نحوه برخورد با افرادی که دوست شان نداریم؟

در دنیای ایده آل هرکسی دوست داره با آدمایی در رابطه باشه که خوب، مهربون، باملاحظه، عاقل، بخشنده و … باشن. اونا ما رو راضی و خوشحال می کنن و ما هم اونا رو. اون وقت، هممون در محیطی دوستانه و خوشحال رشد می کنیم، محیطی که در اون کسی هیچوقت ناراحت، عصبانی و بدجنس نیس.

به گزارش آلامتو به نقل از lifehack؛ بااین وجود، ما در دنیایی ایده آل زندگی نمی کنیم. بعضیا مارا به مرز جنون می کشن و ما هم بعضیا رو دیوونه می کنیم. اونایی که ازشون خوشمون نمیاد، بی توجه و بداخلاق هستن، درمورد ما بدجنسی و بدگویی می کنن، انگیزه های مارا زیر سوال می برن و یا کلا راضی مون نمی کنن.

افراد باهوش

ممکنه تعجب کنین که مگه ممکنه بشه با کسی که همیشه آزارتون میده، خوب و مهربون بود؟ یا با کسی که ترجیح می دین با اون ناهار نخورین، خوش رفتاری کرد؟ تعجب می کنین اگه بدونین که باید یاد بگیرین هرکسی رو که ملاقات می کنین دوست داشته باشین.

به گفته رابرت ساتون (استاد علوم مدیریت در دانشگاه استنفورد)، نه ممکنه و نه ایده آل که بتونین فقط گروهی از افراد رو دور خود جمع کنین که با اونا خیلی صمیمی هستین و دوست شون دارین.

به خاطر همین افراد باهوش بهترین رابطه رو با اونایی که دوست شون ندارن برقرار می کنن. در ادامه ۸ راه حل این افراد واسه رابطه با کسائی که دوستشون ندارن رو میاریم:

  1. اونا قبول دارن که قرار نیس همه رو دوست داشته باشن.

بعضی وقتا ما در تله این تصور می افتیم که آدمای خوبی هستیم. فکر می کنیم قراره هرکسی رو که با ما در ارتباطه دوست داشته باشیم؛ حتی اگه اینجور اتفاقی نیفتد. این پیشگیری ناپذیره، شما با افراد بدقلقی روبرو میشین که در مقابل طرز فکر شما قرار می گیرن؛ افراد باهوش این رو می دونن.

اونا هم اینکه درک می کنن که اختلاف یا هم عقیده نبودن، نتیجه فرق در ارزش هاست.

کسی که شما دوستش ندارین، ذاتا آدم بدی نیس. دلیل این که از اون خوش تون نمیاد اینه که ارزشاتون با اون فرق داره و این فرق، باعث قضاوت می شه.

وقتی که قبول کنین به دلیل فرق ارزشا، همتون رو دوست ندارن و شمام قرار نیس همه رو دوست داشته باشین، این فهم می تونه تحریک هیجانی رو از این موضوع دور کنه. و حتی منتهی به این شه که با قبول کردن این اختلاف نظر، بهتر با این افراد کنار بیایید.

  1. افراد باهوش، نسبت به کسائی که دوست شون ندارن صبروتحمل نشون میدن؛ نه این که ندیده گرفته یا مطرودشان کنن.

البته، ممکنه شما با انتقادهای پشت سر هم اون خوار شید، واسه جوکای شرم آورش، دندونای تون رو به هم بسابید، یا از این که همیشه دوروبر دختری می پلکد، سرتاسف تکون بدین، اما چیز بدی نیس اگه نسبت به کسی احساس محبت و علاقه کمتری داشته باشیم.

به گفته ساتون، از لحاظ اجرایی، زیاد دوست داشتن آدمایی که با اونا سروکار دارین، مشکل بزرگ تریه نسبت به کمتر دوست داشتن شون.

اون میگه:” شما به آدمایی که نظرات متفاوتی دارن نیاز دارین و نباید از بحث کردن بترسید. اینا همون تیپ اشخاصی هستن که جلوی کارای احمقانه تو یه سازمان رو می گیرن.”

ممکنه کار راحتی نباشه اما تحمل شون کنین. بیشتر همین افراد هستن که وادارمان می کنن تا درک و شناخت های جدیدی پیدا کنیم و موفقیت گروه کمک می کنن. یادتون باشه، شمام کامل نیستین، اما بقیه تحمل تون می کنن.

  1. با آدمایی که از اونا خوش شون نمیاد با نزاکت رفتار می کنن.

احساس شما به یه نفر هر چی که هست، اون با عقاید و رفتارای شما به طور کامل آشناست و تاحدود زیادی همون رو به شما برخواهد گردونه. اگه با اونا با بی ادبی رفتار کنین، اونا هم شاید تموم احترام و نزاکت رو کنار گذاشته و با شما با بی ادبی و گستاخی رفتار می کنن. پس، این وظیفه شماس که باادب و مهربون، منصف و متین باقی بمونین.

داشتن چهره ای با سیاست، مهمه. شما باید بتونین به روشنی، مانند یه حرفه ای و مثبت عمل کنین. با این روش، در برابرشان تسلیم و کوچیک نشده یا در تله رفتار مشابه اونا نمی افتید.

  1. انتظارات خودشون رو کنترل و کنترل می کنن.

غیرمعمول نیس که افراد انتظارات غیرواقعی از همدیگه داشته باشن. ممکنه توقع داشته باشیم بقیه دقیقا همانجوری رفتار کنن که ما می کنیم، یا در موقعیتی خاص، همون چیزی رو بگن که ما اگه بودیم می گفتیم. با این حال، این انتظارات غیرواقعی نیستن.

مردم ویژگیای شخصیتی اصلاح ناپذیری دارن که تا حدود زیادی چگونگی رفتار و عکس العمل شون رو مشخص می کنه. این که از بقیه توقع داشته باشیم مانند ما رفتار کنن، یعنی خودمون رو آماده ناامیدی و شکست کردیم.

اگه همیشه دقیقا همون احساس همیشگی رو نسبت به کسی دارین، انتظارات تون رو تااندازه مناسبی کاهش کنین. بدین صورت شما از نظر روانی آماده هستین و رفتار اون حیرت زده تون نمیکنه.

افراد باهوش همیشه همین کار رو می کنن. اونا تقریبا هیچ وقت از رفتار کسی که دوستش ندارن متعجب نمی شن.

  1. اونا به درون شون توجه دارن و روی خودشون متمرکزند.

فرقی نمی کنه شما تلاشی بکنین یا نه، بعضیا می تونن همیشه ما رو کلافه و عصبانی کنن. مهمه که یادبگیرید چیجوری احساس درموندگی تون رو هنگام روبرو شدن با کسی که رنج تون میده، کنترل کنین. به جای این که فکر کنین این شخص چقدر رو مخه، روی این متمرکز شید که به چه دلیل شما اینجور واکنشی دارین.

بعضی وقتا چیزی که ما در بقیه دوست نداریم، همون چیزیه که درخودمان هم دوستش نداریم. ، اونا اینجور رفتاری رو خلق نمی کنن، فقط اجرایش می کنن.

محرکایی رو که ممکنه موجب پیچیده شدن احساسات تون شن شناسایی کنین. بعد می تونی از اونا دوری کرده، کمترشان کرده، و یا حتی عکس العمل تون رو تغییر بدین. یادتون باشه: تغییر برداشت، راه و روش و رفتارخودتان راحت تره تا این که از کسی بخواین شخص دیگری باشه.

  1. مکث می کنن و نفس عمیق می کشن.

بعضی از ویژگیها شخصیتی ممکنه همیشه کلافه تون کنن. شاید همکاری باشه که مرتبا مهلتای سررسید رو فراموش می کنه، یا کسی که همیشه جوکای زننده و ناجور تعریف می کنه.

بررسی کنین و ببینین چه چیزایی ناراحت و کلافه تون می کنن و چه کسائی تحریک کننده این حالات هستن. با این روش، می تونین خود رو واسه چیزی که دوباره اتفاق میفته آماده کنین.

اگه بتونین مکث کرده و برخود مسلط شید و به بخش روشنفکرانه مغزتون مراجعه کنین، بهتر می تونی گفتگو کنین و از قضاوت دور بمونین. یه نفس عمیق و یه قدم به عقب برداشتن، می تونه به آرامش و پیشگیری از عکس العمل تندتان کمک کنه، اینجوری می تونین با قلب و ذهنی بازتر به جلو برید.

  1. نیازای خودشون رو به زبون میارن.

اگه افراد خاصی همیشه عصبی تون می کنن، به آرومی به اونا حالی کنین که رفتارشون یا طرز رابطه شون مشکلی واسه شماس. از زبون تهمت آمیز دوری کنین و عوضش تلاش کنین از این فرمول استفاده کنین ” وقتی تو …. من احساس ….” مثلا، “وقتی در جلسه وسط حرف من می پری، احساس می کنم واسه حرفام ارزشی قائل نیستی.” بعد چند لحظه صبرکنید تا جواب شون رو بشنوین.

ممکنه دریابید اون نفهمیده که شما حرف تون هنوز تموم نشده بوده، یا همکارتون اونقدر درمورد ایده شما هیجان زده بوده که با اشتیاق وسط حرف شما پریده س.

  1. بین خودشون و اونایی که دوست شون ندارن فاصله ای می ذارن.

اگه همه این فوت وفنا هم جواب نده، افراد باهوش بین خودشون و کسائی که ازآنها خوش شون نمیاد، فاصله ای ایجاد می کنن. معذرت خواهی کرده، بهونه بیارین و به راه تون ادامه بدین. اگه در محل کارین، به اتاق دیگری برید یا درانتهای دیگه میز کنفرانس بشینین.

با کمی فاصله، دورنما و همدلی می تونی با آدمایی که دوست شون دارین و هم اینکه با کسائی که دوست شون ندارین تعاملات داشته باشین.

البته، همه چیز آسون تر هستش اگه می شد اونایی رو که خوشمون نمیاد از خود دور کنیم اما بدیش اینه هممون میدونیم که این چگونگی زندگی کردن نیس.

نظر شما در این رابطه چیه؟

هدف از زندگی چیه و واسه چه هدفی باید زندگی کنین؟

چیجوری ترس از نا امید کردن بقیه رو از بین ببریم؟

اختصاصی روانشناسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *