نظریه آسیب شناسی روانی ACT در بیماران اختلال وسواسی جبری

نظریه آسیب شناسی روانی ACT

انعطاف ناپذیری روان شناختی

فرضیه زیر بنایی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد این است که فرایندهای کلامی، مجموعه محدودی از پاسخ‌ها در برخورد با موقعیت‌ها ایجاب می‌کنند (هیز، 2004). زبان و کلا ذهن و حتی فرهنگ به افراد می‌آموزد که اضطراب و دیگر رویدادهای درونی شان را “بد” ارزیابی کنند و هر کوششی برای اجتناب از این احساس را حمایت می‌کند (مک هو[1]، بارنز-هولز و بارنز- هولمز، 2004). در نتیجه‌ی این فرایندهای کلامی، زندگی فرد بر تجربه نکردن رویدادهای درونی منفی متمرکز می‌باشد تا زندگی کردن به شیوه‌ای که برای فرد مهم است. این محدودیت شدید خزانه رفتاری، اصل آسیب شناسی روانی از دیگاه ACT است (توهی و همکاران، 2005). هیز و همکاران (1999) انعطاف ناپذیری روانشناختی را در چهار واژه آمیختگی، ارزشیابی، اجتناب و دلیل آوری خلاصه کرده و با استفاده از حروف اول این کلمات واژه FEAR را خلاصه‌ای از انعطاف ناپذیری روانشناختی میدانند:

آمیختگی شناختی

در طی رشد، زبان منبع مهم تنظیم رفتار انسان می‌شود. انسان‌های کلامی دنیا را از طریق روابط کلامی تجربه می‌کنند نه مستقیم. کارکردهایی که محرک از چهارچوب‌های رابطه به دست می‌آورد بر دبگر منابع تنظیم رفتار غلبه می‌کند، افراد کمتر با تجربه اینجا و اکنون و همایندی‌های مستقیم ارتباط دارند و بیشتر مغلوب قوانین و ارزیابی‌های کلامی‌اند. هیز و همکاران (2010) این فرایند را آمیختگی شناختی می‌نامند. به عبارت دیگر دلبستگی افراطی به محتوای لفظی که باعث می‌شود انعطاف پذیری روان شناختی، دشوار یا غیر ممکن شود. آمیختگی ارتباط مستقیم و بدون دفاع با رویدادهای درونی ناخواسته را آسیب زا و غیر قابل قبول می‌داند و باعث می‌شود فرد به شیوه‌ای زندگی کند که به جای زمان حال غرق گذشته یا آینده باشد.

ارزشیابی

برحسب RFT، ارزشیابی عبارت است از کاربرد رابطه مقایسه‌ای برای دو یا چند رویداد کلامی. بر خلاف مقایسه‌هایی که به وسیله موجودات غیر انسانی انجام میشود که همگی مبتنی بر تجربه‌اند. ارزشیابی برای انسان‌ها می‌تواند کاملا مبتنی بر رویدادهای کلامی باشد که هرگز با آنها ارتباط و تماسی نداشته است. این ارزشیابی می‌تواند رنج و ناراحتی انسان را بسیار تقویت کند (هیز و برن اشتاین، 1986؛ به نقل از ایزدی و عابدی، 1392).

مطلب مشابه :  ابعادخشنودی شغلی

اجتناب تجربه‌ای

اجتناب تجربه‌ای تا اندازه‌ای مبتنی بر آمیختگی شناختی است (هیز، ویلسون، گیفورد[2]، فولت[3] و استروسال، 1996؛ به نقل از ایزدی و عابدی، 1392). اجتناب تجربه‌ای تلاش برای فرار یا اجتناب از شکل، فراوانی یا حساسیت موقعیتی رویدادهای درونی (افکار، احساسات، خاطرات و احساسات بدنی) است، حتی زمانی که تلاش برای چنین کاری، باعث آسیب روانشناختی می‌شود (هیز و همکاران، 2010). دو شکل اصلی اجتناب تجربه‌ای عبارتند از بازداری و فرار/ اجتناب موقعیتی. بازداری تلاش فعالی است برای کنترل و یا حذف تجربه فوری یک رویداد درونی منفی مثل یک فکر، احساس، خاطره یا احساس بدنی منفی (کلارک، 2004). در فرار/ اجتناب موقعیتی، فرد می‌کوشد ویژگی‌های زمینه‌ای پیشایندی را تغییر دهد که می‌تواند با وقوع یک تجربه درونی ناخواسته همراه باشد (هیز و همکاران، 2010).

دلیل آوری

تلاش فرد برای ایجاد تبیینات لفظی برای استفاده از شیوه‌های مقابله‌ای ناکارامد که باعث می‌شود شخص نسبت به همایندی‌های واقعی در محیط کمتر حساس باشد. مراجعانی که دلایل خوبی یرای رفتار مختل شان دارند، علایم شان شدیدتر و درمان شان دشوارتر است (آدیس و جاکوبسون[4]، 1996؛ به نقل از ایزدی و عابدی، 1392).

درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به دنبال جایگزینی برای FEAR است. هیز و همکاران (2010) این جایگزین را ACT (Take actionوake action, Chooseن جایگزین را ایگزینی برای م شان شدیدتر و درمان شان دشوارتر است ( آدیس و جاکوبسون، 1996).های واقعی در محیط کمت، Choose، Accept) معرفی می‌کنند:

پذیرش: فرد تجارب درونی ناخواسته و نیز رویدادهای بیرونی غیر قابل تغییر را همانطور که هست، نه آنگونه که نشان می‌دهند، بپذیرد.

انتخاب: فرد به جای پرداختن به رویدادهای درونی منفی، جهت‌ها و اهداف مهم و ارزشمند را در زندگی اش انتخاب کند.

عمل: پس از انتخاب اهداف، فرد نسبت به حرکت در راستای آنها متعهد باشد.

تحقیقات اخیر روی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد نتایجی امید بخش و دلیلی منطقی برای استفاده از این درمان در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری و عملی را نشان می‌دهند. مطالعات انجام شده، ACT را به عنوان درمانی مناسب برای اختلالات خلقی (زتل[1] و هایس، 1986؛ زتل، رین[2] و هایس، 1989)، اختلال استرس پس از سانحه (اورسیلو[3] و باتن، 2005؛ روبین[4] و دارا[5]، 2007؛ توهیگ، 2009)، اختلال هراس (لویت[6] و همکاران، 2004؛ لوپز [7]و سالاس[8]، 2009)، اختلال اضطراب منتشر (رومر[9] و اورسیلو، 2007)، اختلال صرع مقاوم به درمان (لانگرن[10] و همکاران، 2008)، سوء مصرف مواد (هایس و استروسال، 2004)، اسکیزوفرنیا (بچ[11] و هایس، 2002) و درد مزمن (گوتیر[12] و همکاران، 2004) مطرح کرده‌اند (به نقل از ایزدی و عابدی، 1392). ACT در کاهش استرس شغلی (باند[13] و بونس[14]، 2003) و اضطراب و استرس تجربه شده به وسیله والدین کودکان عقب مانده (بلک لگ[15] و هایس، 2006) نیز موثر بوده است (به نقل از ایزدی و عابدی، 1392). ACT به تنهایی درمانی موثر برای کندن مو و تریکوتیلومانیا در ترکیب با وارونگی عادت می‌باشد (توهیگ و هایس، 2006؛ توهیگ و وود[16]، 2004، به نقل از ایزدی و عابدی، 1392). ACT همچنین به عنوان درمانی برای وسواس با 4 فرد مبتلا به وسواس بررسی شد. نتایج کاهش تقریباکامل اعمال وسواسی را برای همه شرکت کنندگان در پایان درمان نشان داد؛ همراه با کاهش‌هایی در مقیاس‌های استاندارد وسواس، اضطراب، افسردگی و اجتناب تجربه‌ای که در دوره پیگیری سه ماهه نیز تداوم داشت. علاوه بر اینها در مورد مقیاس‌های فرایند درمان، همه شرکت کنندگان نشان دادند که آنها به تجربه افکار وسواسی متمایل ترند و در نتیجه درمان، کمتر به فکر وسواسی معتقد هستند (توهیگ و هایس، 2006).

مطلب مشابه :  غذاهایی که میل شما رو به شیرینی جات کمتر می کنه

[1] Zettle

[2] Rains

[3] Orsillo

[4] Robyn

[5] Darrah

[6] Levitt

[7] Lopez

[8] Salas

[9] Romear

[10] Lundgren

[11] Bach

[12] Gutierrez

[13] Bond

[14] Bunce

[15] Blackledgec

[16] Woods

[1] Mchugh

[2] Gifford

[3] Follette

[4] Addis & Jacobson