تحقيق – عناصر تراژدی شاهنامه در داستان‌های جمشید و سیاوش ۹۳- قسمت ۲۱

بدان تا بپیچیدتان دل زراه

(جلد ۳، بیت ۷ـ۹۳۶ ).
پس این خود نمونه دیگری از تلون مزاج اوست و از سیاوش می‌خواهد که گروگان‌ها را به نزدش بفرستد تا او آن‌ها را بکشد و خود به جنگ با تورانیان بپردازد. که سیاوش نمی‌پذیرد، چراکه این پیمان‌شکنی را خلاف اصول اخلاقی‌ای می‌داند که بدان پایبند است. سیاوش معقتد است که پیمان‌شکنی بیداد کردن است و باید با آن‌که پیمان می‌شکند جنگید، چیزی که کاووس از آن بویی نبرده است و بدان معتقد نیست و به‌دلیلی همین اصرار کاووس، سیاوش راه بازگشت به ایران ندارد و راهی دیار غربت می‌شود.
آری کیکاووس با آن کارها و سخنانش کاری کرد که سیاوش به اصطلاح از ترس عقرب به مار غاشیه پناه برد. و اگر قاتل سیاوش افراسیاب است و به کشتن دهنده او نیز کسی جز کاووس با تزلزل‌هایش نیست (حمیدیان، ۱۳۸۳: ۲۶۰).
۳ـ۶ـ افراسیاب
او شاه اهریمن سرشت توران زمین است که بیشتر نبرد‌های پهلوانی شاهنامه مربوط به دوران سلطنت اوست. تیز خشمی، خشک مغزی، سرسخت و بی‌رحمی، سست عهدی و پیمان‌شکنی، دهن‌بینی و اثرپذیری، افسون‌کاری و اهریمن سرشتی از ویژگی‌های افراسیاب است که سرانجام به کیفر آن‌ها دچار می‌شود و در خواری و نکبت زندگیش پایان می‌پذیرد (البرز، ۱۳۶۹: ۳۷).
او پس از ضحاک شریرترین چهره شاهنامه است. از اغلب جهات گویی او را از روی الگوی ضحاک ساخته‌اند، اما این‌دو در عین اشتراک، تفاوت‌هایی هم در میزان یا کیفیت ویژگی‌ها با هم دارند.
برای مثال این‌دو نماد پلیدی و تباهی، در خویش‌کشی همسان‌اند. آن پدر را می‌کشد و این برادر را. هردو به‌عنوان نمادین دارای علامت جسمانی جانور خوبی هستند، آن با مار‌های روی دوشش و این با ویژگی دوزیستی بودنش و نیز هردو زشت دیدارند. ضحاک ظهر دیوگونه و افراسیاب چهره‌اش ساده است، اما به‌طور کلی افراسیاب تاحدودی صورت تعدیل شده‌ای از خصوصیات ضحاک را دارد و تجسم‌پذیری بیشتری را نسبت به او داراست و به‌همین سبب به‌عنوان تیپ مقابل شاهان ایران قابلیت تجسم بیشتری دارد، زیرا ماهیت اسطوره‌ای او کمتر و مایه داستانیش بیشتر است.
افراسیاب با همه خشونت و درنده‌خویی، گاهی به دیگران مهر می‌ورزد، مثلاً به سیاوش در اوایل اقامتش در توران همچنین به گرسیوز و پیران (حمیدیان، ۱۳۸۳: ۲۵۲).
افراسیاب وقتی که خواب می‌بیند به دست پسری چهارده ساله به دو نیم می‌شود، در اثر پریشانی ناشی از آن راه چاره را در آشتی‌جویی می‌بیند تا شاید دیگر کینی نباشد و به خیال آن می‌افتند که دادگری پیشه کند:

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

کنون دانش و داد یاد آوریم به جای غم و رنج داد آوریم
برآساید از ما زمانی جهان نباید که مرگ آید از ناگهان

(جلد۳، ۷۹۱ـ۷۹۰ ).
و در اثر ناتوانی حتی یکصد تن از خویشان و دلیران خود را به رسم گروگان نزد سیاوش می‌فرستد و مناطق متصرفی را تخلیه می‌کند. وقتی برای نخستین بار سیاوش را می‌بیند او را در آغوش می‌کشد و به خلاف ناراستی همیشگی‌اش، صادقانه می‌گوید:

Copyright © All rights reserved. | CoverNews by AF themes.
از این پس نه آشوب خیزد نه جنگ به آبشخور آیند میش و پلنگ
بر آشفت گیتی زنور دلیر