دانلود پایان نامه ارشد با موضوع منابع سازمان، کسب و کار، فناوری اطلاعات، سیستم اطلاعاتی

al., 2010; Youngberg et al., 2009; Cebeci, 2009)
2-8-4) مشکلاتی که به علت تغییر و تبدیل سیستم پیشین سازمان به سیستم جدید رخ می دهد (Merode et al., 2004)
2-8-5) کارکنان سازمان توانایی و تمایل به ارتقای سیستم فعلی سازمان ندارند (Merode et al., 2004)
2-8-6) استقرار دهندگان سیستم آگاهی کافی از اطلاعات موجود در هر بخش از سازمان ندارند (Merode et al., 2004)
2-8-6) سیستم تنها برای پاسخ گویی به فرایندهای ثابت و روتین طراحی شده است (Merode et al., 2004)
2-8-7) تغییرات مورد نیاز در فرآیندهای تجاری، بالاتر از حد تصور بوده است (Motwani et al., 2005; Berchet and Habchi, 2005; Al-Mashari et al., 2003)
2-8-8) فقدان تمرین و آموزش کافی پرسنل سازمان (Motwani et al., 2005)
2-8-9) عدم تطابق کارکردهای ارائه شده توسط سیستم و نیازمندی های واقعی سازمان (Wu et al., 2007; Wu et al., 2008; Sheu et al., 2004; Momoh et al., 2010; Chou and Chang(a), 2008; Sohrabi and Jafarzadeh, 2010; Andersson and Wilson, 2011; Ehie and Madsen, 2005; Merode et al., 2004; Basoglu et al., 2007; Cebeci, 2009)

به طور کلی می توان گفت که پیاده‌ سازی سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمان همواره با ریسک روبرو می‌باشد. علت این مساله در این است که خرید یک سیستم برنامه‌ریزی منابع سازمان به تنهایی نمی‌تواند جوابگوی کلیه نیازهای یک سازمان باشد و سازمان ناچار است تا حجم بالایی از فرآیندهای خود (حتی فرایندهایی که دارای مزیت رقابتی برای سازمان هستند) را مورد بازنگری قرار داده و تغییر دهد تا بتواند از سیستم برای انجام فعالیت های خود بهره مند گردد. در مواردی نیز سازمان ناچار به تغییر سیستم بر اساس فرآیندهای خود است که این مسئله سبب می شود تا سازمان با هزینه بالایی مواجه شده و فرآیند استقرار سیستم با تاخیر رو به رو شود. به علاوه به علت ماهیت یکپارچه این سیستم، سفارشی‌ سازی فرآیندهای آن باعث می‌شود تا هزینه خرید و نصب سیستم به میزان زیادی افزایش یابد. اما منافع حاصل از پیاده سازی موفق این سیستم چنان است که سازمان ها را ترغیب به راه اندازی این سیستم می نماید.
2-9) ضرورت استقرار سیستم برنامه ریزی منابع سازمان
سازمان ها در دنیای تجاری امروز، نیازمند برنامه ریزی برای منابع سازمانی خود در تمام سطوح مدیریتی هستند. با توجه به روند رو به گسترش جهانی شدن، پیشی گرفتن عرضه بر تقاضا و افزایش رقابت در بازارهای جهانی، سازمان ها ناگزیر به پیوستن به بازارهای جهانی خواهند بود و برای انجام این کار وجود آمادگی لازم از جهات مختلف امری ضروری به نظر می رسد. از مهم ترین ابزارهای مورد استفاده جهت کسب این آمادگی می توان به عامل فناوری اطلاعات و ارتباطات اشاره کرد که به عنوان اصلی ترین زیر ساختار مورد نیاز به شمار می رود. از این رو لازم است تا سازمان های مختلف با سرمایه گذاری در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات تلاش کنند تا به مزیت رقابتی دست یابند. یکی از ابزارهای مهم فناوری اطلاعات و ارتباطات که نقش مهمی در یکپارچگی اطلاعات و عملیات موجود در سازمان ها دارد و امکان پیوستن به بازارهای جهانی را فراهم می سازد، سیستم برنامه ریزی منابع سازمان است که در حال حاضر به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای برنامه ریزی و مدیریت در جهان مطرح شده است. سیستم برنامه ریزی منابع سازمان با پوشش دادن شکاف های اطلاعاتی در سراسر سازمان، فعالیت های اساسی آن را بهبود می دهد و بستر لازم برای یکپارچه کردن کامل بخش ها و واحدهای سازمان را فراهم می آورد و از اهداف سازمان پشتیبانی می نماید. بدین ترتیب، قابلیت سازگاری سازمان در محیط های درحال تغییر، و توانمندی آن در واکنش سریع به نیازهای تغییریافته و جدید، افزایش می یابد. این بدان معنی خواهد بود که بخش قابل ملاحظه ای از سرمایه گذاری سازمان ها در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات به سمت پروژه خرید و نصب سیستم برنامه ریزی منابع سازمان گرایش پیدا خواهد کرد. بر این اساس محققین باید تلاش های خود را در زمینه توسعه چارچوب ها و روش های مناسب استقرار موفق این سیستم دنبال نمایند (Kakouris and Polychronopoulos, 2005).
استقرار به معنی فرایندی است که با تصمیم از سوی مدیریت جهت نصب یک سیستم اطلاعاتی سازمانی آغاز می گردد و زمانی خاتمه می یابد که سیستم به عنوان یک جز کامل از سیستم اطلاعاتی سازمان کار می کند. استقرار سیستم عبارت است از فرایند توسعه موارد کسب و کار و برنامه ریزی پروژه، پیکربندی و نصب بسته نرم افزاری و بهبود فرایند های کسب و کار. مطالعه ادبیات موضوع نشان می دهد که تنها بخشی از سازمان های بزرگ قادر به نصب موفقیت آمیز این سیستم هستند و بسیاری از سازمان ها در استقرار سیستم برنامه ریزی منابع سازمان با شکست مواجه می شوند (Sanchez et al., 2009; Malhotra and Temponi, 2010; Enquist and Juell-Skielse, 2010). چرا که استقرار سیستم برنامه ریزی منابع سازمان از جهات بسیاری با استقرار سایر سیستم های اطلاعاتی متفاوت است. بر خلاف سایر سیستم ها استقرار این سیستم نیازمند تمرکز بر فرایندهای کسب و کار و منابع انسانی به جای توجه به مسائل فنی و سیستمی است. علت این امر در تغییرات وسیع ایجاد شده در جریان کار، ساختار سازمانی، فرهنگ سازمان، روش انجام کار افراد سازمان و رویه های مدیریت است که سبب می شود تا سازمان در موقعیت مناسبی برای کسب منافع حاصل از استقرار سیستم نباشد. همچنین فرایندهای کسب و کار و سیستم نیز در خلال استقرار سیستم می توانند تغییر کنند که سبب می شود تا منافع مشاهده شده و مورد انتظار از سیستم به سختی برای سازمان قابل ادراک باشد (Kumar et al., 2003; Vandaie, 20008; Sawah et al., 2008; Yusuf et al., 2004; Hallikainen e
t al., 2009; Botta-Genoulaz and Millet, 2005). لذا مدیریت باید به صورت مستمر ارزیابی دقیق از سیستم داشته باشد تا تعیین کند که آیا استقرار سیستم موفقیت آمیز بوده است یا خیر (Zhang et al., 2005; Ptak, 2004). بنابر این از آن جا که روز به روز بر تعداد سازمان هایی که اقدام به نصب این سیستم می نمایند افزوده می شود، تحقیقاتی در حوزه نصب و استقرار آن ها جهت کاهش احتمال شکست و افزایش موفقیت آن صورت گرفته است (Ifinedo, 2008; Kayas et al., 2008). بر این اساس متغیرهای متعددی که در این تحقیقات جهت ارزیابی موفقیت استقرار سیستم بیان گردیده است، در ادامه تشریح خواهند شد.

2-10) عوامل اثر گذار بر موفقیت استقرار سیستم برنامه ریزی منابع سازمان
در دهه گذشته، سازمان های بسیاری تلاش کرده اند تا سیستم برنامه ریزی منابع سازمان را به طور موثر پیاده سازی کنند؛ لیکن به دلیل عدم درک درست روش های موثر استقرار و پیاده سازی سیستم، بسیاری از آن ها با شکست مواجه شدند (Momoh et al. ,2010). بطور کلی باید گفت اجرای موفقیت آمیز پروژه استقرار سیستم برنامه ریزی منابع سازمان وظیفه ای مشکل و پیچیده است به این دلیل که منجر به افزایش پیچیدگی های محیط کسب و کار و بروز تغییرات وسیعی در سازمان خواهد شد که نیاز به مدیریت دقیق جهت دستیابی به منافع مورد نظر را به همراه خواهد داشت. با توجه به این که پیاده سازی چنین پروژه ای از نظر مالی، زمانی، محدوده عملیاتی و منابع مورد نیاز، خطیر به شمار می رود؛ لذا پیش از اجرای آن باید از منظرهای مختلف مورد ارزیابی قرارگیرد یا به عبارتی امکان سنجی دقیقی صورت گیرد تا احتمال موفقیت پیاده سازی این سیستم را برای سازمان افزایش دهد. با این حال، بسیاری از سازمان ها نصب و استقرار سیستم برنامه ریزی منابع سازمان خود را با عجله و بدون درک کامل کاربردهای سیستم برای کسب و کار خود و یا نیازمندی های سازمان خود انجام می دهند. در نتیجه، تجزیه و تحلیل دقیق عوامل موثر در پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمان و اهداف استراتژیک کسب و کار جهت اندازه گیری و ارزیابی منافع و ارزش سیستم برای سازمان، باید پیش از انجام چنین پروژه ای به دقت در نظر گرفته شود (Cebeci, 2009; Yazgan et al., 2009; Karsak and O¨ zogul, 2009; Samaranayake, 2009; Malhotra and Temponi, 2010; Calisir and Calisir, 2004).
با توجه به ماهیت پویای سیستم برنامه ریزی منابع سازمان، موفقیت استقرار آن بر اساس مجموعه ای از عوامل موفقیت در مراحل آغازین پروژه، در طول دوره پیاده سازی و پس از پیاده سازی سیستم سنجیده می شود (Samaranayake, 2009; Liang and Xue ,2004). برای دست یابی به یک تعریف مشترک و واحد از موفقیت استقرار سیستم سیستم برنامه ریزی منابع سازمان، لازم است در ابتدا به بیان و تشریح واژه موفقیت بپردازیم. در ادبیات موضوع، واژه “موفقیت” مترادف با اثر بخشی بیان می شود. واژه اثربخشی نیز به میزانی که یک سیستم اطلاعاتی برای دستیابی به اهداف سازمانی موثر واقع شده اطلاق می گردد (Ifinedo et al., 2010; Ke and Wei, 2008). موفقیت سیستم به دو شیوه قابل بررسی می باشد. یکی استفاده از پارامترهای ملموس که در قالب متغیرهای مالی نظیر هزینه و سود بیان می گردد و دیگری در قالب متغیرهای غیر ملموس نظیر رضایت کاربر، افزایش سرعت پاسخ گویی به مشتری، تسهیم اطلاعات، افزایش انعطاف، افزایش بهره وری و سودآوری و در نهایت دست یابی به اهداف مورد نظر (Dezdar and Ainin, 2011; Ifinedo, 2008). به طور کلی می توان گفت موفقیت استقرار این سیستم به هدف سازمان از استفاده از سیستم بستگی دارد. بر این اساس استقرار این سیستم در صورتی موفقیت آمیز است که منجر به کاهش نیروی انسانی سازمان،کاهش هزینه فناوری اطلاعات، کنترل موجودی بهتر، میزان قابل توجهی بازگشت سرمایه، بهبود سفارشات و مدیریت نقدینگی سازمان، افزایش توانایی مدیریت در پاسخ گویی به تغییرات محیطی و مدیریت ریسک های پیش روی سازمان که نشات گرفته از عدم اطمینان تکنولوژیکی و اجتماعی هستند و در نهایت دستیابی به بازگشت سرمایه مورد انتظار، گردد (Wang et al., 2008; Chan and Vasarhelyi and Allesd, 2005; Ptak, 2004; Wu et al., 2008; Yusuf et al., 2006). به علاوه موفقیت سیستم می تواند از دید ذی نفعان مختلف پروژه متفاوت باشد (Liang and Xue ,2004). به عنوان مثال موفقیت سیستم از دید ذی نفعان متفاوت به شرح ذیل تعریف می شود:
• از دید استقرار دهنده سیستم: پایبندی به تعهدات پیش بینی شده و برای اهداف خاص عملکردی
• از دید کاربر نهایی سیستم: سیستم باید عملکرد کاری را بهبود دهد
• از دید مدیریت: سیستم باید به صورت موثر و کارا اهداف سازمان را پشتیبانی نماید و منجر به بهبود عملکرد سازمان گردد
• از دید مدیر پروژه: سیستم در زمان مقرر و با بودجه پیش بینی شده اتمام گردد (Bernroider, 2008; Dezdar and Ainin, 2011; Zhang et al., 2005; Ifinedo, 2008; Ke and Wei, 2008)

بنابراین استقرار موفق این سیستم نیازمند یک تفکر استراتژیک، برنامه ریزی دقیق و ارتباط با تمامی واحدهای سازمان است و پیش از نصب سیستم، باید مناسب بودن و قابلیت استقرار آن سیستم برای سازمان مجری بر اساس مجموعه ای از پارامترها و متغیرها، مورد سنجش قرار گیرد. به عبارت دیگر، برای موفقیت پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمان، مسائلی نظیر شناسایی توانمندی های سیستم، یافتن اهمیت یکپارچگی، انتخاب یک سیستم مناسب، درک درستی از عوامل بحرانی موفقیت سیستم و ارزیابی عملکرد سیستم، شناسایی انگیزه ها و نیازمندی های سازمان مهم به شمار می رود. به همین منظور آگاهی از عوامل بحرانی موفقیت این سیستم برای دستیابی به حداکثر منافع و اهداف سازمان از نص
ب سیستم ضروری می باشد (Al-Mashari et al., 2003; Ke and Wei, 2008; Sanchez et al., 2009; Wu, 2011; Yusuf et al., 2006). بنابراین این عوامل می توانند تاثیر مثبتی در پروژه پیاده سازی سیستم داشته باشند و نبود آن ها می تواند تاثیر مخربی داشته باشد (Tsai et al., 2011; Dezdar and Ainin, 2011; Ptak, 2004). نکته مهمی که

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *