می 11, 2021

شیوه های امر به معروف و نهی از منکر در قرآن و حدیث بااستفاده ازابزارهای جدید۹۳- قسمت ۱۶

به این ترتیب، بلال حبشی با آنکه نزد پیامبر منزلتی خاص داشت، هم مورد سرزنش پیامبر قرار گرفت . [۲۴۷]
برای جلوگیری از فساد و بی‌بند و باری و کارهای زشت و ناپسند، باید به اهل خلاف هشدار داد و از عواقب وخیم و فرجام کار زشتشان بر حذر داشت؛ حتی باید آنان را با تهدید و نفرین به سوی حق متمایل ساخت.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

۵۳- شیوه خویشتن داری

 

اگر خویشتن داری پیامبر نبود، به یقین دشمنی و آتش جهالت بر افروخته می‌شد و آن حضرت توفیق کمتری را در رسالت خویش کسب می‌کرد.
نقل شده است که: پیامبر روزی در مسجد نشسته بود و اصحاب دور آن حضرت جمع بودند. اعرابی از در مسجد وارد شد که شمشیری حمایل کرده بود و سوسماری در آستین داشت. او با گستاخی و بی ادبی به آن حضرت گفت:« یا محمّد! انّک کاذبٌ ساحرٌ؛» ای محمّد! تو دروغگو و جادوگری.
یاران در صدد کشتن آن مرد برآمدند، اما حضرت آنان را از این کار باز داشت و با خویشتن داری و بردباری خاصّی به اعرابی گفت: «یا اخا العرب مَن ترید؟» ای برادر عرب! که را می‌خواهی؟
گفت: محمّد ساحر کذّاب را.
فرمود: منم محمّد، ولی نه ساحرم و نه کذّاب؛ بلکه رسول خدایم.
اعرابی گفت: سوگند به «لات» که اگر به جهت جایگاه تو نبود؛ من این شمشیر را از خون تو سیراب می‌کردم و قسم به «لات» که به تو ایمان نیاورم تا این سوسمار به تو ایمان آورد.
پس سوسمار را از آستینش بیرون آورد و آن را در آنجا رها کرد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ای سوسمار!
سوسمار گفت: لبّیک یا رسول الله!
فرمود: من کیستم؟
گفت: تو فرستاده خدایی.
بی‌درنگ دل اعرابی به نور معرفت گشوده شد و با صداقت تمام گفت:
«اشهد ان لا اله الاّ الله و اشهد و انّ محمّد رسول الله.»
سپس گفت: یا رسول الله! از این در مسجد در آمدم، در حالی که در همه عالم هیچ کس از من دشمن‌تر به تو نبود و اکنون می‌روم و هیچ کس را بیش‌تر از شما دوست ندارم [۲۴۸].

 

۵۴- شیوه عفو و گذشت

 

پیامبر گاهی با عفو و بخشش، گناهکار را به مسیر حق سوق می‌داد. خداوند متعال می‌فرماید: « فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلین‏»[۲۴۹].«به برکت رحمت الهی در برابر آنان نرم (و مهربان) شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو پراکنده می‌شدند. پس آنها را ببخش و برایشان آمرزش بطلب و در کارها با آنان مشورت کن، اما هرگاه تصمیم گرفتی (قاطع باش و) بر خدای توکل کن؛ زیرا خداوند، متوکلان را دوست دارد.»
در ذیل این آیه، آمده: بعد از مراجعت مسلمانان از غزوه احد، کسانی که از جنگ فرار کرده بودند؛ اطراف پیامبر را گرفتند و ضمن اظهار پشیمانی، تقاضای عفو و بخشش کردند. خداوند در این آیه به پیامبر دستور «عفو عمومی» آنها را صادر کرد و آن حضرت با آغوش باز، خطاکاران توبه کننده را پذیرفت.[۲۵۰] بعداز ماجرای فتح مکه نیز پیامبر همین شیوه را در پیش گرفت. با اینکه کفار قریش و مشرکان مکه، انواع آزارها و شکنجه‌ها را بر آن حضرت روا داشتند، اما پس از فتح مکه آن حضرت به آنان گفت: به نظر شما من با شما چه رفتاری کنم؟
گفتند: از تو توقع رفتار نیک داریم که برادر بزرگوار و پسر برادر بزرگوار هستی.
پیامبر به آنها فرمود: به شما همان را می‌گویم که برادرم یوسف به برادرانش گفت: «لا تثریب علیکم الیوم»[۲۵۱]؛ امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست.
همچنین به آنان فرمود: «اذهبوا فأنتم الطّلقاء؛ بروید، شما آزاد هستید». [۲۵۲]« این سیره پیامبر و اخلاق نیکوی حضرت، موجب شد تا فوج فوج مردم به دین اسلام بگروند و طبق وعده الهی، حق گسترش یابد.»

 

۵۵- دورى از دشنام

 

قرآن، کلام زیباى حق است و پیروان خویش را دعوت کرده است که با مردم به نیکى سخن بگویند « وَ قُولُوا لِلنَّاسِ‏ حُسْنا » و از اینکه حتى به کافران دشنام داده شود نهى کرده است. چنانکه مى‏فرماید: « و لا تَسُبُّوا الَّذِینَ‏ یَدْعُونَ‏ مِنْ‏ دُونِ‏ اللَّهِ‏- فَیَسُبُّوا اللَّهَ‏ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْم‏»« به آنان که غیر خدا را مى‏خوانند دشنام ندهید تا مبادا آنها از روى جهالت‏خدا را دشنام دهند.»
گویا امیرمؤمنان(ع) به هنگامى که مشاهده مى‏کند یکى از اصحابش به سپاه معاویه دشنام مى‏دهد، مى‏فرماید: « إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ‏ تَکُونُوا سَبَّابِین‏»« من دوست ندارم که شما دشنام دهنده باشید.» و در یکى از نقلها آمده است که به حجر بن‏عدى و عمرو بن‏حمق فرمود: « کَرِهْتُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا لَعَّانِینَ‏ شَتَّامِینَ‏ تَشْتِمُونَ وَ تَتَبَرَّءُونَ وَ لَکِنْ لَوْ وَصَفْتُمْ مَسَاوِیَ أَعْمَالِهِمْ فَقُلْتُمْ مِنْ سِیرَتِهِمْ کَذَا وَ کَذَا وَ مِنْ عَمَلِهِمْ کَذَا وَ کَذَا کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْل‏‏».«ناخوشایند است‏براى من که شما را دشنامگر ببینم ولى اگر اعمال بد وسیره ناپسندآنهارا بیان کنیدبهتر خواهد بود. آن دو گفتند: اى امیرمؤمنان، ما موعظه‏ات را به جان و دل پذیراییم وخود را با آدابى که به ما مى‏آموزى مؤدب خواهیم ساخت.»
به همین سبب بود که امام صادق(ع) دوستى چندین ساله خویش را با فردى که به غلام و خدمتگزارش فحش و ناسزا گفت، قطع نمود.

 

۵۶- ورزش و امر به معروف و نهی از منکر :

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *