سامانه پژوهشی – بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و حکمروایی شایسته در مدیریت روستایی در شهرستان …

Businessman hands hold a five-star gold shape. The best excellent business services rating customer experience concept

جاناتان ترنر

نیروی افزایش دهنده توان اقتصادی از طریق روابط اجتماعی در جامعه

توسعه اقتصادی بهینه و قابلیت جمعی تولید

خرد، میانی، کلان

انتونی گیدنز

روابط اجتماعی در مقیاس‌های محلی و فرامحلی مقوم نظم اجتماعی

نظم اجتماعی، کاهش فساد و تبهکاری اجتماعی

محلی و جامعه

بهطور خلاصه سرمایه اجتماعی به معنای هنجارها و شبکههایی است که امکان مشارکت مردم در اقدامات جمعی به منظور کسب سود متقابل را فراهم میکند و با استفاده از شیوههایی همچون سنجش سطح اعتماد اجتماعی و سطوح عضویت در انجمنهای مدنی رسمی یا غیررسمی، قابل اندازهگیری است (تاجبخش و همکاران، ۱۳۸۱).
۲-۴-۳- سطوح و ویژگیهای سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی را میتوان در دو سطح خرد و کلان مورد توجه قرار داد:
سطح کلان: در سطح کلان درباره جایگاه کلی یک سازمان در زمینه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و شبکههای ارتباطات بیرونی بحث میشود.
سطح خرد: در سطح خرد به دو نوع سرمایه اجتماعی موجود در داخل سازمان یا جامعه پرداخت میشود:
الف- سرمایه اجتماعی شناختی، که در رابطه با پدیدههایی نظیر ارزشها، نگرشها، تعهدات، مشارکت و اعتماد موجود در نظام اجتماعی است.
ب- سرمایه اجتماعی ساختاری، که در رابطه با ساختارها و فرآیندهای مدیریتی نظیر پاسخگویی مدیران و رهبران در قبال عملکردشان، شفافیت در تصمیمگیری، میزان تصمیمگیری و اقدام براساس کارگروهی میباشد (خوشفر، ۱۳۸۷، ۱۰).
علاوه بر این برخی از دانشمندان، سرمایه اجتماعی را در سه سطح مطرح کردهاند. هالپرن (۲۰۰۵) در این خصوص سطوح سهگانه خرد، میانه و کلان را مطرح نموده است. در سطح خرد، سرمایه اجتماعی در قالب روابط فردی و شبکههای ارتباطی بین افراد، هنجارها و ارزشهای غیررسمی حاکم بر آنها مورد بررسی قرار میگیرد. در سطح میانی، پنداشت گستردهتر از سرمایه اجتماعی به وسیله کلمن (۱۹۸۸) ارائه شده است. او سرمایه اجتماعی را به عنوان تنوعی از هستیهای مختلف با دو عنصر مشترک تعریف می‌کند؛ یعنی آنها از یک سو، جنبهای از ساختار اجتماعی هستند و از سویی تسهیلکنندهی کنشهای معینی از جانب کنشگران اجتماعی هستند. سطح کلان که پنداشتی جامع‌تر است؛ سرمایه اجتماعی را شامل محیط اجتماعی و سیاسی میداند که اجازه میدهد هنجارها توسعه یابند و ساختار اجتماعی شکل بگیرد. در این نگاه، علاوه بر روابط گسترده غیررسمی، محلی و روابط افقی و عمودی که در دو پنداشت قبل مطرح بود، روابط و ساختارهای نهادی رسمی چون حکومت، رژیم سیاسی، قوانین حاکم، نظام حقوقی و آزادیهای مدنی و سیاسی نیز اضافه شده است (غفاری، ۱۳۸۴).
با در نظر گرفتن تمامی این سطوح، می‌توان چهار ویژگی عمده را برای سرمایه اجتماعی برشمرد:
سرمایه اجتماعی موضوع مالکیت فردی نیست و حتی شکل جمعی آن نیز از پشتوانه حقوقی برخوردار نیست.
سرمایه اجتماعی بازگشت دارد، اما این بازگشت به منزله تولید ثانوی یا تضمینی آن است و معمولاً هدف اصلی تشکیل سرمایه اجتماعی را تشکیل نمیدهد.
سرمایهگذاری و نیز بیرون آوردن سرمایه مالی، به شکل سرمایه اجتماعی صورت نمیپذیرد و بهرهوری از سرمایه اجتماعی مانند بهرهوری از سرمایه مالی و اقتصادی نیست. در واقع پدید آمدن سرمایه اجتماعی ناشی از عمل آرادی فرد یا جمع نیست، بلکه چیزی است که منشأ آن در گذشته ناشناختهای قرار دارد. ذخیره موجود سرمایه اجتماعی ممکن است به واسطه برخی فعالیتها پیراسته شود اما به واسطه مهندسی اجتماعی تولید نمیشود.
سرمایه اجتماعی، برخلاف سرمایههای فیزیکی (همچون برخی سرمایههای انسانی) نقصان نمییابد و چه بسا که افزایش نیز یابد (تاجبخش، ۱۳۸۲).
از نظر کلمن، سرمایه اجتماعی مجموعهای از عناصر را شامل میشود که واجد دو ویژگی مشترک هستند:
الف) شامل برخی از ابعاد ساختارهای اجتماعی هستند.
ب) کنشگری را تسهیل میکند. به اعتقاد او سرمایه اجتماعی مانند سایر اشکال سرمایه، مولد است و دستیابی به اهداف خاصی را ممکن میسازد که بدون آن امکانپذیر نیست. به عنوان مثال گروهی که در بین اعضای آن اعتماد بیشتری وجود دارد، قادر به انجام فعالیتهای بیشتری است (زنگنه و همکاران، ۱۳۹۰).
۲-۴-۴- ملزومات سرمایه اجتماعی
برای وجود سرمایه اجتماعی در جوامع مختلف نیاز است تا ملزوماتی فراهم گردد و نکاتی مورد توجه قرار گیرد. در این باره دو نکته باید روشن شود: نخست این که سرمایه اجتماعی سرمایه انسانی نیست؛ چرا که این سرمایه متعلق به گروهها است. سرمایه انسانی معمول مانند سطح تحصیلات و مهارت را حتی در یک جزیره دورافتاده نیز میتوان کسب کرد. برعکس، هنجارهایی که شالوده سرمایه اجتماعی را تشکیل میدهند، در صورتی معنی دارند که بیش از یک فرد در آن سهیم باشند. دوم، سرمایه اجتماعی با توجه به علم اقتصاد و علم سیاست لزوماً چیز خوبی نیست. در این علوم همکاری و همیاری برای تمام فعالیتهای اجتماعی خواه خوب یا بد، ضروری است. سقراط در جلد اول کتاب جمهوری یادآور میشود که حتی باند سارقان نیز باید در میان خود نوعی حس عدالت و انصاف داشته باشند و الا نمیتوانند در سرقتهایشان موفق باشند (فوکویاما، ۱۹۴۲).
از ملزوماتی که باعث افزایش سرمایه اجتماعی میشود؛ میتوان به شبکههای مشارکت مدنی اشاره داشت که همکاری و ارتباط را تسهیل میکنند و اطلاعات موجود درباره اعتمادپذیری افراد را تقویت میکند (تاجبخش، ۱۳۸۴). همچنین سرمایه اجتماعی مستلزم شرایطی به مراتب بیش از وجود صرف شبکه‌ی پیوندهاست؛ زیرا پیوندهای شبکهای باید از نوع خاصی یعنی مثبت و مبتنی بر اعتماد باشند (سفیری و صدفی، ۱۳۹۱). ذخائر سرمایه اجتماعی از قبیل اعتماد، هنجارها و شبکهها، خود ضامن حسن اجرای خود هستند و انباشته میشوند. همکاری موفقیتآمیز در یک مورد، پیوندها و اعتماد، یعنی دارایی‌های اجتماعی‌ای را ایجاد میکند که همکاریهای آتی درباره موضوعاتی که ارتباطی با آن مورد ندارد؛ را تسهیل میکند. سرمایه اجتماعی چیزی است که آلبرت هیریشمن، فیلسوف علوم اجتماعی منبع اخلاقی مینامد، یعنی منبعی که بر خلاف سرمایه فیزیکی به تبع استفاده از آن افزایش می‌یابد نه نقصان و در صورت مورد استفاده قرار نگرفتن نابود می‌شود (تاجبخش، ۱۳۸۴).
