منبع پایان نامه درباره وزیر، وزیران، بومان، زاغان

دانلود پایان نامه

مثال دهد تا زاغان به حرکت پر آن را بچلانند. چون آتش بگرفت هر که از بومان بیرون آید بسوزد و هر که در غار بماند از دود بمیرد. بر این ترتیب که صواب دید پیش آن مهم باز رفتند، و تمامی بومان بدین حیلت بسوختند، و زاغان را فتح بزرگ برآمد و همه شادمان و دوست کام بازگشتند. و ملک و لشکر در ذکر مساعی حمید و مآثر مرضی آن زاغ علو مبالعت نمودند و اطناب و إسهاب واجب دیدند.”( همان: 227)
در پایان علت اصلی شکست بومان را قبول نکردن سخن ناصحان و ناکارآمدی وزراء می داند “موجب هلاک بوم مرا بغی می نماید و ضعف رای وزرا. گفت همچنین است که می فرماید، و کم کسی باشد که ظفر می یابد و در طبع او بغی پیدا نیاید، و بر صحبت زنان حریص باشد و رسوا نگردد، و در خوردن طعام زیادتی شره نماید و بیمار نشود، و به وزیران رکیک رای ثقت افزاید و به سلامت ماند. و گفته اند که “متکبران را ثنا طمع نباید داشت، و نه بَد دِخلت را دوستان بسیار، و نه بی ادب را سمت شرف و نه بخیل را نیکوکاری ، و نه حریص را بی گناهی، و نه پادشاه جبّار متهاون را که وزیران رکیک رای دارد ثبات ملک و صلاح رعیت.”” (همان: 229)

بررسی نقش وزیر در باب “بوم و غراب”
موضوعی که در این حکایت بیشتر به آن اشاره شده است اصل مشورت می باشد. البته اگر بهتر بگوییم مشورت خواستن و تقاضای مشورت کردن از کسانی که اهلیت آن را داشته باشند. در همان ابتدای داستان از پادشاهی سخن به میان می آید که برای رسیدن به هدف خویش از وزیران و عقلا کمک و مشورت می طلبد، و بعد سخن هر یک را بر عقل ملوکانه ی خویش گذر می دهد و بهترین را بر می گزیند. کلیت حکایت نیز حول این محور می چرخد که گاهی اوقات استفاده از وزیر و مشاور کارآمد از به کار بردن لشکر و عدت بسیار کارسازتر است، و می بینیم پادشاه زاغان از وزیران زیرک خود نظر خواهی می کند و بهترین ایده را بر می گزیند و بر دشمنان چیره ی خود، که هم از نظر تعداد و هم از نظر قدرت بر آنها سر آمد هستند پیروز می شود. “پادشاهان را به رای ناصحان آن اغراض اصل آید که به عدّت بسیار و لشکر انبوه ممکن نباشد.” ( منشی، همان: 197)
در این داستان در نزاعی که بین زاغان و بومان در می گیرد زاغان با استفاده از مشاورت یک وزیر کاردان به پیروزی می رسند. عکس این اتفاق برای پادشان بومان رخ می دهد، و به علت اینکه از مشاورین خوب بهره نمی گیرند، و به علاوه به حرف کاردانان گوش نمی دهند شکست می خورند. یعنی از دو موضع متفاوت مسأله را بیان می کند. هر جا که پادشاهی پیروز می شود از مشاوره ی وزیری کار آمد استفاده کرده است و هرجا شکستی رخ می دهد، وزیر و مشاور کارآمد نبوده، یا پادشاه به حرف ناصحان گوش نداده است. پس می توان گفت نقش وزیر در این حکایت از دو جهت مورد بررسی قرار گرفته است، 1- وزراء زیرک و کاردان 2- وزراء نادان و نا کارآمد. و نقش هر یک در کامیابی و بهره مندی جامعه یا عدم آن را بررسی می کند. البته در ضمن آن نیز می توان ویژگی وزیر خوب را در یافت کرد. مثلاً در این حکایت وزیر پنجم زاغان که با بررسی همه ی جوانب و نقد و بررسی نظر دیگر وزیران ایده ی نهایی خویش را بر شاه عرضه می دارد، نماد یک مشاور زیرک و داناست. و از میان وزیران بومان وزیر زیرکی که رای به کشتن زاغ می دهد اما پادشاه به حرف او گوش نمی دهد، اما او هم چنان به خاطر صلاح ملک و پادشاه بر نظر خود پافشاری می کند نمونه ی وزراء کاردان و دانا معرفی می شود. و طرف مقابل آنها یعنی وزیرانی که فقط جنبه ی ظاهری مطلب را مد نظر دارند و ضعف رای آنها باعث از بین رفتن بومان می شوند، نمونه هایی از وزیران بد و ناشایست معرفی می شوند. پس می توان این گونه نتیجه گرفت که از ویژگی های یک وزیر خوب این است که اولاً برای بازگو کردن نظری ابتدا تمام جوانب امر را بسنجد و در نهایت تصمیم درست را اخذ کند. دوم اینکه آنچه را که می داند درست و به نفع پادشاه است بیان کند، حتی اگر برپادشاه یا اطرافیان او گران آید. اما باز هم تصمیم نهایی با پادشاه است و به نظر می رسد مهم ترین مسأله این است که پادشاه یا آن مقام تصمیم گیرنده قوه ی فهم ایده و نظر خوب را از نظر بد داشته باشد.
دیگرموضوعی را که می توان از ویژگی های یک وزیر و مشاور دانست، شجاعت یک وزیر چه در بیان حقایق یا عمل به آنها است. اگر وزیر پنجم زاغان شجاع نبود هیچ گاه خود را به خطر نمی انداخت و به میان دشمنان نمی رفت چه بسا اگر پادشاه بومان حرف وزیر دانای خود را مبنی بر مهلت ندادن به دشمن و از بین بردن او گوش می داد شرنوشت وزیر پنجم زاغان بسیار شوم می شد. و هم چنین وزیر زیرک بومان که اشاره به کشتن زاغ مکار می کرد و با زیرکی خود مکر زاغان را دریافته بود اگر شجاعت و جسارت نداشت مدام بر نظر دزست خویش پافشاری نمی کرد. اما اگر این کاررا نمی کرد و با دیگران هم صدا می شد، نام او در زمره ی وزیران و مشاوران خوب قرار نمی گرفت.

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان دربارهرفتار کارکنان، عرضه کنندگان، صنعت خودرو

بررسی نقش وزیر در باب “شیر و شغال”
خلاصه ی این باب هم در فصل شاه و ویژگی های آن ذکر شده است. چیزی که در این جا حائز اهمیت است، نقش شغال به عنوان وزیر و مشاوری کارآمد است. همچنین تلاش و اصرار پادشاه برای یافتن چنین وزیری، و اصل نخبه گرایی در حکومت. و موضوع دیگری که انسان را به تفکر وا می دارد شجاعت شغال در پاسخ گویی به پادشاه است که بی باکانه آنچه درست می پندارد را بیان می کند. همین مساله را در باب”پادشاه و برهمنان” نیز پی می گیرد. پس می توان این طور نتیجه گرفت نخبه گرایی در جامعه یک اصل است و اگر این اتفاق بیفتد و حمایت پادشاه شامل حال ن
خبگان و خردمندان جامعه گردد، آنگاه خردمندان نیز شجاعت کامل برای بازگویی حقایقی که ممکن است برای جامعه مفید باشد را بدست می آورند.
هر چند که این باب در بیان فرو خوردن خشم پادشاه است و اینکه اگر پادشاه از نزدیکان و خدمتکاران نزدیک خویش سهوی یا گناهی دید اغماض نماید. و خشم خود را فرو خورد و در عفو و اغماض را بسته نگرداند. اما درکنار این پادشاه شغالی را می بینم که به عنوان وزیر در کنار اوست. و او را از نصایح خود بهره مند می سازد. پس مسأله ی دیگری که در این باب به آن پرداخته شده شناخت پادشاه از زیردستان خود و برگزیدن به موقع و به جای آنها است، و گواه این مطلب توصیفی است که از زبان برهمن بیان می شود. “… مهمات ملک را نهایت نیست و حاجت ملوک به کافیان ناصح که استحقاق محرمیت اسرار و استقلال تمشیت اعمال دارند همه مقرر است، و کسانی که به سداد و امانت و تقوی و دیانت، مُتحَزم اند اندک؛ و طریق راست در این معنی معرفت محاسن و مقابح اتباع است و وقوف بر آنچه از هر یک چه کار آید و کدام مهم را شاید؛ و چون پادشاه به اتقان و بصیرت معلوم رأی خویش گردانید باید که هر یک را فراخور هنر و اهلیت و برانداز? رأی و شجاعت و به مقدار عقل و کفایت کاری می فرماید، و اگر در مقابل? هنرهای کسی عیبی یافته شود از آن هم غافل نباشد؛ که هیچ مخلوق بی عیب نتواند بوده و در این دقیقه احتیاط تا آن حدّ واجب است که اگر هنر کسی به مهمی که مقلّد آن باشد خللی راه خواهد داد او را از سر کار دور کرده شود، و جانب مهمّات را از آن خلل صیانت نموده آید. چه غرض از اصطناع کفات نفاذ کار است، و اگر جایی کفایت مانع خواهد گشت لابد از آن احتراز همچنان لازم باشد که از جهل و عجز. ” (منشی،1381: 307).
یکی از این زیردستان که پادشاه باید در انتخاب آن دقت کند، شخص وزیر به عنوان اولین مرجع و مشاور پادشاه می باشد. بابی که به این امر پرداخته است باب “شیر و شغال” می باشد.
شاه چون شغال را دارای خصوصیات ویژه ای از جمله اخلاص می بیند او را به عنوان وزیرخویش بر می گزیند. شغال هر چه برای نپذیرفتن این سمت اکراه می کند، شیر بیشتر اصرار می ورزد. و علت اصلی اصرار شیر نیز این امر است که او شغال را به هر نوعی آزموده و نهایت کفایت و کیاست شغال برای شیر واضح و مبرهن است.
نکته دیگری که در این باب به آن اشاره شده این است، که افراد نزدیک پادشاه و کسانی که در دستگاه پادشاه به منزلتی می رسند همیشه مورد سوء قصد حسودان و جاه طلبان خواهند بود. تقریباً در تمام حکایات کلیله و دمنه می بینیم که به نوعی به این امر پرداخته شده است. پس می توان گفت که زمینه ها و شاخصه های وزیر در باب “شیر و شغال” از این قرار می باشد: 1- تأکید بر این مسأله که اخلاص و هنر و کفایت وزیر باید بر پادشاه مبرهن باشد. 2- هر کسی براساس کفایتی که دارد باید به سمتی مناسب حال اوست برگزیده شود. 3- تأکید بر اینکه ملوک به کافیان ناصح که استحقاق محرمیت اسرار داشته باشند نیازمندند.

نقش وزیر در باب “پادشاه و برهمنان”
این باب هم در پی آموزش صفت حلم به پادشاهان و ترجیح این صفت بر دیگر صفات ملوک است. اما در ضمن این موضوع می توان گفت در این باب به نوعی هم به مساله ی برگزیدن خدمتکاران شایسته و کارآمد پرداخته شده، و در آن این بار از زاویه ای دیگر به نقش وزیر ناصح در کنار پادشاه و خدماتی که می تواند این وزیر برای پادشاه و جامعه داشته باشد نگریسته شده است. در باب “شیر و شغال” به این نکته توجه شد که پادشاه باید خدمتکاران خود را درست و شایسته برگزیند. و هنگامی که این گزینش صحیح صورت گرفت، او را مورد حمایت خود قرار دهد تا دیگران مجال توطئه چینی علیه او را نداشته باشند. اما در این باب قصد دارد بیان کند، حال که وزیر و مشاور درست انتخاب شده اند، این انتخاب صحیح چه منافعی می تواند برای شخص شاه و همچنین جامعه در پی داشته باشد. و بیان می کند که اگر وزیر و مشاور یک پادشاه از زیرکی و فهم برخوردار باشد چگونه می تواند پادشاه را از اشتباه باز دارد، و حتی گاهی با فکر و درایت خود پادشاه را از ورطه ی شکست و نابودی نجات دهد. در این داستان بلار که نماد یک وزیر دانا و زیرک است تغییر حالت پادشاه را در می یابد و آن را با ایراندخت همسر پادشاه در میان می نهد، و با هم فکری این دو مشاور آگاه سوء نیت برهمنان دیو صفت بر ملا می شود، و پادشاه و جامعه از خطری جدی می رهند. اما قضیه به اینجا ختم نمی شود بلکه بلار وزیر این بار کارآزموده تر از قبل پادشاه را از خطای دیگری که می خواست مرتکب شود باز می دارد، و ناجی همسر پادشاه یعنی ایران دخت می شود و او را که در قضیه پیشین نقش مؤثری داشت، و به نوعی از مشاورین و یاران خوب پادشاه بود از دام مرگ نجات می دهد. و با این کار خود پادشاه را نسبت به کارآمدی و زیرکی خود بیشتر به تعجب وا می دارد. پادشاه در پی خطایی که از ایران دخت سر می زند به بلار دستور می دهد که او را گردن بزند. اما بلار زیرک که می داند پادشاه این تصمیم را از روی خشم گرفته است در این کار تأخیر می کند و طی گفت و شنود مفصلی که بین او و پادشاه رد و بدل می شود او را هر چه بیشتر مشتاق دیدار ایران دخت می کند، و در پایان خبر سلامت او را به پادشاه می دهد. و با این عمل خود حلم و بردباری و زود تصمیم نگرفتن و تسلیم خشم نشدن را به پادشاه آموزش می دهد. و بار دیگر بر این قضیه تأکید می کند که پادشاه، برای حکومت کردن نیاز به یاران و مشاورین مصلح و ناصح و کارآمد دارد، و دوباره بیان می کند اگر پادشاه خدمتکا
ران و اطرافیان خود را درست انتخاب کند در مواقع سختی و جایی که ممکن است لغزش و خطایی از پادشاه سر زند و یا اینکه توطئه ای در کار باشد این مشاورین آزموده و هشیار هستند که با هم کاری یکدیگر می توانند به پادشاه کمک رسانند و مشکلات را از میان برمی دارند.
موضوع دیگر اصل مشورت کردن است. اینکه طرف مشورت باید انسانی اهل خرد و تجربت باشد تا بتواندکمک و مشاوره های لازم را انجام دهد. زیرا که: “هر پادشاه را که همه ی ادوات ملک مجتمع باشد، چنان که نه در هنگام عفو و حلم و متابعت هوا جایز شمرد و نه در وقت عقوبت و خشم مطاوعت شیطان روا بیند، و بنای اوامر و نواهی او بر بنلاد تامّل و مشاورت آرامیده باشد ملک او از استیلای دشمنان مصون ماند و از تسلّط خصم مسلّم”. (همان، 349) پس اگر باز هم بخواهیم شاخصه هایی از نقش وزیر در باب “پادشاه و برهمنان” بیابیم باید بگوییم این شاخصه ها عبارتند از: 1- تأکید بر اصل مشورت کردن 2- تأکید بر اینکه همیشه پادشاه باید از وزیران کاردان و ناصح بهره بگیرد. 3- گاهی عاقبت بینی وزیر خیلی از مسائل را حل می کند. 4- تأکید بر اینکه اگر پادشاه اطرافیان خود را درست برگزیند در مواقع سختی و خطا این مشاورین، کارآمد خواهند بود که به پادشاه یاری رسانند.

مطلب مشابه :  ظرفیت جذب، شبیه سازی

بررسی نقش وزیر در باب “زر گرو سیاح”
یکی از ابوابی که غیر مستقیم به مسأله وزیر اشاره دارد، باب “زرگر و سیاح” است نکته ایی که در این باب به آن اشاره شده است، این است که پادشاه در برگزیدن خدمتکاران خود باید به محاسن ذات آنها که همان عقل و کفایت آنها می باشد توجه کند. “التفات رای پادشاهان آن نیکوتر که به محاسن ذات چاکران افتد نه به تجمّل و استظهار و تموّل بسیار، چه تجمّل خدمتگار به نزدیک پادشاه عقل و کیاست است و استظهار علم و کفایت.” (منشی، همان: 400)
نکته ی دیگری که به آن اشاره می کند این است پادشاه نباید خدمتکاران و اطرافیان خود را بر اساس سلف و گذشتگان آنان انتخاب کند بلکه بهترین خصلت برای برگزیدن یک وزیر کافی دانش او و پرهیز کاری و کوتاه دستیش می باشد. زیرا خدمتکار و مشاوری که دارای این خصایل باشد، می تواند برای پادشاه خدمات شایانی انجام دهد. مسأله ی دیگر که در این حکایت به آن اشاره می شود این است که پادشاه بعد از برگزیدن خدمتکاران باید به کفایت آنها اعتماد داشته باشد. تا هیبت این برگزیدگان در جان و دل های بدخواهان جا بگیرد و حاسدان مجال دسیسه و توطئه در باب او را از سر بیرون کنند. “و ملوک را نیز این همّت باشد که پروردگان خود را کار فرمایند و اعتماد برانبای دولت خویش مقصور دارند، و آن هم از فایده ای خالی نیست، که چون خدمتگار از حقارت ذات خویش باز اندیشه شکر ایثار و اختیار لازم تر شناسد.” ( منشی، همان: 401)
خلاصه اینکه این باب بر این مسائل تاکید دارد که: 1- پادشاه در استخدام اطرافیان باید دقت کافی داشته باشد. 2- پادشاه در برگزیدن وزیر و مشاور باید اول آنها را بیازماید. 3- مهم ترین ویژگی یک خدمتکار این است که نسبت به پادشاه راز دار و با اخلاص باشد. 4- و همچنین مهم ترین نعمت برای هر فردی برگزیده شدن او توسط پادشاه است. “اما عاقلان دانند که خاندان مرد خرد و دانش است

دیدگاهتان را بنویسید