روابط اجتماعی-خرید و دانلود پایان نامه

دانلود پایان نامه

دیدگاه فوردایس خوش بینی، به طرق گوناگونی در فرایند ایجاد شادکامی تأثیر می گذارد. خوش بینی، تفسیر و برداشت مثبت از وقایع است. شادکامی ار داشتن چیزی حاصل نمی شود بلکه به طرز نگاه فرد، نسبت به آن چیز بستگی دارد. برای آموزش این مطلب فوردایس مواردی از زندگی واقعی افراد مختلف را برای فراگیران مطرح می کند و از آن ها می خواهد مثبت ترین و منفی ترین برداشت ها را در مورد آن ها ابراز نمایند. خوش بینی تصوری است که از نگرش فرد نسبت به پیرامون خود به دست می آید. همان گونه که در روان شناسی نیز ثابت شده است:« شخص آن چیزی را می بیند که به دنبال آن است». دردنیای اطراف ما اتفاقات زیادی روی می دهد که به خودی خود نه خوب هستند و نه بد. این برداشت ما از این اتفاقات است که آنها را خوب یا بد تفسیر می کنیم. از اتفاقی واحد ممکن است دو برداشت کاملاً متفاوت وجود داشته باشد. فراوانی برداشت های مثبت فرد را خوش بین و فراوانی برداشت های منفی فرد را بدبین می کند. فوردایس برای تقویت خوش بینی افراد، از آن ها می خواهد که از وقایع ناگوار تفسیر های مثبتی ارائه کنند. اگر فرد تصور کند که کارها به گونه ای انجام می گیرند که شادی او را فراهم می کنند احتمالاً رفتاری را که از خود بروز می دهد منجر به شادی تو می شود. لذا فوردایس به فراگیران آموزش می دهد که قبل از انجام هر کاری تصور کنند که کار را با موفقیت انجام خواهند داد و بنابراین چه هنگام انجام آن کار و چه پس از پایان آن کار، از شادی زیادی برخوردار خواهند شد. نهایتاً خوش بینی بیان این عقیده است که: « هر اتفاقی بیفتد من شاد خواهم بود». آموزش این ایده این آگاهی را به وجود می آورد که: تفسیر رویدادها از خود رویداد ها مهم تر است» و شخص خوش بین اسیر اوضاع و شرایط نمی شود و عواطف خود را منوط به شرایط خاصی نمی کند و او همیشه احساس می کند که به طور بالقوه می تواند شاد بودن را انتخاب کند. در آموزش این اصل، از تکنیک های رفتاری چون جایگزینی فکر، نظارت ذهنی و خیال پردازی مثبت استفاده می شود. همچنین به تهیه لیستی از رویدادهای مثبت و تفسیر مثبت رویداد های روزمره توصیه می گردد.

8-9-2 اصل هشتم: زندگی در زمان حال
تحقیقات نشان می دهند که افراد شاد همواره متوجه زمان حال هستند و سعی می کنند که با توجه به امکاناتشان حداکثر لذت را از فعالیت های روزمره خود ببرند. فوردایس خود آموزش می دهد که شادکامی همواره در «اینجا و اکنون» واقع است نه در «جای دیگر و زمانی دیگر». افراد شاد بیش از افراد ناشاد از زندگی خو لذت می برند زیرا ذهن خود را متوجه اتفاقات تلخ گذشته و احیاناً پشیمانی از انجام برخی امور نمی کنند و غم روزهایی که هنوز نیامده اند را نمی خورند.
9-9-2 اصل نهم: پرورش شخصیت سالم
برخلاف انتقاداتی که از سوی منتقدان اجتماعی بر شادی وارد شده، مبنی بر اینکه فقط افراد مجنون می توانند در جامعه امروزی شاد باشند، یافته های تحقیقات متعددی حاکی از آن است که افراد شاد سلامتی روانی بسیار بالایی دارند و به طور معناداری نسبت به سایر افراد کمتر از مشکلات و ناراحتی های روانی رنج می برند. (اجرای یک دوره آموزشی کامل برای سلامتی شخصیت و بهداشت روانی مستلزم مدت زمان یک ترم تحصیلی است. لذا فوردایس در راستای اصل نهم برنامه آموزشی خود طی چند جلسه اصول اساسی سلامت روانی را مطرح می نماید. این اصل شامل دوست داشتن خود، پذیرش خود، شناخت خود و کمک به خود می باشد.
دوست داشتن خود، به یکی از مهم ترین عناصر شخصیتی فرد، یعنی«خودپنداره مثبت» اشاره می کند. فراگیران آموزش می بینند که چگونه احساس و نگرش خود را نسبت به خویشتن بررسی کنند و اگر برداشت نادرست و منفی نسبت به شخصیت خود دارند آن را برطرف سازند. همچنین به آنها توصیه می شود که لازم نیست کامل ترین فرد باشند تا خود را دوست داشته باشند.
پذیرش خود، اشاره به محدودیت ها و کمبود های فردی دارد. افراد آموزش می بینند که چگونه این محدودیت ها را برطرف سازند و در صورتی که برطرف شدنی نیستند، چگونه با آنها کنار بیایند.
شناخت خود، فوردایس رابطه شناخت خود را با شادی این گونه شرح می دهد که وجود شادی در زندگی منوط به تصمیمات درست است. انسان زمانی می تواند درست تصمیم بگیرد که خود را بشناسد و مشخص کند که آیا توانایی لازم برای اجرای موفقیت آمیز آن تصمیم را دارد یا خیر.
کمک به خود، به مهارت های خودبسندگی و توانایی هایی که فرد را قادر می سازند به طور مستقل در زندگی موفق شوند، اشاره می کند. این مهارت ها عبارتند از: توانمندی و شایستگی، تسلط، کنترل سرنوشت و جهت گیری درونی.
10-9-2 اصل دهم: پرورش شخصیت اجتماعی و برون گرا
یکی از ویژگی های افراد شاد، برون گرایی و اجتماعی بودن است که پس از خوش بینی مهم ترین ویژگی افراد شاد می باشد. کسانی بیشتر شاد هستند که از یک زندگی فعال اجتماعی لذت می برند. بنابراین فوردایس در برنامه شادی، هم در بعد شناختی و هم در بعد رفتاری بر برون گرایی و اجتماعی بودن تأکید می کند. در بعد شناختی به فراگیران آموزش داده مب شود که برون گرایی و اجتماعی بودن مهم ترین راه رسیدن به شادکامی است.
در بعد رفتاری تکنیک های ساد و متنوعی از جمله خندیدن بیشتر، قدردانی و سپاسگذاری از دیگران، آغاز کردن بحث و گفتگو و مطرح کردن عقاید و نظرات خود به شیوه مناسب و … به فراگیران توصیه می شود. به کار گرفتن این تکنیک های ساده به فراگیران کمک می کند تا ارتباطات اجتماعی خود را توسعه داده و در نتیجه به شادمانی آن ها افزوده شود.
11-9-2 اصل یازدهم: خود بودن
تحقیقات بر روی افراد شاد نشان می دهد که آن ها تمایل دارند واقعاً خودشان باشند. از دیگر صفات افراد شاد که در ادبیات شادی دیده می شود، می توان به صفاتی از قبیل طبیعی بودن، خودانگیختگی، راحتی، قابل اعتماد، بی ریا، امین، با انصاف، بی آلایش، صمیمی و اقع گرا شاره کرد. خود بودن مزایای مختلفی دارد؛ یکی این که موجب راحتی و آسایش در زندگی روزانه فرد می شود و دیگر این که وقتی فرد خود را آن گونه که هست بپذیرد و صادقانه ابراز کند، کارها تا حدود زیادی مطابق میل او پیش می روند که این مورد به ویژه در عشق ورزی و دوست یابی بیشتر صدق می کند. معمولاً افرادی که رفتارشان ساختگی نیست و مصنوعی رفتار نمی کنند، دوستان زیادی دارند. فوردایس در برنامه خود مرتباً از فراگیران می خواهد که خود را آن گونه که هستند، نشان دهند و سعی در نشان دادن آن چیزی که نیستند نکنند.
12-9-2 اصل دوازدهم: از بین بردن احساسات و مسائل منفی
بیشتر مطالبی که تاکنون ذکر شد مربوط به افراد عادی و کسانی است که از نظر روان شناختی مشکل خاصی ندارند اما برخی افراد که در جلسات گروه درمانی شادکامی شرکت می کنند، دارای مشکلات خاصی چون اعتیاد، اضطراب، مشکلات عاطفی و غیره هستند. بنابراین، این اصل توصیه می کندکه افرادی که دارای چنین مشکلاتی هستند را به طور انفرادی مشاوره نموده و سعی در رفع مشکل آنها گردد.
13-9-2 اصل سیزدهم: ارتباطات نزدیک و صمیمانه
بیشتر مردم بر این عقیده اند که ازدواج و پیوندهای خانوادگی صرف نظر از درآمد یا موقعیت اجتماعی و میزان شادکامی افراد نقش مهم و حیاتی دارد. در این مرحله از آموزش شادکامی، عمدتاً از روش های شناختی استفاده می شود. موضوعات آموزشی بر اهمیت ارتباط نزدیک با دوستان، خانواده و پیوندهای رمانتیک متمرکز است. همچنین ویژگی های روابط سالم نیز برای فراگیران تبیین می شود.
14-9-2 اصل چهاردهم: اولویت و ارزش دادن به شادی
این اصل اشاره دارد که شادی باید اولین اولویت فراگیران باشد. در این مرحله عملاً به فراگیران نشان داده می شود که افراد شادکام بیشتر از دیگران برای شادکامی ارزش قائل هستند و بسیاری از آن ها شاد بودن را مهم ترین چیز زندگی خود می دانند. علاوه بر این به نظر می رسد که افراد درباره چگونگی حفظ و ازدیاد شادی خود زیاد اندیشیده اند. آنها شادی را به خوبی برای خود تعریف کرده اند و بینش عمیقی نسبت به منابع آن پیدا کرده اند و لذا به فراگیران تأکید می شود که دستیابی به شادکامی بستگی به این امر دارد که فرد
به چه میزان می خواهد شاد باشد و شاد بودن چقدر برای او اهمیت دارد(عابدی، 1383).
جدول(1-2) فرمت کلی جلسات گروه درمانی شادمانی فوردایس
شماره جلسه
شرح کلی مفاد هر جلسه

 

مطلب مشابه :  پایان نامه روانشناسی درباره : سبکهای یادگیری

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

جلسه اول
آشنایی اعضاء گروه با هم، آشنایی با نحوه گروه درمانی، ارائه پیش آزمون، بحث در مورد تعریف شادمانی ار طرف همه اعضاء، عوامل مرتبط با شادی، و نظرخواهی در مورد سیر جلسه.
جلسه دوم
گرفتن بازخورد از جلسه قبل، ارائه فرمول شادمانی با تأکید بر عناصر شناختی- رفتاری آن، آموزش تکنیک افزایش فعالیت جسمانی، ارائه تکلیف، انجام تکنیک مذکور، گرفتن بازخورد
جلسه سوم
گرفتن بازخورد از جلسه قبل، بررسی تکالیف، بحث در مورد فرمول شادمانی و تکنیک افزایش روابط اجتماعی، ارائه تکلیف، انجام تکنیک های قبل، گرفتن بازخورد
جلسه چهارم
گرفتن بازخورد از جلسه قبل، بررسی تکالیف، بحث در مورد فرمول شادمانی، آموزش تکنیک های توسعه خوش بینی(تفکر مثبت) و خلاقیت، ارائه تکلیف، انجام تکنیک های مذکور، گرفتن بازخورد
جلسه پنجم
گرفتن بازخورد از جلسه قبل، بررسی تکالیف، بحث در مورد فرمول شادی، ارائه تکلیف گریز از نگرانی و کاهش انتظارات و بیان احساسات، ارائه تکلیف: انجام تکنیک های مذکور. گرفتن بازخورد.
جلسه ششم
گرفتن بازخورد از جلسه قبل، بررسی تکالیف، بحث در مورد فرمول شادی، آموزش تکنیک های افزایش روابط نزدیک (صمیمیت) و خود بودن، ارائه تکلیف: انجام تکنیک های مذکور، گرفتن بازخورد.
جلسه هفتم
گرفتن بازخورد از جلسه قبل، بررسی تکالیف، بحث در مورد فرمول شادی، بحث بر تکنیک های تمرکز بر زمان حال و برنامه ریزی، ارائه تکلیف: انجام تکنیک های مذکور، گرفتن بازخورد
جلسه هشتم
گرفتن بازخورد از جلسه قبل، بررسی تکالیف، بحث در مورد فرمول شادی، و گرفتن پس آزمون تعارض کار- خانواده.
10-2 تعارض کار-خانواده
تعارض کار- خانواده نوع ویژه ای از تعارض بین نقشهاست که فرد را به طور همزمان با تقاضاهای متفاوت و ناسازگار ناشی از مسئولیت های کاریو خانوادگی درگیر می سازد. بدین معنا که هر گاه افراد قادر به انجام همزمان وظایف شغلی و خانوادگی خود نشوند، دچار تعارض بین نقشهای شغلی و خانوادگی شده اند، این نوع تعارض به تعارض کار- خانواده معروف شده است(رستگار خالد،1381).

یکی از قدیمی ترین تعاریف در این زمینه تعریف گرینهاوس و بیوتل است بنا بر تعریف آنها تعارض کار- خانواده نوعی از تعارض بین نقش هاست که در آن فشارهای حاصل از نقش ها و خواسته های کار و خانواده، از برخی جهات با هم ناهمساز هستند، به این معنا که مشارکت در نقش های شغلی یا خانوادگی به دلیل مشارکت در نقش های دیگر دشوارتر می شود(هنسی،2005).
پژوهش های اولیه تعارض کار- خانواده را یا به عنوان(الف) یک سازه عمومی، دو طرفه، یک بعدی که در آن نقش های شغلی با نقش های خانوادگی و بر عکس متداخل می شوند( روسیو و کوکه، 1992؛ گوگینز و بورلین، 1987؛ رایس، فرون و مک فارلین، 1992؛ استین، پاتیک و فاج، 1986) یا(ب) به عنوان فقط تعارض کار- خانواده، تصورکردند و مورد اندازه گیری قرار دادند( بدین، بورک و موفر، 1988).
نتمایر و مک موریان به نقل از هنسی(2005)، تعارض کار با خانواده را اینگونه تعریف کرده اند. تعارض کار، با خانواده شکلی از تعارض درون نقش ها است که در آن زمان کلی اختصاص داده شده به شغل و فشار وارد آمده از سوی شغل در انجام مسئولیت های خانوادگی اختلال ایجاد می کند و به همین ترتیب تعارض خانواده، با کار نیز اینگونه تعریف شده است« شکلی از تعارض درون نقش است که در آن زمان کلی اختصاص داده شده به خانواده و فشار واردآمده از سوی الزامات خانوادگی، در انجام مسئولیت های شغلی اختلال ایجاد می کند. بنابراین با دو نوع تعارض کار- خانواده روبرو هستیم:
1-10-2 تعارض کار- خانواده:
تعارض کار، با خانوده نوعی تعارض بین نقش هاست که در آن فشارها و الزامات محیط کار در عملکرد مسئولیت های خانوادگی فرد اختلال ایجاد می کند، یا شکلی از تعارض بین نقشهاست که در آن فشارهای حاصل از نقش های کاری و خانوادگی از برخی جهات ناهمساز هستند. به این معنا که مشارکت در نقش های دیگر دشوارتر می شود(گرینهاوس و بیوتل، 1998، به نقل از ارازی تیمور،1387).
2-10-2 تعارض خانواده-کار:
تعارض خانواده، با کار نوعی تعارض بین نقش هاست که در آن فشارها و الزامات محیط خانواده در ایفای مسئولیت های شغلی فرد اختلال ایجاد می کند. تعارض خانواده، با کار شکلی از تعارض درون نقش هاست که در آن زمان کلی اختصاص داده شده به وظایف خانواده و فشار وارد شده از سوی وظایف خانواده در انجام مسئولیت های شغلی اختلال ایجاد می کند(نتمایر و مک موریان، 1996. به نقل از ارازی تیمور، 1387).
11-2 انواع تعارض کار – خانواده
گرینهاوس و بیوتل انواع تعارض کار- خانواده را به سه نوع: 1) تعارض مبتنی بر زمان 2) تعارض مبتنی بر فشار 3) تعارض مبتنی بر رفتار تقسیم بندی می کنند.
1-11-2 تعارض مبتنی بر زمان
این نوع تعارض، در نتیجه رقابت های چندگانه برای تصاحب زمان در اختیار فرد است. حال آنکه نمی توان مدت زمان انجام فعالیت در یک نقش را برای فعالیت های مربوط به نقش های دیگر اختصاص داد. تعارض مبتنی بر زمان دو شکل عمده دارد:
الف) فشارهای زمانی پیوسته با یک نقش، ممکن است پیروی از انتظارات ناشی از نقشی دیگر را به لحاظ فیزیکی ناممکن سازد.
ب) ممکن است وقتی شخصی می خواهد به طور فیزیکی تقاضاهای یک نقش را برآورده کند، درگیر اشتغال ذهنی با نقش دیگر شود.
منابع تعارض مبتنی بر زمان، در نقش شغلی شامل تعداد ساعات کار در هفته، میزان اضافه کاری، نوبت کار، انعطاف پذیری برنامه ریزی زمان بندی کار، کنترل برنامه زمان بندی کار و تمایل شدید فرد شاغل نسبت به انجام کار در ساعات طولانی است.
این عوامل از طریق گسترش تعهد زمانی فرد به ایفای نقش کاری خود بر تعارض کار- خانواده تأثیر می گذارند. منابع این نوع از تعارض در نقش خانوادگی که احتمال بروز تعارض کار- خانواده را افزایش می دهد شامل: ازدواج، نقش والدینی و مسئولیت تربیت فرزند، وجود فرزندان جوان هر خانواده و تعداد ساعات کار هفتگی همسر است. زنانی که شوهران آنها تا حد زیادی درگیرند و زمان کمتری برای نقش خانوادگی اختصاص می دهند، بیشتر دچار تعارضات مبتنی بر زمان می شوند، همین موضوع به طور دیگر برای مردان صادق است. شوهران زنان مدیر و متخصص در مقایسه با شوهران زنان غیرمتخصص و غیرمدیر تعارض کار و خانواده شدیدتری را تجربه می کنند. اشتغال زنان در مشاغل تخصصی یا مدیریتی که لازمه آن کار در ساعات طولانی و اشتغال ذهنی نسبت به وظایف شغلی است، فشارهای شدیدتری را به شوهر آنها برای مشارکت زیادتر در فعالیت های خانوادگی وارد می کند و در نتیجه نسبت به مسئولیت های کاری دچار احساس تعارض می شوند(وایدانوف، 2004. به نقل از ملکیها، 1387).
2-11-2 تعارض مبتنی بر فشار
شکل دوم تعارض کار- خانواده فشار تولید شده در نتیجه محرک های تنش زای شغلی و خانوادگی است. این محرک ها در قلمرو هر یک از نقش های شغلی و خانوادگی، فشارهای فیزیکی و روانی، نظیر تنش، اضطراب، خستگی، افسردگی و بی حوصلگی و تندخویی را پدید می آورند که ایفای انتظارات ناشی از نقش دیگر را دشوار می سازد. بدین ترتیب، زمانی تعارض مبتنی بر فشار به وجود می آید که فشار حاصله از یک نقش به عملکرد شخص در نقش دیگر اثر می گذارد. ناسازگاری نقش ها اغلب به جهت فشار یک نقش است که پیروی از تقاضاهای نقش دیگر را دشوار می سازدو منابع این تعارض در کار شامل اتهام نقش کاری، تعارض نقش کاری در سطح پایین حمایت سرپرست، تنش در ارتباطات، میزان تغییرات محیط کاری، فقدان یا ضعف ویژگی های مطلوب شغلی مانند تلاش برانگیزی، تنوع در وظایف، اهمیت وظیفه، استقلال و آزادی عمل در کار،

دیدگاهتان را بنویسید