سامانه پژوهشی – بررسی وضعیت سواد رسانه ای کارکنان ادارات روابط عمومی سطح شهر کرمانشاه- قسمت ۱۴

حیطه زیبایی شناسی به توانایی درک و شناخت مفاهیم رسانه ای از دیدگاه هنری اشاره دارد. این مقوله به میزان هنر و مهارت تولید پیام در رسانه های مختلف بستگی دارد.سبک هنری منحصر به فرد یک نویسنده، تولید کننده و کارگردان یک برنامه رادیوییو یا تلویزیونی شاهد مسلم این بعد از سواد رسانه ای است.
حیطه اخلاقی به توانایی ادراک و دریافت ارزشهای نهفته در پیام ها اشاره دارد. در سبک کمدی، ارزش هایی که در پیام ه نشان داده می شوند، حاکی از این است که مزاحم و شوخی ابزاری مهم در حل و فصل مشکلات است.اما مثلاً ارزش هایی که در یک درام تصویر می شود، عموماً تلقین کننده این است که توسل به خشنوت، موفق ترین را برای رسیدن به خواسته ها در این دنیای خطرناک است. با این تفصیل به نظر می رسد درک و تشخیص درست مضامین اخلاقی تنها توسط افرادی که دارای درجه بالایی از سواد رسانه ای هستند،میسر است (لوپز، ۲۰۰۶: ۳۷ ؛ به نقل از مک لوهان،۱۳۷۵: ۵۳).
۳-۲-۱۱- تواناییهای مرتبط با سواد رسانهای
برخی از توانایی هایی که می توان در سایه سواد رسانه ای کسب کرد از این قرارند:

  1. توانایی استفاده از فناوری روزاز جمله یارانه، برای پردازش و تولید اطلاعات؛
  2. توانایی نتیجه گیری در مورد روابط علی و معلولی، میان گزارش های رسانه ها و واکنش عمومی؛
  3. توانایی تشخیص تأثیر تحریف، کلیشه سازی، تبلیغات و خشونت در رسانه دیداری؛
  4. توانایی تشخیص و تفسیر و بوجود آوردن تصویر های بصری؛
  5. توانایی مصرف انتقادی و نه منفعلانه از رسانه ها؛
  6. توانایی اتخاذ رژیم مصرف رسانه ای؛ کسی از سواد رسانهای برخوردار است می تواند به درستی تصمیم بگیردکه چه مقدار و چگونه از غذاهای رسانه ای استفاده کردهو در معرض چه بخشهایی از رسانه قرار بگیرد؛

۷٫توانایی تجزیه وتحلیل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رسانه ها(کانسیداین،۱۳۸۱: ۴).
۳-۲-۱۲- سواد رسانهای در جامعه
شهروندان آگاه و مسئول می توانند زمانی که یک مورد اهانت آمیز را از رسانه می بینندیا می شنوند، عکس العمل خود را در برا بر آن، به رسانه اعلام نمایند و در مقابل از برنامه های با کیفیت حمایت و روزنامه نگاری معقول را تشویق کنند. در واقع شهروندان می توانند به مشروع سازی گزینه های سالم تر در رسانه کمک نمایند.یک شهروند فعال و با سواد می تواندو باید برای ایجاد تغییر اجتماعی مثبت، فعالیت کند.
بنابر این، آموزش فعالیت هایی که هدف آنها توسعه کفایت رسانه ای است، فهم نگرش انتقادی و تیزبینانه به رسانه برای شکل دادن به شهروندان متعادل، شهروندانی که بتوانند براساس اطلاعات موجود خود، قضاوت کنند. آموزش رسانه، شهرودان را قادر می سازدبه اطلاعات مورد نیاز خود دست یابند، آن را تحلیل کنندو در منافع اقتصادی،سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را در پس آنها تشخیص دهند. اموزش رسانه به افراد می آموزدپیام را تفسیر و تولید کننند، مناسب ترین رسانه را برای ارتباط انتخاب کنندو سرانجام نقش بیشتری در محصول و برون ده رسانه ها داشته باشند. هدف سواد رسانه ای هشیار سازی و اختیار بخشی به شهروندان است. همچنین قصد ترویج مساوات، عدالت اجتماعی، دموکراسی، آزادی، کرامت انسان و جامعه انسانی تر را مورد توجه قرار می دهد و راهبرد هایی را بهکار می گیردکه گفتگو، بازتاب و اقدام را شامل می شود.
«مک براید» می گوید: «مصلحت مردم در ارتباط بیشتر، بهتر و آزاد تر است. چنان چه قرار باشد افراد اجتماع نقش خود را به عنوان شهروندان مسئول ایفا کنند، باید به حد کافی به حقایق دسترسی داشته باشند تا بر اساس آن به داوری ها معقول بپردازند. برای اینکه صدای مردم نیز به گوش برسد، باید رهیافتی دموکراتیک تر به وجود آید. در حال حاضرقرار گرفتن افراد در انتهای مسیر رسانه ها به عنوان دریافت کننده ، پایان یافته است. آنها می بایست در فرایند ارتباط، شرکای فعالی باشندکه در نتیجه تنوع پیام ها نیز بیشتر شوند. همواره می بایست میزان و کیفیت مشارکت مردم بهبود یابد»(مک براید،۱۳۶۹: ۱۳۷).
ارتباط برای این است که مشروعیت باید درخدمت مردم و جواب گوی نیاز های آنها باشد. این چیزی است که ما باید در حرکت به سوی ارتباط دموکراتیک تر مبنا قرار دهیم. نکته دیگر در دموکراتیک تر ساختن ارتباطات، لزوم آگاهی انتقادی بیشتر از جانب مردم است.تحریک درک انتقادی نیز وظیفه مربیان و ارتباط گران است. افراد می آموزند که چگونه درست را از نادرست و عقیده و نظر را از حقیقت امر تمییز دهند. آنان کم کم تشخیص می دهندکه داوری های حرفه ای ممکن است ذهنی باشد. توانایی های مردم در اتخاذ شک سازنده و باریک بینی انتقادی بستگی به این تشخیص دارد. معمولاً معنای حق برقراری ارتباط ، بسیار بیشتر از حق برخورداری از اطلاعات است . درخواست برای ایجاد دو طرف مبادله آزادو برای دسترسی به ارتباط و مشارکت در آن، فرا تر از اصولی است که تا کنون امعه بین الملی پذیرفته است. این امر مفاهیمی را برای افراد و اطلاعات ایجاد می کند مانند دسترسی، مشارکت و جریان دو طرفه اطلاعات که تمام آنها برا یتکامل سازی انسان ضروری است(حسن زاده و محمدی استانی،۱۳۷۹ :۳۶).
تمام افراد و مردم به صورت اجتماع، حق غیر قابل صلب زندگی بهتر را دارندکه به هرگونه تصور شود باد این حق، یک حد اقل اجتماعی را از نظر ملی و جهانی تأمین کند. این امر تقویت استعداد ها و حذف نابرابری های بزرگ را ایجاب می کد. باید حرکتی سنجیده برای گریز از وضع نامطلوب و وابستگی و رسیدن به خود اتکایی و ایجاد فرصت های برابر وجود داشته باشد.بدیهی است که کم کردن شکاف ارتباطی موجود و نهایتاً حذف آن، اهمیت شایان توجهی دارد(پاکسون، ۲۰۰۵: ۶۸).
ارتباط باید مبادله ای مستمر بین طرف های برابر باشد، یا دست کم مبادله ای باشد میان شرکایی که امکان پاسخ گویی متقابل را داشته باشند. بسیاری از اوقات جریان اطلاعات به جای حرکت افقی، نه تنها عمودی حرکت می کند، بلکه یک جهته است؛ یعنی از بالا به پایین و از ارتباط گران حرفه ای به عام مردم جریان دارد. برای هویت بخشیدن به مخاطب، توسعه دانش و آگاهی ها، تقویت توانایی ها و استعداد های او می بایست جریان اطلاعات را از حالت عمودی و از بالا به پایین به حالت افقی و دو طرفه در بیاوردو مخاطب در مبادله اطلاعات مشارکت داشته باد. متأسفانه خواست مردم، برخوردی یک طرفه با منبع اطلاع رسان است و اغلب برای سرگرمی و گذراندن اوقات فراغت از رسانه ها بخصوص تلویزیون استفاده می کنند(لینینگ، ۲۰۰۶: ۵۹).
همچنین برخورد اکثر آنها انفعالی بوده و استفاده غیر هدف مند از رسانه ها دارند، ولی مصلحت آنها در برخورداری هدف مند با رسانه بوده و می بایست برای تبدیل جریان عمودی اطلاعات به جریانی دو طرفه و افقی تلاش کنیم. مخاطب رسانه می بایست در یک حالت تعاملی قرار گیرد. در مرحله اول از طریق رسانه باید میزان آگاهی و توان دریافت اطلاعات او تقویت شده و با همین توان در جهت تقویت روحیه انتقادی و خواست بیشر حرکت نماید. رسانه ها باید تلاش کنند تا میزانمخاطبان فعال و هدف مند خود را افزایش دهند، چون داشتن تعداد کمی مخاطب فعال و هدف مند، بهتر از توده ای از مخاطبان غیر فعال و بی هدف است(حسن زاده و محمدی استانی،۱۳۸۹ :۳۹).
۳-۲-۱۳- جنبههای سواد رسانهای
-ارتقای آگاهی نسبت به الگوی مصرف رسانه ای و یا به عبارت بهتر تعیین میزان و نحوه مصرف محصولات رسانه ای از از منابع رسانهای گوناگون
-آموزش مهارتهای مطالعه یا تماشای انتقادی
-تجزیه و تحلیل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رسانه ها که در نگاه اول قابل مشاهده نیست(سیلورایت[۵۲]، ۲۰۰۴: ۹۸).
۳-۲-۱۴- مراحل کسب سواد رسانهای
تامن (۱۹۹۶) برای کسب «سواد رسانه ای» کافی به چهار مرحله اساسی اشاره کرده است:
۳-۲-۱۴- ۱- داشتن آگاهی کامل در خصوص استفاده از رسانهها
در این مرحله، سواد رسانه ای شامل کسب هوشیاری و حساسیت نسبت به میزان و شرایط مواجهه افراد با انواع پیام های رسانه ای است. فعالیت های مورد نظر در این مرحله عبارتند از: اندازهگیری میزان استفاده افراد از رسانه ها، کشف رضایتمندهای کسب شده از پیام های رسانه ای و یادگیری های راهبردی لازم برای مدیریت استفاده از رسانه ها.
۳-۲-۱۴- ۲- برخورد منتقدانه با محتوای رسانهها
در این مرحله فرد می آموزد با پیام های رسانه ای برخورد انتقادی داشته باشد و مهارت های لازم را برای تماشای منتقدانه کسب کند. تحلیل انتقادی، از طریق کشف لایه های درونی پیام های رسانه ای، مجموعه مهارت ها و توانایی های فرد را برای مفهوم پردازی اطلاعات و پیام های ارائه شده به چالش فرا می خواند. نحوۀ بازنمایی واقعیت های اجتماعی در رسانه های مختلف می تواند تأثیر زیادی بر شکل گیری مفهوم شهروندی و رفتارهای مدنی داشته باشد. کشف لایه های درونی پیام های رسانه ای و جهت دهی آنها به ادراک مخاطبان، فرد را یاری می دهد تا از اغراض و اهداف پنهان، انگیزه ها، نگرش ها، سازوکارهای تأثیر گذاری و نحوۀ استفادۀ پیام رسان از امکانات و تمهیدات رسانه ای، آگاهی یابد.
۳-۲-۱۴- ۳- تحلیل زمینههای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی محیط رسانه
این مرحله در بر گیرندۀ کسب دانش کافی دربارۀ زمینه های تاریخی، اقتصادی و سیاسی رسانه ها و منافع و علایق آنها در این حوزه هاست. بی تردید رسانه های مختلف، اهداف، سیاستها و برنامه های خود را بر حسب منافع و اولویت های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و به ویژه اقتصادی تدوین و اجرا می می کنند. این مسأله در حوزه رفتارهای مدنی و ارزش های سیاسی مانند دموکراسی اهمیت فراوانی پیدا می کند. اگر بینندگان دانش و مهارت کافی برای کشف و پیگیری زمینه های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی پیام های رسانه ای داشته باشند، به گونه ای فعال آنها را پردازش کرده و از پذیرندۀ منفعل به گزینش گر فعال تبدیل می شوند.
۳-۲-۱۴- ۴- جانبداری از رسانه و استفاده از آن برای تغییرات اجتماعی
این مرحله از سواد رسانه ای شامل مشارکت افراد فعال در بسیج افکار عمومی برای تدوین سیاست ها و خط مشی های کلی اصلاح رسانه ها و استفاده از راهبردهای رسانه ای ویژه برای تأثیر گذاری بر مسائل و مشکلات اجتماعی است. در این مرحله فرد به حدی از مهارت می رسد که می تواند در سیاسیت گذاری های رسانه ای فعالانه شرکت جوید. یکی از نمونه های شاخص در این گستره، اقدام دو هزار و پانصد نفر از معلمان و دانش آموزان دبیرستان های کالج ماساچوست در استفاده از ظرفیت و توانایی رسانه های گروهی برای مبارزه با مصرف دخانیات بود که در سال ۱۹۹۴ صورت گرفت. این عمل را می توان در حوزه های مختلف فرهنگ شهر نشینی و رفتارهای مدنی نیز به کار بست (رضایی بایندر، ۱۳۸۲: ۱۴۰-۱۳۹).
۳-۲-۱۵- دلایل فراگیری سواد رسانهای
باری دونکان عضو انجمن سواد رسانه ای کانادا، دلایل فراگیری سواد رسانه ای را به صورت زیر بر می شمارد:
رسانه ها بر حیات فرهنگی و سیاسی ما سلطه دارند؛
تقریباً همۀ اطلاعات، جز موادری که آنها را به طور مستقیم تجربه می کنیم، «رسانه ای شده» هستند؛
رسانه ها قادرند مدل های ارزشی و رفتاری پر قدرتی خلق کنند؛
رسانه ها بدون آنکه خود آگاه ما را فعال کنند، بر ما تأثیر می گذارند؛

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است