می 11, 2021

فراز و فرودهای جایگاه عاشق و معشوق در هر دوره تغییر- قسمت ۱۲

چو گــرگین چنین گفت بیژن جوان بجــوشیدش آن گوهــر پهلــوان
گهــی نام جسـت انـدران گـاه کـام جـوان بُد جــوانوار برداشت گـام
(همان: ۱۷۳ـ۱۶۶)

 

ب ـ عاشق شدن با نخستین نگاه

 

رستم، یکّه تاز عرصه­ پهلوانی شاهنامه، پس از حضور شبانه­ی تهمینه در خوابگاهش، با شنیدن سخنان دختر جوان، و دیدن چهره­ی او به او دل باخت، تا مقدمات سرودن، بزرگترین تراژدی شاهنامه، مرگ سهراب، را فراهم آورد:
چو رستم بدانسان پری­چهـره دید ز هر دانشـی بهر او بهــره دید…
بفـــرمود تـا مــوبد پُـر هنــــر بیایــد بخــواهد ورا از پـــدر
(همان: ۹۰ـ۸۷)
در ادامه­ همان داستان با ماجرای نسبتاً عاشقانه­ی سهراب و گردآفرید مواجه­ایم. گردآفرید با لباس مردانه به جنگ می­آید، سهراب بر او چیره می­ شود و کلاه­خود از سرش برمی­دارد. سهراب با دیدن چهره­ی گردآفرید، به او دل می­بازد و به فرمان دل با او مدارا می­ کند. امّا در نهایت اسیر فریب گردآفرید می­گردد.
سودابه، همسر زیبای کیکاووس، به طور تصادفی روزی ناپسری خویش، سیاوش را در کاخ می­بیند و بر او دل می­بندد. و زمینه را برای ابراز عشق به او فراهم می­آورد:
برآمــد برین نیـز یک روزگــار چنان بُد که ســودابه­ی پُر نگار
ز ناگــاه روی سیـــاوش بدیـد پر اندیشه گشت و دلش بردمید
چنان شد که­گویی­طراز نخ است وگر پیش آهــن نهاده یخ است
کســی را فــرستاد نزدیک اوی که پنهان سیـاوش را این بگوی
که اندر شبسـتان شــاه جهـــان نباشد شگفت ار شوی ناگهــان…
(همان: ۱۳۹ـ۱۳۵)
معشوقه­ی بیژن، منیژه، دختر افراسیاب نیز، با دیدن او در زیر سرو بنی، در همان نگاه نخست، شیفته و دلباخته­ی او می­ شود:
منیـژه چو از خیمه کردش نگاه بدید آن سهــی قـد لشکـر پناه
برخسـارگان چون سـهیل یمن بنفشــه گـرفته دو برگ سمــن
کـلاه تهـم پهلــوان بر سـرش درفشـان ز دیبـای رومـی برش
ببرده درون­دخت­پوشیده­روی بجوشید مهرش دگر شد بخوی
(همان: ۱۹۵ـ۱۹۲)
گلنار کنیز و گنجور اردوان، شبی از فراز بام، اردشیر بابکان، مؤسس سلسله­ی ساسانی را که به عنوان خدمتکار در دربار اردوان به سر می­برد را می­بیند و به او دل می­بندد. با کمنـدی خود را به او که در خواب است می­رساند؛ او را بیـدار کرده و راز دلدادگی­اش را به او می­گـوید، و اردشیـر نیز به او دل می­بازد:
چنان بُد که روزی برآمـد ببـام دلش گشت زان خــرّمی شـادکام
نگه کرد خنــدان لب اردشیــر جــوان در دل مــاه شد جـامگیر
همـی بود تا روز تاریک شــد همـانا به شـب روز نزدیک شــد
کمندی بران کنگــره بر ببست گـره زد برو چند و ببسود دسـت
بیامــد خـرامان بـر اردشیـــر پر از گوهر و بوی و مشک و عبیر
ز بالین دیبــا سـرش بر گـرفت چو بیـدار شـد تنگ در بر گرفت…
کنــون گـر پذیـری ترا بنــده­ام دل و جــان به مهــر تو آکنــده­ام
بیایم چـو خواهـی به نزدیک تو درفشـــان کنــم روز تاریــک تو
(همان: ۲۱۲ـ۲۰۰)

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

 

۳-۱-۱-۳ جایگاه زن در شاهنامه فردوسی

 

بسیاری از قهرمانان و شخصیت­های برجسته­ی شاهنامه، زنان هستند که در داستان­های عشقی شاهنامه نیز نقش­های اساسی را ایفا می­ کنند. بررسی جایگاه و سیمای زن در شاهنامه، تنها با توجّه به جایگاه و وضعیت زن در فرهنگ و ادبیات این سرزمین قابل بررسی است.
در عصر سرودن شاهنامه، زن جایگاه ممتازی در جامعه نداشته است و همواره به عنوان جنس دوّم در مقامی پایین­تر از مرد قرار گرفته است. فردوسی نیز مانند همه­ی اندیشمندان کهن از تأثیر شرایط اقتصادی سیاسی، اجتماعی و به طور کلّی شرایط فرهنگی روزگار خویش در امان نبوده و این مسأله در شاهنامه نیز انعکاس یافته است.
عکس مرتبط با اقتصاد
به زنان در شاهنامه به دو صورت پرداخته شده است؛ گاه با زنانی وفادار، باهوش و خردمند مواجه­ایم و گاه با توجّه به شرایط حاکم بر جامعه شاهد حضور زنانی بی­خرد و قبیح هستیم.
نتیجه تصویری برای موضوع هوش
امّا در مجموع می­توان نگاه فردوسی به زن را نگاهی مثبت تلقّی کرد. در شاهنامه زنان، دارای خرد، آگاهی و بینش هستند و در مواجه با مشکلات با نیروی خرد و با تدبیر بهترین راه را برمی­گزیند و برای دست­یابی به هدف دلاورانه تلاش می­ کنند. در این زمینه می­توان به چاره­اندیشی و خردمندی سیندخت مادر رودابه اشاره کرد که با پختگی و تدبیر، ضمن اینکه دخترش را از خشم پدر نجات داده و شرایط ازدواجش را فراهم می­ کند، کشورش را نیز از بلایی که در شرف وقوع بود، رهایی می­بخشد؛ سیندخت که همسرش، مهراب را نگران و درمانده از نبرد با ایران و ارتش منوچهر می­بیند، خود پیشگام می­ شود و به نوعی با دیپلماسی مشکل را برطرف می­ کند.
قدمعلی سرّامی درباره نوع نگاه به زن در شاهنامه می­نویسد: «در شاهنامه از مهربانی فرانک، کاردانی سیندخت، دلیری گردآفرید، وفاداری فرنگیس، منیژه، شیرین و سپینود، و دانایی گردیه سخن رفته است. همه­ی زنانی که در داستان­های بهرام گور اجرای نقشی را عهده دارند، از دست زنان نیک و در خور ستایش هستند، امّا در جمع­بندی کلّی زن در شاهنامه دارای قدر و منزلتی برابر با مردان نیست. و بارها و بارها از زبان قهرمانان مرد این حماسه مورد سرزنش قرار گرفته است. مهراب، رستم، افراسیاب و پاره­ای دیگر از قهرمانان شاهنامه نکوهنده­ی زنان هستند و فردوسی به پیروی از قهرمانان حماسه­ی خویش، گاه از زنان به نیکی و گاه از آنان به بدی یاد می­ کند. امّا آنچه انکار ناپذیر است، این است که حماسه در زنان به چشم انسان­های ناتمام می­نگرد[…]با این همه فردوسی علی­رغم نامهربانی­های زمانه نسبت به جنس لطیف، دوستدار و پشتیبان زنان است و بیش از دیگر روشنفکران دوران زمینداری به زنان بها داده است. تصویری که این حماسه پرداز از زن خویش در سرآغاز داستان بیژن و منیژه به دست می­دهد گویای ارجمندی مقام زن در چشم اوست […] در چشم او زن دلخواه آمیزه­ای از زیبایی و مهربانی است. زیبایی ظاهر و مهربانی باطن زن است که مرد را شیفته می­ کند» (سرّامی، ۱۳۸۸: ۷۰۰ـ۶۹۳).
همان گونه که گفته شد نگاه منفی به زن مختص شاهنامه نیست، بلکه تحت تأثیر جوّ حاکم بر روزگار سرودن شاهنامه بوده و در آثار سایر شعرای هم عصر فردوسی و دوره­ های بعد نیز نمونه­های بسیاری از آن یافت می­ شود. به نمونه­هایی از این نوع تفکّر در باب زنان در شاهنامه اشاره می­کنیم:
در داستان­های زال و رودابه، پس از آنکه مهراب از رابطه­ عاشقانه­ی پهلوان ایرانی و دخترش آگاه می­ شود، به قدری خشمگین می­ شود که از اینکه چون گذشتگان در بدو تولّد دخترش را نکشته است، اظهار پشیمانی می­ کند و او را شایسته­ مرگ می­داند:
مرا گفت چون دختر آید پدید ببایستش اندر زمـان سـر برید
نکشتــم، بگشتــم ز راه نیــا کنون­ساخت بر من چنین­کیمیا
(فردوسی، ۱۳۷۹: ۸۲۴ـ۸۲۳)
در داستان بیژن و منیژه، نیز با تصویری مشابه مواجه­ایم؛ زمانی که افراسیاب از ورود یک پهلوان ایرانی در کاخ دخترش و به خواست دخترش آگاهی می­یابد:
کرا از پس پرده دختر بود اگر تاج دارد بد اختر بود
کرا دختر آید به جای پسر به از گـور داماد ناید بدر
(همان: ۲۶۳ـ۲۶۲)
و یا پس از کشته شدن سیاوش با حیله­ی سودابه از زبان رستم خطاب به کاووس می­خوانیم:
کسـی کاو بود مهتـر انجمــن کفـن بهتر او را ز فــرمان زن
سیاوش به گفتار زن شد به باد خجسته زنی کاو ز مـادر نزاد
(همان: ۲۶۱۸ـ۲۶۱۷)
نکته­ی دیگری که درباره حضور زنان در شاهنامه قابل توجه است؛ ویژگی­های ظاهری و جسمانی این زنان می­باشد. تمامی زنانی که نقش معشوق را در ماجراهای عشقی بازی می­ کنند، خوش چهره و زیبا، با اندامی متناسب و جذّاب هستند به گونه­ ای که قهرمان داستان در یک نگاه به آنان دل می­سپارد. می­توان گفت فردوسی به نوعی در ایجاد تناسب بین پهلوانان و شاهزادگان مرد با زنانی که در مقابل این افراد قرار می­گیرد، دقّت فراوانی به خرج داده است. زنی را در مقابل مرد برجسته­ی داستان قرار می­دهد که به لحاظ ویژگی­های فردی و اجتماعی برجسته و متناسب با او باشد. نکته­ی قابل ذکر دیگر اینکه؛ در توصیف چهره­ این بانوان استفاده از عناصر حماسی برجسته می­باشد.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
­ از عناصر ویژه زبان حماسی چون کمند، کمان، حلقه در توصیف چهره­ی معشوق استفاده شده­است. در توصیف چهره­ی رودابه می­خوانیم:
پس پـرده او یکـی دختــر است که رویش زخورشید روشن­تر است
ز سـر تا به پایش به کـردار عـاج به رخ چون بهشت و به بالای ساج
برآن سفت سیمینش مشکین کمند سـرش گشته چـون حلقـه­ی پایبند…
دو ابــرو بسـان کمـــان طـــراز برو تــوز پوشیـ
ــده از مشــک ناز
(همان: ۳۱۸ـ۳۱۳)
سرّامی درباره خصلت­های ظاهری و باطنی زنان شاهنامه می­نویسد: «ویژگی مهـم داستان­های عشقی شاهنامه، حالت مینیاتوری کاراکتر بیرونی و درونی قهرمانان زن آن­هاست. ظاهر همه زیباست و اوصاف زیبایی­هایشان در محتوا یکسان است. کاراکتر درونی آنها نیز درست موافق تصوّرات مردان باستان از زن است. کم و بیش همه در جستجوی کام از نام می­گذرند. همه حیله­گر و عیّارند و کارهایشان با خردمندی مردانه سازگار نیست» (سرّامی، ۱۳۸۸: ۸۱).

 

۳ـ ۱ـ ۲ عشق در سایر آثار حماسی

 

در کنار شاهنامه­ی فردوسی می­توان از آثار حماسی دیگری نام برد که با چاشنی عشق آمیخته شده ­اند. در منظومه­ی حماسی «گرشاسب نامه»­ی اسدی طوسی، ماجرای عشقی جمشید و دختر کورنگ، پادشاه کابل آمده است. این داستان نیز از جمله داستان­های عاشقانه­ای است که با حماسه تلفیق شده و به آن رنگ و بویی خاص بخشیده، به ویژه این که، اسدی طوسی، گرشاسب نامه را با این داستان آغاز کرده است.
همچنین داستان «ورقه و گلشاه» که توسط «عیّوقی» شاعر قرن پنجم به نظم درآمده، منظومه­ای است عاشقانه که محتوای حماسی بسیار بالایی را داراست.
به طور کلّی در آثار حماسی، اختلاط عشق و حماسه، زمینه­ عدم یکنواختی اثر را فراهم آورده و بر جذّابیّت و تلطیف فضای منظومه­ها افزوده است.
دیگر از منظومه­ی «ازهر و مزهر» اثرسعدالدین نزاری قهستانی شاعر قرن هفتم را می­توان نام برد که بر وزن و به تقلید از خسرو و شیرین سروده شده است. هر چند این اثر شرح ماجرایی عشقی بین ازهر (معشوق) و مزهر (عاشق) است امّا در خلال داستان باز با ترکیب عشق و حماسه مواجه­ایم، که ناشی از شرایط بد محیط پس از حمله­ی مغول بوده است و قهرمانان، جنگ­ها و حوادث داستان تحت تأثیر شرایط محیط زندگی شاعر به وجود آمده­اند. «این منظومه فقط یک داستان عاشقانه و به تعبیر دیگر یک هوس نامه نیست، بلکه منظومه­ای است که محتوای سیاسی و اجتماعی قوی در آن نهفته و شاعر اسماعیلی مذهب برای بیان مقاصد خود آن را به نظم درآورده است» (بابا صفری، ۱۳۸۸: ۱۱۷).

 

۳-۲ عشق در ادبیات غنایی

 

ادبیات غنایی به اشعاری اطلاق می­ شود که احساسات و عواطف شخصی و درونی شاعر را مطرح کنند. «ادب غنایی نوعاً درونی است و اگر از یک واقعیت بیرونی بحث کند، برای بیان عاطفه­ی خود نسبت به آن واقعیت است. بدون تردید شعر غنایی اولین راز گویی­های انسان با پدیده­های زمینی و زمانی و انسانی است. توصیف محسوسات را می­توان همان رازگویی­های اولیه ادب غنایی دانست. ادبیات غنایی بیشترین بخش­ معنایی را داراست، زیرا به هر نسبت که عواطف بیشتر باشد، به معنی هم بیشتر توجه می­ شود. ادبیات غنایی زاییده­ی آرامش و آسایش است و به تعبیر دیگر، حاصل دوران لذّت جویی است و در اضطراب شکل نمی­گیرد»(باباصفری،۱۱۵:۱۳۸۸).
ادب غنایی از نظر فکری«شعری درونگرا و به اصطلاح سوبژکتیو است. زیرا مسائل درونی مطرح می­ شود، معمولا غم گراست نه شادی گرا، همان طور که عشق گراست، نه عقل گرا»(شمیسا،۱۳۶:۱۳۸۶).

 

۳ـ ۲ـ ۱ عشق در ویس و رامین

 

منظومه­ی عاشقانه­ی «ویس و رامین» در پایان نیمه­ی اوّل قرن پنجم هجری، به دست فخرالدین اسعد گرگانی شاعر عصر طغرل سلجوقی به نظم درآمده است. درباره منشاء داستان نظرات گوناگونی وجود دارد؛ دکتر صفا در جلد اوّل «تاریخ ادبیات ایران» ضمن نقل نظر نویسنده­ی مجمل التواریخ و القصص که ریشه­ این داستان را در عهد شاپور پسر اردشیر بابکان می­دانست، بر این عقیده است که با توجّه به نشانه­ های تمدّن دوره­ اشکانی و ملوک الطوایفی در «ویس و رامین» این اثر مربوط به دوره­­ی اشکانی است (صفا، ۱۳۸۱٫ ج۱: ص ۲۲۶).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *