دانلود پایان نامه روانشناسی درباره روان تحلیل گری

دانلود پایان نامه

شده و بهتر می توانند با احساس ناامیدی مقابله کنند و نسبت به فشارهای روانی مقاوم تر شوند . او بیان می کند که اگرچه ساختارهای روانی قدیمی در مقابل سازمان دهی مجدد مقاوم و پایدار هستند این شکل درمان می تواند راه حل هایی را که شخص برای برخورد با مشکلات درونی و بیرونی استفاده میکند تعدیل کرده و مراجع را به تغییر روابطش با مشکلات تشویق کند .
2-3-13- قصه در رویکردهای نظری روان درمانی
رویکردهای داستانی به روان درمانی ، با این ایده همگرایی دارد که درمان اساساً نوع ویژه ای از گفتگو است که قابلیت ها ، شایستگی ها و راه حل ها را از خود مراجع یا درمانجو فرا می خواند ، به گونه ای که روان درمانگر طی یک گفتگوی خلاق توانمندی مراجع را آشکار می سازد و به او جرأت و شهامت تغییر کردن می دهد . در این فرآیند درمانگر و مراجع موضوعات پیچیده را در فرآیند حل مساله کشف وتفسیر می کنند و به این ترتیب مراجعان اعم از کودکان و بزرگسالان بهتر می توانند مشکلاتشان را مدیریت کنند . قصه در هر نوع روان درمانی و در هر نقطه از فرآیند درمان می تواند به کار رود . درحقیقت قصه گویی مخرج مشترک بین آرایه وسیعی از جهت گیری های نظری و رویکردهای درمانی است (هنفر ، 2003)
بسیاری از الگوهای نظری موجود در روان درمانی ، به رغم داشتن تناقض هایی با یکدیگر گرایش دارند تا برروی زمینه های انتخابی یا حیطه های تجربیات بشر تمرکز کنند . در سالهای اخیر با بهره گرفتن از یک سری رشته های عملی ، یک دیدگاه قصه گویی ، “داستان گویی برای درک زندگی بشر”، تدوین شده که از یک چهارچوب وسیع ، پیوسته و خلاق برای جنبه های عملی و نظری روان درمانی خبر می دهد (راسل ، 1991 ، سالیوان ، 1992 ، به نقل از دوایودی ، 1997 )
داستان ها پل ارتباطی بین جمعیت بالینی و غیر بالینی به شمار می روند ، زیرا در آنها اغلب مسائل خودمان تشخیص داده می شوند . علاوه بر این استفاده از داستان ها مستلزم به کارگیری الگوی ویژهای نمی باشد و صرف نظر از ساختار نظری درمانگر می توانند کاملاً مورد استفاده قرار گیرند . بیان داستان لزوماً یک رویداد کلامی نیست و داستان ها ممکن است بدون استفاده از واژه ها نیز دوباره گویی شوند . لذا این امکان وجود دارد که خود داستان در بازی درمانی ، نقش گذاری روانی و درمانهای مربوط به داستان گویی یک نماد باشد (پنی بیکر به نقل از دوایودی ، 1997 )
داستان ها ابزار منحصر به فردی برای درمان هستند و برای افراد تمام گروه های سنی به کار میروند، در واقع ، داستان خلاقیت گسترده ای است که با آن هر فردی می تواند عقاید به ظاهر نامعقول را بازیابی ، آنها را جایگزین و استفاده سازنده از آن را مطرح کند (راسل ، 1991 ) .
در مجموع همان گونه که در بررسی ذیل مشاهده می شود ، پیشینه کاوی نظریه ها و پژوهش ها ، جایگاه و اهمیت استفاده از قصه را به مثابه تکنیک و ابزار مشاهده و روان درمانی کودک مشخص مینماید و همه نظریه ها در این مورد اشتراک نظر دارند که قصه می تواند دریچه ای برای نفوذ به دنیای کودکانه ی مراجع و همراه شدن با او در سفری برای کسب سازگاری، تعادل جویی و بهبود وضعیت سلامت عاطفی روانی کودک باشد .
2-3-14- روان تحلیل گری
فروید پیشگام روان تحلیلی ، و درمانگرهای پیرومکتب او به اهمیت اسطوره ها در درک روان شناسی آنها پی بردند . فروید افسانه ی (اودیپ ) را به عنوان اساسی ترین داستان انسانی می داند . کاربرد درمانی قصه ، ریشه در تفکرات روان تحلیل گری دارد . میلتون اریکسون (1901-1980) اولین فردی است که الحاق قصه و استعاره را به درمان تبلیغ کرد و آموخت . اریکسون برای شناخت دنیای ذهنی بیمارانش و تشویق و برانگیختن نیروهای ناخودآگاه ذهن آنها برای تغییر ، نیروی قصه ها را به خدمت گرفته بود . او در مراحل مختلف هیپنوتیزم درمانی از قصه ها به عنوان تلفیقاتی غیر مستقیم سود می برد و از روی واکنش بیمارانش به این استعاره ها می فهمید که چه بخشی از داستان با ذهنیت بیمار دارای نوعی ارتباط است . استفاده اریکسون از قصه ها بر پایه اصولی چون تجویز نشانه بیماری ، استفاده از مقاومت و تغییر قالب ذهنی بود (کارلسون ، 2001)
اگر اعتقاد داشته باشیم هدف روان تحلیل گری به آگاهی درآوردن ناهشیاری و یکپارچه ساختن موضوعات سرکوب شده در درون ساختار کلی شخصیت است (شیلینگ ، ترجمه آرین ، 1390 ) قصه ها به طور مناسبی می توانند این فرایند را تسهیل کنند .
برطبق مراحل فرویدی در بهبود روان درمانی مراجع ، پارکر (1990 نقل از برنز ، 2004 ) سه مرحله در فرایند درمان کودک از طریق قصه ها را چنین توضیح می دهد :
الف)مرحله همانند سازی : کودک با شخصیت ها و وقایع قصه خواه آنها واقعی یا ساختگی باشند ، همانند سازی می کند .
ب) مرحله تخلیه هیجانی : کودک از لحاظ هیجانی درگیر قصه شده و به رها سازی هیجانات فرو خفته در محیطی امن قادر می گردد .
ج) مرحله بینش : کودک خودش و سایر شخصیت های مهم زندگی اش را در قصه بازشناسی کرده و به بینش نسبت به اهمیت تشابهات دست می یابد . با کاهش احساس تنهایی و انزوا و افزایش سطح خودآگاهی و خود فهمی کودک به شهامت بیشتری برای رویارویی با مشکلات خویش نائل می آید .
همان طور که کرامر( 1999 به نقل از بیچوسکی 2001 ) اشاره دارند مکانیسم های دفاعی ناهشیاری مانند انکار ، فرافکنی و همانندسازی در بسیاری از قصه های عامیانه مورد رویاروئی قرار می گیرد .
2-3-15- روان شناسی فردی (آدلری )
در تکنیک دفتر خاطرات که وست ودان (1985 ) آن را براساس مفهوم اهداف اشتباه زندگی در نظریه آدلر تدوین کرده اند ، از قصه ها برای کمک به دانش آموزان دبستانی در خود فهمی روان شناختی و فهم و مدیریت رفتار کلاسی ایشان استفاده می شود . در این شیوه داستان به صورت بیان خاطرات یک کودک از اتفاقاتی است که بین خود و همکلاسی هایش د ر مدرسه پیش آمده است .
گاردنر (1979 ، نقل از استیلز و کوتمن ، 1990 ) نیز به عنوان یکی از پیشگامان، کاربرد قصه در روان درمانی کودکان به شیوه ی آدلری ،قصه ها را به عنوان ابزاری برای دستیابی کودک به بینش نسبت به اهداف اشتباه خود استفاده می کند .او تکنیکی در مشاهده با کودکان به نام قصه گویی دو جانبه شکل داد . این تکنیک قالب مناسبی برای مشاوران جهت درک شیوه زندگی و اهداف کودکان فراهم می نماید .
2-3-16- شناخت درمانی
داستان ها سیستم عقاید و نگرش های جدیدی به ما می آموزند . هدف اصلی درمان شناختی ، تغییر سیستم عقاید فرد (باورهای فرد) به منظور تغییرو اقعیت وی است . به طور سنتی درمانگران شناختی از دیدگاه های منطقی برای پیشرفت این مسأله استفاده می کردند . اما در حال حاضر بازشناسی ارزش داستان ها در رسیدن به این هدف رو به رشد بوده و نقش فرآیندهای داستان در شناخت درمانی وسیع تر و عمیق تر شده است (راسل 1991) داستان سرایی در شناخت درمانی نوعی الگوسازی نهانی است ، وقتی کودکان به داستان های درمانی گوش فرا می دهند آنها را درک می کنند و تصاویر مثبت و توانایی می آفرینند. تصاویر و اعمال درون داستان ها ، اطلاعات مهمی در مورد عملکرد احساس آنها فاش می کند کودکانی که دارای نگرش منفی هستند عموماً حتی در قصه هایی که با موضوعات مثبت شروع می شوند، اتفاقات بدی را می گنجانند ،برعکس ، کودکانی که نگرش مثبت به خود و جهان اطراف خود دارند ، موقعیت های منفی ر ابه صورت مشکلاتی قابل حل توصیف می کنند و برای قصه هایی که با موضوعات منفی شروع می شوند پایان خوبی خلق می کنند (شیپرو ، ترجمه بیرجندی و مصلی نژاد ، 1385 )
مؤلفه هیجانی داستانها با یک مؤلفه شناختی کامل می شود ، که به طور ضمنی از فرد می خواهد درباره پیام داستان فکر کند و با تحلیل محتوای آن ، قانون خود ساخته ای شکل دارد مبنی بر اینکه چگونه پیام داستان در زندگی شخصی او ، کاربرد دارد (هفنر، 2003).
2-3-17- رفتار درمانی
قصه گویی سنتی قدیمی برای انتقال غیر مستقیم پیام های مهم درباره ی نحوه ی رفتار سازگارانه در یک زمینه ی اجتماعی است (استیلز و کوتمن ، 1990 )
گلدارد و گلدارد (1997) از داستان ها برای مشاوره با کودکان بهره می گیرند . به عقیده آنها داستانها با هدف های آموزشی به کودکان کمک می کنند رفتارهای جدیدی را یاد بگیرند و به اصلاح رفتارهایی که از پیش آموخته اند ، بپردازند . به طور مثال کودکانی که مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند یاد گرفته اند به دیگران اعتماد کنند و با بزرگسالان مؤدب باشند چنین کودکانی باید یاد بگیرند حد و مرز را حفظ کنند و متوجه باشند هنگامی که در معرض خطر هستند نه گفتن ضروری است . افزون بر این داستان ها برای آموزش مهارت های کنترل خشم و نیز کودکانی که جدایی و یا مرگ والدین خود را تجربه می کنند، می توان استفاده کرد .
آموزش راه های سازنده ی بیان احساسات و توجه به پیامدهای اعمال خشونت آمیز و احتمال آسیب رساندن به دیگران و یاد آوری این نکته که پرخاشگری تنها راه رسیدن به هدف نیست و انزوای وی را به دنبال خواهد داشت ، از جمله مفاهیمی است که برای اصلاح رفتارهای تهاجمی در داستان ها به کار می رود . استفاده از شخصیت هایی که حس همدردی دارند به کودک پرخاشگر کمک می کند تا عواطف دیگران را تجربه کند و انعطاف پذیرتر گردد (اسچچن و ناچشول ، 1996 )
همچنین درمانگر می تواند قصه هایی به موازات زندگی کودک با مشکلات و موقعیت های مشابه خلق کند ، به گونه ای که قهرمان از روش های مؤثر برای رویارویی با مشکلات استفاده می کند ، بدین ترتیب کودکان می آموزند که اولاً برای رویارویی با موضوعات و مسائل زندگی روش های مختلفی وجود دارد ثانیا توجه به پیامدهای هر یک از روش های حل مسئله آنها را به سوی یک رویارویی مؤثر در موقعیت های مختلف رهنمون می سازد (اشنایدر و داب ، 2005 ).
داستانها ابزار مناسبی برای معرفی الگوهای موفق و رفتارهای مطلوب هستند کودک از طریق همانند سازی با این الگوها به تعدیل و اصلاح تصویرهای ذهنی از خود می پردازد (آنگس ، لویت ، هاردتک، 1999 ) .
سرمشق دهی که به عنوان شرطی سازی جانشین یا یادگیری مشاهده ای شناخته شده است ، یادگیری از طریق تجربه های غیر مستقیم می باشد . در این شیوه الگو پاسخی را نمایش می دهد ، ارگانیسم پاسخ را مشاهده و آن را تقلید می کند . همان طور که الگو پاسخی را نمایش داده و به مشاهده گر دستور می دهد :” آن را انجام بده” در قصه ها نیز چنین وضعیتی وجود دارد . شخصیت الگو ، پاسخی را نشان می دهد اما به جای این که لفظاً بگوید “این کار را انجام بده” از مشاهده گر میخواهد که بر اساس تفسیر استعاره ای فردی از قصد ، قانونی شخصی برای خود ایجاد کند .
داستان ها پاسخ های هیجانی را در شنونده بر می انگیزند . اسکینر (1957 نقل از هفنر ، 2003 ) بر این باور است که استعاره ها بر خلاف زبان تحت الفظی پاسخ های هیجانی را بر می انگیزند .
هیجانات پیام را بر جسته تر ساخته و یادگیری تأثیر پذیری از داستان را ، تسهیل می کنند(دور ، 1981 نقل از هفنر ، 2003 )
2-3-18- پیشینه پژوهش
اسپین ، کراسکو ، ون دن بروک ، باکر جرستن (2007) در پژوهشی بیان داشتند که تاریخ به عنوان قصه در ماهیت و کیفیت فهم تاریخی دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ، تأثیر به سزایی دارد .
ولتر ، دیلالو، آپلک (2006) در پژوهشی نشان دادند که ترکیب قصه درمانی با مداخلههای ترمیمی یادگیری ، یک شیوه مؤثر برای پرداختن به عوامل همایند مانند عزت نفس پایین در نوجوانان و بزرگسالان با نقص های یادگیری زبان می باشد .
تاپلیس و هادوین (2006) طرح ABAB را برای سنجش اثر بخش قصه های اجتماعی در مداخله ای برای پنج کودک مدرسه ای به کار بردند.
این کودکان در زمان ناهار قادر به پیروی از مقررات سالن غذاخوری نبودند . نتایج نشان داد که، رفتارهای هدف (به موقع رفتن ، سرمیز نشستن و . . ) در سه نفر از پنج آزمودنی افزایش یافته است.
در مطالعه دیگری ، سانسوستی و پاول –اسمیت (2006) قصه های اجتماعی را برای آموزش مهارت های اجتماعی به کودکان مبتلا به نشانگر آسپرگر به کار گرفته و گزارش کردند که این مداخله رفتار اجتماعی دو نفر از سه کودک را ، به نحو مطلوبی تحت تأثیر قرار داده است .
اثر بخشی قصه های اجتماعی بر افزایش طول مدت حضور کودکان مبتلابه اوتیسم در یک فعالیت اجتماعی (تعامل با همسالان ) توسط دلانو و اسنل (2006) مورد بررسی قرار گرفت .مطالعه آن ها بیان می کند که استفاده از قصه های اجتماعی بدون آموزش سنتی این مهارت ها ، مهارت های اجتماعی این کودکان را بهبود بخشیده است .
کروزیر و تینکانی (2005) نیز از قصه های اجتماعی برای کاهش رفتارهای مخرب در کودکان مبتلا به اتیسم استفاده کردند . مشاهدات و اندازه گیری های آن ها دو هفته بعد از پایان جلسات درمانی ، اثر بخشی ((قصه های اجتماعی )) را در کاهش رفتارهای مخرب کودکان تحت مطالعه نشان می دهد .
اشنایدر و داب (2005) تأثیر روش قصه گویی را بر محتوای قصه های کودکان در بازگویی، بررسی کردند . آنها قصه های ساده ای را به گروهی از کودکان مهد و کودکان پایه دوم به سه روش شفاهی ، تصویری و ترکیبی ارائه کردند . نتایج نشان داد کودکان مهد در روش ترکیبی بیشتر از روش تصویری یادآوری داشتند ، در حالی که کودکان پایه دوم در روش های شفاهی و ترکیبی بیشتر از روش تصویری یاداوری داشتند .
بنا به نظر دنینگ (2004 ) از قصه گویی حتی می توان در سازمان ها نیز استفاده کرد . مدیران با بهره گرفتن از قصه های مناسب می توانند ، مفاهیم انتزاعی را در چهارچوب سازمان یافته و معنی دار به کارکنان ارائه کنند .هرچند در این خصوص مسأله مهم انتخاب راهبردهای داستانی مناسب با شرایط هر سازمان است . مدیری که در این زمینه مهارت داشته باشد می تواند با بهره گرفتن از حکایت های شفاف ، سطح ارتباطات کیفی بین مدیریت و کارکنان را ارتقا دهد .
آیوی ، هفلین و آلبرتو (2004 )قصه های اجتماعی را برای افزایش مشارکت مستقلانه در موقعیت های جدید ، در مورد سه کودک مبتلا به اختلال های فراگیر رشد ، به کار گرفته و گزارش کردند که این مداخله 15% تا 30% رفتارهای هدف را افزایش داده است .
به طور کلی از توانایی قصه گویی کودکان می توان به عنوان ابزاری برای سنجش رشد زبان ، نقایص زبانی خاص ، درک و فهم قابلیت های عمومی ، توانایی رویارویی کودکان با رویدادهای فشار زا و حتی توانایی کودکان در مهارت های اساسی زندگی روزمره استفاده کرد (فیورنشن ، و هاو 2004 ، ریلی و لوش و بلاجی و والفک ، 2004)
مانتیگل (2004) تأثیر قصه درمانی را بر تسهیل تغییرات مراجعان بررسی کرد . این مطالعه بر تغییرات زبانی – نمادی مراجعان متمرکز بود . مانتیگل از طریق درمان آزمایشی به مراجعان کمک کرد تا برای رویدادها معانی جدیدی بسازند . در مرحله نخست مراجع در توصیف رفتارهای خود و دیگران ، مجموعه ای از نمادها را ارائه می کرد و در مرحله دوم قصه درمانگر از طریق سوأل هایی ،به صورت بندی جدیدی از ، رویدادهای مشکل زا می پرداخت و در مرحله پایانی مراجع در توانایی نماد شناختی و به کارگیری زبانی تغییراتی را نشان می داد .
کرسول (2001 نقل از هفنر ، 2003 ) قصه ها را برای کمک به مراجعان ده ساله تکانشی جهت درک مقدمات رفتار ، و نتایج آن به کار گرفت . شیوه ی کار به این صورت بود که ، مراجع و درمانگر درباره مقدمات رفتار و نتایج احتمالی رفتار تکانشی شخصیت داستانی بحث کرده ، موضوع را به طرح یک تحلیل کارکردی از تکانش گری خود مراجع ربط داده و واکنش های جایگزین را برای موقعیت های برانگیزنده هیجان ، پیشنهاد می کردند .
رنه مونتر و همکارانش ( 2002 ، به نقل از سلطانی 1385 ) در گزارش مطالعه ی موردی خود در امر مشاوره و درمان کودک مبتلا به هایپر لیکسیا ، اذعان می دارند در یکی از بهترین تکنیک هایی که ما برای هانا ، کودک مبتلا به مشکلات گفتاری استفاده کردیم این بود که ، متناسب با مشکلاتی که در طی روز در مدرسه برایش به وجود می آمد و یا حتی در

مطلب مشابه :  دانلود تحقیق در مورد باورهای فراشناختی

دیدگاهتان را بنویسید