نحوه رفتار صحیح در محل کار

موفقیت در محل کار

به گزارش آلامتو به نقل از هفته نامه آسیا – مترجم رعنا اشرفی: اگه به همکاران خود نزدیک نباشین و خود حقیقی تون رو با اونا همراه نکنین، مطمئنا نمی تونین یه شبکه حرفه ای قوی رو بسازین اما افشای هر چیزی در محل کار، نه فقط ضرورت نداره، بلکه گاه ها مشکل ساز هم می شه چون که رو ساختن چیزای اشتباه می تونه تاثیر داغون کننده ای بر زندگی شغلی شما داشته باشه.

نشون دادن جنبه های مثبت و درست شخصیت خود در محل کار یه جور هنره که شکست در اون عواقب هولناکی داره. افشای اطلاعات شخصی در محل کار می تونه مشکل ساز هم باشه.

نکته اصلی اینه که قبل از اینکه از بعضی حد و مرزها بگذرید جلوی خود رو بگیرین که همه چیز رو نگید چون وقتی که حرفی از طرف شما گفته شه دیگه قابل برگشت نیس.

مرکز مشاوره مدیریت کار و کاسبی Talentsmart بیشتر از یه میلیون نفر رو مورد بررسی و آزمایش قرار داد و دریافت بخش کلی ای از آدمایی که کارکرد بالایی در کارای خود دارن، (اگه بخوایم دقیق باشیم ۹۰ درصد از اونا) از هوش هیجانی (یا عاطفی) بالایی بهره مند هستن.

افراد دارای هوش هیجانی بالا، قادر به خوندن افکار و احساسات بقیه هستن؛ از این رو می دونن در محل کار چه چیزایی رو باید و نباید در مورد خودشون افشا کنن.

در ادامه لیستی از موارد اشتباهای رایجی بیان شده که مردم در محیط کار و درباره اونا صحبت می کنن و همین صحبتا شغل شون رو به راه اشتباهی هدایت می کنه.

  1. اینکه از شغل شون بدشون میاد

شک نداشته باشین اون چیزی که همه در محل کار از اون بدشون میاد و بهتر می دونن آخرین چیزی باشه که می شنون اینه که کسی از اینکه چقدر از کارش بدش میاد شکایت کنه. با این کار برچسبای مختلفی به خود می چسبونید؛ از اینکه فرد منفی نگری هستین گرفته تا اینکه اصلا روحیه کار تیمی ندارین.

گله و شکایت و بدتر از همه بیان نارضایتی همیشه از کاری که در حال انجامش هستین باعث ضعیف کردن روحیه گروه می شه. کارفرمایان همیشه حواس شون هست، اونا دوست ندارن فردی در گروه کاری اونا باشه که روحیه بقیه رو هم خراب کنه. پس تلاش می کنن فرد ناراضی رو با مشتاقانی که در گوشه و کنار هستن جانشین کنن.

  1. اینکه فکر می کنن کسی بی کفایته

در هر محل کاری همیشه آدمایی هستن که بی جنم ان و حالا خوبیش اینه همه می دونن کدوم یکی از پرسنل این جوری ان. اگه قدرت این رو ندارین که به همکارتون کمک کنین که در کارش کارکرد بهتری داشته باشه یا اگه در جایگاهی نیستین که بتونین اون رو اخراج کنین، پس دیگه هیچ ارتباطی به شما نداره که بی استعدادی یا نبود مهارت کسی رو جار بزنین.

بهتره بدونین اعلام بی عرضگی و نالایقی همکارتون بیشتر مثل اینه که انگار تلاش می کنین تصویر بهتری از خودتون ارائه بدید. سنگدلی و سنگدلی شما طبیعتا منتهی به جبهه گیری و نبود اعتماد همکاران تون نسبت به شما می شه و در اونا تصور منفی نسبت به شما به وجود می آورد.

  1. اینکه چقدر حقوق می گیرن

پدر و مادرها شاید دوست داشته باشن بشنون که درآمد ماهیانه فرزندشون چقدره اما بیان این موضوع در محل کار تنها موجب بدبینی بقیه می شه. پخش حقوق همیشه مساوی نیس. اینکه بخواین اندازه حقوق خود رو بازگو کنین، در واقع ملاک مستقیمی به همکاران تون می دید که خودشون رو با شما مقایسه کنن.

به محض اینکه همه بدونن حقوق شما چقدره، هر کاری که انجام می دید در برابر درآمدتون آزمایش می شه. شاید بسیار وسوسه انگیزه که بخواین ارقام حقوق و دستمزد خود رو با دوستان تون در محل کار در میان بذارین اما به محض اینکه این کار رو انجام بدین، هیچوقت رابطه تون مانند قبلی نخواد بود.

  1. اعتقادات سیاسی و مذهبی

اعتقادات سیاسی و مذهبی مردم اونقدر با هویت افراد آمیخته که امکان نداره در محل کار بدون درگیری درباره اون بحث کرد. مخالفت با دیدگاه افراد می تونه به سرعت تصور اونا رو نسبت به شما عوض کنه. مقابله با ارزشای اصلی و بنیادی افراد یکی از توهین آمیزترین کارهاییه که می تونین انجام بدین.

افراد جور واجور، دیدگاه سیاسی و مذهبی متفاوتی دارن اما پشتیبانی و دفاع از ارزشای خود می تونه بقیه رو به سرعت تبدیل به بیگانه هایی در برابر شما کنه و حتی موجب برانگیختن توطئه و دسیسه اونا شه. حتی مطرح کردن اتفاق جهانی مهم بدون بیان نقطه نظری محکم می تونه منتهی به دعوا و درگیری شه.

زندگی هر فرد دور محور اعتقادات و آرمانش بنا شده و بیان عقیده مخالف اون می تونه کمی خطرناک باشه. با شور و شوق خیلی زیاد به صحبتای بقیه گوش بدید بدون اینکه هیچ نقطه نظری از خودتون بدین چون که حتی یه نگاه مخالف هم می تونه شروع جنگ و نزاعی باشه. دیدگاه های سیاسی و اعتقادات مذهبی عمیقا در وجود افراد ریشه دوانیدهه، طوری که به رقابت کشیدن دیدگاه اونا بیشتر از اینکه اونا و نظرشون رو عوض کنه، شما رو در برابر قضاوت قرار میده.

  1. اینکه فعالیتاشون در شبکه های اجتماعی به چه صورته

وقتی که رییس تون سری به فیس بوک یا اینستاگرام خود می زنه مطمئن باشین آخرین چیزی که می خواد ببینه اینه که آخر هفته رو با دوستان تون به ییلاق رفتید و خوش گذراندید. اینکه چه چیزایی رو در شبکه های اجتماعی به اشتراک می ذارین خیلی با اهمیته چون روشای زیادی وجود دارن که می تونن شما رو در شبکه های اجتماعی فردی ناجور نشون بدن یا تاثیر بدی از شما در بقیه بسازن.

اینکه چه لباسی پوشیده اید، با کی هستین، چیکار می کنین و حتی برداشتی که از ظاهر دوستان تون می شه از جمله مسائل موثر هستن. این مسائل چیزای کوچیکی هستن که می تونه درست وقتی که میخوان پیوند بزرگی به شما بدن یا ترفیعی به شما پیشنهاد کنن، سایه ای از شک و دودلی رو تو ذهن رییس یا همکاران تون به وجود می آورد. اینکه بخواین به دلیل وجود همکاران تون در شبکه های اجتماعی خود رو سانسور کنین کمی سخته. خوب! اگه بخواین راحت ترین کار اینه که خودتون رو توی دردسر نندازین و در شبکه های اجتماعی با اونا دوست نشید.

  1. صحبت کردن درباره رابطه زناشویی

اینکه زندگی شخصی و رابطه ای که با همسرتون دارین بسیار خوب و رویایی یا حتی بد و تاسف انگیزه، واقعا موضوعی نیس که جای صحبت اون در محل کار باشه. شما در محیط کار در حال انجام کارای جدی و مهمی هستین که به بهتر شدن مجموعه ای که در اون کار می کنین کمک می کنه. جای اینجور صحبتایی در مهمانی یا جمعای دوستانه س نه در محل کار!

مثل این صحبتا ممکنه بعضی رو به خنده بندازه و واسه شون مسخره باشه. این موضوع هم اینکه می تونه همکاران تون رو در مورد شما ناراحت کنه و حتی اونا رو دلخور کنه. عبور از این خطر قرمز در آخر هم می تونه بازخورد بدی واسه تون به همراه داشته باشه.

  1. اینکه به دنبال گرفتن پست و مقام دیگری هستین

کارمندان خوب خواهان موفقیت تیم کاری شون هستن نه اینکه فقط به دنبال ارتقای پست و مقام خود به تنهایی باشن. صرفنظر از این که محرک حقیقی شما چیه (خیلی از ما واقعا فقط واسه درآمد داشتن کار می کنیم)، بیان و بیان اهداف خودخواهانه به شما هیچ کمکی نمیکنه که به اونجا برسین.

  1. اینکه به دنبال کار دیگری هستین

خاطره ای از دوستم رو بشنوین. اون می گفت وقتی در تیم فوتبالی بازی می کرد. یه روز به مربی اش گفت که می خواد تا دو هفته دیگه اون تیم رو ترک کنه. در این دو هفته تموم مدت مربی اون رو روی نیمکت ذخیره ها می نشاند. وقتی شرایط بدتر شد که اون بعد از دو هفته به این نتیجه رسید که نمی خواد از اون تیم بره و قصد موندن داره. اون در این مورد می گفت: «من خرد شدم اما می دونم که تقصیر خودم بود چون قبل از اینکه از تصمیمم مطمئن باشم اون رو با مربی خود در میان گذاشتم.»

مشابه این اتفاق درست وقتی اتفاق می افته که به همکاران تون بگید به دنبال کار دیگری هستین. وقتی که قصد رفتن تون رو از مجموعه کاری مطرح می کنین در واقع هم وقت خود و هم بقیه رو تلف می کنین. هم اینکه این احتمال هم هست که تلاش تون واسه پیدا کردن شغل جدید ناموفق باشه. پس بهترین کاری که در این شرایط می تونین انجام بدین اینه که قبل از مطرح کردن این موضوع در محل کار، صبر کنین که اول شغل دیگری پیدا کنین، بعد به بقیه بگید؛ وگرنه ممکنه نیمکت نشین شید.

هدف از زندگی چیه و واسه چه هدفی باید زندگی کنین؟

چیجوری ترس از نا امید کردن بقیه رو از بین ببریم؟