دانلود تحقیق در مورد نوروسایکولوژی

دانلود پایان نامه

) که دلیل آن را ناشی از تعارضات و تحولات سیاسی می داند و او دریافت که کشور هایی که در جنگ جهانی شکست خوردند در روان رنجورخویی بالا بودند و از سال 1965 آنها به حد طبیعی برگشتند . برونگرایی که آنها به عنوان یک وسیله اندازه گیری شادمانی قرار دادند در آمریکا ، استرالیا و کانادا بالا بود برونگراها به احتمال بیشتری مهاجرت می کنند و با همدیگر در کشورهای زیادی دیده می شوند .

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ترایندیس (2000) ، معتقد است که عوامل خاص فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی نیز در تعیین شادکامی نقش مهمی بازی می کنند . در مطالعه بین فرهنگی همواره بین سلامت ذهنی و زندگی در دموکراسی پایدار و عاری از ستم سیاسی و تعارض نظامی رابطه مثبت به دست آمده است ، ( آرجیل ، ترجمه : انارکی و همکاران ، 1382 ) .
داینر و همکاران ( 1975 ؛ به نقل از آرجیل ، ترجمه : انارکی وهمکاران ،1382) از اندازه گیری های سنتی فردگرایی استفاده کردند که شامل درجه بندی فردگرایی ، جمع گرایی کشورها توسط ترایندیس بود . آنها دریافتند که همبستگی با سلامت ذهنی 77/0 وجود دارد . به طوری که هر دو درآمد و فردیت قویاً باهم همبستگی دارند و احتمالا علت ذهنی سلامت است.
وین هوون (2000) نشان داد که اگر درآمد ثابت باشد ، همبستگی شادکامی متوسط با فردیت از 55/0 به 5/0 کاهش می یابد . به هر حال وین هوون دریافت که اگر ملیت های ثروتمند و فقیر را از یکدیگر جدا کنیم همبستگی با شاکامی برای ملیت های ثروتمند کشورهایی که کامیاب هستند و آزادی فردی در آنجا به بهترین نحو است ، مثبت و برای کشورهای فقیر منفی است ، ( وین هوون ، 2006 ) .
فرهنگ های که در آنها برابری اجتماعی وجود دارد میانگین یا متوسط سطح سلامت ذهنی بسیار بالاتر است . سلامت ذهنی در فرهنگ های فردگرا بیشتر از فرهنگ های جمع گرا است ، ( کار ، ترجمه : شریفی و همکاران ، 1385 ) .
داینر و همکاران (1999 به نقل از آرجیل ، ترجمه: انارکی و همکاران ،1382) در جوامع جمع گرا رضایت از زندگی با هنجارهای ارزش گذاری بر این متغییر همبستگی دارد (35/0) در صورتی که در فرهنگ های فردگرا این طور نیست ؟ (16/0) . به طور واضح برخی از تفاوت ها ی فرهنگی در مورد احساس مانند رضایت می تواند در مفاهیمی از این هنجارهای فرهنگی تبیین شود .
لوتز ( 1988 ؛ به نقل از آرجیل ، ترجمه : انارکی و همکاران ، 1382 ) می گوید مکان هایی وجود دارد که شادکامی کتمان می شود . در این فرهنگ ها شادمانی از لحاظ اجتماعی قابل پذیرش نیست زیرا این ها فکر می کنند که وقتی افراد با خودشان لذت می برند ممکن است خودنمایی به نظر برسد . دیگران عصبانی می شوند و شخصی که شاد بوده مضطرب می شود .
شادمانی نیز با جنبه های مهمی از نهادهای دولت ارتباط دارد . در دولت هایی که به رفاه عمومی توجه دارند ، در کشورهایی که نهاد های عمومی به نحو موثر عمل می کنند و در جاهایی که بین شهروندان و اعضای دیوان سالاری روابط ارضاکننده وجود دارد ، سلامت ذهنی بالاتر است ، ( وست ؛ ترجمه : شهیدی و شیر افکن ، 1387 ) .

محیط و شاد کامی :
پژوهش نشان داده اند بسیاری از عوامل زیست محیطی چون آب و هوا و موقعیت جغرافیایی در خلق انسان موثر است . عواملی چون محیط سبز ، پایین بودن رطوبت هوا ، باز بودن فضا وجود آب و به طور کلی وجود آب و هوای معتدل باعث افزایش احساسات مثبت در انسان می شود . همچنین امکانات رفاهی در منزل مثل متراژ بالای خانه ، وجود تسهیلات رفاهی و به طور کلی کیفیت خانه در افزایش خلق مثبت به خصوص شادی موثر است ، ( کار ، 2004 ؛ به نقل از شهیدی : 1389 ) .
پاریچ و همکاران (1991) معتقدندکه داشتن احساسات مثبت قوی با زندگی در محیط طبیعی به جای محیط های مصنوعی همبسته است . ساکنان مکان های جغرافیایی که دارای فضای سبز ، آب و چشم انداز گسترده است ، احساس مثبت را گزارش می کنند ، ( کار ، 2004 ؛ به نقل از شهیدی : 1389 ) .
کانیگهم ، ( 1979 ؛ به نقل از کار ، ترجمه : شریفی و همکاران ، 1385 ) ، می گوید آب و هوای خوب ، خلق مثبت را القا می کند . زمانی که آفتاب می درخشد ، هوا گرم است ولی نه زیاد گرم ، میزان رطوبت پایین است ، مردم خلق مثبت تری را گزارش می کنند و اما در هر حال مردم خود را با شرایط آب و هوایی نامطلوب سازگار می کنند و در تمام ملت ها بین شرایط اقلیمی و رتبه بندی های شادمانی ملی همبستگی وجود ندارد . اندروز ویتنی ( 1976 ؛ کمیل و همکاران ، 1976 ؛ به نقل از کار ، ترجمه : شریفی و همکاران ، 1385 ) ، بین کیفیت مسکن و رضامندی از زندگی همبستگی متوسطی به دست آوردند . نماینگرهای کیفیت مسکن عبارتند از مکان جغرافیایی ، اتاق بر حسب اندازه افراد ، اندازه اتاق ، وجود گرمایش . با وجود این انسان ظاهرا به این عوامل زیست محیطی نیز عادت می کند و هر چند تفاوتهایی میان مردم کشورهای مختلف مشاهده شده ولی هیچ یک از این خصوصیات تاثیر معنی داری بر شادی فراگیر افراد نداشته است ، (کار ، ترجمه : شریفی و همکاران ، 1385 ) .
وضیعت جسمانی و شادمانی :
ورزش و تمرین های بدنی به حالت های خلقی مثبت می انجامد اما پیوند میان سلامت جسمانی و شادمانی بسیار پیچیده است دینرو و همکاران (1999) عنوان می کنند در حالی که رتبه بندی های ذهنی از سلامت شخصی با شادمانی همبستگی دارد ، رتبه بندی های سلامت عینی توسط پزشکان این همبستگی را نشان نمی دهد مگر در مواردی که افراد به شدت ناتوان باشند ، ( شهیدی ، 1389 ) .
ویزنبرگ و همکاران ( 1998 ) ، معتقدند که رتبه بندی های ذهنی از سلامت شخصی از صفات شخصیتی مانند روان رنجورخویی و راهبردهای کنار آمدن انکار یا چارچوب بندی مجدد بیشتر از سلامت جسمانی عینی متاثر است ، در افرادی که سطح روان رنجوری بالاست ممکن است از ضعف سلامت خود به شدت شکوه داشته باشند ، اما پزشکان آن ها از لحاظ جسمانی سالم ر تبه بندی می کنند . برعکس ، شخصی که پزشک او را کاملاً بیمار می داند ممکن است گزارش کنند که احساس کاملاً خوبی دارد زیرا این افراد ضعف سلامت جسمانی شان را انکار یا چارچوب بندی مجدد می کنند . همچنین هیجان های مثبت به ما امکان می دهد تحمل خود را در برابر درد افزایش دهیم ، ( شهیدی ، 1389 ) .
به جز افرادی که به شدت ناتوانند ، بیشتر مردم با مشکلات سلامت خود نسبتا سریع سازگار می شوند و خود پنداره از سلامت خود را پرورش می دهند که با سطح شادمانی آن ها همسو است به هر حال مجموعه ای از شواهد فزاینده وجود دارد که نشان می دهد شادمانی می تواند از طریق تاثیر گذاری در سامانه ایمنی برسلامت موثر باشد . سامانه ایمنی افراد شاد موثرتر از افراد ناشاد کار می کند . وضعیت جسمانی و میزان سلامتی فردی که شامل فعالیتهای سالم برای حفظ تندرستی چون تغذیه مناسب و فعالیت بدنی کافی و نیز وضعیت دلخواه ظاهری بدن و سلامت مزاجی در شادکامی فرد تاثیر دارد ، ( شهیدی ، 1389 ) .
سارافینو (ترجمه : احمدی و همکاران ، 1384 ) ، معتقد است که ورزش در کوتاه مدت حالتهای خلقی مثبت را القا می کند ورزش منظم بلند مدت به شادکامی منجر می شود. اثرهای کوتاه مدت ورزش از این واقعیت ناشی می شود که اندروفین ، مواد شیمیایی شبیه مورفین را در مغز تولید می شود را رها می سازد . شادکامی افزوده بلند مدت حاصل از ورزش به این واقعیت بر می گردد که ورزش منظم افسردگی و اضطراب را کاهش و سرعت و دقت در کار را افزایش می دهد و سطح خودپنداره را بالا می برد ، ( کار ؛ ترجمه : شریفی و همکاران ، 1385 ) .
تفریح و شادکامی:
تفریح می تواند افراد را شاد کند و از آنجا که تفریح برخلاف ارتباطات ، شغل و شخصیت ما تحت کنترل ماست و به راحتی می تواند تغییر کند اهمیت زیادی دارد ، ( آرجیل ، ترجمه : انارکی و همکاران ، 1382 ) .
لو و آرجیل (1994) در یافتند که بزرگسالان انگلیسی که فعالیت های تفریحی جدی داشتند از افرادی که این فعالیت ها را نداشتند شادتر بودند . اگر چه آن ها این فعالیت ها را پر استرس و چالش بر انگیز یافتند ، ( آرجیل ، ترجمه : انارکی و همکاران ، 1382 ) .
مردم در ایام تعطیل خلق مثبت بیشتر و تحریک پذیری کمتری را گزارش می کنند. زمینه یابی ها نشان داده اند که عضویت در گروه های تفریحی و ورزشی ، کارهای داوطلبانه در امور خیریه یا ورزش توام با سوخت و ساز همه جانبه ، سطح سلامت را افزایش می دهد . علت آن است که عضویت در چنین گروه هایی تعامل با دیگران ، اغلب در یک بافت فرهنگی کوچک را شامل می شود که آداب و رسوم ، ارزش ها ، فعالیت و روابط اجتماعی خاص خود را دارد ، ( کار ، ترجمه : شریفی و همکاران ، 1385 ) .
بعضی از انواع تفریحات ،اثر قابل ملاحظه ای بر بهداشت روان خصوصا افسردگی دارند . تمرینات جسمانی ممکن است درمان خوبی برای بعضی از انواع افسردگی باشند تمرینات جسمانی همچنین برای اضطراب و کاهش تنش مفید هستند . این موضوع می تواند ناشی از خلق مثبت آرامش ایجاد شده به وسیله تمرینات جسمانی باشد . موسیقی به عنوان شکلی از درمان برای آرام کردن بیماران بکار می رود . حمایت اجتماعی خصوصا همراهی در تفریحات مشترک برای بهداشت روانی خوب است زیرا از استرس جلوگیری می کند . این موضوع می تواند از طریق هیجان های مثبت باشد یا به وسیله فرایند شناختی ایجاد احساس موفقیت باشد ، ( آرجیل ، ترجمه : انارکی و همکاران ، 1382 ) .
آرجیل (2001) معتقد است استراحت ، آرامش ، غذای خوب و فعالیت های مربوط به فراغت ، همگی اثرات کوتاه مدت مثبت بر شادمانی دارند . فعالیت های تفریحی گروه مدار می تواند با تامین برخی نیازها مثل نیاز به محبت و نوع دوستی ، نیاز به اجرای خودمختار فعالیتهای ماهرانه ، نیاز بر هیجان و نیاز بر هیجان و نیاز به رقابت و پیشرفت ، شادکامی را افزایش دهد ، ( آرجیل ، ترجمه : انارکی و همکاران ، 1382 ) .
2-5-نقش شادی در سیر تکاملی بشر:
دانیل گیلبرگ ، استاد روان شناختی اجتماعی در دانشگاه هاروارد در کتاب پر فروش خود تحت عنوان (برخورداری اتفاقی با شادی ) بیان می کند که یکی از شاخص های تکاملی نوع بشر ، افزایش قابل ملاحظه وزن مغز انسان است . به طوری که مغز انسان هوموسابین امروز تقریبا سه برابر انسان هوموهابیلس است که حدود دو میلیون سال پیش می زیسته این روند تکاملی تنها وزن مغز انسان نیست بلکه در مدت زمان یاد شده ساختارهای جدیدی نیز در مغز انسان شکل می گیرد . یکی از این ساختارها قطعه پیش پیشانی است که در طول زمان و به تدریج در مغز انسان شکل می گیرد . کار این ساختار در انسان بسیار جالب است ، این بخش مهم مسئول ( شبیه سازی ) تجربه های انسانی است ؛ به عبارت دیگر یکی از توانمندیهای مهم بشر ، یعنی تصور کردن موقعیت ها بدون اینکه الزاما فرد آن موقعیت را تجربه کرده باشد ، از کارکرد های این بخش از مغز محسوب می شود. نکته قابل توجه در تجزیه و تحلیل گیلبرگ این است که از دیدگاه وی این دستگاه شبیه سازی در مغز همیشه دقیق کار نمی کند . بسیاری از باورها و ارزش های انسان ها در حقیقت بدون تجربه عینی حاصل می شود . به دلیل وجود قطعه پیش پیشانی ، ما قبل از اینکه پدیده ای را تجربه کنیم ، می توانیم به ماهیت یا عواقب احتمالی آن پی ببریم . گیلبرگ معتقد است که انسان از این طریق شادی را به طور ( مصنوعی ) می سازد . در بسیاری از مواقع مغز انسان در ارزیابی موقعیت های احتمالی دست به نوعی سوگیری می زند ، به این معنی که معمولا رویدادها عملا آن اثر شدیدی را ندارند که انتظار می رود . ما فکر می کنیم اگر صاحب یک خودروی آخرین سیستم شویم یا اگر مبلغ زیادی پول به دست آوریم چقدر خوشحال خواهیم شد . ولی پژوهش ها نشان می دهد که پس از گذشت زمان کوتاه ، میزان شادی افرادی که خواسته های خود را به دست آورده اند ، بیشتر از افراد عادی نیست . گلیبرگ عملکرد قطعه پیش پیشانی را به این صورت می بیند که این بخش از مغز با ساختن شادی نوعی نظام ایمنی را قادر می کند با تغییر باورها و ارزش های خود آن ها را با اهداف خود سازگار و مطابق کنیم . گیلبرگ بین شادی طبیعی و شادی مصنوعی تمایز قایل می شود و شادی طبیعی را پایدارتر و مستحکم تر از شادی مصنوعی می پندارد ، ( شهیدی ، 1389 ) .
2-6-نورو سایکولوژی شادکامی :
در سالهای اخیر علاقه فزاینده ای در بین پژوهش گران به منظور برسی جایگاه های مغزی فعال در شادکامی ایجاد شده است. قمرانی و فراهانی (1386) ، با مرور سیستماتیک و تلخیص به پژوهش انجام شده در حوزه عصب روانشناختی به نتایج زیر در خصوص نوروسایکولوژی دست یافتند :
1-سیستم لیمبیک که از بخش های نظیر پیاز بویایی ، هیپوتالاموس ، هیپوکامپ ، آمیگدال و شکنج کمربندی تشکیل یافته ، نقش ویژه ای در رفتارهای انگیزشی و هیجانی ایفا می کند به گونه ای که لیمبیک را مرکز هیجانات تلقی می کنند.
2-در میان هیجانات مختلف ، شادی وخشم به عنوان نمونه های معرف و مناسبی از هیجانات مثبت و منفی در مطالعات نوروسایکولوژی مورد نظر بوده اند.
3-در روش های نوین با بهره گرفتن از نمایش کلیپ و فیلم توصیف کلامی و تصویر سازی ذهنی ، هیجانات مثبت ( نظیر شادی ) و منفی ( نظیر خشم ) در افراد ایجاد شده و سپس واکنش های آنها اندازه گیری می شود . نورولوژیست ها با بهره گرفتن از روش الکتروآنسفالوگرافی به بررسی رابطه بین برانگیختگی هیجانی و فعالیت سیستم اعصاب مرکزی پرداخته اند . نتایج این بررسی نشان می دهد که هیجانات مثبت و منفی با الگوی متفاوتی از فعالیت کورتیکال رابطه دارند . در همین راستا مشخص شده است که فعالیت لوب فرونتال چپ با بیان و تجربه هیجانات مثبت ( نظیر شادی ) و لوب فرونتال راست با بیان تجربه هیجانات منفی ( نظیر خشم ) و رفتارهای گوشه گیرانه ارتباط دارد .
4-از دیگر یافته های نوین نورولوژیست ها در خصوص شادی که دلالت بر اهمیت این سازه دارد ، تاثیر مثبت شادی بر پاسخ های قلبی و عروقی نظیر فشارخون ، ضربان قلب و غیره می باشد که می تواند به عنوان عاملی جهت پیشگیری از سکته ها و بیماری های قلبی در نظر قرار گیرد ، ( شهیدی ، 1389 ) .
2-7-راهبردهای افزایش شادکامی
برخی از پژوهش گران دریافته اند که می توان شادی را در افراد افزایش داد و این امر از طریق مداخلات و درمان های روان شناختی امکان پذیر است پس حتی اگر ما طرف دار فرضیه ارثی بودن ظریفت شادی هم باشیم باید اقرار کنیم که در حقیقت اثربخشی ناخواسته ژن ها بر میزان شادی را می توان تغییر داده و اصلاح کردن رفتار و محیط زندگی فرد و اجتناب از موقعیت های مشکل زا و رفتارهای ناسازگار به حداقل کاهش داد . نتایج قابل ملاحظه ای از پژوهش های علتی به این امر مهم اشاره دارد که مداخلات روان شناختی بر باورهای فراشناختی در زندگی افراد باعث افزایش میزان شادی آن ها شده است . ( شهیدی ، 1389 ) .
سلیگمن ( 2002 ) استدلال می کند که بین زندگی مطلوب و زندگی خوب تمایز مهمی می توان قایل شد . زندگی مطلوب را می توان با ترغیب هیجان های مثبت از راه بکارگیری راهبردهایی به دست آورد . در مقابل زندگی خوب بهره گیری از نیروهای تاییدی برای نیل به رضامندی در زمینه های مهم زندگی مثل روابط خانوادگی و کار را شامل می شود . فعالیت هایی که در آن نیرومندی های تاییدی استفاده می شود به طور ذاتی برانگیخته می شوند و به تجربه هایی مانند شیفتگی و جذبه می انجامد .
3-سازگاری
سازگار شدن با محیط مهمترین منظور و غایت همه فعالیت های ارگانیزم است . چنان که باتلر اظهار می دارد ، در همه دوران زندگی خود در هر روز و هر ساعت سرگرم آن هستیم که خود دگرگون شده و دگرگون نشده را با محیط دگرگون شده و دگرگون نشده سازگار کنیم . زندگی کردن در حقیقت چیزی جز عمل سازگاری نیست ، ( هاشمیان ، 1387 ) .
به نظر مک دانلد ، وقتی می گوئیم فردی سازگار است که پاسخهایی که او را به تعامل با محیطش قادر می کنند آموخته باشد . در نتیجه به نحو قابل قبول اعضای جامعه خود رفتار کند تا احتیاجاتش ارضا شوند ، ( درتاج و همکاران ، 1388 ) .
به عبارت دیگر سازگاری این است که فرد با دیگران طوری رفتار کند که هیچگونه مشکل و درگیری

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه روانشناسی درباره : پردازش اطلاعات

دیدگاهتان را بنویسید