می 11, 2021

بررسی فرهنگ عامه در دیوان مسعود سعد سلمان- قسمت ۱۰

(مسعود سعد: ۶۶۶)
ملک او را سپند سوز ای دوست کاین بود رسم روز ماراسپند
(مسعود سعد: ۶۶۷)
انیران روز
انیران، در لغت به معنی غیر ایرانی، نام فرشته موکّل بر روزگار است و نیز نام روز سی ام از هر ماه شمسی که روزی مبارک و برای سفر و طلب حاجت و خون گرفتن و خرید و فروش و زراعت و ازدواج مناسب است. بنا بر برخی روایات اسماعیل در این روز تولد یافت. روز سی ام دی ماه را در اصفهان آفریجگان (آبریزگان) نامیده اند و در آن روز جشن ها برپا می‌داشته اند:
انیران ز پیران شنیدم چنان که مِی خورد باید به رطل گران
(مسعود سعد: ۶۶۷)
۴-۱-۶- روزهای هفته
سَبت ، شنبه یا شنبذ
سبت که در فارسی آن را شنبه یا شنبذ می گوییم اصلاً از کلمه عبری «شبّات» مشتق شده و در عربی به معنی استراحت و آسایش است. بنابر تورات یهوه در روز ششم افرینش، خلق جهان را به انجام رسانید و در روز هفتم بیاسود.
یک شنبه
یکشنبه اسـت و دارد نسبــت به آفتـاب بر روی آفتاب به من ده سراب نــاب
ای آفتـــاب روی بــده بـاده ای کـه آن در روشنــی حکایت گوید ز آفتــاب
بر یاد خســروی که چو می یاد او خورم آب حیات گردد در دست من شـراب
سلطان الوالملوک ملک ارسلان که هست او را ز چرخ تاج ملوک جهان خطاب
ای آفتاب ملــک جهــان از تو نــورمند تا تابد آفتاب تو چون آفتــاب تـاب
(مسعود سعد: ۵۵۱)
دوشنبه
دوشنبــــه که دارد مــزاج مــاه ای مــاه چو مجلــس بفــروز و جـام باده بخواه
چرا نخواهم بـاده چـــرا نجویــم فخـــر که شادمانه ام از عز ملـــک شاهنشـــاه
ابوالملوک ملـــک ارســـلان بن مسعــود که فخر و کبر کند زو همیشه افسر و گاه
از آن سپید و سیاهست روز و شب را رنگ که روی ملک سپیدست و چتر شاه سیاه
همیشه تا بود اقبال و جاه و دولــت و عـز فزونــش بادا اقبـال و عز و دولت و جاه
(مسعود سعد: ۵۵۱)
سه شنبه
سه شنبه به مریخ دارد نسـب چرا باده ندهــی مرا ای عجــب
بده باده لعل مــریخ رنــــگ که ماننــد مریـخ تابـد به شــب
شود مر مرا بـــاده تلخ نوش ز دست تو ای دلبر نـــوش لـب
به یاد ارســـلان خســـروی که تاج عجم گشت و فخر عرب
نظاط و طرب تا بود در جهان دلش باد جـای نشـاط و طــرب
(مسعود سعد: ۵۵۲)
چهارشنبه
چهارشنبه بتا نوبت عطـارد راســت نشاط باید کــرد و نبیــد بایــد خواســـت
بتا عطارد جادو و چشـم تو جــادو ازیــن دو جادوگــر مظلمـت کنیم رواست
به پیش شاه ملک ارسلان بن مسعود کـه پادشــاه زمینســت خســرو دنیاســت
جهان ستانی شاهی که نام بـر ملـک چو مهر بر درم است و چو نقش بر دیباست
بماند خواهد ملک بزرگ او تا حشر بر اینکه گفتم گردون و روزگــار گــواست
(مسعود سعد: ۵۵۲)
پنج شنبه
باشد ابروی و موی خوی تو خوب پنجشنبــــه به مشتـری منسوب
باده در ده کـه عمــر بـــی بـــاده نیست نزدیک بخردان محسـوب
خاصه بر یـاد آنکـه کـرد خـــدای از پی عدل ملــک او منصــوب
شــه ملک ارســلان که دولــت او غالبست و عدوی او مغلوب باد
تـــا طالعـــی بــرآرد چـــــرخ طالع ملک او بــر زی غـــروب
(مسعود سعد: ۵۵۲)
جمعه (آدینه)
آدینـــه مـــزاج زهـــره دارد چون امد لهو و شــادی آرد
ای زهــره جمـــال بـاده درده کامروزم باده به گــــــوارد
بــر یــاد خدایگـــان عالـــم کو ملک جهان به عدل دارد
سلطان ملک ارسلان که جودش چون چرخ همی زمین نگار
مهر ار نبود چو مهـــر تابــــد ابر ار نبود چو ابــر بــــارد
(مسعود سعد: ۵۵۲)
شنبه
زحل والی شنبه اسـت ای نگــار مرا این چنین روز بی می مدار
زحل تیره رأیست و تاریک حرم تو خیز و می لعل روشن بیــار
که امروز گیتی همه روشن است ز اقبال و عـدل شــه کامگــار
ملک ارسلان که پادشاهـی که او زمانه فروزســت و گیتـی نگار
بهار خــزان بــاد روز و شبـش شبش روز باد و خزانش بهــار
(مسعود سعد: ۵۵۲)
۴-۱-۷- عناصر اربعه و باورهای مربوط به آن
به عقیده قدما چهار عنصر یا چهار آخشیج آب و آتش و باد و خاک، مجموعاً عناصر اربعه را تشکیل می‌دهند که حکمای اسلامی آن را «امهات اربعه» یعنی چهار مادران می نامند. بر اساس این عقیده، امهات اربعه تحت تاثیر آباء سبعه یا آباء علوی (قمر، عطارد، زهره، شمس، مریخ، مشتری و زحل) موجب تکوین موالید ثلاثه (جمادات نباتات و حیوانات) می شوند. «این چهار آخشیج، اضداد و نقیضان و مخالفانی هستند که از اصلی واحد منتج شده اند و طبایع گوناگون هستی را تشکیل داده، تسری آن‌ ها در چهارچوب درونی وجود انسان (عالم اصغر) طبایع چهارگانه مزاج آدمی را –صفرا یا زردآب، بلغم و دم یا خون- سامان بخشیده است و از همین روی از آن‌ ها به چهار مادر طبایع یا مادران زمینی، چهار گوهر، چهار آخیشیج، چار پیوند، چار میخ، چهار ترکیب و چهار پیوند تعبیر شده است. ازدواج آن‌ ها با اختران، پدران آسمانی، چرخه ی زندگی و تقدیر را به جریان وا می دارد». (قائمی و دیگران، ۱۳۸۰: ۶۴-۶۵)
تا طبـع هــا مراتــب دارنــد مختلــف آب است بر زمین و اثیر است بر هوا
بادت چهار طبع به قـوت چهــار طبــع کــرده به ذات اصلــی در کالبـد بقا
همچون هوا هوای تو بر هر شرف محیط همچون اثیـر اثیـر بزرگیــت باســنا
همچــون زمیــن زمیــن مراد تو اصل بر چو آب آب دولت تو مایـــه صفــا
(مسعود سعد: ۳۳)
ز باد و خاک د

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

ر آمیختــه بــرون نگــرد سوار جنـــگی بینــد برابر آتش و آب
(مسعود سعد: ۴۸)
ز رأی تست فروغ و مضای آتش و آب ز طبع تست صفا و ثبات باد و تراب
(مسعود سعد: ۵۲)
ز خاک و باد که هستند یار آتش و آب قوی تر آمد بسیار کار آتـــش و آب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *