جستجوی مقالات فارسی – بررسی وضعیت سواد رسانه ای کارکنان ادارات روابط عمومی سطح شهر کرمانشاه- …

مارگینسون[۶۶] دربارۀ بازیابی نقش رسانه های اطلاعاتی در کاهش ابهام معتقد است که اطلاعات به خودی خود از مجرای کانال های ارتباطی یا رسانه های اطلاعاتی حاصل می شودن؛ ولی این امر به معنای بهره برداری رسانه های اطلاعاتی از هر دو ظرفیت کم و زیاد اطلاعات نیز بستگی دارد. از نظر وی رسانه های اطلاعاتی به دو دستۀ کم غنا[۶۷] و پر غنا[۶۸] تقسیم می شوند.
از سوی دیگر رسانه ها در دنیای امروز در حیطۀ فرهنگی مخاطبان رخنه و آنها را در گام های پرشتاب اطلاعات محاصره کرده اند. در عصر حاضر مخاطبان به میزان زیادی اطلاعات در زمینۀ مسائل روزمره خود نیازمندند و این موضوع سبب مب شود تا ابزارهای تحلیلی مرتبط با این خوراک اطلاعاتی، بیش از پیش ضرورت یابند. هامر[۶۹] در این زمینه تأکید می کند که رسانه ها روابط عمومی اجتماعی را تولید و بازتولید می کنند. بنابراین شناخت رسانه ها و داشتن سواد رسانه ای به مخاطبان کمک می کند تا محیط پیرامون خود را رمز گشایی کنند(هابز، ۱۹۹۸: ۲۹).
هانیز[۷۰] معتقد است سیاست گذاران باید تمهیداتی بیندیشندتا از طریق آن سواد رسانه ای به عنوان جزئی از زندگی هر شخص به حساب آید. همچنین سیاست گذاران رسانه ای باید چارچوبی تدوین کنند که در آن تفکر انتقادی یک هدف محسوب شود و سواد رسانه ای چیزی فراتر از یک واکسن در برابر ناملایمات محیطی شناخته شود(هینس و اچو[۷۱]، ۲۰۰۳: ۲).
نظریه های وسایل ارتباط جمعی که با مفهوم شهروندی سواد رسانه ای در ارتباط است در بر گیرندۀ نظریه های برجسه سازی، یادگیری اجتماعی، کاشت، استفاده و خشنودی گلوله جادوئی، انتقادی، مارپیچ سکوت است. هر یک از این نظریه ها به چگونگی تأثیر پذیری افراد از رسانه ها توجه دارند و به علاوه درجات مختلفی از رسانه ها مورد توجه قرار می دهند(شکرخواه، ۱۳۸۶: ۲۹).
۴-۲- ۱۵- نظریۀ برجسته سازی
در این نظریه رسانه ها به ما می گویند چه چیزی مهم است. در نظریۀ برجسته سازی، رسانه ها لزوماً به ما چنین القا نمی کنند که دربارۀ یک موضوع چگونه فکر کنیم بلکه تنها به اولویت بندی موضوعات مختلفی می پردازند که پیام ها بر اساس آن پوشش داده می شوند.
۴-۲- ۱۶- نظریۀ یادگیری اجتماعی
یا مدل سازی اجتماعی نیز با سواد رسانه ای مرتبط است. زیرا ما با مشاهدۀ دیگران و تقلید از آن ها رفتار ها را می آموزیم. مدل های سواد رسانه ای می توانند منبع مشاهده ای و یا اتفاقی برای یادگیری مخاطبان محسوب شوند(سوروین و تانکارد،۱۳۸۱: ۲۳۵).
۴-۲- ۱۷- نظریۀ استفاده و خشنودی
این رویکرد نظری نخستین بار توسط کاتز (۱۹۵۹) در مقاله ای به کار گرفته شد؛ چیزی که کاتز آن را با سؤال مردم با رسانه ها چه می کنند? آغاز کرد(سورین و تانکارد، ۱۳۸۱: ۴۲۰). در واقع به عقیدۀ کاتز به جای طرح این پرسش که رسانه ها با مردم چه می کنند؟ باید به این پرسش پرداخت که مردم با رسانه ها چه می کنند؟ به عبارت دیگر در این رویکرد نظری مردم یا مخاطب، فعال و مختار در نظر گرفته می شوند (مک کوایل، ۱۳۸۰: ۴۷). این رویکرد اعتقاد به فعال بودن مخاطب دارد و از این رو در برابر نظریه هایی مطرح می شود که معتقد به منفعل بودن مخاطب ر برابر رسانه ها می باشند. این نظریه علت اصلی استفادۀ مردم از رسانه ای خاص را با دلایل کارکردی توضیح می دهد و برای افراد مخاطب یک سری نیازهایی را متصور می شود که افراد برای رفع آن و رسیدن به حالت ارضاء به سمت رسانه ها روی می آورند. حال اگر چنانچه رسانۀ مورد نظر بتواند نیاز فرد را به خوبی رفع کند و بین محتوای رسانه ای و نیاز فرد همخوانی وجود داشته باشد، فرد ارضاء و خشنود می شود و در غیر این صورت نیاز وی ارضاء نشده باقی می ماند و وی از رسانۀ مورد نظر رویگردان می شود(سورین و تانکارد، ۱۳۸۱: ۴۲۴). هدف اساسی این رویکرد، تحقیق در چگونگی انتخاب، دریافت و شیوۀ عکس العمل مخاطبان رسانه هاست. بر اساس این رویکرد نظری، فعال بودن یک مخاطب قبل از هر چیز، بستگی به انگیزۀ روشن و مصرانۀ او در انتخاب محتوا و برنامه های مورد نظر دارد. هر چند این انتخاب می تواند تحت تأثیر موضوعات دیگری همچون بازتاب آگاهانۀ شخص از تجربه هایی باشد که در مورد رسانه ها حاصل نموده و همچنین تحت تأثیر فوایدی باشد که او از رسانه ها به دست می آورد و برای اهداف دیگری در زندگی مورد استفاده قرار می دهد. مهم ترین فرضیۀ کلیدی این رویکرد آن است که مخاطب، انتخابی را که از میان رسانه ها و محتواهای مختلف به عمل می آورد، آگاهانه و بر اساس انگیزه است (هاشمی، ۱۳۸۷: ۱۶۱). بنابراین بر اساس نظریۀ جدید استفاده و خشنودی می توان چنین استدلال کرد که بافت اجتماعی، فرهنگی و روانی افراد بر انگیزه ها، اهداف و توقعات آنها از رسانه ها تأثیر گذار خواهد بود. آنها اهداف متفاوتی را در استفاده از رسانه ها جستجو می کنند و لذا بازخوردهای متفاوتی نیز از ارتباط خود با رسانه ها دریافت می دارند. بنابراین مخاطبان رسانه های مختلف هر چه انگیزه ها و اهداف مشخص تری داشته باشند بیشتر احتمال می رود که سواد رسانه ای آنها به مرور زمان افزایش یابد؛ چرا که دارای جهت گیری ابزار ی می باشند. بر عکس هر چه انگیزه و هدف مخاطبان در استفاده از رسانه ها عادتی و غیر جهت مند باشد؛ سواد رسانه ای آنها کاهش خواهد یافت؛ چرا که در مواجهه با رسانه ها اهداف و انتظارهای مشخصی ندارند و لذا کمتر از این رویارویی برای بازبینی و افزایش سواد رسانه ای خود بهره می جویند.
۴-۲- ۱۸- نظریه گلوله جادویی
نظریه گلوله نامی است که پژوهشگران به یکی از اولین مفاهیم اثرهای ارتباط جمعی داده اند. این دیدگاه خام و ساده گرا که نظریه «سوزن تزریقی» یا نظریه «کمربند انتقال» نیز خوانده  می شود، پیش بینی می کند که پیام های ارتباط جمعی بر همه مخاطبان که در معرض آن ها قرار می گیرند. اثرهای قوی و کم و بیش یکسان دارند. این دیدگاه در سال های پیش از جنگ جهانی دوم رایج بوده اگرچه پژوهشگران ارتباط جمعی نظریه گلوله جادویی را کنار گذاشته اند ولی امری است که هنوز بسیاری از افراد آن را باور دارند» (سورین،  و تانکارد ۱۳۸۱: ۳۸۷-۳۸۶). بر اساس این نظریه رسانه های جمعی با تولید پیام های خود تا حدی به آموزش سواد رسانه ای  با توجه به ساختار حاکم بر رسانه جمعی می پردازند. در این نظریه که محصول تلاش های تبلیغاتی جنگ جهانی اول است مخاطب را موجودی منفعل[۷۲] به شمار می آورد(طلوعی،۱۳۹۱: ۸۹).
۴-۲- ۱۹- نظریۀ انتقادی
در این نظریه بحث اصلی بر سر قدرت است و در همین بحث نحوۀ توزیع قدرت است که ابزاری تأثیر گذار بر مخاطبان- در جهت حفظ و گسترش قدرت- مورد توجه قرار می گیرد(کشانی، ۱۳۹۰: ۶۷).
۴-۲- ۲۰- نظریۀ مارپیچ سکوت
این نظریه که توسط «الیزابت نولد- نیومان» مطرح شده است بر این مبنا قرار دارد که رسانه ها به تبلیغ عقاید حاکم و کلی می پردازند و مخاطبانی که عقاید مشابهی با رسانه ها دارند نظریات خود را مطرح می کنند. ولی آن دسته از مخاطبانی که نظریات آن ها شبیه نظریات حاکم و مطرح رسانه ها نسیت به ناچار و یا از ترس منزوی شدن سکوت اختیار می کنند. همانطور که بیان شد این نظریه نیز مخاطبان را دنباله رو رسانه ها می داند(همان، ۸۹).
۴-۲- ۲۱- نظریۀ کاشت یا پرورش
نظریۀ کاشت یا پرورش که مبدع آن جرج گربنر[۷۳] بود، بر کنش متقابل میان رسانه و مخاطبانی که از آن رسانه استفاده می کنند و نیز بر چکونگی تأثیر گذاری رسانه ها بر مخاطبان تأکید دارد. فرض اساسی این نظریه این است که بین میزان مواجهه و استفاده از رسانه و واقعیت پنداری در محتوا و برنامه های آن رسانه ارتباط مستقیم وجود دارد، بدین گونه که ساعت های متمادی مواجهه با رسانه باعث ایجاد تغییر نگرش ها و دیدگاه های موافق با محتوای رسانه می شود. در واقع نظریۀ پرورش با تعیین میزان و نوع برنامه های مورد استفاده از رسانه ها، میزان تأثیر را مطالعه می کند تا به ساز و کار و نحوۀ تأثیر نائل آید(اعزازی ۱۳۷۹: ۴۲؛ به نقل از مهدی زاده ۱۳۸۱). گربنر بعدها در پاسخ به انتقادهای وارده به نظریۀ کاشت مبنی بر لحاظ نکردن سایر متغیرهای متداخل بر کاربران، این نظریه را مورد تجدید نظر قرار داد. وی دو مفهوم متداول سازی و تشدید را به این نظریه اضافه کرد. با این مفاهیم این واقعیت در نظر گرفته می شود که میزان مواجهه با رسانه ای خاص (به عنوان نمونه تماشای بیش از حد تلویزیون) نتایج متفاوتی را برای گروه های اجتماعی مختلف در بر دارد. متداول سازی هنگامی رخ می دهد که میزان مواجهه با رسانه، منجر به تقارن دیدگاه ها در گروه ها شود و تشدید، زمانی روی می دهد که اثر کاشت در گروه خاصی از جمعیت بیشتر شود. به عنوان مثال تماشاگران پر مصرف اعم از مردان و زنان بیشتر از تماشاگران کم مصرف احتمال دارد بپذیرند که ترس از جنایت یک مشکل جدی است. اکنون داعیۀ این نظریه این است که استفاده از رسانه ها با نتغیرهای دیگر در تعامل قرار می گیرد؛ به شیوه ای که مواجهه با رسانه ای خاص، بر بخی از افراد و گروه ها اثر قوی خواهد داشت و بر برخی از گروه ها تأثیری نخواهد گذاشت. گربنر این نظر را می پذیرد که زمانی که شخص متغیرهای دیگر، میزان، نوع، مدت و ویژگی های فردی و اجتماعی) را هم زمان کنترل کند، اثر باقی مانده که قابل انتساب به رسانه ای خاص باشد، نسبتاً کم است(سورین و تانکارد، ۱۳۸۱: ۳۹۲). بنابراین بر اساس نظریۀ کاشت یا برداشت می توان استنباط کرد که میزان، مدت و نوع مواجهه و واقعی تلقی کردن محتوای پیام رسانه ای از سوی مخاطبان رسانه ها نقش قابل توجهی در افزایش سواد رسانه ای مخاطبان رسانه های کشور دارد. بدین معنی که هر چه میزان و مدت مواجهۀ مخاطبان رسانه ها افزایش پیدا کند و هر چه مخاطبان رسانه ها محتوای پیام رسانه ها را واقعی تر تلقی کنند بیشتر از رابطۀ خود در ارتباط با رسانه در جهت بازبینی و واکاوی سواد رسانه ای بهره می جویند و لذا احتمال افزایش سواد رسانه ای برای آنها وجود دارد. ولی در مقابل مواجهۀ کمتر مخاطبان با رسانه های مختلف و نیز غیر واقعی تر تلقی کردن محتوای پیام رسانه ای از سوی مخاطبان، کیفیت سواد رسانه ای را در آنها دستخوش تغییر قرار می دهد؛ چرا که آنها کمتر متأثر از محتوای پیام رسانه ها خواهند بود و کمتر از رابطۀ خود با رسانه های مختلف در جهت بازبینی و واکاوی سواد رسانه ای استفاده می کنند و لذا احتمال کاهش میزان سواد رسانه ای برای آنها وجود دارد. همچنین هر چه فرد بیشتر در معرض و مواجهه با محتوای پیام های علمی و آموزشی باشد بیشتر احتمال می رود که دارای سواد رسانه ای بالا باشد. بر عکس هر چه فرد بیشتر در معرض و مواجهه با محتوای پیام های تفریحی و سرگرمی باشد احتمال می رود که با کاهش سواد رسانه ای روبرو باشد.
۴-۲- ۲۲- نظریۀ امپریالیسم فرهنگی
همان طور که از نام آن پیداست فلسفۀ پیدایش رسانه های فراگیر غربی را استعمار و سلطۀ فرهنگی می داند. این نظریه معتقد به قدرت شدید رسانه ها و ضعف مخاطبان در برابر این رسانه ها می باشد(سوروین و تانکارد،۱۳۸۱:۴۲۰).
۴-۲- ۲۳- نظریۀ نشر نوآوری
در تکمیل نظریه های فوق به نظریۀ نشر نوآوری «راجرز» اشاره می کنیم و ضمن تعریف نظریه نشر و اشاعه (نشر نوآوری)، کاربرد این نظریه را در ارتباط با سواد رسانه ای بر طبق پنج عامل بیان می داریم:
راجزر[۷۴] نشر و اشاعه را این گونه تعریف می کند: «فرایندی است که طی آن با استفاده از کانال های معینی می توان اعضای یک محیط اجتماعی را در ارتباط با یک نوآوری آگاه ساخت». راجرز نوآوری را به عنوان یک ایده، یا رویه و یا چیزی که برای افراد کاملاً تازگی دارد معرفی می کند.
به عقیدۀ راجرز تکنولوژی نوعی الگو برای عملکرد ابزاری محسوب می شود که میزان عدم قاطعیت موجود در رابطه با علت و معلولی که بر سر راه رسیدن به نتای مطلوب است را کاهش می دهد. بسیاری از این تکنووژی ها دارای اجزای سخت افزاری و نرم افزاری هستند. جنبۀ سخت افزاری شامل ابزارهایی است که تکنولوژی را به عنوان یک جسم فیزیکی و یا مادی در خود می گنجان و جنبۀ نرم افزاری شامل «پایۀ اطلاعاتی ابزار» است.
طبق تعریف راجرز، سواد رسانه ای نوعی نوآوری تکنولوژیکی است، زیرا برای اقتباس کنندگان بالقوه به عنوان ایده ای جدید محسوب می شود. مفهوم سواد رسانه ای از چندین سال پیش در حال تکامل بوده است؛ اما در شکل کنونی خود به عنوان ایده ای کاملاً جدید به شمار می آید. زیرا بسیاری از افراد از جمله معلمان و والدین نوعی نیاز به «داد و ستد» برای هر چه بهتر درک پیام رسانه ها را در بین مخاطبان به خوبی حس می کنند(سلطانی فر، ۱۳۸۶: ۴۸).
۴-۲- ۲۴- نظریۀ شکاف آگاهی
نظریۀ شکاف آگاهی را تیگفور، دونوهو و اولین در سال ۱۹۷۰ ارائه کرده اند. آنان مفهوم شکاف را چنین تعریف می کنند: «به همراه افزایش انتشار اطلاعات توسط رسانه های جمعی در یک نظام اجتماعی»، بخش هایی از جمعیت که پایگاه اجتماعی اقتصادی بالاتری دارند؛ سریع تر و بیشتر از بخش هایی که پایگاه پایین دارند اطلاعات را کسب می کنند و در نتیجه شکاف آگاهی میان این دو بخش، به جای کاهش، افزایش می یابد (شجاعی و امیرپور، ۱۳۹۱: ۴۹).
۴-۲- ۲۵- نظریه استحکام یا تأثیر محدود
این نظریه با توجه به پژوهش های انجام یافته در مورد اثرات وسایل ارتبط جمعی که توسط لازار اسفلد و همکارانش انجام شده اشاره به اثرات محدود پیام ها و تولیدات رسانه ای به مخاطبان می کند. «مطالعات هاولند در مورد ارتش نشان می دهند فیلم های راهنمایی (برای افراد تازه استخدام شده) در انتقال اطلاعات مؤثرند ولی در تغییر نگرش ها اثری ندارند و مطالعات انتخابات از سوی لازار اسفلد و همکارانش نشان می دهد تعداد افرادی که در پیکارهای انتخاباتی تحت تأثیر ارتباطات جمعی قرار می گیرند کم است. از این نظر که اثرات وسایل ارتباط جمعی محدود است، گاهی نیز تحت عنوان قانون نتایج جداول از آن نام برده شده است»(کشانی، ۱۳۹۰: ۷۰).
۴-۲- ۲۶- نظریه اجتماعی سواد رسانهای و رسانههای جمعی
سواد رسانه ای را نمی توان از ساختارهای اجتماعی جامعه از جمله نهاد اجتماعی رسانه جمعی جدا نمود، و این فرایند در قالب  فرایندآموزش، انتشار، اشاعه، القاء، ترغیب و تشویق در زندگی روزمره مخاطبان رسانه ها تثبیت گردیده است. در این نظریه اجتماعی سواد رسانه ای، عملا تعبیر یگانه سواد را کنار زده و برداشتی از سوادهای متکثر را جایگزین می کند؛ سوادهایی که با معانی  که تولید می کنند و منافع اجتماعی که ارائه می دهند، در جامعه به صورت متنوع و پراکنده شناخته می شود. این نظریه مستلزم آن است که افراد به تنهایی یا در خلوت معنا تولید نمی کنند، بلکه تولید معانی آن ها به واسطه قرار داشتن در شبکه های اجتماعی یا جماعت های تفسیرگرایانه  ایجاد می شود؛ که گونه های خاصی از سواد را ترویج و ارزش گذاری می کنند.
مطالعه سواد رسانه ای  باید ضرورتاً پرسش هایی را پیرامون زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، دینی، اخلاقی، سیاسی، روانی، ارتباطی و نهاد می تواند از سوی رسانه های جمعی در مخاطبان ایجاد نماید؛ برای نمونه، چطور گروه های مختلف اجتماعی به انواع متفاوت سواد از جمله سواد رسانه ای دسترسی دارند و دسترسی و توزیع به این سواد چگونه ایجاد می شود و این فرایند چگونه به تفاوت ها و ناهمسانی های درون جامعه و طبقات اجتماعی مربوط می شود. « این رهیافت متضمن این نکته هم هست که کسب سواد ، امکان جلوه های خاصی از کنش اجتماعی را فراهم می سازد. در واقع، افراد را برای انجام کارها در شغل خود، در زندگی خصوصی شان و یا در جامعه مدنی آماده می کند. در مورد سواد رسانه ای، رهیافت مذکور اشاره دارد که ما نمی توانیم سواد را به عنوان مجموعه ای از توانایی های شناختی بدانیم به طوری که افراد یکبار برای همیشه آن را فرا گیرند؛ بلکه ما نیازمند تصدیق این نکته هستیم که رسانه ها جمعی به عنوان بخش جدایی ناپذیر تار و پود زندگی روزانه  افراد هستند و درون روابط اجتماعی آن ها تعبیه شده ا ند. محتاج به فهم این نکته ایم که توانمندی های لازم برای درک و فهم رسانه ها، به طور اجتماعی فراگیر است و این که گروه های اجتماعی مختلف تمایلات و گرایش های متفاوتی به رسانه ها داشته و آن ها را به طرق متنوعی بکار می برند. با توجه به این نکات، انتظار می رود که  افراد سوادهای رسانه ای متفاوتی داشته باشند که در موقعیت های متفاوت اجتماعی که با آن مواجه می شوند، بکار می گیرند و این امر به مراتب دارای نتایج و کارکردهای اجتماعی متفاوتی هم هست. ما باید باور کنیم که افراد از تجربه های رسانه ای خویش، پیشینه هایی دارند که ممکن است به طرق خاص و در زمینه اجتماعی ویژه ای، یا توسط رخدادهای سواد فعال شود» (باکینگهام، ۱۳۸۹: ۸۸-۸۷).
مروری بر پژوهشهای انجام شده
در زمینۀ سواد رسانه ای در داخل و خارج از کشور مطالعاتی صورت گرفته که در زیر به برخی از آنها اشاره می کنیم:
۵-۲- سابقه تحقیقات و مطالعات انجام گرفته در ایران
شجاعی و امیرپور (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان «بررسی وضعیت سواد رسانه ای دانشجویان خراسان شمالی در جامعه اطلاعاتی» جهت تبیین وضعیت سواد رسانه ای با استفاده از تئوری کاشت، استفاده خشنودی و شکاف آگاهی پرداختند. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق پیمایشی و تکنیک پرسشنامه ای بر روی ۳۱۷ نفر از دانشجویان در دانشگاه های خراسان شمالی صورت گرفته است. روش نمونه گیری، طبقه ای متناسب با حجم بوده است. نتایج ضریب همبستگی اسپیرمن نشان می دهد که بین میزان استفاده از رسانه، سرمایه فرهنگی و تحصیلات والدین با میزان سواد رسانه ای دانشجویان رابطۀ مثبت و معناداری وجود دارد. آزمون تفاوت میانگین ها نشان داد که بین جنس، وضعیت تأهل، سن، میزان درآمد خانوادگی با میزان سواد رسانه ای دانشجویان تفاوت معناداری وجود ندارد. اما تفاوت میانگین سواد رسانه ای در بین گروه های تحصیلی معنادار می باشد. و بر اساس یافته های تحقیق دانشجویان خراسان شمالی از لحاظ سطح سواد رسانه ای در حد متوسطی می باشند.
عباسی قادی و میر علی سیدخوندی (۱۳۹۱) در پژوهشی با عنوان «سواد رسانه ای مخاطبان نوشتاری در شهر تهران» با کاربرد روش پیمایش و با استفاده از تکنیک پرسشنامه بر روی ۶۰۰ نفر از مخاطبان در شهر تهران از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. یافته ها نشان می دهد که متغیرهای مدت، میزان، نوع استفاده از رسانه ها، واقعی تلقی کردن محتوای رسانه، انگیزه و هدف مخاطبان و میزان تحصیلات رابطۀ معناداری با سواد رسانه ای دارند.
ایران پور (۱۳۸۹) در پژوهشی با عنوان «میزان سواد رسانه ای و نقش آن در استفاده از رسانه های تعاملی» در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دو دانشگاه اصفهان و دانشگاه صنعتی اصفهان انجام داده است. یافته ها حاکی از آن است که دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه اصفهان و صنعتی از لحاظ سطح سواد رسانه ای در حد متوسط می باشند. یافته های دیگر این تحقیق این است که دانشجویان تحصیلات تکمیلی با سطوح سواد رسانه ای متفاوت میزان استفادۀ متفاوتی از رسانه های تعاملی دارند. و همچنین میان پایگاه اجتماعی – اقتصادی دانشجویان تحصیلات تکمیلی و وضعیت سواد رسانه ای آنها رابطۀ معناداری وجود دارد، بدین ترتیب که دانشجویان با پایگاه اجتماعی – اقتصادی بالا وضعیت سواد رسانه ای بهتری نسبت به دانشجویان با پایگاه اجتماعی – اقتصادی پایین داشتند.
شاه محمدی و هنجی زاده (۱۳۸۸) در پژوهشی با عنوان «بررسی میزان سواد رسانه ای دانشجویان کارشناسی ارشد ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی» پرداختند. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش همبستگی است. جامعه آماری و نمونه آماریدر این تحقیق برابر بوده و نتایج تحقیق نشان داد که با توجه به آمار و ارقام به دست آمده، دانشجویان به طور متوسط از سواد رسانه ای بهره مند هستند. به طوری که قادر به پردازش و گزینش پیام های دریافتی بوده و همانطور که آمار نشان می دهد پاسخگویان مورد بررسی می توانند با نگاه نقادانه به وسایل ارتباط جمعی روبرو شوند و پیام های مورد نظر خود را انتخاب کنند. می توان خاطر نشان ساخت جامعه آماری مورد نظر به طور متوسط به هدف اصلی سواد رسانه ای یعنی داشتن مخاطبانی فعال با سطح آگاهی بالا، در برابر پیام ها، نزدیک است.
سلطانی فر (۱۳۸۷) در پژوهشی با عنوان «تحلیل وضعیت سواد اینترنتی دانش آموزان سال سوم دبیرستان شهر تهران ۱۳۸۶-۱۳۸۵ در مقایسه با مربیان و والدین آن ها» پرداخت. نمونه اماری پژوهش، ۳۵۹ دانش آموز دختر و پسر سال سوم دبیرستان هستند که کاربر اینترنت بوده اند. این دانش آموزان از پنج منطقه شهر تهران شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز انتخاب شدند و پرسشنامه ای برای سنجش سواد اینترنتی میان آنها، مربیان (۱۱۲ نفر) و والدینشان (۷۱۸ نفر) توزیع شد. نتایج این پژوهش توصیفی نشان می دهد: ۱) در توانایی استفاده از اینترنت میان دانش آموزان، مربیان و والدین آنها تفاوت معنادار وجود دارد. ۲) میزان استفاده دانش آموزان از اینترنت بیشتر از مربیان و والدین آنهاست. ۳) در اولویت برنامه های مورد استفاده از اینترنت، میان دانش آموزان، نربیان و والدین آنها تفاوت معنادار وجود دارد. ۴) در برنامه های شخصی برای استفاده از اینترنت، میان دانش آموزان، مربیان و والدین آنها تفاوت معنادار وجود ندارد. ۵۸/۶ درصد دانش آموزان در خصوص استفاده از اینترنت با افراد ذی صلاح مشاوره داشته اند، ۴۴/۱۰ درصد والدین دانش آموزان کاربر اینترنت، فقط قادرند به اینترنت وصل شوند و این میزان در میان مربیان آنها ۳۱/۳۲ درصد است. تفاوت سطح سواد اینترنتی در میان سه گروه دانش آموزان، مربیان و اولیا نشان می دهد، والدین و معلمان نمی توانند در مرود چگونگی استفاده از اینترنت به دانش آموزان آموزش لازم را ارادئه دهند و مرجعی برای نوجوانان به شمار نمی آیند.
سحابی (۱۳۸۶) در پژوهشی با عنوان «بررسی تطبیقی ارزیابی مدیران خبر رسانه صدا و سیما از سواد رسانه ای مردم شهر تهران با میزان واقعی آن» در دانشکده صدا و سیما انجام داد. این پژوهش برای تبیین مفهوم سواد رسانه ای، ارزیابی سطح سواد رسانه ای، تعیین میزان فاصله میان سطح سواد رسانه ای مخاطبان و ارزیابی مدیران خبر از آن و همچنین تأکید بر ضرورت آموزش مخاطبان رسانه ها به منظور درک رمزها، مفاهیم و ایدئولوژی حاکم بر تولیدات رسانه به گفته محقق انجام شده است. دو جامعه آماری در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است که اولین آن شامل کلیه افراد بالای دیپلم وساکن در شهر تهران بوده است و جامعه دوم دبیران خبر بوده اند که جامعه اول به روش خوشه ای (۷۵۰نفر) و جامعه دوم به روش تجربی (۴۲نفر) به گفته محقق انتخاب شده اند. روش پژوهش پیمایشی بوده است و از طریق گویه های یکسانی که از طریق تکنیک پرسشنامه به دو گروه ارائه شده است سطح سواد رسانه ای آنها ارزیابی شده است. داده ها پس از پردازش در محیط spss تحلیل شده اند که از مهمترین نتایج این تحقیق برآورد میزان سواد رسانه ای مردم شهر تهران بوده است که در حد متوسط گزارش شده است. بر اساس همین تحقیق میزان برآورد سطح سواد رسانه ای مردم تهران از سوی دبیران خبر نیز متوسط گزارش شده است و محقق نتیجه می گیرد برآورد دبیران خبر سازمان صدا و سیما از میزان سواد رسانه ای مردم شهر تهران با میزان واقعی سواد رسانه ای مردم شهر تهران همخوانی دارد.

این مطلب را هم بخوانید :
دسترسی به منابع مقالات :تعیین میزان بهره وری آب آبیاری در حوزه فومنات استان گیلان- قسمت ...

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir