روانشناسی با موضوع الگوهای شناختی و نظریات نگرش‌های ناکارآمد

  • نظریه بک(۱۹۷۶): بک هر چند با مفاهیمی متفاوت، نقش نگاه های به درد نخور و شناخت های ناسازگارانه رو در ایجاد رفتارای ناسازگارانه مورد تأکید قرار داده. از نظر اون اول، مراجعه کنندگان باید از اون چیزی که به اون فکر می کنن خبردار شن، در قدم دوم، باید افکار غلط خود رو شناسایی کنن و در ادامه با جانشین کردن قضاوت های درست به جای قضاوت های نادرست و دریافت بازخورد لازم که نشون دهنده درست بودن تغییرات اوناس دوره ی درمان رو به آخرسر برسانند. نقش باورها، نگاه ها و فرایندهای ذهنی دیگه در خیلی از مشکلات رفتاری نشون داده شده و معلوم شده که باورهای غیرمنطقی می تونن، رنج های افراد رو شدید شدن کنن (الیس ۲۰۰۴؛ ملمد[۴] ۲۰۰۳؛ سیاروچی [۵] ۲۰۰۴؛ رایس و دلو[۶] ۲۰۰۱؛ ویب و مک کاب[۷] ۲۰۰۲، ۴). معنی نگاه های به درد نخور[۸] (DA) اولین بار به وسیله بک (۲۰۰۶، ۱۹۷۵ و ۱۹۷۹) در توصیف افکار بیماران دپرس و به عنوان معنی اصلی مرکزی ایجاد و پایایی مشکل افسردگی مطرح شد.
  • افسردگی

  • دیدگاه آسیب پذیری – پیچیدگی الیور[۹] و همکاران: از نظر الیور و همکاران (۲۰۰۷) آسیب پذیری شناختی به شکل دیدگاه آسیب پذیری – پیچیدگی بر مبنای دو نظریه ی ناامیدی و نظریه ی بک به صورت سبک شناختی منفی و نگاه به درد نخور، معنی سازی شده. ترکیب این دو دیدگاه در معنی الگوی شناختی ناسازگارانه که شامل سبک شناختی منفی و نگاه های ناکارآمده می تونه در طول روند رشد بوجود آید (الوی[۱۰] و همکاران ۲۰۰۰) و موجب مشکلات رفتاری جور واجور شه (وایزمن[۱۱] و بک ۱۹۷۸؛ هفل[۱۲] و همکاران ۲۰۰۳).
  • مشکلات

    ۲-۳-۷- نقش افکار و باورها در مصرف مواد بر مبنای دیدگاه­ های شناختی

    طبق دیدگاه­ های شناختی، وجود بعضی افکار و باورهای غیر منطقی روی خلق اثر مستقیم دارن. الیس باور به ۱۱ باور غیر منطقی رو دلیل پریشونی روانی مثل اضطراب، افسردگی و دلیل خوشحال نبودن فرد، می دونه. الیس و بک (۱۳۸۰) فکر می کنند که در افراد سوء مصرف کننده مواد، وجود چند نگاه و باور غیر منطقی عادی، منتهی به تحمل پایین شکست و در نتیجه احساسات منفی مثل خشم و غمگینی می شن. یکی از این باورهای غیر منطقی، اینه که «امور همیشه باید بر وفق مراد باشه» وقتی که فرد توقع داره همه چیز باید بر وفق مرادش باشه، روبرو شدن با کوچیکترین مانعی اون رو تحریک پذیر و پریشون می کنه و روش های دیگه رسیدن به هدف رو ندیده می گیرد، در اینجور شرایطی فرد واسه مقابله با مشکل و کاهش تنش به سوء مصرف مواد اقدام می کنه. پس، خلق منفی بالا که ایجاد کننده گرایش به سو ء مصرف مواده، با احساس درموندگی، ساختار انگیزشی غیر انطباقی و باورهای غیرمنطقی و به درد نخور، رابطه مستقیم داره. یافته های تحقیقات نشون می دهد که کاهش خلق منفی می تونه گرایش به رفتارای اعتیادی رو کم کنه (کولو[۱۳]و همکاران ۲۰۰۵؛ به نقل از رسولی ۱۳۸۶). در مورد سوء مصرف مواد، نظریه های مختلفی مثل شناختی-رفتاری، روان تحلیلی و انگیزشی مطرح می شن که هر کدوم با در نظر گرفتن دیدگاه خود به اعتیاد، راه حل درمانی ارائه می کنن. دیدگاه شناختی-رفتاری و تموم رویکردهای درمانی در این بخش، بر اهمیت افکار، احساسات و رفتار در مشکل مصرف مواد توجه دارن و با روش اصلاح الگوی شناختی فرد یا بازسازی شناختی، آموزش مهارت های اجتماعی و مقابله ای به درمان اون اقدام می کنن

    راه حل

    ۲-۳-۸- رابطه نگاه و باور با مصرف مواد براساس نظریه یادگیری اجتماعی

    [۱] Salkovskis

    [۲] Ellis

    [۳] Dryden

    [۴] Melmed

    [۵] Ciarrochi,

    [۶] Rice & Dellwo

    [۷] Wiebe & Cabe

    [۸] Dysfanctional Attitude

    [۹] Oliver

    [۱۰] Alloy

    [۱۱] Weissman

    [۱۲] Haeffel

     

    [۱۳]. Quello

    [۱۴] Jones & McMahon