خرید پایان نامه : روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه

بهزیستی در طول تحول انجام دادند، نشان دادند که رضایت شغلی با روان نژندی ارتباط منفی و با مسئولیت پذیری ارتباط مثبت دارد.
بویر و همکاران (2005)، در تحقیقی تحت عنوان رابطه بین شخصیت، راهبردهای مقابله‌ای و بهزیستی ذهنی انجام دادند نشان دادند که بین راهبردهای مقابله‌ای مسأله‌دار با بهزیستی ذهنی رابطه مثبت و معناداری دارد. هم‌چنین نتایج نشان داد که بین ویژگی شخصیتی روان رنجور خویی با بهزیستی ذهنی رابطه معنی دار وجود دارد.
نالن و هوکسیما (2005)، در پژوهش خود نشان دادند که ویژگی‌های شخصیتی قوی ترین عوامل پیش بینی‌کننده شادی، رضایت مندی از زندگی و بهزیستی ذهنی است.
مطالعه اسمیت (2004)، نشان داد که آموزش مهارت‌های زندگی به طور قابل توجهی منجر به کاهش مصرف الکل، مواد مخدر و بهبود بهزیستی در جوانان می‌شود.
دیلانگ و همکاران (2004)در یک بررسی طولی با عنوان «رابطه بین ویژگی‌های کار و سلامت روان» بر روی یک نمونه ناهمگن 668 نفری از کارکنان هلندی به بررسی رابطه علّی بین نیازهای شغلی، کنترل شغل و حمایت سرپرست از یک طرف و سلامت روان از طرف دیگر پرداختند. آن‌ها ویژگی‌های شغل را بر سلامت روان مؤثر دانست‌ند و رابطه علی معکوس (یعنی تأثیر سلامت روان بر ویژگی‌های کار)را نیز بررسی کردند. نتایج نشان داد که رابطه علی متقابلی بین ویژگی‌های کار و سلامت روان وجود دارد اگر چه تأثیر ویژگی‌های کار روی سلامت روان غالب‏تر بود.
هایز و جوزف (2003)، در پژوهش خود نشان دادند که ویژگی‌های شخصیتی برون‌گرایی و وظیفه شناسی قوی‌ترین عوامل پیش بینی کننده شادی، رضایت‌مندی از زندگی و بهزیستی ذهنی است و این عوامل باعث بوجود آمدن شخصیت سازگار با بهزیستی ذهنی بالا در موقعیت کاری و اجتماعی خواهد بود.
رونی و همکاران (2003)، دریافته اند که بین ابعاد بهزیستی روان‌شناختی و اضطرابی و خصومت رابطه منفی و معناداری وجود دارد.
هارتر و همکاران (2003)، در پژوهشی نشان دادند که محل کار و عملکرد شغلی مستقل از هم نیستند.
فراتحلیلی که توسط تت و همکاران (2003)، صورت گرفته نشان داده است که ویژگی‌های شخصیتی، پیش‌بینی کننده‌های خوبی برای عملکرد شغلی هستند.
لوکاس، کلارک و دینر (2003)، نشان دادند که برای بیشتر مردم، میزان رضایت از زندگی ناشی از تغییرات و پیشرفت‌های موقعیتی مثل ازدواج، با گذشت سال‌ها و به مرور زمان کاسته می‌شود. بنابراین افراد، هنگامی که به یک پیشرفت موقتی به وسیله رسیدن به یک موقعیت جدید مثلاً افزایش سطح درآمد یا تغییر در چهره می‌رسند چنین افزایشی پایدار نخواهد بود، زیرا مردم تمایل دارند به سازگاری و انطباق با شرایط ثابت را دارند. بنابراین عوامل موقعیتی در کوتاه مدت برای افزایش بهزیستی و شادمانی، عملی به نظر می‌رسد، اما در بلند مدت کارایی ندارد. البته قبل از اقدام به ارتقاء شادمانی، ضروری است نخست نیازهای اساسی و اولیه برطرف گردد.
هرن و میشل، (2003) در مطالعاتی نشان دادند که افراد با روان رنجور خویی بالا در مواجهه با موقعیت‌های تنیدگی زا از راه‌بردهای منفعلانه از قبیل اجتناب، خود ملامت‌گری، تفکر آرزومندانه، شیوه‌های مبتنی بر ستیزه جویی بین فردی از قبیل واکنش خصمانه و تخلیه و برون ریزی هیجانات منفی استفاده می‌کند، لذا سطوح بالاتر روان رنجورخویی تجربه عواطف منفی را تشدید می‌کند که باعث پایین آمدن بهزیستی افراد خواهد شد.
چای سام و همکاران (2002)، در پژوهشی نشان دادند که هوش هیجانی در عملکرد شغلی اثر مثبتی دارد.
آریندل و همکاران (2000)، نیز در بررسی رابطه بین بهزیستی روان‌شناختی و سلامت عمومی به این نتیجه رسیدند که با افزایش بهزیستی روان‌شناختی، سلامت عمومی نیز تحت تاثیر قرار گرفته و افزایش می‌یابد.
رایت و پاتریک (2000)، در یک تحقیق به بررسی ارتباط میان عملکرد شغلی و شخصیت پرداختند، آن‌ها به این نتیجه رسیدند که توانایی‌های شناختی، به عنوان یک متغیر تعدیل کننده مابین این‌ها عمل می‌کند به‌طوری که افراد با توانایی بالا و انگیزش بالا عملکرد شغلی بالاتری دارند ولی افراد با توانایی و انگیزش پایین عملکرد پایینی دارند.
مارچانت (2000)، دو عامل توانایی و انگیزش را در عملکرد شغلی مؤثر می‌داند وی بیان می‌کند که جهت توان‌مند کردن افراد می‌بایستی آن‌ها را آموزش داد و برای برانگیختن آن‌ها باید از عوامل انگیزشی استفاده کرد، در واقع دو عامل انگیزشی و آموزشی در عملکرد شغلی افراد از دید وی نقش تعیین کننده دارند.
تاتوم (2000)، در پژوهشی بیان داشت که بین میزان انگیزش شغلی با عملکرد شغلی رابطه وجود دارد.
گوش و ویجیرا (2000)، در مطالعه‌ای رابطه بین رضایت شغلی و عملکرد شغلی را تأیید کردند.
کی یز (2002)، به بررسی بهزیستی ذهنی و شادمانی به عنوان علائم سلامت روان پرداخت و وجود بهزیستی ذهنی بالا را تحت عنوان شکوفایی و سطوح بهزیستی ذهنی پایین را پژمردگی و بی حالی نامیده است.
کی یز (2002)، در مطالعه‌ای روی 3032 نفر از بزرگ‌سالان در ایالات متحده، نشان داد که 2/17 درصد از افراد، بهزیستی بالایی را گزارش کردند که افراد شکوفا یا رشد یافته نامیده می‌شوند و 1/12 درصد از بزرگ‌سالان بهزیستی پایینی را گزارش کردند که با معیار پژمرده همخوانی داشتند.
طی مطالعات طولی، کامینز (2000)، نشان داد که بهزیستی ذهنی عمدتاً دارای بعد هیجانی است که مبتنی بر عوامل ژنتیکی است و تحت شرایط محیطی تغییر نمی کند.
وایت و گالاگر (2000)، در پژوهشی بیان کردند که ازدواج با ایجاد حس رهایی از تنهایی، توانایی مقابله با فشارهای روانی را بیشتر می‌کند و با فراهم کردن حمایت شخصی و جنسی برای فرد، بهزیستی روانی او را افزایش داده، موجب تقویت احساس هویت و عزت نفس می‌شود.
پژوهش‌های یانگ و همکاران (2000) نشان دادند که روابط جنسی و ابراز محبت باعث بالا رفتن سازگاری زناشویی و بالا رفتن شادمانی و بهزیستی روانی می‌شود.
2-3-2- پیشینه‌ی داخلی
حق شناس کاشانی (1391)، در پژوهشی با عنوان بررسی کیفیت زندگی کاری با ویژگی‌های جمعیت شناختی نشان داد که بین ویژگی‌های جمعیت شناختی با کیفیت زندگی کاری رابطه وجود دارد.
سرو قد و همکاران (1390)، در پژوهشی نشان دادند که بین ویژگی‌های شخصیتی و بهزیستی ذهنی رابطه معناداری وجود دارد.
صفاری دهنوی و همکاران (1388)، در پژوهشی نشان دادند که بین هوش هیجانی و عملکرد شغلی رابطه معناداری وجود دارد.
زاهدی اصل و فرخی (1388)، پژوهشی با عنوان بررسی رابطه میزان سرمایه اجتماعی با کیفیت زندگی سرپرستان خانوارهای ساکن تهران انجام دادند. یافته‌های پژوهش نشان داد که ارتباط بین سرمایه اجتماعی و کیفیت زندگی و ابعاد چهارگانه آن مورد تایید می باشد. در تحلیل رگرسیون از تأثیر میزان سرمایه اجتماعی بر کیفیت زندگی نیز، میزان تأثیرگذاری بر سلامت جسمانی در کمترین حد و سلامت روابط اجتماعی در بیشترین حد بوده است.
براتی و همکاران (1388)، در پژوهشی نشان دادند که عدالت سازمانی با عملکرد شغلی کارکنان رابطه مثبتی دارد.
شکری و همکاران (1388)، در پژوهشی نشان دادند که بین عامل نوروزگرایی و بهزیستی ذهنی رابطه معناداری وجود دارد.
گروسی و نقوی (1386)، پژوهشی با عنوان سرمایه‌ی اجتماعی و کیفیت زندگی‌ در شهر کرمان انجام دادند. در بین افراد مورد مطالعه سطح سرمایه‌ی اجتماعی و ابعاد مختلف آن یعنی‌ اعتماد، تعهد به هنجارها و مشارکت غیررسمی در حد متوسط بود؛ درحالی‌که بعد مشارکت رسمی در سطح پائینی قرار داشت. ابعادی از کیفیت زندگی که با سلامت‌ جسمانی و روانی فرد در ارتباط بود، در سطح بالایی قرار گرفت؛ درحالی‌که سایر ابعاد کیفیت زندگی سطوح پائین‌تری را نشان دادند. سطح سرمایه‌ی اجتماعی در دسترس‌ با سطح کیفیت زندگی ارتباط معنی‌دار داشت. نتایج نشان داد که ارتباط این دو متغیر تابعی از سطح محله است.
هاشمیان و همکاران (1386)، در پژوهشی نشان دادند که افراد با تحصیلات بهتر و مشاغلی با موقعیت بهتر دارای بهزیستی بالاتری می‌باشند. همچنین سه متغیر تحصیلات، سن و شغل با بهزیستی ذهنی رابطه داشتند و سهم بیشتری در تبیین بهزیستی ذهنی داشتند.
حسینی (1386)، در پژوهش خود نشان داد که از بین راهبرهای مقابله ای، بین راهبردهای مقابله مسأله مدار با بهزیستی روانی همبستگی مثبت و معنادار و بین راهبرد هیجان مدار با بهزیستی روانی رابطه منفی و معنی‌داری وجود دارد.
نوریان و همکاران (1384)، در پژوهشی نشان داد که انجام اقدامات توان بخشی بر روی ابعاد مختلف کیفیت زندگی بیماران تأثیر مثبتی دارد.
در تحقیقی چلبیانلو (1383)، رابطه بین شادمانی ذهنی و رضایت زناشویی زوجین را مورد بررسی قرار داد که نتایج نشان داد از ابعاد شادمانی ذهنی دو بعد رضایت از زندگی به صورت مثبت و عاطفه منفی به صورت منفی توسط رضایت زناشویی پیش بینی شدند.
رفعتی و همکاران (1381)، در پژوهشی نشان دادند که بن سطح تحصیلات و دریافت حقوق با کیفیت زندگی ارتباط معنی داری وجود دارد.
رئیسی و توکلی (1381)، در پژوهشی نشان دادند که استرس شغلی عملکرد شغلی را کاهش داده و بر کیفیت کارشان اثرات سوء داشته است.
احمدی (1380)، در تحقیقی نشان داد که انگیزش شغلی با عملکرد شغلی رابطه‌ای مثبت و معنادار دارد.
رضایی (1380)، در پژوهشی نشان داد که رضایت شغلی با عملکرد شغلی رابطه دارد.
درویزه و کهکی (1378)، در پژوهشی با عنوان بررسی رابطه ی سازگاری زناشویی و بهزیستی روانی که برروی دانشجویان متأهل دانشگاه الزهرا انجام شد نشان دادند که رابطه معنی داری بین خرده مقیاس‌های بهزیستی روانی و خرده مقیاس‌های سازگاری زناشویی وجود دارد.
در تحقیقی که بهشتی (1370)، انجام داد این نتیجه حاصل شد که عوامل مؤثر بر عملکرد و فشارهای شغلی استادان برحسب اهمیت عبارت‌اند از: سنگینی بیش از حد حجم کار، رهبری آموزشی نامناسب، عدم وجود امنیت شغلی، وجود روابط نامناسب، ساختار اداری- سازمانی نامناسب، شرایط عادی نامناسب و تضاد نقش‌ها.
فصل سوم
روش تحقیق

مطلب مشابه :  ویژگی های شخصیت

3-1- مقدمه:
این فصل شامل توضیحاتی در مورد روش پژوهش، جامعه آماری، نمونه و روش نمونه‌گیری، برآورد حجم نمونه، ابزارهای پژوهش و روش تجزیه و تحلیل آماری داده‌هاست. در این فصل چارچوب کلی از روند پژوهش ارائه می‌شود.
3-2- روش تحقیق:
با توجه به این که این پژوهش به رابطه بهزیستی ذهنی و کیفیت زندگی بر عملکرد شغلی می‌پردازد، لذا پژوهش حاضر از نوع همبستگی می باشد. هم‌چنین به دلیل این‌که در این پژوهش به پیش بینی و سهم هر یک از عوامل و متغیرها پرداخته می شود، لذا همبستگی از نوع پیش بینی می باشد. تحقیق همبستگی که زیرمجموعه تحقیقات توصیفی (غیر آزمایشی) است با این هدف انجام می‌شود که رابطه میان متغیرها را نشان دهد. از سوی دیگر روش جمع‌آوری اطلاعات در این پژوهش میدانی و با بهره گرفتن از ابزار پرسشنامه می باشد.
3-3- جامعه آماری:
این تحقیق در سال تحصیلی 92-1391 در شهر بندرعباس انجام شده است جامعه مورد مطالعه در این پژوهش کارکنان بندر شهیدرجایی شهر بندرعباس می باشد.
3-4- روش نمونه گیری و حجم نمونه:
نمونه گیری عبارت است از انتخاب درصدی از یک جامعه به عنوان نماینده آن جامعه (دلاور، 1381). باتوجه به این‌که انجام پژوهش بر روی کل جامعه مشکل، زمان بر و تقریباً غیر ممکن می باشد، لذا با بهره گرفتن از روش‌های نمونه گیری، تعدادی از افراد جامعه انتخاب و به عنوان نماینده جامعه در نظر گرفته می شوند. در این پژوهش با بهره گرفتن از روش نمونه گیری تصادفی ساده، نمونه پژوهش انتخاب می شوند. در روش نمونه‌گیری تصادفی شانس همه افراد یکسان در نظر گرفته می شود. حجم نمونه پژوهش با بهره گرفتن از فرمول کوکران تعداد 200 نفر در نظر گرفته می شوند.
3-5- ابزارهای گردآوری داده‌ها:
برای گردآوری اطلاعات در پژوهش حاضر از پرسش نامه‌های زیر استفاده شد:
پرسشنامه های شادمانی ذهنی PANAS
پرسشنامه عملکرد شغلی(ارزیابی سرپرست)
پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی
3-5-1- پرسشنامه شادمانی ذهنی PANAS:
از این مقیاس(واتسون، کلارک و تله‏گن، 1988)برای اندازه‏گیری عاطفه مثبت‏ (AP) و عاطفه منفی‏ (AN) استفاده شده است. مؤلفین این مقیاس، جهت برآوردن نیاز به یک مقیاس پایا و معتبر، که هم خلاصه باشد و هم راحت قابل اجرا باشد، یک مقیاس 20 ماده‏ای با عنوان PANAS تدوین کردند. آزمودنی‏ها بر روی یک مقیاس 5 نقطه‏ای از 1(خیلی کم)تا 5 (خیلی زیاد)نشان می‏دهند که هر یک از 10 حالت عاطفی منفی و هر یک از 10 حالت عاطفی مثبت را به طور کلی چگونه احساس کرده‏اند. این آزمون ترجمه و مبادرات به تعیین ضرایب آلفا و بازآزمایی آن گردید. ضرایب آلفا بر روی 30 آزمودنی برای عاطفه مثبت برابر 83/0 و برای عاطفه منفی برابر 82/0 حاصل شد. ضریب بازآزمایی در فاصله 6 هفته برای عاطفه مثبت برابر65/0 و برای عاطفه منفی برابر 68/0 حاصل شد (مظفری، 1382).
برای تعیین اعتبار خارجی آزمون اقدام تعیین همبستگی آن پرسشنامه افسردگی بک (IDB)، گردید. پرسشنامه افسردگی بک به طور وسیعی برای ارزیابی سطوح خفیف تا متوسط افسردگی مورد استفاده است و مطالعات زیادی از اعتبار آن در این مقوله حمایت کرده‏اند. آزمودنی‏ها روی این مقیاس نشان می‏دهند که هر علامت را در طی چند روز گذشته چگونه تجربه کرده‏اند. همبستگی بین عاطفه مثبت و مقیاس افسردگی بک بر روی 30 آزمودنی برابر 36/0- و بین عاطفه منفی و پرسشنامه افسردگی بک برابر 56/0 حاصل شد (مظفری، 1382).
3-5-2- پرسشنامه عملکرد شغلی (ارزیابی سرپرست)
این پرسشنامه از نسخه تدوین شده به وسیله موتوپدلوون اسکاتر (1994)، به نقل از خاکسار (1386)، گرفته و دارای 6 سوال و سه زیرمقیاس عملکرد شغلی عمومی، عملکرد شغلی بین فردی و عملکرد شغلی فنی است و بر اساس مقیاس لیکرت پاسخ داده می شود. بدین صورت است که از فردسرپرست خواسته می شود تا میزان عملکرد فرد تحت سرپرستی خود را به صورت کلی در مقایسه با همکارانش ارزیابی نماید. پایایی پرسشنامه در حوزه های عمومی، 94/0 ، فنی 943/0 ، بین فردی 949/0 و کل 947/0 می باشد.
3-5-3- پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی
این پرسشنامه توسط نجات وهمکاران بصورت فرم 26 سوالی در چهارحیطه ترجمه و استانداردسازی شده است: 1- سلامت جسمانی،2- سلامت روان 3- روابط اجتماعی4- سلامت محیط، طراحی شده است.هر یک ازاین حیطه ها به ترتیب دارای 7، 6، 3 و 8 سوال می باشد.
پس از محاسبه های لازم در هر حیطه، نمرهای معادل 4-20 برای هرحیطه به تفکیک بدست آمده است، که 4 نشانه بدترین و 20 نشانه بهترین وضعیت حیطه موردنظر است.
روایی پرسشنامه کیفیت زندگی:
نجات و همکاران(1385)، جهت بدست آوردن روایی تفکیکی آزمون به منظورتشخیص تفاوت میانگین نمرات بیماران مزمن و افراد غیربیمار و سالم، پرسشنامه مذکور را بر روی 1167 نفر اجرا نموده است.
ماتریس همبستگی پیرسون حیطه ها با یکدیگر،به صورت زیر می باشد:
سلامت جسمانی سلامت روان روابط اجتماعی سلامت محیط
سلامت جسمانی 1
سلامت روان 57/0 1
روابط اجتماعی 33/0 45/0 1
سلامت محیط 45/0 52/0 41/0 1
پایایی پرسشنامه کیفیت زندگی:
جهت بررسی پایایی، در بعد سازگاری درونی، از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. مقادیر پایایی با شاخص همبستگی درون خوشه ای درحیطه سلامت جسمانی 77/0، سلامت روان 77/0، روابط اجتماعی75/0 و سلامت محیط 84/0 می باشد. همچنین پس از محاسبه های لازم در هر حیطه، نمره‌ای معادل 4-20 برای هرحیطه به تفکیک بدست آمده است، که 4 نشانه بدترین و 20 نشانه بهترین وضعیت حیطه موردنظر است (نجات، منتظری، هلاکوئی، محمد،

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه روانشناسی درباره سوء مصرف مواد

دیدگاهتان را بنویسید