج در ایران کاریه که در دایره خونواده انجام می شه و نه فرد و نه خونواده اون هیچ آموزشی در این باره ندیده ان و همه براساس سلیقه خود در این باره اقدام می کنن.

وابستگیای اقتصادی و اجتماعی زوج به همدیگه و هم اینکه داشتن بچه باعث می شه دو نفر پس از اینکه پی می برن واسه هم ساخته نشده ان هم امکان پایان دادن به اون پیوند زناشویی رو نداشته باشن. مثلا زن خونه داره و با خود فکر می کنه که اگه طلاق رسمی بگیره نمی تونه از نظر اقتصادی جداگونه زندگی کنه یا می خواد فرزندش خراب نشه، طلاق نمی گیره اما بعضی وقتا هم نگاه بدی که در جامعه نسبت به طلاق هست و در بعضی مناطق اونو عملی قبیح می دونن، دو طرف مبادرت به طلاق رسمی نمی کنن.

شاید فکر کنین حفظ اینجور زندگی از هم گسیخته ای خیلی کم خطرتر از تجربه جدایی واقعیه اما حقیقت اون هستش که طلاق عاطفی می تونه بسیار خطرناک تر از طلاق رسمی باشه. طلاق عاطفی، فشار عاطفی زیادی به زوج وارد می کنه . این مشکل افسردگی، اضطراب، پریشونی رو به دنبال داره و بنیان خونواده رو سست می کنه و احتمال خیانت به همسر رو زیاد می کنه.

در طلاق عاطفی همسران هیچ حس، نشاط و درک متقابلی ندارن و در واقع به زور زیر یه سقف زندگی می کنن. در اینجور خونواده ای، زوج مجبورند بدون اینکه تفاهمی داشته باشن زیر یه سقف زندگی کنن، چون نیاز مالی، حضور بچه ها و ترس از قضاوتای اجتماعی مانع اراده کردن جدی واسه روشن کردن تکلیف زندگی می شه، پس اختلاف بین زوج کم کم باعث دوری و سرخوردگی اونا می شه و طلاق عاطفی پیش میاد. طلاق عاطفی باعث می شه اندازه اعتماد آدما به همدیگه کم و نسبت به همدیگه دچار سوء تفاهم شن. افراد خونواده همیشه دچار اشتباه شده و به دلیل نداشتن تکیه گاه و مأمن جدی در زندگی احساس یأس و سرخوردگی می کنن و با شکلای جور واجور مریضیای روان تنی روبرو می شن. طلاق عاطفی، فشار عاطفی زیادی به اونا وارد می کنه.

چیکار باید کرد؟

اگه درگیر اینجور زندگی ای هستین، تلاش کنین با مراجعه به مشاور مشکلتون رو حل کنین. باید مشکل ریشه یابی و حل شه و زوج به طرف تفاهم عاقلانه پیش برن؛ یعنی هر دو طرف بخوان تغییر کنن و سطح انتظارات رو پایین بیارن. دست و پا زدن در تعلیق نتیجه ای جز اصطکاک و نابود کردن جسم و روان شما و فرزندانتان نداره. پس حتما از مشاور کمک بگیرین.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *