شناختی رفتاری

دانلود پایان نامه

دوکسبری و هیگینز با استناد به تحقیق کوک و روسو(1984) اظهار می دارند که احتمالاً تعارض کار- خانواده در نتیجه انتظارات کاری برای مردان و انتظارات خانوادگی برای زنان رخ می دهد. این مسأله چنین توجیه می شود که تعارض کار- خانواده زمانی در بیشترین حد است که جریمه ها و مجازات های منفی برای عدم برآوردن انتظارات نقش وجود داشته باشد. مردان به طور سنتی به دلیل عدم انجام تقاضاهای نقش کاری مجازات های سنگین تری را در مقایسه با زنان تجربه می کنند. از سوی دیگر زنان به دلیل عدم پاسخ به تقاضاهای نقش خانوادگی مجازات های سنگین تری را متحمل می شوند.
آنها همچنین با استناد به نظریه انتظارات اجتماعی معتقدند که مردان بیشتر تعارض کار، با خانواده را در نتیجه تعارض کاری و زنان بیشتر تعارض خانواده، با کار را در نتیجه تعارض خانوادگی تجربه م یکنند. مطابق با نظریه مذکوراز مردان پیشه محور انتظار می رود که به نقش های خانوادگی خویش کمتر تعهد نشان دهند لذا مسئولیت های خانوادگی آنان با کارشان تداخل پیدا نمی کند و انتظار می رود که خانواده های آنان برای تطابق با نقش های کاری مردان سازگاری هایی ایجاد نمایند(وبر، 2005).
این امرگرچه به این مردان فرصتی می دهد که به نش های کاری خود بپردازند اما می تواند آنها را در معرض تداخل کار با خانواده قرار دهد. عکس این جریان برای زنان صادق است که در مشاغل تخصصی به کار اشتغال دارند و وظایف شغلی آنها پیچیده و وقت گیر است. با این همه از آنان انتظار می رود که با کاهش تقاضاهای کاری بتوانند تقاضاهای خانواده را برآورده سازند. بدین ترتیب آنها بیشتر در معرض تداخل از خانواده به کار هستند(واترمن، 2004، به نقل از ملکیها، 1387).
14-2 پیشینه تحقیقاتی در خارج
اولین پژوهش تجربی در مورد شادمانی در 1912 در بین دانش آموزان انگلیسی در یک مدرسه پسرانه انجام شد. در این مطالعه بر سطح لذت دانش آموزان تمرکز شد. در سالهای بعد از آن چند مطالعه دیگر در امریکا در مورد سطح لذت دانش آموزان انجام شد. بعد از جنگ جهانی دوم تعداد پژوهش های مربوط به شادمانی افزایش یافت و در این پژوهش ها توجه از سطح لذت به میزان کلی شادمانی تغییر کرد(ون هون، 1984). ون هون با بررسی ادبیات پژوهش های مربوط به شادمانی معتقد است از 1911 تا 1975 مقدار 245 پژوهش تجربی در مورد شادمانی انجام شده است(عابدی،1381).
یک بررسی الکترونیکی در خلاصه های روان شناسی ار 1887تا 2000 نشان داد تعداد مقاله های مربوط به خشم 8072، اضطراب 57800، افسردگی 70856 در حالی که تعداد مقاله های مربوط به خوشی 859، شادمانی 2958 و رضایت از زندگی 5701 بوده است. در این بررسی نسبت توجه به احساسات منفی به احساسات مثبت 14 به 1 است.
در دو دهه گذشته پژوهش پیرامون شادکامی افزایش چشمگیری یافته است. مایرز(1993) در کتابی با عنوان«به دنبال شادکامی» نوشته است: تعداد مقالات منتشرشده درباره شادکامی از 150 مقاله در سال 1979 به 780 مقاله در یک دهه بعد افزایش یافته است. با بررسی مقاله های منتشرشده از سال 1990 تا پاپان سال 1995 دریافتند که اصطلاح افسردگی 18903 بار، واژه شادکامی تنها 515 بار به کار برده شده اند(علی پور و نوربالا، 1378).
فوردایس (1983) در پژوهشی با اجرای آموزش شادمانی بر روی افراد شرکت کننده نشان داد، میزان شادمانی افراد 81 درصد افزایش یافته و شادمانی 36 درصد آنان به میزان بسیار زیادی افزایش یافته و 89 درصد آنان با این برنامه در پایان دادن به ناراحتی ها، کنارآمدن با مشکلات و از بین بردن روحیه افسرده، کمک نموده است.
اکان و همکاران (1984) در یک فراتحلیل دریافتند همبستگی بین سلامتی و شادمانی 32 0/0 است.
ویکراما و همکاران(1997) در یک مطالعه روی 30 زوج دریافتند که سلامت مردان با رضایت از شغل، و سلامت زنان با رضایت از همسر قابل پیش بینی است.
جوزف(2000) در تحقیقی تحت عنوان ابعاد شخصیت،ابعاد امید، آرزو و سطح شادکامی افراد به این نتیجه رسید که اولاً برون گرایی با شادکامی، خودشکوفایی و عزت نفس همبستگس مثبت دارد. ثانیاً احتمال پذیرش خویشتن با خودشکوفایی همبستگی مثبت دارد( به نقل از هاشمی، 1386).
تعارض کار- خانواده:
ماتسوئی(2007) در پژوهشی بر روی 206 نفر کارمند اجرا شد و نتایج بدست آمده حاکی از آن جهت است که تعارض کار، با خانواده تأثیر بیشتری از تعارض خانواده، با کار دارد. همچنین بین ساعات کاری و تعارض کار- خانواده رابطه مثبت وجود دارد.
هادوسپل(2006) در پژوهشی تحت عنوان« بررسی تعارض کار- خانواده در یک سازمان دولتی در زلاندنو» به بررسی رابطه بین تعارض کار- خانواده با منابع تعارض زمان محور و فشار محور و نیز رابطه این تعارض با رضایت کارکنان از حمایت سازمان پرداخت. در این پژوهش به بررسی تعارض از دو جهت، تعارض کار، با خانواده و خانواده با کار و نیز رابطه بین تعارضها پرداخته شد.
آلن و آرمسترانگ(2006) پژوهشی تحت عنوان« بررسی رابطه بین تعارض کار- خانواده و سلامت جسمی» انجام دادند. هدف این پژوهش بررسی رابطه بین تعارض کار، با خانواده و هم تعارض خانواده، با کار و رفتارهای مرتبط یا سلامتی از قبیل(فعالیت فیزیکی، مصرف غذاهای پرچربی، مصرف غذاهای سالم) و همچنین رابطه آن با شاخص های سلامت جسمانی چندگانه از قبیل،(همه نوع سلامتی، شاخص های سلامتی و تمام بدن) بود. پس از اجرای این پژوهش بر روی نمونه 246 نفر کارمند، تجزیه و تحلیل داده ها نشان دادند که تعارض خانواده، با کار با فعالیت فیزیکی کم و خوردن غذاهای پرچربی رابطه دارد. به عبارتی دیگر، تعارض کار با خانواده نیز با مصرف کمتر غذاهای سالم ارتباط دارد. در کل آنها به این نتیجه رسیدند که تعارض کار- خانواده سلامتی جسمی را پایین می آورد.
وایدانوف(2005) در تحقیقی تحت عنوان « اتحاد عناصر مختلف اجتماعی، تعارض کار- خانواده و تسهیل، کیفیت کاری و کیفیت زناشویی» رابطه دو بعد حمایت اجتماعی (حمایت اجتماعی و منابع اجتماعی موثر) را با کیفیت کار و زناشویی بررسی کردند. آنها پس از تجزیه و تحلیل داده ها به این نتیجه رسیدند که بین منابع اجتماعی موثر و کیفیت کاری و زناشویی رابطه مثبتی وجود دارد. رابطه های بین حمایت اجتماعی و منابع اجتماعی موثر و استرس شغلی تا اندازه ای تعارض کار، با خانواده و تسهیل را تعدیل می کنند. تعارض خانواده، با کار و تسهیل نیز تا اندازه ای رابطه بین منابع اجتماعی موثر و رضایت زناشویی را تعدیل می کنند(وایدانوف، 2005).
در پژوهش دیگری که توسط توماس و همکارانش(2004) صورت گرفت تأثیر استرس تعارض کار- خانواده بر سلامت روانی بررسی شد. آنها با صحه گذاشتن بر اهمیت نقش های شغلی و خانوادگی در زندگی افراد به ملاحظه پیامدهای تداخل کار- خانواده در یکدیگر پرداختند. آزمودنی ها در این پژوهش 94 مادر و 48 پدر بوده که همگی آنها شاغل بودند. نتایج بدست آمده از این فرضیه حمایت کرد که سطوح بالای تعارض کار- خانواده با کاهش عزت نفس و افزایش افسردگی ارتباط دارد.
الوی و اسمیت(2004) در پژوهشی با عنوان« سوابق تعارض کار- خانواده در بین زوجین دوشغلی: یک مطالعه استرالیایی» به بررسی مشکلات و تعارضات موجود در خانواده هایی پرداختند که در آن زوجین هر دو شاغل هستند. نتایج این تحقیق که بر اساس داده هایی است که از یک نمونه 62 نفری از وکیلان و حسابداران استرالیایی انجام گرفته است، سوابق تعارض کار- خانواده در بین زوجین دوشغلی را تحلیل کرده است. نتایج تأیید می کنند که کار بیش از حد و تعارض نقش به طور مشخصی بر تعارض کار- خانواده تأثیرگذار هستند پس برای بالا بردن بهره وری کار و اثربخشی سازمانی، مدیران منابع انسانی باید تارض و کار بیش از حد زوجین دوشغلی را بالقوه در نظر بگیرند و به طور معطوفی به موقعیت های کارمندان زوجین دوشغلی جواب دهند.
پژوهش احمد(2003) روشن ساخت که تعارض کار- خانوده ارتباط دهنده فشارهای مربوط به کار و عدم رضایت زناشویی است.
مطالعه نور(2002) که روی زنان کارمند مالزیایی انجام گرفت نشان داد که حمایت همسر می تواند برخی از روابط، ولی نه همه آنها را تعدیل نماید. برای مثال حمایت همسر، تأثیر ساعات طولانی کار بر تعارض کار- خانواده را تعدیل نمود، اما بر اثر سایر عوامل فشارزای دیگر مانند کار زیاد و فقدان خودمختاری در آنها تأثیر نداشت.
دنیز، کلارسون و جول اف(2002) در تحقیقی تحت عنوان «مقابله با ابعاد چندگانه تعارض کار- خانواده» که در این تحقیق ارتباط بین چهار سبک مقابله با کار- خانواده (اقدام مستقیم، کمک خواستن،مثبت اندیشی، اجتناب/ کنارآمدن) و سطوح تعارض کار- خانواده را بررسی کردند. به این نتیجه رسیدند که در کل، سطوح تعارض تعارض با کمک خواستن، اقدام مستقیم و سبک های مقابله مثبت اندیشی رابطه منفی و با اجتناب/ کنارآمدن رابطه مثبت وجود دارد. توجه داشته باشید که سطوح تعارض گزارش شده برای مداخله کار با خانواده نسبت به مداخله خانواده با کار بالاتر بوده اند. آزمون T بطور معنی داری سطوح بالاتری از تعارض خانواده، با کار برای تعارض زمان دار
(T=10/78 , p0/001) و فشارمدار (t=10/74 , p=0/001)در مقایسه با تعارض کار با خانواده نشان داد. مطابق با تحقیق پیشین زنان و آنهایی که با بچه هایشان در خانه زندگی می کنند سطوح تعارض بالاتری را گزارش کردند. موقعیت زناشویی رابطه معنی داری با تعارض نشان نداد. همچنین زنان از مقابله اجتناب(کنار آمدن را در خانه و محیط کار) همان طور که کمک خواستن را در منزل بیشتر استفاده می کنند. استفاده از تعارض فشارمدار بعنوان متغیر مستقل متغیرهای مقابله ای خانوادگی بطور مجازی 16 درصد از واریانس را تبیین کرده اند. سطوح بالاتر تعارض بوسیله آنهایی که از مقابله اجتناب/ کنارآمدن در خانه استفاده می کنند گزارش شده است. (B=0/13, p0/037) کمک خواستن وقتی که اقدام مستقیم در خانه وجود داشته باشد (b=-/017, P0/037)با تعارض پایین رابطه داشت((B=0/12,P0/01. استفاده از تعارض زمان مدار به عنوان یک متغیر مستقل 12 درصد واریانس را در مدل تبیین می کند. مقابله اجتناب/کنارآمدن در خانه با تعارض بالاتر رابطه دارد.(B=0/28, P0/001) اقدام مستقیم در خانه با تعارض پایین تر رابطه دارد (B=0/26,P0/007)(دنیز، کلارسون و جول اف، 2002).
لینهان و والش(2000) دریافتند که تعارض کار- خانواده بسیاری از زنان مدیر اروپایی رااز رسیدن به رده های بالاتر مدیریتی باز می دارد. انگو ولو(1999) نتایج حاصل از این مطالعه را در 772 زن نمونه هنگ کنگی تأیید نمودند.
چیو(1998) نیز دریافت که تعارض کار-خانواده به طور منفی رضایت زندگی، زناشویی و شغلی را تحت تأثیر خور قرار می دهد
در تحقیقی که توسط لی و همکارانش(1997) بر روی زنانی که در شرکت های تکنولوژیکی سطح بال مشغول به کار هستند انجام شده گزارش شده که 45% این زنان احساس می کنند که نقش های شغلی و خانوادگی شان با هم در تعارض است. گرچه ممکن است این زنان در انجام فعالیت ها کمک هایی هم از دیگران دریافت کنند، لیکن در برآوردن آنچه وظیفه خانوادگی اش است احساس تعارض می کنند و این تعارض از دو منبع سرچشمه می گیرد: اول استانداردهای خود زنان و دوم استانداردهایی که زنان فکر می کنند دیگران برای آنها دارند(استرازدینگ و گالیگان، 1997).
ماتئوس، کانگرسی و دیک راما(1996) نشان دادند که تعارض کار- خانواده کیفیت و پایداری رابطه زناشویی را از طریق افزایش نارضایتی و فشارهای روانی و کاهش گرمی و حمایت زناشویی تحت تأثیر قرار می دهد.
15-2 پیشینه تحقیقاتی در ایران:
عابدی،(1380) در پژوهشی با عنوان «اثربخشی آموزشی شناختی رفتاری فوردایس بر شادمانی، اضطراب، افسردگی و روابط اجتماعی دانشجویان دانشگاه اصفهان» بر روی گروه های 10 و 20 و 70 نفری از دانشجویان برنامه شادمانی فوردایس را اجرا کرد و به این نتیجه رسید که با این برنامه می توان شادمانی دانشجویان را افزایش داد. اجرای این برنامه علاوه بر افزایش شادمانی، کاهش اضطراب و افسردگی را نیز به همراه داشته است.
عابدی،(1381) در بررسی الگوی شادمانی فوردایس بر کاهش فرسودگی شغلی مشاوران آموزش و پرورش اصفهان نشان داد برنامه آموزش شادمانی فوردایس علاوه بر افزایش شادمانی، می تواند فرسودگی شغلی افراد را کاهش دهد.
رئیسی (1383) در بررسی اثربخشی آموزش شادکامی بر کاهش فشارخون بیماران شهر اصفهان نشان داد، آموزش شادمانی باعث کاهش 23 درصدی فشارخون سیستولیک و همچنین کاهش 34 درصدی فشار خون دیاستولیک می شود. همچنین افزایش 56 درصدی شادمانی بیماران مبتلا به فشار خون می شود.
منصوری(1384) در پژوهشی نیز به «بررسی اثربخشی آموزش شناختی، رفتاری شادمانی به کاهش نشانگان پیش از قاعدگی در زنان شهرک بهارستان اصفهان» پرداخت و به این نتیجه رسید که آموزش شناختی رفتاری شادمانی بر کاهش علائم افسردگی، نشانگان پیش از قاعدگی موثر بوده است.
عابدی،(1385) در پژوهشی با عنوان «اثربخشی آموزش شناختی رفتاری فوردایس در مقابل روش آموزش مهارتهای اجتماعی در افزایش میزان شادی دانش آموزان سال دوم دبیرستان شهر اصفهان را مورد بررسی قرار داد. در این پژوهش شش گروه وجود داشت، نتایج نشان داد که آموزش به شیوه فوردایس در افزایش شادی موثر است.
عبدی مالیدره(1385) در تحقیق خود با اجرای مشاوره شغلی با بهره گرفتن از مدل شناختی رفتاری شادمانی فوردایس رضایت شغلی مشاوران را در پس آزمون و آزمون پیگیری با ضریب همبستگی اسپیرمن 81 /0افزایش داد.
حسینیان، خدابخشی(1386) در پژوهشی سودمندی روش فوردایس تحت عنوان اثربخشی مشاوره گروهی با الگوی شناختی رفتاری شادمانی فوردایس بر کاهش فرسودگی شغلی مددکاران اجتماعی، مورد بررسی قرار داده اند و به این نتیجه رسیدند که آموزش شلدمانی به شیوه فوردایس، بر کاهش فرسودگی شغلی مددکاران اجتماعی موثر بوده است.
صداقت(1386) در بررسی تأثیر آموزش شادکامی فوردایس بر میزان افسردگی دانش آموزان دختر ناشنوا مقطع دبیرستان شهر تهران، نشان داد که آموزش شادکامی فوردایس میزان افسردگی گروه آزمایش را در سطح P=%5 کاهش داده است. آموزش شادمانی به شیوه فوردایس میزان نشانه های شناختی، آشکار افسردگی و عاطفی را در گروه آزمایش کاهش داده است. در سطح P=%5 آموزش بر میزان نشانه های جسمانی آشکار تأثیری نداشته است.
ارازی تیمور(1387) در تحقیق خود رابطه تعارض کار- خانواده را با میزان رضایت زناشویی و میزان سلامت عمومی در کارکنان متأهل دانشگاه علامه طباطبایی بررسی کرده و نتایج بدست آمده از تحلیل داده ها، نشان دادند که بین تعارض کار- خانواده و سلامت عمومی رابطه معکوس و معنادار وجود دارد، بین تعارض کار- خانواده و رضایت زناشویی نیز رابطه معکوس و معنادار وجود دارد.
ملکیها(1387) یک پژوهش تحت عنوان «بررسی اثربخشی آموزشی مدیریت تعارض کار- خانواده بر رضایت شغلی و زناشویی زنان شاغل دانشگاه اصفهان» بر روی نمونه 62 نفری(گروه آزمایش 31 نفر و گروه کنترل 31 نفر) از زنان شاغل دانشگاه اصفهان انجام داد. در این پژوهش گروه آزمایش به مدت 6جلسه برنامه آموزش مدیریت تعارض اجرا گردید و مجدداً میزان تعارض کار، با خانواده و خانواده با کار و میزان رضایت شغلی و زناشویی و باور خودکارآمدی در بین دو گروه آزمایش و کنترل مورد سنجش قرار گرفت. نتایج تفاوت معناداری را بین گروه در زمینه تعارض کار، با خانواده، خانواده با کار و میزان رضایت شغلی و زناشویی و باور خودکارآمدی نشان داد. بنابراین، نتایج در این پژوهش نشان داد که برنامه آموزشی مدیریت تعارض در افزایش رضایت شلی و زناشویی و باور خودکارآمدی و کاهش تعارض کار- خانواده موثر بوده است.
میرزایی تشنیزی(1386) در پژوهشی با عنوان ساخت برنامه به-زیستی ذهنی و مقایسه اثربخشی این برنامه با برنامه شادی فوردایس در کاهش افسردگی دانش آموزان دبیرستان های شهر اصفهان، نشان داد که تفاوت میان گروه های آزمایش و کنترل در کاهش میزان افسردگی معنادار بود. نتایج آزمون تعقیبی

مطلب مشابه :  خرید پایان نامه :روابط اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید