دانلود پایان نامه روانشناسی درباره شیوه قصه گویی

نوعاً در اوائل دوره کودکی ظاهر می شود این نشانه ها ممکن است با افزایش سن ادامه یافته و وخیم تر شود (کازدین و همکاران، 1987)
شناسایی و درمان زودهنگام این اختلال می تواند در پیشگیری از مشکلات ثانوی که در رابطه با این اختلال مطرح می شوند مثل عزت نفس پایین ، تحمل پایین ناکامی ، خلق افسرده و خوی طغیانگر و اختلال سلوک و سوء مصرف الکل و موارد غیر قانونی در نوجوانی ، بسیار موثر باشد (راینکدایتلیووفریمن ترجمه علاقه بند راد ، 1380 )

کودکان مبتلا به این اختلال ، مهارت های حل مسئله ضعیفی نشان می دهند و می کوشند در برابر تحمل رفتارهای معین از سوی اشخاص مهم (مانند والدین ) مقاومت کنند . این تمایز مورد تأیید طیفی از پژوهش هاست که روابط بین جنبه های مختلف شناخت اجتماعی وپرخاشگری شدید را برجسته می سازد (کریک و داچ، 1994 )
پژوهشگران معتقدند(دیگئورگی،1998،اتو2000به نقل از هفنر ، 2003 ) از آنجا که مهارتهای اجتماعی از طریق قصه ها برای کودک به خوبی قابل فهم وبا معنی می شود احتمال تعمیم وبه کارگیری آن ها توسط کودک در زمینه های مشابه افزایش می یابد .
چند نکته اول گفته شده در متن بالا ضرورت توجه به نشانه های این اختلال در کودکی و نیز بازبینی ادبیات مربوط به اتخاذ بهترین گزینه های درمانی را یاداوری می کند ودو مورد آخر ما را به اتخاذ شیوه ای جهت مداخله به منظور آموزش مهارت های حل مسئله نامگذاری احساسات ، درک دیدگاه دیگران و مهارت های اجتماعی و اهمیت آن رهنمون می سازد چرا که ایجاد این توانمندی ها در کودکان مبتلا به اختلال لجبازی – نافرمانی با بازگرداندن کودک به فضای اجتماعی تعامل با بزرگسالان و همسالان و شکستن دور باطل کشمکش های بین فردی آنها می تواند چرخه مشکلات ارتباطی ایشان را برطرف نموده و
ازاتلاف استعدادها جلوگیری کرده و کودک را به جریان رشد و تحول طبیعی برگرداند .
از آنجا که بسیاری از مسائل و مشکلات دوران بزرگسالی ریشه در سالهای اولیه کودکی دارند و لازم است از همان ابتدا به آن ها توجه شود و اقدامات لازم صورت گیرد و از طرفی شیوه های مربوط به حل مسئله بزرگسالان را نیز نمی توان در مورد کودکان استفاده کرد لذا شیوه های آموزشی و درمان متناسب با کودکان از جمله شیوه قصه گویی می بایست به صورت علمی مورد بررسی قرار گیرد (جانگسما و همکاران ، ترجمه صاحبی 1393 )
از منظری دیگر ، چالش مهمی که روان درمانی کودک پیش رو دارد این است که کودکان خود در پی درمان بر نمی آیند بلکه به دلیل اختلالی که مورد توجه اعضای خانواده یا مسئولان مدرسه قرار گرفته است ، نزد درمانگر آورده می شوند . بنابراین کودکان اغلب عقیده دارند به دلیل بدرفتاری یا جهت تنبیه به خاطر کاری نادرست نزد درمانگرها آمده اند. آنها ممکن است تغییرات درمانی را چیزی جز سازش با واقعیت ناگوار تصور کنند و این امر سبب شود که درمانگر را به چشم عامل تنبیه از جانب والدین خود ببینند در چنین شرایطی در برقراری رابطه که مقدمه و گام اساسی درمان است بسیار مشکل خواهد بود . (سادوک و سادوک ، ترجمه پور افکاری ، 1382 )
کاربرد قصه ها در جلسه درمان این کودکان می تواند موجبات رابطه اعتماد آمیز بین درمانگر و کودک را فراهم کند .در نهایت ، این پژوهش می تواند با معرفی شیوه ای که قصه ها را ، به عنوان بخش کامل کننده زندگی کودک ، وارد جلسه روان درمانی می کند ، سطری بر ادبیات روان درمانی کودک اضافه نماید . به نظر می رسد این شیوه نسبت به کار مستقیم با کودکان ، به دلیل علاقه وافر آنان به قصه ها ، جالب تر و لذت بخش تر باشد و در نتیجه توجه کودک را بیشتر و بهتر متمرکز نماید ، تنش فضای آموزشی و درمانی و نگرانی از نحوه عملکرد را به دنبال ندارد و از آنجا که کودک در جریان قصه ، همگام با قهرمان داستان به کشف موقعیت مشکل ، جستجوی گزینه های مقابله ای و انتخاب راه حل می پردازد ، شرایط “یادگیری تجربی ” و” تعمیم پذیری ” و سرایت به محیط طبیعی را به بهترین نحو فراهم می کند .
1-5- فرضیه پژوهش
در پژوهش حاضر فرضیه زیر مورد آزمون قرار گرفته است :
قصه درمانی موجب کاهش شدت نشانه های اختلال لجبازی – نافرمانی در کودکان 6-4 سال میشود .
1-6- تعریف متغیرهای پژوهش
1-6-1- متغیر مستقل : قصه درمانی
تعریف نظری : آفرینش دو جانبه است بین قصه گو و شنونده ، که در آن پیامها به بهترین شکل ممکن از قصه گو به شنود انتقال پیدا می کند(چمبرز ترجمه قزل ایاغ ، 1383 )
تعریف عملیاتی : منظور از قصه درمانی در پژوهش حاضر به کارگیری هشت فن قصه درمانی شامل:
1- فن بازی با کلمات احساسی
2- فن قصه گویی با کلمات دارای بار عاطفی مثبت
3- فن کلمه قصه مرا حدس بزن
4- قصه درمانی با بهره گرفتن از استعاره ها
5- قصه درمانی با بهره گرفتن از اشیا
6- فن مدیریت احساسات در گروه
7- فن قصه ناتمام
1-6-2- متغیر وابسته : اختلال لجبازی – نافرمانی کودک (ODD)
تعریف نظری اختلال لجبازی – نافرمانی : الگوی عودکننده ای از رفتار منفی کارانه ، نافرمانی ، سرکشی و خصم آلود در برابر اشخاص صاحب قدرت می باشد (انجمن روانپزشکی امریکا ، 1994 )
تعریف عملیاتی اختلال لجبازی –نافرمانی : کسب نمره برش(4 ≤ ) در خرده مقیاس ODD پرسشنامه علائم مرضی کودکان CSI-4 که با فرم مربی سنجیده می شود .

فصل دوم
مرور پیشین
2-1- مقدمه
پیشینه نظری حاضر در دو بخش تنظیم گردیده است . بخش نخست به بحث در مورد ماهیت ، شیوع ، تعریف ، طبقه بندی و دیدگاه های مربوط به اختلال لجبازی – نافرمانی و درمان آن تخصص یافته و در بخش دوم به موضوع قید ، جایگاه و کاربردهای ان در فعالیت های بالینی پرداخته شده است .
2-2- بخش اول اختلال لجبازی – نافرمانی
2-2-1- اختلال لجبازی- نافرمانی کودکی
هیوارد(2000 نقل از خدایاری فرد 1385 ) عنوان می کند اختلال لجبازی –نافرمانی اولین بار در سال 1966 به عنوان یک اختلال رفتاری پیشنهاد شد . با انتشار ویرایش سوم راهنمایی آماری و تشخیص اختلالهای روانی ، اختلال لجبازی ، نافرمانی در یک طبقه جدید و مستقل در طبقه بندی اختلال های روانی جای گرفت .
این مفهوم سازی در DSM-ш DSM-ш-R؛ وIV -DSM در غیاب مدارک تجربی که از متمایز شدن لجبازی –نافرمانی از اختلال سلوک (CD) حمایت کنند ، رخ داد . ODD همراه با CD و اختلال نقص توجه – بیش فعالی ADHD در DSM- ш -R گروهی از اختلال های رفتاری مخرب را در DSM-IV تشکیل می دهند این گروه اغلب با یکدیگر به عنوان اختلال های بیرونی شده مورد توجه هستند، بدین معنی که آنها از طریق رفتارهای ناسازگارانه بیرونی مثل بیش فعالی ، تکانشگری ، پرخاشگری و نافرمانی از قوانین مشخص می شوند . در مقابل اختلال های بیرونی شده، گروهی دیگر از اختلال ها مثل اضطراب و افسردگی قرار دارند که تحت عنوان اختلال های درونی شده معرفی شده اند . این اختلال ها به وسیله احساسات و پریشانی های درونی تجربه شده به وسیله فرد آشکار می شوند . قبلاً ، در تعدادی از طبقه بندی ها اختلال های بیرونی شده مثل ODD به عنوان اختلال های رفتاری و اختلال های درونی شده به عنوان اختلال های هیجانی یا نوروتیک مدنظر بودند . اینچنین توصیفاتی امروزه کمتر مورد استفاده هستند (گیبل ، 1997 نقل از کاکاوند 1385 )
پانزدهمین طبقه‌ی تشخیصی در DSM-Vاختلالات رفتار ایذایی، کنترل تکانه و سلوک هستند. این طبقه‌ی تشخیصی شامل 7 اختلال است که در DSM-IV در زیر گروه اختلالاتی که برای نخستین بار معمولاً در شیرخوارگی، کودکی یا نوجوانی تشخیص داده می‌شوند و اختلالات کنترل تکانه که به گونه‌ای دیگر طبقه‌بندی نشده‌اند، قرار دارند. اختلال بی‌اعتنایی مقابله‌ای، آتش افروزی، دزدی بیمارگون، اختلال انفجاری متناوب و اختلال سلوک مهم‌ترین اختلالات در این طبقه‌ی تشخیصی هستند.(استین، 2010 ).
تقریبا 24 درصد از کودکان ADHA که برای درمان ارجاع داده می شوند ، ممکن است ملاکهای تشخیصی لجبازی – نافرمانی یا اختلال سلوک را نیز داشته باشند (ایکنباخ و همکاران 1994 نقل از کاکاوند 1385 ) .
در ODD کودک یا نوجوان مکرراً به شیوه های منفی گرایانه ، خصمانه و توأم با نافرمانی در مقابل اشکال قدرت عمل می کند . ملاک های ODD شاید این موضوع را مطرح نمایند که همهی کودکان گاهی اوقات به این شیوه عمل می کنند .چند نکته را برای تشریح این موضوع در نظر گرفته شده است . یکی این که نه تنها این ویژگی ها باید به طور مکرر رخ دهند بلکه باید نسبت به سن و سال و سطح رشدی نامتناسب باشند . دیگر این که فراوانی آنها باید نسبت به کلیشه های کودکان هم سن و سال نیز بیشتر باشد . معمولاً رفتارهای منفی گرایانه و لجبازی به شکل یکدندگی مستمر ، مقاومت در برابر دستورالعمل ها و عدم تمایل به مصالحه و سلطه پذیری یا جر و بحث با بزرگسالان و همسالان ظاهر می شوند . لجبازی و نافرمانی ممکن است به صورت تخطی عمدی و یا مداوم از محدودیت ها رخ دهد که معمولاً به شکل نادیده گرفتن دستورها ، مشاجره و ناتوانی در تحمل سرزنش به خاطر بد رفتاری دیده می شوند . تظاهرات اختلال همواره در محیط خانه دیده می شود ولی در مدرسه یا اجتماع چندان آشکار نیستند. (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
نشانه های این اختلال به طور اخص در تعامل با بزرگسالان یا افرادی که شخص به خوبی آنها را می شناسد بیشتر آشکار می شود و در نتیجه ممکن است در جریان معاینهی بالینی ظاهر نشود. معمولا اختلال لجبازی –نافرمانی قبل از 8 سالگی و حداکثر تا اوایل نوجوانی ظاهر می شود ولی بعد از آن دیده نمی شود. نشانه های مخالفت و نافرمانی اغلب در خانه رخ می دهند ولی به تدریج در سایر زمینه ها نیز دیده می شوند . شروع این اختلال تدریجی است و در طول دوره ای چند ماهه یا چند ساله شکل می گیرد . در میزان قابل ملاحظه ای از موارد، اختلال لجبازی نافرمانی بر اختلال سلوک مقدم است (انجمن روانپزشکی امریکا1994).
ODD هم در دخترها و هم در پسرها گزارش شده است و به طور کلی تا اندازه ای شیوع آن در پسرها بیشتر از دخترهاست . نشانه هایی مثل عزت نفس پایین ، ناپایداری خلقی ، استفاده از داروهای محرک غیر قانونی قبل از سنین قانونی ، از ویژگی های همراه ODDهستند در مجموع پسرهای ODD به نظر می رسد در مقایسه با پسرها CD از هوش بالاتری برخوردار بوده هم چنین تعارض کمتری با مدرسه و نظام های اجتماعی داشته ، و نیز نسبت به کودکانCD افسردگی کمتری را تجربه می کنند .(گیبل 1997 ، نقل از کاکاوند 1385 ).
نکته مهم و قابل ذکر که در بالا نیز اشاره ای به آن شد این است که معمولاً نشانه های ODD در پسرها مقاوم ترند و بیشتر به CD تبدیل می شوند . هم چنین جوانان ODDپرخاشگر، به احتمال بیشتری درگذشت زمان نسبت به جوانان ODD غیر پرخاشگر ، به اختلال سلوک مبتلا می شوند (گیبل 1997 ، نقل از کاکاوند 1385 )
نشانه های اختلال لجبازی – نافرمانی (ODD) معمولا قبل از بروز علائم اختلال سلوک CDوجود دارند و بیشتر کودکان مبتلا بهCD نشانه های ODD را هم حفظ می کنند . علاوه بر این ODD و CDارتباطات بسیار مشابهی دارند . مثلا با وضعیت اجتماعی و اقتصادی پایین (ری و همکاران، 1998) با رفتار ضد اجتماعی و والدین مجرم (فارائون و همکاران، 1991 ) و با آشفتگی و نقص عملکرد شیوه های پرورش فرزند در خانواده( فریک و همکاران؛ 1992 )مرتبط هستند . ارتباط تکامی و وابستگی های مشابه نشان می دهند که ODD و CD در یک حوزه روان شناختی (یعنی اختلال های رفتار تخریبی ) قرار دارند . در واقع، با توجه به تشابهات فراوان، برخی جداکردن دونوع اختلال را بی فایده دانسته اند (ری و همکاران ، 1998 )
اگرچه ، تمایز ODD و CDممکن است برای بعضی مقاصد پژوهشی مهم نباشد ، این افتراق دو جنبه بالینی با اهمیت را ، نشان می دهد . نخست اینکه عدم همزمانی تکاملی بین ODD و CD را مشخص می کند ، به این معنا که گرچه بیشتر کودکان CD با شروع در کودکی ، نشانه های ODD را از اوایل زندگی بروز می دهند ، بسیاری از کودکان مبتلا به ODD دچار علائم شدیدتر CD نمی شوند . دوم اینکه چنین تمایزی تأیید می کند که بسیاری از پسران مبتلا به الگوی شروع در نوجوانی ، قبل از بروز CD دارای نشانه های ODD نبوده اند (راینک ، داتیلیو و فریمن ، ترجمه علاقه بند راد، 1380)
یکی از ملاک های اصلی اختلال لجبازی – نافرمانی ، حرف نشنوی است . این در حالی است که پرخاشگری معمولاً مؤلفه این اختلال محسوب نمی شود . کودکان دچار اختلال لجبازی – نافرمانی ، در برابر مظاهر اقتدار ، رفتار خصمانه و منفی بروز می دهند و نافرمانی می کنند این مظاهر قدرت برای کودکان کم سن معمولاً پدر و مادر هستند و برای کودکان بزرگتر ، پدر و مادر ، معلمان و سایر بزرگسالان.
الگوی خلق تحریک پذیر و عصبانی ،رفتار جدلی و مقاومتی،کینه جویی مداوم که حداقل 6 ماه دوام داشته باشد و در این مدت 4 مورد از موارد زیر حضور داشته باشند و در رفتار متقابل با حداقل یک فرد غیر خواهر یا برادر بروز پیدا کند :
خلق عصبانی و تحریک پذیر:
1-اغلب از کوره در می رود .
2- غالباً حساس است و سریع از دست دیگران ناراحت می شود .
3- غالباً خشمگین و دلخور است .
رفتار جدلی و مقاومتی:
4- اغلب با مظاهر قدرت یا بزرگسالان ، جروبحث می کند .
5-به طور فعالانه مبارزه طلب است یا نسبت به درخواست ها ومقررات بزرگسالان بی اعتنایی یا عدم همکاری نشان می دهد .
6-اغلب به طور عمدی مزاحم دیگران می شود .
7-اغلب دیگران را به خاطر بد رفتاری یا اشتباهات خود سرزنش می کند.
انتقام جویی:
8- کینه توزی یا انتقام جویی حداقل 2 بار در 6 ماه گذشته . (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
توجه : تداوم و تکرار این رفتارها باید برای تشخیص رفتار هنجار از ، رفتار مطابق با نشانه های بیماری استفاده شود. برای کودکان زیر 5 سال،رفتارهای نشانه دار باید در اکثر روزها در یک دوره حد اقل 6 ماهه رخ دهد و برای افراد 5 سال به بالا رفتار نشانه دار باید حداقل یک بار در هفته به مدت حد اقل 6 ماه رخ دهد. (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
2-2-2- همه گیر شناسی
مطالعات همه گیر شناسی در جمعی غیر کلینیکی ، این صفات منفی کارانه را در 16 تا 22 درصد کودکان دبستانی گزارش نموده اند . هرچند ممکن است این اختلال در 3 سالگی نیزشروع شود ، ولی معمولا تا 8 سالگی شروع شده و دیرتر از نوجوانی آغاز نمی گردد (کاپلان و سادوک ، ترجمه پورافکاری 1382 )
نشانگان مخالفت و عناد با بالا رفتن سن افزایش می یابد . این اختلال قبل از بلوغ در پسرها بیشتر از دخترها مشاهده می شود ، اما بعد از بلوغ این میزان همسانی بیشتری با یکدیگر پیدا می کند و همچنین نشانگان در هر دو جنس مشترک هستند و تنها در پسرها مقاومت و مقابله بیشتری به چشم می خورد( انجمن روانپزشکی امریکا ، 1994 ).
مشکلات سلوک به ویژه در کودکانی که به مراکز مشاوره مراجعه می کنند ، بسیار شایع است . بنابراین به نظر مک ماهون واستس(1997 ، نقل از خدایاری فرد، 1385 ) اختلال رفتاری یکی از شایع ترین اختلالات کودکان است و میزان شیوع آن بین 2تا 10 درصد برای اختلال سلوک (رفتارهای ضد اجتماعی ) و 6تا10 درصد برای اختلال لجبازی – نافرمانی است یک منبع به این مساله اشاره دارد که دخترانی که براساس این تشخیص طبقه بندی شده اند به مراتب بیشتر از پسران هستند و پسران غاًلبا تشخیص اختلال سلوک را دریافت می کنند . (خدایاری فرد ، 1385 )

 

مطلب مشابه :  دانلود تحقیق در مورد باورهای فراشناختی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

در این رابطه الگوهای خانوادگی واضحی وجود ندارد ، اما تقریباً تمامی والدین کودکان دارای اختلال لجبازی – نافرمانی ، خودشان با پیامدهای قدرت ، کنترل و خودمختاری درگیر بوده اند . در برخی خانواده ها که دارای چندین کودک لجباز هستند ، مادرها کنترل کننده و افسرده و پدرها پرخاشگر منفعل می باشند در بسیاری از موارد نیز کودکان ناخواسته بوده اند (کاپلان ، سادوک ترجمه پور افکاری ، 1382 )
به نظر می رسد که اختلال لجبازی

دیدگاهتان را بنویسید