لزوم ارتقا عملکردهای شناختی در بیماران با صرع مقاوم به دارو

لزوم ارتقا عملکردهای شناختی در بیماران با صرع مقاوم به دارو

در دهه اخیر بازتوانی شناختی[1] برای بهبود عملکرد بیماران مبتلا به صرع مورد استفاده قرار می­گیرد. که به عنوان هر گونه راهبرد یا روش مداخله ای معطوف به توانمندسازی مراجع یا بیمار و خانوادهایشان، برای زندگی، مدیریت، پشت سرگذاشتن[2]، کاهش یا ورود به شرایطی در برابر اختلالات شناختی روبه پیشرفت[3] بر اثر آسیب به مغز مورد تعریف قرار می گیرد. هدف بازتوانی شناختی بازیابی توانایی بیمار برای مواجهه با فعالیتهای روزمره زندگی است. مداخلات ویژه­ی متنوعی با دیدگاههای مختلف ممکن است مورد استفاده قرار بگیرد، که شامل 1) تقویت[4]، استحکام بخشی[5]، بازبکارگیری[6] الگوهای آموخته شده رفتارهای پیشین، 2) بکارگیری الگوهای جدیدی از فعالیتهای شناختی در ضمن سازوکارهای شناختی جبرانی[7] برای قسمتهای آسیب دیده سیستم عصبی 3) بکارگیری الگوهای جدیدی از سازوکارهای جبرانی محیطی مانند محیط شخصی یا ساختارهای محیطی و حمایتی. 4) توانمندسازی بیمار برای سازگاری با توانایی های شناختی خودش، جهت بهبود سطح عملکرد و کیفیت زندگی بهتر، زمانی که امکان تعدیل مستقیم و جبران اختلالهای شناختی وجود نداشته باشد (چانگ[8] و همکاران، 2014).

 

تاریخچه تحریک الکتریکی مغز از روی جمجمه

تحریک الکتریکی برای تعدیل سیستم اعصاب و درمان اختلالهای عصب شناختی از زمانهای قدیم مورد استفاده قرار می­گرفت. اسکربنیوس لارگو[9]، پزشک امپراتور رم کلودیوس[10]، در متن ” Compositiones medicamentorum” در سال 46 ق.م پیشنهاد کرد که کاربرد تشعشع الکتریکی رو سطح جمجمه برای زدودن سردرد مفید است. برای این کار از نوعی ماهی الکتریکی برای قابلیت تولید الکتریسیته مشهور بودند استفاده می­شد که اسم علمی آنها نیز از شکل لاتین “torpere” به معنای سیخ کننده[11] و بی­حس کننده[12] ( همچنین می­توان آن را غیرحساس و کرخت کننده[13] نیز معنی کرد) که به تاثیر آن روی شخصی که از آن استفاده می کند اشاره دارد. ماهی الکتریکی بعدها برای درمان تشنج، افسردگی و درد تا قرن هجدهم مورد استفاده قرار می گرفت. در اوایل قرن نوزدهم جیوانی الدینی[14] نوه کاشف جریان الکتریکی حیوانی لوئجی گالوانی[15] و استاد فیزیک در دانشگاه بلوگنا[16] نوعی از تحریک الکتریکی را شکل داد که روی قشر مغز باز انجام می شد، و روی زندانی های اعدامی صورت می­گرفت. در سال 1804، آلدینی گزارش کرد که تحریک قشری موجب برانگیخته شدن حالات عجیب چهره افرادی که سرشان از تنشان جدا شده می شود. این یافته­ها موجب شد او به این نتیجه برسد که سطح قشر را می­توان مورد تحریک الکتریکی قرار داد که می تواند کاربرد درمانی در بسیاری از اختلالات عصب-روانشناختی داشته باشد. آزمایشها و نظریه های آلدینی موجب جهت گیری دو رشته تحقیقاتی که بعدها در قرن نوزدهم و بیستم توسعه یافتند شد: در یک طرف استفاده از تحریک الکتریکی برای تحقیقات فیزیولوژی اعصاب (که از تحقیقات روی حیوانات شروع شده و بعد درمورد انسانها) برای درک بهتر عملکرد مغز، و از سوی دیگر  استفاده برای تحریک مغز جهت مقاصد درمانی است (سیرونی[17]، 2011).

مطلب مشابه :  تعریف سبک های فرزندپروری و عوامل موثر برآن

گالن پرگامون[18] بزرگترین محقق پزشکی عهد باستان و پلینی الدر یافته­های مشابهی را گزارش کرده­اند، در قرن یازدهم ابن صیدا[19] که یک پزشک مسلمان بود استفاده از گربه ماهی الکتریکی زنده را برای درمان صرع پیشنهاد کرد. با معرفی باطری الکتریکی در قرن هجدهم، بررسی تاثیر تحریک الکتریکی جریان مستقیم به صورت نظام­مند امکانپذیر شد. افرادی مانند والش[20](1773)، گالوانی (1791-1797)، و ولتا[21] (1792) همگی دریافته بودند که تحریک الکتریکی با مدت زمانهای متفاوت می تواند موجب برانگیخته شدن تاثیرات متنوعی شود. درست مثل کشف آتش و چرخ، اختراع فن­آورانه جدید، الکتریسیته، مانند فیزیک، فوراً مورد کاربرد درمانی در اختلالات مختلف قرار گرفت. همچنان که در مورد ذوب فلزات توسط یونانیان موجب ابداع روشهای درمانی جدید برای قلب و ششها توسط ارسطو[22] شده بود.( گونه­ای از الکتریسیته ساکن که با مالش بر روی پارچه نرم بوجود می­آمد که مورد استفاده یونانی ها بود). در پایان قرن نوزدهم، درمانهای الکتریکی در هر یک از اشکال مختلفش بعنوان درمان انتخابی دامنه گسترده­ای از بیماریهای روانی مانند هیستری کاربرد داشت. براین عقیده بودند که درمان الکتریکی برای درمان اختلال اعصاب و اختلالات روانی موثر است با توجه به کارهای ریچارد لووت و دوستش دکتر اراسموس داروین[23] که صرع را درمان کرده بود( که در مورد او صرع مربوط به هیستری می شد) و با باطری گالوانی صورت گرفته بود. در قرن نوزدهم با کارهای الکتروفیزیولوژیستها به درمان متداولی تبدیل شده بود و همچنین با عصب شناسانی مثل اس.ویر میشل[24] که بخاطر درمان مبتنی بر استراحت در آن دوره مشهور بود و درمانهای الکتریکی را به عنوان یکی از روشهای درمانیش برگزیده بود. در اواخر 1908 ویلفرید هریس[25] در یکی از بیمارستانهای لندن نوشت که: هیستری اختلالی­ است که بیشتر در خانمها دیده می شود و در مواقع مختلف برگشت پذیر است . در حمله های هیستریک اخیر می توان از درمان الکتریکی نیز استفاده کرد. برای این منظور جریان فارادیک[26] بهتر از جریان گالوانیک[27] عمل می کند.

مطلب مشابه :  آسیب های دوران کودکی و ناگویی خلقی

[1]. Cognitive rehabilitation

[2]. by-pass

[3]. precipitated

[4]. reinforcing

[5]. strengthening

[6]. reestablishing

[7]. compensatory

[8].Chung YT

[9]. Scribonius Largo

[10]. Claudius

[11]. stiffened

[12]. paralyzed

[13]. numb

[14]. Giovanni Aldini

[15]. Luigi Galvani

[16]. University of Bologna

[17]. Vittorio A. Sironi

[18]. Galen of Pergamum

[19]. Ibn-Sidah

[20]. Walsh

[21]. Volta

[22]. Aristotle

[23]. Erasmus Darwin

[24]. S. Weir Mitchell

[25]. Wilfred Harris

[26]. Faradic current:

فرکانس فارادیک جریانی با زمان تحریک کوتاه است یعنی با زمان تحریک 0/1 و 0/3  میلی ثانیه و در طول موج بالا   

 

[27]. Galvanic

جریان گالوانیک , مستقیم , ثابت و با ولتاژ پایین است. این جریان در واحد میلی آمپر اندازه گیری می شود.