آموزش و پرورش، خانواده، دین و ایدئولوژی، رسانه و احزاب از جمله منابع تشکیلدهنده سرمایه اجتماعی هستند که برحسب ماهیت و محتوایی که دارند، میتوانند میزان و انواع متفاوتی از سرمایه اجتماعی را شکل دهند. بدین معنا که اگر این منابع میل به خاصگرایی داشته باشند، مرزبندی‌های انعطافناپذیر داشته باشند، نسبت به غیر عضو بدبینی و بیاعتمادی را رواج دهند، یک نوع سرمایه‌ی اجتماعی درونگروهی ایجاد میکنند که برای خود گروه ممکن است ارزشمند باشد؛ اما برای کل جامعه اثر تخریبی دارد. بر عکس، اگر این منابع میل به عامگرایی داشته باشند، هرچند ممکن است، از میزان و شدت سرمایه اجتماعی گروه کم شود؛ اما به موجودی سرمایه اجتماعی کل جامعه میافزاید و اثر مثبت و سازنده دارد (جوادی و همکاران، ۱۳۸۴).
۲-۴-۵- مولفههای سرمایه اجتماعی
ماهیت مفهوم سرمایه اجتماعی موجب شده که عنوان شود؛ سنجش سرمایه اجتماعی مشکل است، اصولاً آنچه که مربوط به سرمایه اجتماعی میشود، صورت تلویحی و نسبی دارد که به سنجش و طبقهبندیهای ساده تن نمیدهد. به نظر لانگ یکی از نارساییهایی که در خصوص ادبیات مربوط به سرمایه اجتماعی وجود دارد و باید روی آن بحث شود؛ این است که برداشت ناموزونی از انواع مختلف و سطوح عملی سرمایه اجتماعی وجود دارد. به نظر او تعداد زیادی از مطالعات در سطح خرد قرار میگیرند که متمرکز بر قوتها و فرصتهای حاصل شده به واسطه عضویت در گروههای قومی کلیسا، خانواده و شبکههای بین شخصی هستند. بانک جهانی نیز سنجش سرمایه اجتماعی را به دلیل چند بعدی بودن این مفهوم، داشتن سطوح و واحدهای تحلیلی مختلف و نیز پیچیدگی مفاهیمی که با این مفهوم ارتباط پیدا میکنند؛ مشکل است؛ ولی با این وجود سنجش سرمایه اجتماعی را غیرممکن نمیداند (غفاری،۱۳۸۴). سرمایه اجتماعی را میتوان به منزله هنجارها و شبکههای عمومیای تعریف کرد که دست کم شامل سه عنصر آگاهی، مشارکت و اعتماد باشد (تاجبخش،۱۳۸۱).
برخی عناصر اصلی سرمایه اجتماعی عبارتاند از: آگاهی به امور عمومی، سیاسی و اجتماعی، اعتماد عمومی، اعتبار نهادی، مشارکت غیر رسمی همیارانه، مشارکت غیر رسمی خیریه‌ای، مشارکت غیررسمی مذهبی، شرکت در اتحادیهها، انجمنها، سازمانها و موسسات مدنی رسمی. با این وجود مولفه‌های اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی که در یک رابطه متعامل قرار گرفته و هرکدام تقویت کننده دیگری‌اند؛ از مولفه‌های اصلی سرمایه اجتماعی محسوب می‌شوند (توکلی و همکاران، ۱۳۹۰).
در مطالعه خوشفر (۱۳۸۷) مولفه‌های سرمایه اجتماعی اینگونه در نظر گرفته شده است:

این مطلب را هم بخوانید :
فایل - بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و حکمروایی شایسته در مدیریت روستایی در شهرستان ...

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.