تعریف اختلال روانی

انسان موجودی اجتماعی است که برای تامین نیازهای گوناگون خود، با محیط اطرافش ارتباط برقرار می کند. این ارتباط، که حاصل سازگاری اجتماعی و سازگاری درونی فرد است، سازگاری روانی نامیده می شود. گاه، موانع و مشکلاتی در زندگی آدمی به وجود می آید که سازگاری و در نتیجه تعادل روانی فرد را بر هم می زند و ممکن است منجر به بروز اختلالات روانی شود.

مفهوم اختلال روانی مثل بسیاری از مفاهیم در طب و علوم دیگر فاقد تعریف علمی ثابتی که پوشاننده همه موقعیت ها باشد بوده است. قابل قبول ترین تعریف، اختلال های روانی را به صورت زیر تعریف می کند؛ هر یک از اختلالات روانی به صورت یک سندرم یا الگوی رفتاری یا روان شناختی مهم بالینی تصور شده است که در یک فرد روی می دهد و با ناراحتی (یک علامت دردناک) یا ناتوانی (تخریب در یک یا چند زمینه مهم عملکرد) یا با افزایش قابل ملاحظه خطر مرگ، درد، ناراحتی و ناتوانی یا فقدان مهم آزادی همراه است. به علاوه این سندرم یا الگو نباید صرفا یک پاسخ قابل انتظار و تایید شده فرهنگی در مقابل رویدادی خاص مثل مرگ یک شخص مورد علاقه باشد (نوربالا، 1381).

از آن جا که اختلال روانی غالبا غیر عادی، عجیب و آزار دهنده است، نگاه ها را به خود جلب می کند و واکنش های متفاوتی در مقابل بروز آن ممکن است دیده شود. این واکنش می تواند به صورت خشم، تنفر و اکراه، ترس و سردرگمی همراه باشد. تمایل به درمان خواه وجود داشته باشد یا نداشته باشد، بعد آزار دهندگی اختلالات برای خود فرد و یا اطرافیان او وجود دارد. برخی از اختلالات به راحتی در زندگی شغلی و اجتماعی خود فرد تاثیر گذاشته و عمدتا عملکرد او را مختل می سازند (مهدوی نیا، 1389).

تاریخچه اختلالات روانی

آدمی همواره در مورد سلامت جسم، روابط اجتماعی و جایگاه خود در این عالم نگران بوده است و در این زمینه ها سوالات بسیاری مطرح کرده و پیرامون آن ها نظریاتی ابراز داشته است.

بعضی از نظریات تقریبا جهان شمول به نظر می رسند و در بسیاری از مناطق دنیا و اکثر دوره های تاریخی دیده می شوند. طبق نظریه های کهن که امروزه هم به چشم می خورد، اختلال روانی نتیجه عملکرد نیروهای ماوراء طبیعی و جادوئی مثل ارواح شدید و شیطان است. در جوامعی که این نظریه را باور داشتند، درمان به صورت جن گیری انجام می شد (شاملو، 1390).

در تاریخ اختلالات روانی این عقیده نیز رواج داشته که آن ها را ناشی از اختلال کارکرد بدن می دانستند. در یونان باستان به درمان این اختلالات در معبد الهه سلامت می پرداختند. بقراط اهمیت مغز را در تببین این اختلالات دریافت  درمان مبتنی بر استراحت، استحمام و رژیم غذایی را توسعه بخشید. حرکت به سی توجیهات منطقی در تبیین رفتار سقراط، افلاطون  و ارسطو را تقویت کردند.

افلاطون، رفتارپریشی را برخاسته از تعارضات درونی بین هیجان و عقل به شمار می آورد. برخورد با مبتلایان به این اختلالات خط سیری از برخورد غیر انسانی تا برخرد های انسانی تر را شامل می شود.جبش معطوف به درمان انسانی تر با این بیماران با کار های فلیپ پنیل آغاز شد. به تدریج تغییرات اصلاحی تر بیشتری آغاز و ادامه یافت و تحقیقات علمی بیشتری در زمینه اختلالات روانی انجام گرفت.

از آن جا که اختلالات روانی طیف وسیعی را شامل می شود، در اینجا فقط به ذکر آن دسته از اختلالاتی می پردازیم که در فهرست نشانگان اختلالات روان شناختی پرسش نامه SCL-90 مطرح شده است.

مطلب مشابه :  طبقه بندی مواد مخدر و راههای مصرف مواد

اسکیزوفرنی

اسکیزوفرنی (روان گسیختگی) سندرمی بالینی شامل آسیب شناسی روانی متغیر اما عمیقا ویرانگری است که شناخت، هیجان، ادراک و سایر جنبه های رفتار را درگیر می کند. بروز این تظاهرات در افراد مختلف و در طول زمان متغیر است اما تاثیر بیماری همواره شدید و معمولا دیرپا است. اسکیزوفرنی معمولا قبل از 25 سالگی شروع می شود، تا آخر عمر پایدار باقی می ماند و هیچ یک از طبقات اجتماعی از ابتلای به آن موصون نیستند. کم توجهی و انزوای اجتماعی که به دلیل نا آگاهی عمومی نسبت به اختلال گریبانگیر بیماران می شود، این بیماران و خانواده هایشان را در غالب موارد آزار می دهد. بلویلر برای توضیح نظریه اش درباره گسیختگی های روانی درونی بیماران، چند علامت بنیادین مشخص را برای اسکیزوفرنی ذکر می کرد. این علائم عبارت بود از اختلال تداعی به ویژه سستی تداعی ها، اختلال در حالت عاطفی، در خودماندگی (اوتیسم) و دو دلی، که خلاصه آن ها را به صورت چهار A نشان می دهند: تداعی[1]، حالت عاطفی[2]، در خودماندگی[3] و دو دلی[4]. بلویلر یک سری علائم فرعی یا ثانویه هم قائل بود که شامل همان توهم ها و هذیان هایی می شد که از نظر کرپلین شاخصه های اصلی دمانس زود رس بودند.

شیوع مادام العمر اسکیزفرنی در ایالات متحد، حدود یک در صد است، به این معنا که از هر 100 نفر، تقریبا یک نفر در طول زندگی خود به اسکیزوفرنی مبتلا خواهد شد. بر اساس ملاک های متن تجدید نظر شده ی راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی ، میزان بروز سایانه اسکیزوفرنی از 5/0 تا 0/5 مورد از هر 10000 نفر متغیر است، و این میزان نیز در نواحی جفرافیایی مختلف نیز یکسان نیست (مثلا، میزان اسکیزوفرنی در افرادی که در نواحی شهری جوامع صنعتی به دنیا آمده اند، بالاتر است). اسکیزوفرنی در تمام جوامع و حوزه های جغرافیایی یافت می شود و میزان بروز و شیوع آن در سرار جهان تقریبا یکسان است (کاپلان و سادوک؛ ترجمه ی رضاعی، 1390).

اختلالات بدنی شده

نشانه های اختلال بدنی شده، عبارت است از: شکایات بدنی متعدد که مزمن یا برگشت پذیر هستند. شکایات افراد مبتلا اغلب اغراق آمیز، مبهم و نمایشی است، از مهم ترین شکایت ها می توان: سر درد، خستگی، تپش قلب، ضعف های غش آلود، تهوع، استفراغ، درد های احشائی، ناراحتی های روده ای، حساسیت ها، مشکلات جنسی و قاعدگی را نام برد. این بیماران همواره به پزشک مراجعه می کنند، پزشکان خود را تغییر می دهند و خواهان عمل جراحی هستند.

شکایات چند گانه ی افراد مبتلا به اختلالات بدنی شده با الگوهای ویژه شخصیتی آنان و مشکلات اجتماعی و خانوادگیشان همراه است. مبتلایان به اختلالات بدنی شده معمولا تاریخچه ی پزشکی طلانی که دست کم به اوائل بزرگسالی آنان بر می گردد، دارند. این اختلالات اساسا در زنان رخ می نماید، به طوری که می توان گفت که تقریبا 1 درصد از زنان این حالت را دارند؛ هر چند ممکن است در مردان نیز ملاحظه شود. در افراد طبقه ی پایین، کم سواد، تهیدست و کسانی که در موقعیت های پایین شغلی قرار دارند، بیشتر دیده می شود. زمینه خانوادگی در ایجاد این اختلال تاثیر دارد؛ به طوری که 10 تا 20 درصد از بستگان درجه یک زنان مبتلا، دارای این اختلال هستند (آزاد، 1387).

افسردگی عمده

ویژگی اصلی افسردگی عمده یک دوره زمانی حداقل دو هفته ای است که در ضمن آن یا خلق افسرده یا بی علاقگی و یا فقدان احساس لذت تقریبا در همه ی فعالیت ها وجود دارد. در کودکان و نوجوانان، خلق ممکن است تحریک پذیر باشد تا غمگین. همچنین فرد باید دست کم چهار نشانه ی دیگر از هرست زیر را داشته باشد: تغییر در اشتها یا وزن، خواب  فعالیت روانی- حرکتی؛ کاهش انرژی، احساس بی ارزشی یا گناه؛ اشکال در تفکر، تمرکز یا تصمیم گیری؛ یا افکار عود کننده درباره ی مرگ و خودکشی، طرح نقشه و یا اقدام برای خود کشی. برای گذاردن تشخیص دوره ی افسردگی عمده، نشانه یا باید به تازگی ظاهر شده باشد یا در مقایسه با ضعیت پیش از دوره، آشکارا بدتر شده باشد.این دوره باید با پریشانی یا اختلال قابل ملاحظه بالینی در زمینه ها اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه های کارکردی مهم همراه باشد (آوادیس یانس؛ ترجمه نیکخو، 1389).

مطلب مشابه :  ایا جز ان دسته از انسان هایی هستیم که اعتماد به نفس دارند؟

در جدید ترین مطالعات اختلال افسردگی اساسی در بین اختلالات روان پزشکی بالاترین شیوع طول عمر (حدود 17 درصد) را داشته است. میزان بروز سالیانه افسردگی اساسی 59/1 درصد (زنان 89/1 درصد و مردان 1/1درصد) است. تقریبا در سراسر جهان و در همه کشور ها  فرهنگ ها دیده شده شیوع اختلال افسردگی در زنان دو برابر مردان است (کاپلان و سادوک؛ ترجمه ی رضاعی، 1390).

اختلالات اضطرابی

اختلالات اضطرابی از شایع ترین اختلالات روان پزشکی در جمعیت عمومی هستند. نسبت ابتلای زنان تقریبا دو برابر مردان است. اختلالات اضطرابی با عوارض زیادی همراهند و اغلب مزمن شده و نسبت به درمان مقاوم هستند. این اختلالات را می توان خانواده ای از اختلالات روانی مجزا و در عین حال مرتبط به هم در نظر گرفت. طبق متن تجدید نظر شده ویرایش چهارم کتابچه تشخیصی و آماری اختلالات روانی، اختلالات اضطرابی شامل موارد زیرند: 1- اختلال هول (پانیک) با یا بدون بازار هراسی (آگورافوبیا) 2- بازار هراسی با یا بدون اختلال هول 3- هراس (فوبیا) اختصاصی 4- جمعیت هراسی 5- اختلال وسواسی – جبری 6- اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) 7- اختلال استرس حاد و 8- اختلال اضطراب فراگیر. در پاراگراف های آتی از بین اختلال های اضطرابی مطرح شده، اختلال فوبیا و اختلال وسواسی- جبری که در پژوهش حاضر سنجیده شده است، تعریف می گردد (کاپلان و سادوک؛ ترجمه ی رضاعی، 1390).

هراس (ترس مرضی)

هراس عبارت است ترس شدید از محرک یا موقعیتی است که غالب مردم خطر خاصی در آن نمی بینند. شخص معمولا خودش متوجه می شود که ترسش غیر منطقی استبا این حال دچار اضطراب است (از نا آرامی شدید تا وحشتزدگی)؛ تنها چیزی که این اضطراب را رفع می کند اجتناب و پرهیز از شی یا موقعیت ترس آور است.

در راهنمای تشخیصی متن تجدید نظر شده ی راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی، اختلال هراس دارای سه زیر مجموعه گسترده است: هراس ساده، هراس اجتماعی و هراس از ازدحام.

هراس ساده ترسی است از شی، جانور یا موقعیت معین. ترس غیر منطقی از مار، میکرب یا مکان های بسته و تاریکی نمونه های دیگر این هراس هستند. ممکن است شخص دچار هراس ساده بوده و در زمینه های دیگر بهنجار باشد.

کسانی که دچار جمع هراسی هستند در موقعیت های اجتماعی احساس نا امنی شدید دارند و گرفتار ترس از آشفته و سراسیمه شدن هستند. همواره نگرانند که اضطراب خود را با لرزیدن دست، عرق ریزی یا لرزش صدا به همه نشان بدهند. ترس از سخنرانی کردن یا غذا خوردن در برابر جمع جزء شایع ترین شکایت هایی است که افراد گرفتار جمع هراسی مطرح می کنند (اتکینسون و همکاران؛ ترجمه ی براهنی و همکاران، 1391).

[1].Association

[2].Affect

[3].Autism

[4]. Ambivalence