ارتکاب جرم، عدل و داد، نهج البلاغه، بخش اقتصاد

دانلود پایان نامه

همگی در راستای ریشه کن کردن فقر درجامعه و ایجاد اقتصادی سالم است،چرا که پر واضح است وجود بحرانهای اقتصادی، بزهکاری و انحرافات اقتصادی را در پی دارد. به همین جهت است که نگاه آیات قرآنی متوجه دیدگاه های کنشی و واکنشی توام در برخورد با محیط اقتصادی است به نوعی که اساساً فقری محقق نشود و اقتصاد متعادل و سالم بماند و منافع افراد و اجتماع در نظر گرفته شود و سعادت هر دو نیز تامین گردد. با این نگاه پیشگیری اسلام در خصوص اقتصاد “پیشگیری مبتنی بر جهان بینی الهی و خدا محوری است و حتی به ارتقاء انسان در مبتلا شدن به فقر توجه دارد”.55
“اسلام طرفدار این نظریه که سرچشمه درآمدها را تقاضاها و تمایلات می داند نیست، بلکه معتقد است باید تمایلات با مصالح عالی و همه جانبه بشریت تطبیق بکند، از این رو فصل مهمی در اسلام هست به نام مکاسب محرمه.در نتیجه، اسلام طرفدار تقویت بنیه اقتصادی است اما نه آنگونه که اقتصاد خود هدف باشد یا بلکه به عنوان اینکه هدف های اسلامی بدون اقتصاد سالم و نیروی مستقل اقتصادی میسر نیست؛ اما اسلام اقتصاد را یک رکن از ارکان حیات اجتماعی می داند، لذا به خاطر اقتصاد به سایر ارکان ضربه و لطمه نمی زند.”56
بنابراین از آنجایی که هدف دین اسلام برقراری عدالت است ،در خصوص اقتصاد نیز به عدالت توجه دارد و انسانها را به رعایت تعادل در بخش اقتصاد، دعوت می نماید و همانطور که فقر را به عنوان دریچه ای به سوی لغزش ها و انحرافات می داند، ثروت بیش از حد را هم که فرد را غرق در لذات دنیوی نماید و از هدف اصلی خلقت دور نماید، راهی به سوی ارتکاب جرم و گناه می داند. لذا در حالی که افراد را به سوی کسب و کار بالا بردن سطح رفاه دعوت
می نماید، آنها را به قناعت و وسیله دانستن اقتصاد در امور زندگی، تشویق می کند.

گفتار دوم: تدابیر فرهنگی
فرهنگ هر جامعه بنیان نظام اجتماعی و روانی آن جامعه به شمار می رود از این رو فرهنگ در شکل گیری ساختارها و نهادهای اجتماعی، شخصیت افراد و حتی رفتار آنها نقش بسزایی ایفا می کند. از این رو، فرهنگ سازی در جامعه بدین منظور که نظام شخصیتی افراد به درستی شکل گیرد و آنها را جامعه پذیر نماید، بسیار پر اهمیت است.
“فرهنگ به معنای عام آن، هم الهی است و هم انسانی، یعنی هم انبیاء الهی و هم دیگر افراد و اجتماعات بشری در پدید آمدن و شکل آمدن و شکل گرفتن و رشد کردن و جریان یافتن فرهنگ، سهیم بوده اند.”57
بعد فرهنگی اسلام مهم ترین و اساسی ترین بعد اسلام است این اهمیت را می توان از اولین آیاتی که بر پیامبر اکرم که در خصوص تعلیم و تعلم نازل شده یعنی آیات 1 تا 10علق ،دریافت.
“بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید… بخوان که پروردگارت از همه بزرگوارتر است همان کسی که بوسیله قلم تعلیم نمود و به انسان آنچه را نمی دانست یاد داد.”
همچنین در آیه 62 سوره جمعه تعلیم را از اهداف اساسی فرستادن پیامبر اکرم بیان نموده است:
“او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان بر انگیخت که آیاتش را بر آنان می خواند و آنان را تزکیه می کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می آموزد و مسلماً پیش از آن در گمراهی آشکار بودند.”
تعمق در این آیات ما را به این نتیجه می رساند که آموزش و پرورش صحیح در راستای ایجاد شخصیت های سالم، از اساسی ترین مسائلی است که مورد توجه قرآن قرار گرفته است.
“فرهنگ اسلام را می توان به دو بخش تقسیم نمود؛ مفاهیم یا جهان بینی، تعالیم یا آموزشها. در بخش مفاهیم یا جهان بینی اسلامی اعتقاد به خداوند متعال، عبادت برای اثبات یکتا پرستی و اخلاص در بندگی است. در این مفهوم انسان سرشتی پاک دارد که خود می تواند راه راستی را که ترسیم شده برود و یا از این راه گمراه شود. در مفهوم اسلام جامعه برای رفاه و سعادت انسانهاست .فلذا جامعه اسلامی رنگ انسانی دارد و بالاخره تفسیرها و مفاهیمی در اسلام برای کار، دنیا و آخرت، جسم و روح و خیر و شر، پاکی و پلیدی، حلال و حرام و امثال اینها دیده می شود.”58
تفکر اسلامی انسان را دارای بعدی پیچیده و ترکیبی می داند.انسان از دیدگاه منطق ، حیوانی ناطق است .لذا می توان گفت بشر به دلیل داشتن استعدادهای حیوانی و الهی، هم می تواند مراتب رسیدن به کمال را طی کند و نمونه بارز خلیفه الهی شود و هم می تواند در تقویت نیروها و غرایز حیوانی اش آن چنان پیش رود که نه تنها رنگ انسانیت را از وجودش پاک شود، بلکه آن چنان پست شود که مقام حیوانات در برابرش بالاتر باشد. بنابراین فرهنگ نقش عمده ای در انتخاب راه زندگی دارد. به همین دلیل آموزه های متعددی در شرایط مختلف زندگی از سوی اسلام ارائه شده که رعایت آنها می تواند از روئیدن ریشه بزهکاری در جامعه جلوگیری نماید مانند:چگونگی معاشرت با دیگران که شامل مواردی مثل تحیت و با نیکی رفتار کردن با دیگران59 ، اجازه گرفتن برای ورود به خانه دیگران60، سلام کردن هنگام ورود به خانه دیگران61، دوری از کبر و خود برتربینی، داشتن تواضع و فروتنی62، اعتدال در رفتار و عمل63، احسان به والدین64، که نشان از توجه اسلام به رعایت ادب و آداب اسلامی و اخلاقی دارد. چگونگی گفتگو و مناظره کردن با دیگران65، و چگونگی انجام معاملات66و … می تواند در کاهش انحرافات اخلاقی، روانی و اجتماعی تاثیر بسزایی داشته باشد.
در اسلام داشتن بعضی صفات نیز، نوعی گناهان فرهنگی به شمار می رود که می تواند ریشه اصلی بسیاری از جرایم باشد. مانند دروغ. رسول خدا می فرماید: “از دروغ بپرهیزید؛
اگر چه نجات خود را در آن پندارید، زیرا هلاک شما در آن است”.67 از آثار دروغ این است که ارتکاب گناهان دیگر را آسان می کند و موید آن حدیثی از امام حسن عسکری است.
“امام می فرمایند: تمامی زشتی ها در اتاقی قرار داده شده و کلید آن دروغ است.”68 اثر دیگر آن سوء استفاده از اعتماد مومن است. پیامبر گرامی فرمود: “خیانتی بزرگ است که به برادرت سخنی بگویی که او راست گویت شمارد و تو به او دروغ بگویی. ” 69
همچنین منع و مذموم شمردن صفات منفی دیگری چون تهمت، حسد، شراب خواری و … در راستای ریشه کن کردن بدیها و فرهنگ سازی اخلاق و صفات پسندیده در اشخاص می باشد تا از این رهگذر افراد را حتی از اندیشه در خصوص جرم و گناه دور سازد. ناگفته پیداست که همه چیز از اندیشه شروع می شود وقتی اندیشه بزهکاری وجود نداشته باشد، به دنبال آن رفتار بزهکاری وجود نداشته باشد، به دنبال آن رفتار بزهکارانه بروز نخواهد نمود.

مطلب مشابه :  پایان نامه رایگان دربارهارتکاب جرم، قانون مجازات، قتل عمد

گفتار سوم: تدابیر سیاسی
حاکمیت سیاسی، از ارکان اساسی هر جامعه ای به شمار می رود چرا که این حاکمیت در راس همه امور جامعه قرار دارد و با تنظیم سیاست ها و خطوط کلی نظام سیاسی تحولات و دگرگونی های عمیق و موثری در تمام ارکان و اشخاص اجتماع ایجاد می کند.
جرم شناسان معتقد به وجود رابطه بین وضعیت سیاسی حاکم بر یک جامعه و پدیده بزهکار می باشند.
“در جهان بینی اسلام نتیجه منطقی اصل اساسی توحید، حاکمیت مطلق خدا بر جهان هستی است؛زیرا توحید ابعاد متعددی دارد و بعد ربوبی آن مقتضی حاکمیت خدا بر هستی است، این حاکمیت و ولایت الهی یک شعبه تکوینی دارد؛ شعبه دیگر ولایت الهی، ولایت تشریعی است که با ارسال رسل و انزال کتب اعمال گردیده است که از این طریق راه و رسم درست زیستن را به انسان آموخته واین امر را در گرواطاعت انسان از خدا، رسول واولی الامر دانسته است.”70
آیات قرآن برای حاکمیت و حاکمان برنامه های متعددی دارد و از نظر اسلام خلق و خوی حاکمان و روش کشور داری شان از چنان اهمیتی برخوردار است که حضرت امیر در نهج البلاغه می فرمایند: “مردم آنجا روند که پادشاه روی آورد”. 71
همچنین ایشان در خصوص حقوق متقابل مردم و رهبری می فرمایند: “ای مردم مرا بر شما و شما را بر من حقی واجب شده است. حق شما بر من، آن که از خیر خواهی شما دریغ نورزم و بیت المال را میان شما عادلانه تقسیم کنم و شما را آموزش دهم تا بی سواد ونادان نباشید و شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید. و اما حق من بر شما این است که به بیعت با من وفادار باشید و در آشکار و نهان برایم خیر خواهی کنید، هرگاه شما را فرا خواندم اجابت نمایید و هرگاه فرمان دادم اطاعت کنید.”72
بنابراین حکومت مورد پذیرش اسلام، حکومتی است که برپا کننده عدل و داد در جامعه باشد. اجرای عدالت از اموریست که مکرراً مورد تاکید قران قرار گرفته است.
در آیه 58 سوه نساء آمده است: “همانا خدا امر می کند به شما که امانت را به صاحبانش باز دهید و چون حاکم بین مردم شوید به عدالت داوری کنید، همانا خدا شما را پند نیکو می دهد که خدا بر هر چیز آگاه است.”
از دیگر خصوصیاتی که یک حاکم اسلامی باید داشته باشد، نرمش با مردم است در آیه 159 سوره آل عمران آمده: “پس به {برکت} رحمت الهی با آنان نرمخو و {پر مهر} شدی و اگر تندخو و سخت دل بودی قطعاً از پیرامون تو پراکنده می شوند پس از آنان در گذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار {ها} با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتی برخدا توکل کن زیرا خداوند توکل کنندگان را دوست می دارد.”
“نرمش با مردم یک هدیه الهی است افراد خشن و سخت گیر نمی توانند مردم داری کنند نظام حکومتی اسلام مبنای محبت و اتصال به مردم است رهبری و مدیریت صحیح با عفو و عطوفت همراه است.”73
بنابراین اسلام، برای تضمین سلامت جامعه، و ایجاد جامعه ای آرمانی و الهی، ضمن بر شمردن شرایطی چون قدرت و امانت، علم و آگاهی که نشان دهنده عنایت خاص اسلام به وجود رهبری آگاه ، مدیر و مدبر در امور و دلسوز، خیرخواه، امین و درستکاری می باشد.74
از نظر اخلاقی حکام و رهبران جامعه را مقید به وظایفی کرده است، به عنوان نمونه: برخورد صادقانه با مردم و در میان گذاشتن مسائل حکومتی با آنها جز در موارد استثنایی75، فاصله نگرفتن از مردم و دیدار حضوری با مردم76، زندگی در نهایت سادگی و به دور از هر گونه تجمل و رفاه طلبی77.
با توجه به نکات گفته شده در خصوص شرایط حاکم مورد پذیرش اسلام معلوم می گردد که با رعایت این خصوصیات، حاکم صالح می تواند با برقراری عدل و داد، امنیت و سلامت اجتماع را تضمین کند و به حقوق افراد احترام گذارد و کرامت و منزلت انسانی را گرامی
می دارد و با چنین عملکردی، محیطی جهت رشد بزهکاری ایجاد نمی گردد؛ زیرا که آن جامعه فاقد تبعیض و ستم و فساد است .البته این به مفهوم عاری بودن جوامع اسلامی از بزهکاری نیست ؛چرا که “گاهی انسانهای مومن به دلیل اغوای شیطان و وسوسه دچار انحراف و ارتکاب جرایم می گردند و گاهی برخی حکومت ها با سو استفاده از عنوان اسلام، برنامه های استبدادی خود را پیاده می نمایند که شیوه آنها انطباقی با موازین اسلامی ندارد.”78در نتیجه حاکمیت می تواند هم عاملی جهت جلوگیری از بزهکاری به شمار رود و هم خود منشا فساد و بزهکاری در جامعه گردد.

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد دربارهreading، language، not، Post-test

فصل دوم: تدابیر پیشگیرانه ناظر بر موقعیت ها

مبحث اول : تبیین پیشگیری وضعی از جرم و شیوه های آن
گفتار اول : مفهوم پیشگیری وضعی
پیشگیری از جرم فرآیند پیچیده و طولانی را تا
به امروز پشت سر گذاشته است . همانطور که گفته شد تا مدتها پیشگیری ناظر بر بزهکار بود و همچنین نگاهی به حذف ریشه ها و علل و عوامل جرم داشتند. اما جنبه های مدیریتی کنترل جرم، رویکرد نوینی را اتخاذ کرد و دیدگاهش را به اقداماتی که قصد خنثی کردن و تثبیت آن در کاهش وقوع جرم داشت، دوخت به عبارتی، “جرم شناسی و پیش گیری ازجرم با تغییر نگاه خود از بزهکار به بزه دیده و نقطه عطف تلاقی زمانی و مکانی سه عنصر ضروری برای تحقق فعل مجرمانه (یعنی بزهکار با انگیزه، بزه دیده یا آماج حمایت نشده و نبود مانع) به جرم شناسی مبتنی بر پیش گیری از طریق کنترل محیط جرم و سیطره بر موقعیت یا وضعیت وقوع جرم تغییر جهت داده و در یک کلام به پیشگیری وضعی و بزه دیده محور از جرم روی آورد.”79
اقدام های وضعی پیشگیرنده، ناظر بر اوضاع، احوال و شرایطی است که مجرم را در آستانه ارتکاب جرم قرار می دهند. “این اوضاع و احوال که در جرم شناسی وضعیت های ماقبل بزهکاری یا وضعیت های پیش جنایی نام دارند، فرآیند گذر از اندیشه به عمل مجرمانه را تحریک یا تسهیل کرده و نقش تعیین کننده ای در آن ایفا می کنند.”80
از بین بردن فرصت های ارتکاب جرم یا ایجاد محدودیت و بالا بردن هزینه های ارتکاب آن با هدف جلوگیری از تحریک فرد به ارتکاب جرم از جمله شیوه های مورد توجه در پیشگیری موقعیت مدار است. این پیشگیری مقطعی و محدود به حیطه اجرای آن است و به همین جهت از موقعیتی به موقعیت دیگر متفاوت می شود.
این نوع از پیشگیری از جرم سعی دارد تا با اتکا به آماج جرم یا بزه دیده ، به تبیین پیشگیری از جرم پرداخته و در ادبیات جرم شناسی تحت عنوان “پیشگیری وضعی از جرم ” معرفی شده است . کاربرد معادل هایی همچون پیشگیری موضعی ، موقعیتی یا وضعیتی نیز در برابر این اصطلاح به کار برده می شود.81
کلارک در مقدمه کتاب خود تحت عنوان پیشگیری وضعی از بزهکاری : مطالعات موارد موفق که در سال 1992 منتشر گردید، بیان می دارد: نظریه پیشگیری وضعی به یک روش خاص اشاره دارد که هدف آن متعالی کردن جامعه و نهادهای آن نیست بلکه به طور ساده بر کاهش دادن فرصت ها و موقعیت های ارتکاب جرم تکیه دارد.
“پیشگیری وضعی، شامل مسئول کردن کل جامعه در قبال خطر مجرمانه و خطر بزه دیده شناخته می شود، به گونه ای که اعضای آن، خود، در مراقبت از خود و اموال مشارکت کنند: رعایت احتیاط برای خود ودیگران، عدم تحریک و وسوسه دیگران، اعلام جرایم ارتکابی مشاهده شده یا جرایم احتمالی به مقامات صالح، مشارکت مستقیم یا غیر مستقیم در بازپروری محکومان، تجدید و تقویت ارتباط و هم نشینی اعضای محله یا همسایگان با هم و به طور کلی مردم آمیز و معاشرتی کردن اعضای محله ها از طریق ایجاد واحدهای محلی اطلاع رسانی و خدماتی در زمینه امنیت محلی و پیشگیری از جرایم محلی می شود.”82
جرم شناسان ، پیدایش دانش پیشگیری وضعی را مربوط به اواخر دهد 1970 پس از شکست پیشگیری اجتماعی میدانند. این نظریه در غرب تا حد زیادی ملهم از دو نظریه آمریکایی به نام “فضای قابل دفاع” اثر اسکار نیومن و ” پیشگیری از جرم به وسیله طراحی محیطی” (CPTED) اثر جفری که در دوکتاب در سال های 1971 و 1973 منتشر شده اند می باشد . پس از آن در دهه های 1980 و 1990 در انگلستان این نظریه توسعه یافت و دانشمندانی چون کلارک ، می هیو و کرنیش در اثار خود به طرح و تحلیل زمینه ها

دیدگاهتان را بنویسید