تحقیق دانشگاهی – بررسی وضعیت سواد رسانه ای کارکنان ادارات روابط عمومی سطح شهر کرمانشاه- قسمت ۷

abstract fractal digital background colored

دهه های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ را باید دهه های پیوند و ارتباط این حوزه؛ یعنی حوزه سواد رسانه ای با تفکرات انتقادی دانست. در این سالها، دپارتمان های دانشگاهی تحلیل فیلم در سراسر ایالات متحده و انگلستان، کار خود را آغاز کرده و فیلم های روز را مورد تحلیل قرار دادند.این گونه از سواد، در کانادا به عنوان اولین کشور، به صورت رسمی از طرف نظام آموزش و پرورش پذیرفته و جزء برنامه های درسی مدارس گنجانده شد(طلوعی،۱۳۹۱: ۶۵).
برای اولین بار در سال ۱۹۲۹ گروه آموزشی لندن از معلمان خواست تا مهارت های خاص تحلیل و ارزش گذاری فیلم را به دانش آموزان بیاموزانند که این مسئله پس از سال ۱۹۹۰ نیز در آمریکا به طور جدی مورد توجه قرار گرفت. کانادا یکی از قویترین جنبش های سواد رسانه ای را در دنیا دارد و سازمان “شبکه آگاهی رسانه ای” به عنوان سازمانی برجسته در این کشور مستقر است(تاکونیومی،۱۳۷۸: ۸۴).
انگلستان و استرالیا در زمره ی پیشگامان و سرامدان آموزش سواد رسانه ای هستند.این رشد تا حدودی مدیون NGO ها یا انجمن ها و مؤسسات سواد رسانه ای و سازمان هایی بوده است که از اعضای آموزشگر تشکیل شده اند.همچنین،کانادا در مرحله ی بسیار پیشرفت ه ای از آموزش سواد رسانه ای است. برای مثال، در ایالت اونتاریو از سال ۱۹۸۷ به این سو،گذراندن درس هایی در این رشته در کلاس های مقاطع تحصیلی گوناگون ضروری است.کشورهای دیگر هم در این زمینه از قافله عقب نمانده و رشد خوبی داشته اند; از جمله زلاندنو،شیلی،هند،اسکاتلند،آفریقای جنوبی،ژاپن، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا و اردن،ایالات متحده که در این زمینه از دیگران دیرتر وارد گود شده بود،هم اکنون در زمره ی کشورهایی است که سرمایه گذاری هنگفتی در این رشته کرده است(آنگل[۶]، ۲۰۰۵: ۶).
سازمان بین المللی یونسکو ، به طور فعال ، از دهه ۱۹۶۰ به بعد، به پشتیبانی از آموزش رسانه ای همت گماشت و تلاش کرد در این زمینه برنامه ای جهانی را اجرا کند. از نظر صاحبنظران یونسکو ، آموزش رسانه ای به مثابه راهکاری مناسب توان جبران نابرابری اطلاعاتی بین کشورهای شمال و جنوب را دارد . زیرا از یکسو ، کشورهای شمال به تولید ، کنترل و توزیع اطلاعات میپردازند و از سوی دیگر کشورهای جنوب صرفا دریافت کننده منفعل هستند . از نظر یونسکو ، پیشرفت مهارت های فردی به منظور تفسیر و تحلیل پیام های رسانه ای بین مخاطبان تنها راهی است که میتواند قدرت استفاده کنندگان از رسانه ها را در کشور های جنوب افزایش دهد و آنان را از وضعیت انفعال صرف خارج کند(هابز،۲۰۰۴: ۵۲).
از اواسط دهه ۱۹۷۰ میلادی، موضوع سواد رسانه ای در برخی کشورها مانند آمریکای لاتین و کشورهای اروپایی مانند ایتالیا و اسپانیا،  مورد توجه قرار گرفت. اصلی ترین هدف آموزش رسانه ای در این کشورها برطرف کردن نابرابری ها ی اطلاعاتی بین کشورهای پیشرفته و عقب افتاده بوده است.
در آفریقای جنوبی، آموزش رسانه ای به منظور ارتقای سطح آموزش عمومی مورد استفاده قرار گرفت در حالی که در برخی از کشورهای انگلیسی زبان، مانند اسکاتلند و استرالیا، آموزش رسانه ای به مثابه بخشی از آموزش مهارتهای زبانی محسوب میشد(همان، ۵۲).
آموزش سواد رسانه ای در کانادا در سال ۱۹۷۸، با تشکیل «انجمن سواد رسانه ای» آغاز شد. اعضای این انجمن، متشکل از آموزگاران، محققان دانشگاهها و سازندگان محصولات رسانهای  همگانی بودند و مهمترین دستاورد آنان وارد کردن بحث سواد رسانه ای به نظام آموزش عمومی مدارس استان «‌انتاریو» کانادا و انتشار «کتاب سواد رسانه ای» در این کشور بود(پاجنت[۷]،۲۰۰۹).
پس از سال ۱۹۷۸، مباحث سواد رسانه ای به صورت موضوعی درس، در برنامه های درس انگلیسی مدارس انتاریو گنجانده شد و توسط آموزگاران زبان انگلیسی در ساعات درسی این کلاس تدریس میشد. اینکه چرا در میان دروس مختلف، در ساعات درس انگلیسی به طرح موضوع سواد رسانه ای پرداخته میشد؛ به وضعیت خاص اجتماعی آن کشور بر میگردد.  کانادا کشوری است که افراد با پیشینه های قومی و زبانی بسیار متفاوت در آن زندگی میکنند، در نتیجه یکپارچه کردن قومیت ها ی مختلف برای دولت آن همواره از ضروریات جدی محسوب میشود. از سویی دیگر، فرهنگ آمریکایی در این کشور از دهه ۱۹۵۰ به شدت گسترش یافته است؛ رشد اقتصادی و قدرت سیاسی آمریکا، کانادا را به دریافت کننده فرهنگ این کشور تبدیل کرده است و در میان استان های مختلف، استان مرزی انتاریو را به صورت پنجره ای برای ورود فرهنگ آمریکایی درآورده است (سپاسگر، ۱۳۸۴: ۱۳۱).
در چنین شرایطی، حفظ هویت کانادایی و یکپارچه کردن قومیت های مختلف برای دولت این کشور ضرورتی راهبردی یافته است و با توجه به اینکه مهاجران این کشور، ناگزیر به زبان اکثر ساکنان بومی کانادا صحبت میکنند، دولت تصمیم گرفته است از فرصت آموزش زبان انگلیسی برای یکپارچه کردن گروههای قومی متعدد استفاده کند، سواد رسانه ای نیز در این کشور در کنار آموزش زبا ن انگلیسی، با محتوایی بسیار متفاوت تدریس می شود؛ در برخی مدارس، به رویکردهای مختلف نظری در حوزه سواد رسانه ای توجه میشود و در پاره ای مدارس دیگر، با نمایش محصولات رسانه ای مختلف و چگونگی نمایش هویت شهروندان کانادایی با چگونگی نمایش هویت شهروندان آمریکایی مقایسه می شود(همان، ۱۳۶).
به تازگی انجمن سواد رسانه ای، فعالیت خود را در این کشور گسترش داده و علاوه بر ارائه رهنمود به آموزگاران و تهیه کنندگان رسانه ای، به برگزاری نشست های بین المللی و تحرک بخشی جهانی پیرامون سواد رسانه ای و آموزش رسانه ای و شیوه های آن اقدام کرده است.
سواد رسانه ای در کشور ژاپن، تا سال ۱۹۸۰، به صورت بسیار مختصر و در مطالعات محدود پیگیری می شد. اما از سال ۱۹۹۲، پس از ترجمه کتاب «سواد رسانه ای» در ژاپن این مفهوم به صورت تازه تری وارد مطالعات رسانه ای این کشور شد. چنان که در سال ۱۹۹۹ ، انجمن ملی «سازمانهای رادیویی و تلویزیونی» تولید برنامه ای را برای آموزش سواد رسانه ای به کودکان آغاز کرد و «شورای تحقیقات در باره سواد رسانه ای» نظامی را برای عملیاتی کردن مفهوم سواد رسانه ای تدوین کرد. در سالهای اخیر نیز تلاش های بسیاری برای آموزش سواد رسانه ای پیرامون رسانه های جدید مانند اینترنت، ماهواره و … صورت گرفته است(والکسی[۸]،۲۰۰۵).
اما نکته قابل توجه اینست که بر خلاف کشور کانادا که از سواد رسانه ای، برای مقابله با فرهنگ آمریکایی و استحکام بخشی به هویت کانادایی استفاده میکرد، ژاپن این مفهوم را برای بررسی انتقادی فراورده ها و نقد و تحلیل واقعیت ایجاد شده از سوی رسانه ها به کار میبرد(روگو[۹]، ۲۰۰۹ :۷۸).
در ایالات متحده آمریکا سواد رسانه ای با روند کندتری آغاز شد. در این کشور اصطلاحات سواد رسانه ای و آموزش رسانه ای به صورت مترادف به کار برده میشدند. و تنها در سالهای اخیر، تفاوت بین این دو اصطلاح در کنفرانس همکاری های بین المللی سواد رسانه ای در دهه ۱۹۹۰ مورد بررسی قرار گرفت. در این کنفرانس «سواد رسانه ای» به معنای «توانایی دسترسی و ارزیابی پیام های رسانه ای در اشکال گوناگون» تعریف شد(هابز و فرست، ۲۰۰۳: ۲۲).
در استرالیا و برخی کشورهای اروپایی موضوع آموزش رسانه ای به نگاه منتقدانه و خلاق بر محصولات رسانه ای تاکید دارد و هدف اصلی آن توانمند کردن مخاطبان برای ایجاد تمایز بین ارزشها ی والای فرهنگی و ارزشهای عمومی محصولات رسانه ای است(همان، ۳) .
مدارس کشورهای کانادا، استرالیا، آمریکا و انگلستان، مراکز چند رسانه ای دارند و برخی مسئولان این مراکز که هدایت دانش آموزان را بر عهده گرفته اند، از نظر شغلی بسیار مهم هستند و جزء مهم ترین، محبوب ترین و پرکارترین مسئولان مدارس به شمار می آیند(زمانی و نصر اصفهانی، ۱۳۸۶: ۴۳).
۲-۲-۱- مفهوم سواد رسانهای
سواد رسانه ای، توانایی وارسی و تحلیل از میان پیام هایی است که روزانه به ما اطلاع می دهند، سرگرم می کنند و می فروشند. یک نوع توانایی است که موجب می شود مهارت های تفکر انتقادی، همۀ رسانه ها را در بر گیرد. همچنین سواد رسانه ای دربارۀ پرسیدن سؤال هایی مربوط به آنچه که وجود دارد و توجه به آنچه که نیست، می باشد. به عبارتی نوعی غریزه است؛ اینکه بپرسیم چه دروغی پشت تولید رسانه ها نهفته است (انگیزه، پول، ارزش ها و مالکیت) و آگاه شویم چطور این عوامل تأثیر گذارند، از نظر بعضی کارشناسان، سواد رسانه ای به معنای فراگیری چگونگی تولید پیام ها با استفاده از رسانه های چاپی، سمعی، بصری و … است(سپاسگر،۱۳۸۴: ۱۲۲ به نقل از تالیم[۱۰]، ۱۹۹۵). به طور کلی سواد رسانه ای، تأکیدی است بر این مطلب که برخلاف تصور رایج، درک پیام های رسانه ای و اساساً شیوۀ رفتار با رسانه به دانش و مهارت های خاصی نیاز دارد و در بیانی دقیق تر، عبارت است از مهارت تفکر استدلالی و نقاد به نحوی که مخاطب بتواند دربارۀ محتوای رسانه قضاوتی مستقل داشته باشد(ارجمندی، ۱۳۸۴، ۵). بنابراین با توجه به مطالب فوق، سواد رسانه ای را می توان توانایی دسترسی، تحلیل، ارزیابی و برقراری ارتباط با محتوای پیام های رسانه ای در اشکال مختلف قلمداد کرد.
۲-۲-۲- عناصر سواد رسانهای
عناصر سواد رسانه ای را می توان در چهار مورد یعنی دسترسی، تحلیل، ارزیابی و ایجاد محتوا خلاصه کرد:
۲-۲-۱-۱- دسترسی: دسترسی فرایندی اجتماعی و پویاست و عمل فعالانه ای را در بر می گیرد. زمانی که دسترسی در شکل ابتدایی صورت می گیرد فرصتی ایجاد می شود تا سواد رسانه ای رشد و توسعه یابد و مخاطب به صورت مداوم و به شکل معنی داری شیوۀ دسترسی خود به پیام رسانه ها را به روز کند حتی در این زمینه انش و آگاهی خود را ارتقا دهد. اما این سوال پیش می آید که آیا نابرابری های اجتماعی و جغرافیایی منجر به عدم برابری دسترسی به منابع و کسب دانش دانش سواد رسانه ای می شود.
۲-۲-۱-۲- تحلیل: اغلب افرادی که با رسانه های چاپی و صوتی و تصویری سرو کار دارند دارای توانایی تحلیلی ضعیفی هستند. در حوزه های صوتی و تصویری این توانایی شامل فهم معانی و طبقه بندی زبان ها و بازنمایی مفاهیم توسط مخاطبان رسانه است. در حال حاضر مهارت های تحلیل پیام در اینترنت توسط مخاطبان چندان رشد نیافته است و عموم مردم در حال ارتقای سواد رسانه ای خود در زمینه پیام های وسیع و گوناگون اینترنت هستند تا با دانش نسبی بتوانند از میان انبوهی از پیام ها دست به گزینش بزنند و آنها را تفسیر کنند.
۲-۲-۱-۳- ارزیابی: آیا سواد رسانه ای موجب رویکرد ضد نخبه گرایانه می شود و یا در دسته اطلاعات متنوع در ارتباط با نظام طبقاتی و سنتی و بر مبنای تبعیض بین خوب و بد یا توانا و ناتوان قرار می گیرد. هدف از بررسی سواد رسانه ای و موضوعاتی که به آن پرداخته می شود باید مورد ارزیابی و سنجش قرار می گیرد.
۲-۲-۱-۴- ایجاد محتوا: اگر چه در تمامی تعاریفی که از سواد رسانه ای ارائه شده است نیاز به تولید متون نمادین برای یادگیری سواد رسانه ای مشاهده نمی شود ولی بحث در مورد این نکته که افراد از طریق سواد رسانه ای می توانند محتوای آنلاین خلق و مفاهیم مورد نظر خود را با یکدیگر مبادله کنند مورد توجه بسیاری از صاحب نظران سواد رسانه ای بوده است(شکرخواه، ۱۳۸۶: ۲۹).
۲-۲-۳- هدف سواد رسانهای
هدف اصلی سواد رسانه ای این است که به ما، کنترل بیشتری نسبت به تعابیر پیام ها می بخشد. واقعیت این است که همۀ پیام های رسانه ای، تعابیر و تفاسیر مختلف هستند. روزنامه نگاران به ما تعابیر خودشان را از اینکه چه چیزی و چه کسی مهم است، ارائه میدهند. صاحبان آگاهی نیز سعی می کنند ما را متقاعد سازند که مشکلاتی داریم و این که کالاهای آنها است که می تواند ما را در غلبه بر این مشکل یا مشکلات یاری کنند. همچنین ما نیز به عنوان مخاطب می توانیم تعابیر خودمان را از این پیام ها داشته باشیم.
ما چه آگاهی لازم را کسب کنیم یا نه، فرایند تأثیر رسانه ها ادامه دارد. زمانی که بتوانیم کنترل بیشتری نسبت به رسانه ها و تعابیر آنها داشته باشیم، می توانیم به تأثیرات مثبت ناشی از آنها قوت بخشیده و از تأثیرات منفی آنها بکاهیم. سواد رسانه ای به افراد توانایی می بخشد تا ضمن اینکه متفکرانی منتقد باشند، خود نیز به مولدین خلاق پیام ها بدل شوند، در حالی که فن آوری های ارتباطی جوامع را متحول ساخته، بر فهم و ادراک ما از خودمان، جوامعی که در آن زندگی می کنیم و تنوع فرهنگی ما تأثیر می گذارد. مسلماً بهره مندی از سواد رسانه ای، مهارتی حیاتی برای قرن حاضر محسوب می شود. لذا سواد رسانه ای در مفهوم وسیع خود شامل توانایی دسترسی، تحلیل، ارزیابی و پردازش فعال اطلاعات در اشکال مختلف پیام های مکتوب، دیداری و شنیداری است(لنینگ[۱۱]،۲۰۰۶: ۱۰۳).
۲-۲-۴- اهمیت و ضرورت سواد رسانهای
انسان به عنوان یک موجود اگاه و اجتماعی  در انجام کارها منافع مادی و معنوی خود  را در نظر گرفته و سپس به انجام ان کار مبادرت می کند. بعید است شما دست به کاری بزنید که حساب سود و زیان ان را از ابتدا محاسبه نکرده باشید.این موضوع در نحوه کار و استفاده از  رسانه ها نیز قابل پیگیری است .یعنی زمانی که قرار است از رسانه ای خاص نظیر اینترنت ، تلویزیون ، ماهواره و … استفاده شود بایستی شخص کاربر احساس کند که در این رابطه متقابل به منفعتی دست خواهد یافت . زمانی که ما در بزرگراه های اطلاعاتی در حال حرکت هستیم این میزان سواد رسانه ای ماست که  به ما می گوید  چه مقدار از وقتمان را در چه سایت های و چه مقدار از ان را در چت روم ها بگذرانیم .بنابراین هدف سواد رسانه ای تنظیم یک رابطه منطقی و مبتنی بر هزینه – فایده است. یعنی بر این اساس پی می بریم که شخص در قبال وقت و هزینه ای که صرف استفاده از این رسانه ها کرده است چه چیزهای  را به دست آورده و چه چیز هایی را از دست داده است . همچنین سواد رسانه ای توانایی دسترسی به پیام رابرای مخاطبان فراهم می کند . این مهارت شامل توانایی در رمزگشایی پیام ها، مکان یابی برای دسترسی به اطلاعات و توانایی استفاده از  تکنولوژی های نوین ارتباطی  نظیر کامپیوتر و اینترنت می باشد . ممکن است ما ساعتها وقت خود را در اینترنت صرف در طی این مدت فقط از لینکی به لینک دیگر پریده و در نهایت چیزی چندان به دردبخوری عاید ما نشود و به تعمیق اگاهی ما منجر نمی شود.در اینجا ما فقط وقت و هزینه خود را تلف کرده ایم .حال در صورتی که شخص از سواد رسانه ای مناسبی برخوردار باشد می تواند با کمترین هزینه و وقت به مطالب مورد نظر خود در اینترنت دسترسی پیدا کند(بلیغ، ۱۳۸۰: ۳۸) . نشان دادن اضافه بار اطلاعاتی در دنیای اشباع شده اطلاعات نیز یکی دیگر از مزایای سواد رسانه ای  است . درشرایط اشباع رسانه ای و در فضای موجود افراد درمعرض حجم بالایی از اطلاعات هستند که به برخی از این اطلاعات به هیچ وجه نیازی ندارند .به عنوان مثال امروزه بسیاری از نوجوانان مارک ها و علایم تجاری جهان را به خوبی می شناسند اما این اطلاعات در هیچ زمینه ای به کار انها نمی اید ، نه  قدرت خریدی که انها را خریداری کنند و نه قدرت مصرف ولی چون درمعرض اگهی های پیاپی قرار دارند در این زمینه اطلاعات دارند .پس باید از پیام ها و اطلاعات اطرافمان بر اساس نیازهایمان استفاده کنیم تا دچار سردرگمی نشویم و این امر محقق نمی شود مگر از طریق آموزش سواد رسانه ای.  پس در جامعه ای که مردمانشان سواد رسانه ای بالایی دارند می دانند که به چه رسانه هایی مراجعه کنند و نیازهای خود را از کدام رسانه بر طرف کنند وی این خود باعث می شود که از سردرگمی و بی هدفی مخاطب جلوگیری کند(نصیری و عقیلی، ۱۳۹۱: ۱۴۱).
۲-۲-۵- اصول سواد رسانهای
خبرنامه انجمن سواد رسانه ای انتاریو برای حوزۀ مزبور به نقل از لن ماستر[۱۲] اصولی را درج کرده که به توانبخشی و آگاهی آموزشی بهره مندان از رسانه مساعدت می کند وی به آموزش رسانه ای[۱۳] اعتقاد دارد. اصول سواد رسانه ای عبارتند از:
آموزش سواد رسانه ای کاری مهم و جدی است که به توانبخشی ساختار دموکراسی جامعه کمک می کند.
مفاهیم پایدار آموزش سواد رسانه ای، بازتابی است که از رسانه ناشی می شود و به صورت ویژه ای در آن نهفته است، اما چه بسا رسانه آن را مستقیماً منعکس نمی کند. رسانه یک سیستم سمبلیک و نشانه ای است بدون درک مبانی آن، آموزش سواد رسانه ای دشوار و غیر ممکن است.
آموزش سواد رسانه ای یک جریان مادام العمر است، در نتیجه انگیزۀ فراگیران بایستی در اولویت باشد(خبر نامۀ انجمنهای انتاریو برای سواد رسانهای[۱۴]، ۱۹۹۵؛ به نقل حسین زاده و محمدی استانی، ۱۳۸۹: ۷۴).
آموزش سواد رسانه ای علاوه بر تجزیه و تحلیل اطلاعات مخاطب، استقلال تفکر انتقادی را نهادینه کند.
آموزش سواد رسانه ای باید تحقیقی بوده و نباید از فرهنگی دیگر جست و جو و تحمیل شود.
آموزش سواد رسانه ای باید محلی باشد؛ بر پایۀ موقعیت زندگی یادگیرنده طراحی شود.
مفاهیم کلیدی آموزش سواد رسانه ای بایستی به جای محتوای جایگزین، ابزارهای تحلیلی باشد.
در آموزش سواد رسانه ای محتوا در راستای دستیابی به هدف است و هدف مورد نظر توسعۀ سیستم تحلیل انتقادی است.
ارزیابی معیار سواد رسانه ای بر دو جنبه استوار است: توانایی فراگیران در بکار گیری تفکر انتقادی در موقعیت های گوناگون و جدید و بر اساس واکنش ها و تأثیر در انگیزه های فراگیران.
ارزیابی سواد رسانه ای به معنی ارزیابی نتایج سازندۀ آن در فراگیران است.
سواد رسانه ای تلاش می کند با ارائۀ موضوعات تأمل برانگیز و قیاسی در حوزۀ آموزشی، روابط بین معلم و فراگیر را تغییر دهد.

این مطلب را هم بخوانید :
برآورد پتانسیل تجاری ایران با کشورهای منتخب- قسمت ۵

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.