دانلود پایان نامه با موضوع بیماری مزمن، مواد مخدر، ابتلا به بیماری، اعتیاد به مواد مخدر

پدر و مادری، حق نگهداری فرزند را ندارند و انحطاط اخلاقی پدر و مادر اگر موجب تباهی فرزند شود، حق حضانت از آن‌ها گرفته می‌شود.154
بطور اجمال می‌توان گفت:
پیشه کردن اعمال منافی عفت، عادت به رشوه خواری و خیانت و کلاهبرداری، قماربازی، شرب خمر و رفت و آمد در محافل و مجالس ناشایسته را مصداق‌هایی از انحطاط دانست که فقیهان155 از آن به «فسق» تعبیر کرده‌اند.156
«می‌توان گفت مقصود فقیهان از شرط کردن عدالت در سرپرست کودک، همان سلامت اخلاق است؛ زیرا این شرط در کلمات فقیهان با تعبیرهای مختلف بیان شده است، برخی آن را امانت و درستکاری تعبیر کرده‌اند، و عده ای عدم فسق. پس مقصود از عدالت، به نظر ایشان، درستکاری، امین بودن و عدم فسق است که در یک کلمه می‌توان آن را سلامت اخلاق نامید.»157

4. 1. 2. 2. عدم اعتیاد
اعتیاد می‌تواند به دو صورت باشد: یکی اعتیاد به مواد مخدر، مثل تریاک و هروئین؛ دیگر اعتیاد به مواد الکلی و مسکرات. گر چه دلیل قطعی بر حرمت مصرف تریاک و هروئین نداریم، و نمی‌توان به صرف اعتیاد، پدر و مادری را از حضانت فرزند محروم کرد، اگر اعتیاد افراد به این مواد به گونه ای باشد که موجب آسیب به کودک باشد، یا والدین بر اثر اعتیاد، توانایی جسمی خود را از دست داده و قادر به نگهداری کودک نباشد، می‌توان گفت ادلۀ نفی ضرر، این مورد را در بر می‌گیرد، و از باب نفی ضرر و به سبب فقد قدرت که شرط حضانت بود، شخص معتاد صلاحیت حضانت را نخواهد داشت. البته ممکن است بگوییم معتاد، نه اهلیت استیفا دارد، نه اهلیت بر خورداری، از همین رو می‌تواند نایب گیرد تا فرزند را نگهداری کند، در حقیقت حضانت مستقیم و بدون واسطه برای معتاد ممکن نیست؛ اما با واسطه امکان دارد.
البته مصرف مواد الکلی، مثل شراب و مسکرات، در شریعت اسلام حرام یقینی است، و قرآن، شراب را گناه و پلید دانسته است.
{یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَکْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا… }158
{یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ}159
در نتیجه کسی که به نوشیدن الکل عادت دارد فاسق است و صلاحیت سرپرستی کودک را ندارد.160
«بعید نیست مدعی شویم که اگر مادر مبتلا به اعتیاد به مواد مخدر باشد، صلاحیت نگهداری از کودک خود را ا دست خواهد داد، هر چند قادر به انجام وظایف خود نیز باشد، زیرا سلامت روحی ـ اخلاقی و در پاره ای موارد سلامت جسمی او در معرض خطر قرار می‌گیرد، بنابراین، سپردن کوک به چنین مادری موجب نقض غرضی است که به خاطر آن ، قانون حضانت وضع شده است».161

5. 1. 2. 2. عدم ابتلا به بیماری‌های خطرناک
حکمت و فلسفه حق حضانت، نگه داری از کودک و حفظ جسم و جان او از بیماری‌ها و خطرات است. اگر پدر یا مادر و یا هر دو به بیماری‌های ساری مانند سل، جذام، برص و صعب العلاج که از انجام وظیفه باز می‌دارد و یا

بیماری غیر قابل درمان مبتلا باشند، و اطمینان حاصل شود که وجود کودک نزد آنان، او را نیز در معرض این بیماری قرار می‌دهد، در این‌جا اختلاف است برخی از فقهای امامیه فرموده‌اند:
بر اساس اطلاق آیۀ {لا تضار ولاده بولدها و لا مولود له لولده} و روایت« نفی ضرر لا ضرر و لا ضرار»،162 این گونه افراد شایستگی حضانت ندارد.163
اغلب مبتلایان به گونه بیماری‌ها توان اداره امور خود را نداشته و نیازمند سرپرست هستند، در نتیجه بطور طبیعی توان اداره و رسیدگی به امور کودک را نخواهند داشت. بنابراین این دسته افراد از دو جهت شرایط لازم برای بر‌خورداری از حق حضانت را ندارند: هم از این جهت که با قرار گرفتن کودک نزد این افراد، سلامت جسمانی کودک در معرض خطر قرار می‌گیرد، و آیۀ شریفه آن را نفی کرده است، و هم از آن جهت که فاقد توانایی کافی برای انجام دادن این امر مهم هستند.164
و برخی دیگر گفته‌اند که حق حضانت ساقط نمی‌شود چه بر خلاف اطلاق ادله است و به علاوه ضرر به طفل به
جهت امکان نایب گرفتن در حضانت قابل رفع است.165
می‌توان گفت اصل، بر بقای حضانت است و دلیل خاصی بر سقوط حضانت والدین به صرف مبتلا شدن به یک بیماری واگیر‌دار نیست. البته باید میان بیماری مسری و بیماری مزمن تفاوت گذاشت، در بیماری مسری تا هنگامی که مادر سلامت خود را به دست نیاورده است، نمی‌توان کودک را به او سپرد؛ اما در بیماری مزمن باید به این نکته توجه کرد که میزان تأثیر آن در توان نگهداری مادر چقدر است؟
اگر مادر مبتلا به بیماری مزمنی چون برخی از انواع سرطان‌ها است که مانع از انجام وظیفه او در نگهداری کودک نیست، هر چند مادر برای این منظور در کنار خود از فرد دیگری نیز کمک بگیرد، حضانت او همچنان باقی است؛ اما اگر این بیماری به گونه ای است که نمی‌گذارد مادر به وظیفه خود عمل کند، بلکه دیگری می‌باید عهده‌دار انجام آن شود، تردیدی نیست که نمی‌توان کودک را نزد مادر رها کرد، چرا که اطلاق روایات حضانت منصرف به جایی است که مادر عهده‌دار انجام وظایف مربوط به نگهداری از کودک خود است و به عبارت دیگر، قدر متیقن از حضانت مادر جایی است که مادر قادر به انجام وظایف خود است به ترتیبی که سلامت روحی- جسمی کودک به خطر نمی‌افتد.166
البته در مورد ابتلا به بیماری‌های مهم، دادگاه می‌تواند ب
ا رعایت مصلحت طفل، حضانت را به شخص دیگری واگذار کند.167

2. 2. 2. شرایط ویژه مادر
برای مادری که می‌خواهد حضانت کودک را به عهده بگیرد سه شرط ذکر شده است، که البته همه فقها در مورد این شرایط اتفاق نظر ندارند.

1. 2. 2. 2. فارغ بودن از حقوق زوجیت
از جمله شرایط اختصاصی مادر برای بر عهده گرفتن نگهداری کودک خود، این است که نباید در خلال این مدت ازدواج کند.
فقها برای اثبات این شرط به دلایلی استناد کرده اند که عبارتند از:
الف) روایات
هنگام بررسی نظر شیخ صدوق درباره حضانت مادر روایاتی که موضوع آن‌ها ازدواج مادر بود را بیان کردیم، اکنون به شکلی گذرا همان را بازگو می‌کنیم.
روایت داود رقی: زن آزاده‌ای که با برده ای ازدواج کرده و پس از آن‌که چند بچه به دنیا آورد، شوهرش او را طلاق داد زن حاضر نشد به پای فرزندان خود بنشیند و ازدواج کرد هنگامی که شوهر سابقش از ماجرا با خبر شد، تصمیم گرفت با این استدلال که من پس از ازدواج کردن تو، سزاوارتر به فرزندان خود هستم، فرزندانش را از او بگیرد؛ امام صادق(ع) فرمود: برده تا زمانی که آزاد نشده است؛ حق ندارد فرزندان خود را از مادرشان جدا کند ، حتی اگر مادر ازدواج هم کرده باشد، مادر سزاوارتر به فرزندان خود است مادامی که پدر برده است، هر گاه پدر آزاد شد ، سزاوارتر به فرزندان خود است از مادرشان.
«عَن إمرأهٍ حُرَّهٍ نَکَحَت عَبداً فَأولَدَها أولاداً، ثُمَّ إنّهُ طَلَقَها فَلَم تَقَم مَعَ وَلَدِها وَ تَزوّجَت ، فَلَمّا بَلَغَ العَبدَ إنّها تَزَوّجَت فَأرادَ أَن یَأخَذَ وَلَدِهِ مِنها وَقالَ : أنا أَحَقّ بِهم مِنکِ إن تزَوّجَتِ، فَقالَ لَیسَ لِلعَبدِ أن یَأخُذَ مِنها وَلَدِها وَإن تَزوّجَت حَتّی یَعتِقَ ، هِیَ أحَقُّ بِوَلَدِها مِنهُ مادامَ مَملوکاً فإذا اعتق فهو أحق بهم منها»168
روایت حفص بن غیاث:
«عَن رَجُلٍ طَلَقَ و بَینَهُما وَلدٌ، أیُّهُما أحَقُّ بّهِ؟ قالَ: المَرأهُ ما لَم تَتَزَوَّج»169

مردی با داشتن فرزند ازهمسر خود جدا شد، کدامیک سزاوارتر هستند به آن فرزند؟ فرمود: زن مادامی که ازدواج نکند.
مرسله منقری:
« عَن رَجُلٍ یَطلُقُ إمرَأتِهِ وَ بَینَهما وَلَدٌ، أیّهما أحَقّ بُالوَلَدٍ؟قالَ: اَلمَرأَهُ أحَقُّ بِالوَلَدِ مالَم تَتَزوّج». 170
مردی زن خود را در حالی که از او فرزندی داشت، طلاق داد، کدام یک سزاوارتر به آن فرزند هستند؟ فرمود: زن سزاوارتر به نگهداری از کودک خود است مادامی که ازداواج نکند.
روایت عبدالله بن عمر بن العاص:
«إنّ إمرَأهً قالت : یا رسول الله (ص) إِن اتنی هذا، کانَ بَطنی لَها وِعاءٌ وَ حِجری لَها حواء و ثُدیی لَه ُسِقاءٌ إن أباهُ طَلَقَنی وَزَعَمَ أنّهَ یَنتَزِعُهُ مِنّی؛ فَقالَ النّبی(ص): أنتَ أحَقّ بِهِ ما لَم تَنکِحی».171
زنی به پیامبر گرامی اسلام فرمود: این فرزند من است، شکم برای او چون ظرف و خانه‌ام چون حریم و سینه‌ام آشامیدنی گاه او بود، پدرش مرا طلاق داده است و گمان کرده که می‌تواند او ا از من جدا کند؛ پیامبر فرمود: تو سزاوارتر به کودک خود هستی مادامی که ازدواج نکرده‌ای.
روایت ابو هریره:
«الاُمّ أحَقُّ بِحِضانَت إبنِها ما لَم تَتَزَوّجَ».172 مادر سزاوارتر به نگهداری فرزند خود است مادامی که ازدواج نکند.
زیرا روایت سلیمان بن داود منقری به خاطر مردد بودن راوی آن بین حفص بن غیاث و فرد دیگری (سلیمان بن داود المنقری عن حفص بن غیاث أو غیره) از نظر سندی اعتباری ندارد.173
روایت مرسله سلیمان بن داود منقری، نیز به واسطه ارسال ضعیف است؛ روایت عبد الله بن عمرو بن العاص گر چه در جوامع روایی شیعه تنها در عوالی اللئالی نقل شده و روایات این کتاب به واسطه مشیخه‌ای که ابن ابی جمهور احسایی در اول کتاب بیان کرده است از حد ارسال خارج شده ، معتبر است ولی این روایت به خاطر عدم توثیق بلکه تفسیق عبدالله بن‌عمرو بن‌العاص حجت نیست؛ روایت ابوهریره نیز فاقد سند بوده، مستند آن تنها نقل عامه است که حجیت نخواهد داشت.174

از بین روایات، تنها روایت داود رقی از نظر سندی معتبر است، شهید ثانی این روایت را صحیحه دانسته،175 علامه حلی نیز گفته که اقوی عمل کردن به روایت داوود رقی است.176
در روایت داوود رقی، امام(ع) در مقام پاسخ دو مطلب را یاد‌آور می‌شوند: اول: مادر اولویت دارد به نگهداری کودکش، حتی اگر ازدواج کند، در صورتی که پدر برده باشد، دوم: پدر اولویت دارد به اداره زندگی کودکش اگر از بردگی رهایی یابد. گر چه مانع بودن ازدواج مادر از حضانت کودک در سوال راوی امری مسلم دانسته شده است، ولی چون فهم اشخاص نمی‌تواند ملاکی برای حکم الهی باشد، ناگزیر باید تنها به پاسخ امام(ع) مراجعه کرد. امام(ع) در پاسخ خود بحثی از مانعیت ازدواج مادر به میان نمی‌آورند، بلکه تنها به این مطلب اشاره می‌کند که بردگی پدر مانع از به عهده گرفت حضانت کودک است؛ اما بعید نیست بگوییم از نظر امام(ع) نیز مانع بودن ازدواج مادر، مسلم بوده است؛ زیرا جمله «و ان تزوجت حتی یعتق» به خوبی بر‌ این مطلب دلالت می‌کند که ازدواج گرچه مانعی برای بدست گرفتن حضانت کودک توسط مادر است، ولی بردگی پدر نیز مانعی از سپردن کودک به اوست و چون مانعیت بردگی پدر قوی‌تر از مانعیت ازدواج مادر است، کودک هم‌چنان نزد مادر خود باقی می‌ماند و با از بین رفتن مانع قوی تر یعنی بردگی پدر، کودک به او سپرده می‌شود.
بنابراین اگر مادر در خلال هفت سا
ل نخست زندگی کودک خود، ازدواج کند، این ازدواج موجب از بین رفتن حق او در نگهداری از کودکش می‌شود.177
ب) اتفاق فقها (اجماع): مرحوم شهید ثانی مدعی اتفاق فقهای شیعه بر مانع بودن ازدواج مادر از بر عهده گرفتن حضانت کودک خود است.178
نمی‌توان به این اجماع به عنوان دلیل مستقل استناد کرد؛ چر ا که بعید نیست دلیل چنین ادعایی روایات وارده در این باب باشد، بنابراین، این اجماع معلوم یا محتمل المدرک است179.
ج) بازماندن از وظایف مادری: وقتی که مادر با مرد دیگری ازدواج می‌کند موظف است تمام وقت خود را برای برآوردن حقوق شوهرش کند؛ طبیعی است در این صورت دیگر قادر نخواهد بود که به وظایف مادری خود در نگهداری از کودکش عمل کند.180
به نظر این دلیل نمی‌تواند مانعی ازبر عهده گرفتن نگهداری کودک باشد؛ زیرا حقوق شوهر به گونه ای نیست که نگذارد زن هیچ کار دیگری را انجام دهد، به خصوص که اگر این کار مادر با اجازه و رضایت شوهر دوم او انجام شود.181
م 1170ق.م این امر را تصریح کرده و فرض این است که گرفتاری‌های ناشی از

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *