نرسیدن به آرزوها و نحوه برخورد با آن

What To Do When You Can't Achieve Your Dream,نرسیدن به آرزوها

رسیدن به آرزو واسه هرکسی مهمه اما نرسیدن به اون به معنی پایان کار نیس.

به گزارش آلامتو و به نقل از مردمون؛ خیلی هیجان زده اید. آرزویی دارین که باید به اون برسین. بخاطر این همه انرژی و وقتتون رو واسه به واقعیت تبدیل کردن این آرزو می گذارید. ولی با گذشت زمان حتی به اون نزدیک هم نمی شید. بخاطر این انرژی تون کم کم کمتر می شه و وسوسه می شید که از تلاش دست بکشین.

شور اولیه تون فروکش کرده ولی خودتون رو به زور جلو می کشید. لحظه به لحظه، ساعت به ساعت، روز به روز، سال به سال تا اینکه یه روز می ببینن که دیگه نمی تونید ادامه بدید. ناامید می شید چون نتونسته اید به آرزویتان دست پیدا کنین.

حالا چه باید بکنین؟ قدم بعدی تون چیه؟ به نقطه ای رسیده اید که از کاری که می کنین بدتون میاد. مطمئن نیستین که اصلاً این آرزو رو می خواهید یا نه.

اگه شمام در این موقعیت گیر کرده اید و به قدم بعدی تون فکر می کنین و اینکه دست بکشین یا نه، یه لحظه صبر کنین. دست نکشید.

شایدً آرزوی اشتباهی داشته اید

قبل اینکه از آرزویتان دست بکشین، به این فکر کرده اید که ممکنه آرزوی اشتباهی داشته اید؟ ما معمولاً انگیزه بسیار زیادی رو روی آرزو داشتن می گذاریم ولی هیچکی درمورد داشتن آرزوهای اشتباه حرف نمی زند. تصور اینه که تا زمانیکه آرزویی داشته باشین، می تونید به اون دست پیدا کنین ولی به این سادگی ها که تصور می کنین نیس.

امیدوارم که با این حرف ناراحتتان نکرده باشم، ولی این حقیقت داره. آدمها ممکنه به روش های مختلفی آرزوهای اشتباه داشته باشن. مثلاً آرزوی خیلی ها رو پدر و مادرشون ساخته ان یا حتی دوستان و معلمانشان.

حتی دوستی رو می شناسم که می گفت آرزو داره دکتر شه و وقتی از اون پرسیدم به چه دلیل، گفت که مادرش به اون گفته که براش بهتره. بعد درمورد آرزوی مادرش برامون حرف زد.

آرزوی شمام آرزوی فردی دیگه س؟ اگه اینطوره، دیگه وقتشه که آرزوی خودتون رو داشته باشین. ولی اگه آرزویتان آرزویی اشتباهی نیس و بازم نمی تونید به اون دست پیدا کنین، اون وقت:

دوباره به آرزویتان فکر کنین

وقتشه که بشینین و بیشتر به آرزویتان فکر کنین.

من عاشق داستان جوزف خیالباف هستم. جوزف وقتی بچه تر بود آرزو می کرد که همه خونواده اش به اون تعظیم کنن. اون به آرزویش رسید ولی نه به اون روشی که براش برنامه ریزی کرده بود. هیچوقت انتظار نداشت که برده ای در سرزمینی نامعلوم شه و انتظار هم نداشت که زندانی یا مرد دست راست پادشاه یونان شه. ولی به آرزویش رسید.

شما از این داستان سه درس می گیرید.

  1. بعضی وقتا وقت ها آرزویتان رو خوب نمی شناسید. جوزف آرزویش رو به خونواده اش محدود کرده بود ولی چیزی که به دست آورد بسیار بزرگتر بود. اگه تصور می کنین به آرزویتان نرسیده اید، شاید به این خاطره که آرزوهاتون رو با دانشتان از اونطور که باید باشه محدود می کنین. شاید آرزویتان بسیار بزرگتر از چیزی باشه که تصورش رو دارین.
  2. شاید دنیا به استقبال آرزوی شما نمی آید. استیو جابز رویای اپل رو تو سرش داشت ولی سرمایه گذارانی که اون رو از شرکت های خود بیرون کردن استقبال خوبی از رویای اون نداشتن. ولی با گذشت زمان، اون تونست به آرزویش حامه عمل بپوشونه. با آرزویتان صبور باشین. به اون زمان بدین. واسه اون تلاش کنین و مطمئن باشین که به اون می رسین.
  3. فقط آرزو داشتن کافی نیس، باید خودتون رو واسه اون آماده کنین. باید درک کنین که پروسه رسیدن به آرزوها یه سفر راحت و سریع نیس. بعضی وقتا اوقات آرزوی شما درست در زمان تسلیم شدنتون به واقعیت تبدیل می شه. باید واسه همه چیز آماده باشین. یاد بگیرین، تلاش کنین و تماشا کنین که چیجوری آرزویتان به واقعیت تبدیل می شه.

حرفمون رو با یه سوال تموم می کنیم، باور دارین که بعضی آرزوها اشتباهی هستن؟ فکر می کنین چیجوری ممکنه افراد آرزوهای اشتباهی واسه خود داشته باشن؟

هدف از زندگی چیه و واسه چه هدفی باید زندگی کنین؟

چیجوری ترس از نا امید کردن بقیه رو از بین ببریم؟

مردمون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *