مفاهیم اساسی در نظریه ی دلبستگی

مفاهیم اساسی در نظریه ی دلبستگی

2-8-1) حساسیت و کیفیت دلبستگی

«رفتار حساس»[1] شخص مورد علاقه یعنی توانایی والد در هماهنگی علایم و نشانه های کودک (مثلا گریه کردن) تعبیر و تفسیر صحیح این علایم مثل مجاورت و تقاضای برخورد و تماس با مادر) و ارضای مناسب این نیازها به طور ایده آل .این رفتار حساس در زمان های بی شماری در تعاملات زندگی روزمره رخ می دهد و بسته به این که رفتار مراقبت کننده تا چه اندازه در رفع نیازهای نوزاد حساس باشد، دلبستگی ایمن رشد می کند. و از طرف دیگر، اگر این نیازها توسط شخص مورد دلبستگی ارضا نشوند، و یا اگر تنها بعضی از آن ها و یا به طور موقتی ارضا شوند دلبستگی ناایمن به وجود می آید (خوشابی و همکاران، 1386).

 

  2-8-2) سیستم دلبستگی

اصطلاح سیستم دلبستگی[2]، به سیستمی تنظیم کننده اطلاق می شود و فرض بر این است که این سیستم در درون فرد وجود دارد و هدف آن تنظیم رفتارهایی است که موجب نزدیک شدن و برقراری تماس با فردی است متمایز و حامی که تکیه گاه[3] نامیده می شود. هدف این سیستم در فرد وابسته، از لحاظ روانی معطوف به ایجاد احساس امنیت است (ماسن[4]، کیگان[5]، هوستون[6] و کانجر[7]؛ ترجمه ی یاسایی، 1390).

 

  2-8-3) مدل فعال درونی

مدل فعال درونی[8] عمدتا حاصل الگوی تعاملی کودک با مادر یا سایر نمادهای دلبستگی است. اگر مادر، نیاز کودک به حمایت را بشناسد و هم زمان به نیاز استقلال کودک نیز توجه کند، احتمال دارد کودک یک مدل فعال درونی دست یابد که خودش را فردی ارزشمند و توانمند ببیند. مادامی که مادر به تلاش کودک برای فراخوانی، حمایت و استقلال توجه نکند، در زهن کودک، مدل فعال درونی ای شکل می گیرد که حاکی از احساس بی ارزشی و بی کفایتی او است (بالبی، 1973). کودکان با استفاده از مدل های فعال درونی خود، رفتار نمادهای دلبستگی را پیش بینی می کنند و برای پاسخ دهی به آن ها آماده می شوند. لذا نوع مدل های فعال درونی که در ذهن کودکان ایجاد می شود، اهمیت زیادی دارد (یانگ، کلوسکو[9] و ویشار[10]؛ ترجمه ی حمیدپور و اندوز، 1391).

مطلب مشابه :  نظریه آسیب شناسی روانی ACT در بیماران اختلال وسواسی جبری

این تاکید بالبی بر مدل فعال ساز درونی، با تاکید یانگ بر طرحواره های ناسازگار اولیه همپوشی دارد. طبق دیدگاه یانگ، طرحواره های ناسازگار اولیه، مدل های فعال درونی ناکارامدی هستند که پاسخ های کودکان به نمادهای دلبستگی و سبک های مقابله ای آن را  جهت دهی می کنند (همان منبع). مدل فعال ساز درونی بالبی و مفاهیم درون سازی و برون سازی مطرح شده توسط پیاژه قابل قیاس با هم می باشند (خوشابی و همکاران، 1385).

مدل فعال ساز درونی در آغاز انعطاف پذیرند. اما بعد از مدتی به طور قابل توجهی تثبیت می شوند. هرگونه تغییری در نظام دلبستگی توسط مدل فعال درونی صورت می گیرد. در دوران کودکی این مدل نسبت به تغییر محیط انعطاف پذیرتر است اما تعاملات مکرر با مراقب یا مراقبین اولیه می تواند مدل فعال ساز را تقویت کند و ان را نسبت به تغییر مقاوم سازد (روسبارد[11]و شاور، 1991؛ به نقل از خوشابی و همکاران، 1385).

 

 

 

 

  2-8-4) نظام کاوشی

هنگامی که نظام درونی فعال خود را ساختند کودکان احساس امنیت بیش تری می کنند. زیرا کودک می داند که تکیه گاه دلبستگی او حتی اگر هم حضور نداشته باشد در دسترس است . کودکان تا زمانی که تکیه گاهشان حضور داشته باشد ترجیح می دهند با فردی غریبه بازی کنند و والدینشان را نادیده بگیرند. ولی اگر احساس ناامنی کنند به سرعت به طرف والدین بازمی گردند (ماسن و همکاران؛ ترجمه ی یاسایی، 1390).

[1]– sensitive behavior

[2] – attachment system

[3] – attachment figare

مطلب مشابه :  تعریف تیپ شخصیتی از منظر روانشناختی

[4]– Mussen

[5] – Kagan

[6] – Huston

[7] -Kanger

[8] – internal work models

[9]– Klosko

[10]– Weishoar

[11]– Rothbared