مدل سرمایه فکری چن و همکاران

به نظر ایشون این ساختار سرمایه فکری بسیار ضعیف و شکننده س. البته اگر  روابط بین عامل ها در سرمایه فکری  تعریف شه، بهتر میشه تئوری سرمایه فکری رو تببین کرد.

در این مدل، سرمایه انسانی پایه و  پایه سرمایه فکریه. علم، مهارتها و تواناییهای کارکنان و طرز فکرهای کارکنان درباره کسب و کاره. به نظر ایشون سرمایه انسانی می تونه علم رو بوسیله تبدیل به سه جزء دیگه سرمایه یعنی سرمایه ساختاری، مشتری و نوآوری، به ارزش بازار و تجاری تبدیل کنه . تعریف اجزای  سرمایه های فکری از نظر آقای چن به توضیح زیره :

  • سرمایه انسانی

علم ضمنی تو ذهن کارکنانه. سرمایه انسانی منبعی مهم از نوآوری، بازآفرینی یه شرکته و سرمایه انسانی به شکل ترکیبی از لیاقت ها، طرز فکر و خلاقیت کارکنان تعریف می شه.

خلاقیت

 

شکل شماره ۱۱-۲ : مدل ابعاد سرمایه فکری و روابط بین ابعاد اون از دیدگاه چن

  • سرمایه ساختاری

با سیستم و ساختارهای یه شرکت سروکار داره و در واقع روش های یه کسب و کاره. یه شرکت با سرمایه ساختاری قوی می تونه شرایط مناسب و مناسب رو واسه استفاده و بهره ورداری از سرمایه انسانی رو جفت و جور کنه و به سرمایه انسانی اجازه بده تا از توان بالقوه خود استفاده کنه. پس موجب افزایش سرمایه نوآوری و مشتری می شه. سرمایه ساختاری رو می توان به شکل فرهنگ، ساختار سازمانی، یادگیری سازمانی و پروسه های عملیاتی و سیستم های اطلاعاتی تقسیم کرد.

هرکدوم از اجزاء سرمایه ساختاری می تونن روی سه سرمایه دیگه و مخصوصا سرمایه انسانی اثر بذارن و ً از اونا اثر قبول کنن. مثلا یه فرهنگ قوی می تونه عامل مهمی در انگیزه کارکنان باشه.

  • سرمایه نوآوری

این سرمایه می تونه شامل اجناس جدید، تکنولوژیهای جدید، بازار جدید و مواد و یا ترکیب جدید باشه. با افزایش اهمیت علم، سرمایه نوآوری به بخش مهمی از سرمایه فکری تبدیل می شه و این سرمایه می تونه به سه جزء موفقیتهای نوآوری، عملکرد های نوآوری و فرهنگ نوآوری تقسیم شه.

 

  • سرمایه مشتری

ارزش علم درون کانالهای بازاریابی یه سازمانه که یه شرکت از راه انجام کسب و کارخود، اونو خلق و ایجاد می کنه .در مقایسه با سه سرمایه دیگه این سرمایه دارای اثرات مستقیم بیشتر روی تحقق ارزش یه شرکته. این سرمایه به شکل در حال افزایش به عامل مهمی در کسب و کارا تبدیل شده (Chen et al., 2004).

[۱] Chen, 2004