دانلود پایان نامه روانشناسی درباره : احساس ارزشمندی

شدید از خطرهای بالقوه، انسان سالم سعی می نمایند تا حد امکان احتمال خطررا کاهش دهد ولی از آن بیش از حد بینماک و هراسناک نمی شود.
6-تلاش برای کسب استقلال و مسئولیت و عدم روگردانی ازکمکهای دیگران در صورت لزوم.

7-انجام وظیفه محوله از خصوصیات انسان سالم است. فرد سالم زندگی را همراه با مسئولیت و حل مشکلات آن لذت می داند.
8-فرد سالم بیش از آن که به گذشته فکر کند به حال و وضعیت موجود یعنی«اینجا واکنون» توجه دارد.
9-کمک کردن به دیگران و نگران در مورد مشکلات دیگران، در صورت عدم توفیق کمک به دیگران وضعیت آنها و مشکل آنان را می پذیرد.
10-فرد سالم برای هر مشکل راه حلهای مختلفی را درنظر دارد و سعی دارد که بهترین راه حل در حد توانش انتخاب کند.به نظر فرد سالم راه حلهای موجود نسبی هستند و بر حسب موقعیت تغییر پذیر هستند.
11-فرد سالم ، نگرش ها و رفتارش« الزام و اجبار» ندارد و می تواند خودش را از قید و بندها رها نماید و در جهت سلامتی نفس حرکت کند(محرابی، 1387).
2-9- نظریات نوین مبتنی بر شناخت درمانی:
افراد دارای سلامت روان معتقد به یک سیستم اعتقادی و ارزشی هستند و خصوصیات نظام و اعتقاد او نیز منطبق با ادراک او از واقعیات است. طرز تفکر چنین فردی فاقد خصوصیات تعمیم پذیری، مبالغه کردن، فیلتر ذهنی و… است. فرد دارای سلامت روانشناختی به جنبه های مثبت خود به اندازه کافی و به صورت واقع بینانه توجه می نماید. چنین فردی در حیطه طبیعی خودش گام بر می دارد ونهایتاً صادقانه مسئولیت رفتار و تفکرش را می پذیرد(اوی، 1993)
– نظریه ی ویلیام گلاس:
انسان سالم بنابر به نظریه گلاس کسی است که دارای ویژگی های زیر می باشد:
1-واقعیت را انکار نکند ودرد ورنج موقعیت ها را با انکار کردن نادیده نگیرد، بلکه با واقعیت ها به صورت واقع گرایانه ای روبرو شود.
2-هویت موفق داشته باشد. یعنی هم عشق و محبت بورزد و هم عشق و محبت دریافت کند. هم احساس ارزشمندی کند و هم دیگران احساس ارزشمندی او را تایید کنند.
3-مسئولیت زندگی و رفتارش را بپذیرد و به شکل مسئولانه رفتار کند. پذیرش مسئولیت کامل‌ترین نشانه سلامت روانشناختی است.
4-توجه او به لذت دراز مدت تر،منطقی تر و منطبق با موقعیت باشد.
5- بر زمان حال وآینده تاکید نماید نه بر گذشته و تاکید او بر آینده نیز جنبه دور نگری داشته باشد نه به صورت خیال پردازی باشد. واقعیت درمانی گلاس نیز بر سه اصل: قبول واقعیت، قضاوت در درستی یا نادرستی رفتار و پذیرش مسئولیت رفتار و اعمال استوار است و چنانچه در شخص این سه اصل تحقق یابد نشانگر سلامت روان- شناختی است(گلاس، 1965).
– نظریه‌ی اسکنیر:
سلامت روانی وانسان سالم به عقیده اسکنیر معادل بارفتار با قوانین و ضوابط جامعه است و چنین انسانی وقتی با مشکل روبرو شوند از طریق شیوه اصلاح رفتار برای بهبود و بهنجار کردن رفتار خود واطرافیانش به طور متناوب استفاده می جوید تا وقتی که به هنجار مورد پذیرش اجتماع برسد، به علاوه انسان سالم بایستی آزاد بودن خودش را نوعی توهم بپندارد وبداند که رفتار او تابعی از محیط است و هر رفتار توسط حدودی از عوامل محیطی مشخص گردد. انسان سالم کسی است که تاییدات اجتماعی بیشتری به خاطر رفتارهای متناسب از عوامل متناسب از دیدگاه اسکینر این باشد که انسان بایستی از علم، نه برای پیش بینی بلکه برای تسلط بر محیط خودش استفاده کند. دراین معنا فرد سالم کسی است که بتواند با هر روش بیشتر از اصول عملی استفاده کند و به نتایج سودمندانه تری برسد و مفاهیم ذهنی مثل امیال، هدفمندی، غایت نگری و غیره را کنار بگذارد.
– دیدگاه مازلو
مازلو ویژگیهای افراد سالم از نظر روان شناختی را به شرح زیر بیان می کند:
این افراد نیازهای سطوح پایین را برآورده کرده اند و اختلال روان شناختی ندارند. می دانند که چه کسی هستند، چه هستند و کجا می روند. از لحاظ سنی تقریباً میانسال و سالخوردهاند، زیرا جوانترها حس توانایی هویتی و استقلال ندارند و هنوز به پرورش ارزشها، شکیبایی، شهامت و خردمندی نپرداخته اند. ادراک افراد سالم از واقعیت درست است، به عبارتی دیگر، شناخت آنها از هستی، عینی است. جهان را به صورت عینی و نه برای نیازهایشان ادراک می کنند. این افراد طبیعت دیگران و خویشتن را به صورت واقعی و حقیقی می پذیرند، لذا حالت تدافعی ندارند و با خودشان در صلح و آشتی هستند و تمایلات نفسانی خود را بدون حالت تدافعی می پذیرند. به مسائل خارج از خودشان توجه دارند، تعهد حرفه ای دارند، بدون استثناء وظیفه شناس هستند.
از دیگر ویژگیهایی که مازلو برای افراد سالم ذکر میکند خودانگیخته بودن، طبیعی بودن، نیازمند به خلوت و استقلال، مقاومت در مقابل فرهنگ پذیری، نوع دوستی، تفاوت گذاری بین هدف و وسیله و … می باشد (هجل و زیگلر ، 1991، ترجمه علی عسکری، 1379).
-دیدگاه فروم
از دیدگاه فروم (1941، به نقل از ممبینی، 1379)، انسان سالم کسی است که عمیقاً عشق می ورزد و خودش و جهان را به شکل عمیقی ادراک می کند، اساس درست و پایدار دارد، با جهان در پیوند است و در آن ریشه و اصالت دارد و حاکم بر سرنوشت خودش است. فروم شخصیت سالم را دارای جهت گیری بارور میداند، که خود مستلزم توجه، احساس مسئولیت و احترام و شناخت است.

– دیدگاه موری
به عقیده موری (1938، به نقل از شمائی، 1383)، فرد سالم از ساختار روانی خودش آگاهی لازم را دارد. همچنین فرد سالم در عین اینکه بین نیازهای مختلفش تعارض ندارد، از انواع نیازها نیز به نحو مناسب استفاده می کند. به عقیدۀ موری، در انسان سالم ابتدا «نهاد» سپس من برتر، و پس از آن «من» به ترتیب نقش عمده را در کنترل رفتار ایفا می کنند و با نظارت خردمندانه «من» و مواظبت «من برتر» تکانه های نهاد به صورت قابل قبول ارضا می شوند. از نظر موری «نیازها» یکی دیگر از مفاهیم مهم هستند. به عقیدۀ وی شخص سالم کسی است که نیازهای تثبیت شده نداشته باشد، بین من برتر و من آرمانی آن فاصله زیادی وجود نداشته، نیازهای درونی یا نهفته او در جهت معیارهای درونی شدۀ من برتر باشد و براساس نیازهای واکنشی عمل نکند. نیازهایش در حالت تعارض و متضاد با هم نباشد. موری معتقد است که تخیل و خلاقیت قوی ترین ویژگی سلامت روانی هستند.
-دیدگاه اریکسون
به عقیده اریکسون (1968)، سلامت روانشناختی هر فرد، به همان اندازه است که توانسته است توانایی متناسب با هر کدام از مراحل زندگی را کسب کرده باشد. اریکسون صفات متمایز کنندۀ سلامت رواشناختی را چنین ارائه کرده است: «فردی که در جامعه زندگی می کند بایستی از تعارض عاری باشد، بایستی از استعداد و توانایی بارزی استفاده کند، در کارش ماهر و استاد باشد، ابتکار نامحدود داشته باشد، از انجام لحظه به لحظه حرفه اش پسخوراند بگیرد و در نهایت در مورد فرایند زندگی نظریه روشن و قابل درکی داشته باشد».
– نظریه شناختی آلبرت الیس
نظریه عقلانی ـ عاطفی ـ رفتاری الیس یکی از نظریه‌های شناختی می‌باشد که در این‌ جا به بررسی آن‌ می‌پردازیم. این نظریه انواع تفکرات‌ غیرمنطقی (که متغیر مستقل تحقیق حاضر می‌باشد) را به عنوان عامل اصلی مشکلات انسان‌ها معرفی می‌کند. فلدمن (1987؛ به نقل از کردفروشانی و همکاران، 1386) می‌نویسد؛ الیس معتقد است که بسیاری از ناراحتی‌های مردم و زندگی عاطفی نامنظم آنها ریشه در انواع عقاید غیرمنطقی و غیر واقعی در مورد جهان پیرامون آنها دارد. آلبرت الیس بنیانگذار نظریه عقلانی ـ عاطفی معتقد است باورها واعتقادات غیرمنطقی موجب اختلالات عاطفی میشوند. وی معتقد است آنچه سلامت روانی را به خطر می اندازد تفکرات غیرمنطقی و غیرعقلانی هستند. انسان به واسطه محیط و محرکهای محیطی آشفته نمیشود، بلکه دیدگاه وتصوری که او از محیط واشیاء دارد موجب نگرانی واضطراب در وی میشود. در نظریه عقلانی ـ عاطفی الیس که به صورت ABC بیان شده است ، A حادثه ایاست که اتفاق میافتد و به نحوی آرامش زندگی فرد را به هم می زند. B نظام اعتقادی فرد است و C عکس العمل فرد در مواجهه با A است (شفیع آبادی،1371؛ به نقل کردفروشانی و همکاران، 1386) .
نظریه عقلانی ـ عاطفی ـ رفتاری برای اولین بار به طور منظم و نظام‌دار توسط آلبرت الیس (1969) روان‌شناس آمریکایی معرفی شد. می‌یر و سالمان (1988؛ به نقل از کردفروشانی و همکاران، 1386) معتقدند که درمان عقلانی ـ عاطفی تقریباً به طور انحصاری توسط الیس عنوان شد و شاخه‌ای از درمان بر اساس نظریه‌های شناختی، روان تحلیل‌گری و انسان‌گرایی می‌باشد.
2-10- باورهای غیر منطقی
یک باور، هرگونه فرض اساسی، چه آگاهانه ویا ناآگاهانه است که به اشخاص این آمادگی را میدهد که وقایع را به نحو خاصی درک کنند ونوع خاصی را از اعمال ، انجام دهند. باورها به سه دسته تقسیم میشوند: توصیفی، سنجشی و تجویزی.
باورهای توصیفی: واقعیتهای مورد قبول راجع به یک فرد، دیگران و اوضاع مختلف میباشند. مثلاً فردی ممکن است معتقد باشد وی فرصت زیادی برای رسیدن به موفقیت دارد.
باورهای سنجشی: بیان کننده قضاوتهایی نظیر خوبی، بدی، درست و یا اشتباه در روابط با خود و دیگران و محیط است. باورهای سنجشی میتواند مطابق با باورهای توصیفی باشد. مثلاً «من استعداد خوبی برای موسیقی دارم».

 

مطلب مشابه :  پایان نامه روانشناسی درباره : پیشرفت تحصیلی

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

باورهای تجویزی: آنچه را یک فرد بالاجبار باید انجام دهد، دیکته میکنند و این در صورتی است که کارهای او باید مبتنی بر باورهای قابل ارزیابی باشند. مثلاً بر اساس باورهای قابل ارزیابی و توصیفی بالا میتوان گفت که: اظهار قاطع کردن، کامیابی و اظهار عقیدهکردن رفتارهای شایسته ای هستند و خود یک فرد و دیگران باید به این صورت عمل کنند. باورها ابعاد شناختی، نفسانی و رفتاری دارند. بعد شناختی عبارت است از اطلاعاتی که آن باور مبتنی برآن است و اساسی برای قضاوت در مورد آنچه خوب، بد، درست یا اشتباه است، میباشد. مبنای اطلاعات و قضاوت برای بعد شناختی یک باور از منابع بسیاری ناشی میشود. نمودهای قدرت نظیر والدین منشا مهمی هستند. در چارچوب روابط فرزند و والدین، فرزندان وقایع مهمی را در خصوص دنیا ، شرایط خاص و مردم وخودشان فرا میگیرند. همچنین قضاوتهایی راجع به وقایع یاد میگیرند ودوست دارند هم این وقایع را و هم قضاوتهای انجام شده را در مورد آنها به طور کامل قبول کنند. این وقایع ممکن است ریشه در خرافات، واقعیات یا اسطورهها داشته باشند. یک قضاوت ممکن است صحیح و قابل تغییر یا نادرست و پایدار در شرایط گوناگون به حساب نیاید.
بعد نفسانی یک باور عبارت است از هیجان، احساس (مثبت یا منفی) که ناشی از مرکزیت یافتن باور میباشد، به واسطه چارچوب باور شناختی آموخته میشود. برای آن که فراگرد متن یادگیری تشویق کننده از نوعی باشد که احترام به خود را افزایش دهد، فرد آن باور را با احساس مثبت پایه گذاری میکند. وقتی که این اتفاق افتاد، هرگونه مواجهه با آن باور یا ارزش آن به عنوان یک تهدید تلقی میشود وایجاد هیجان مینماید، حتی اگر آن باور منشاء مشکلات بسیاری شود. اگر باور شناختی دیکته نماید که تصفیه احساسات منفی اشتباه، ناخوشایند وتحت هر شرایطی غیر قابل توجه است، علاوه بر هیجان همواره با اظهارنظر، احساسهای تنفر و ناخشنودی نسبت به کسی که با آن باور مخالفت کند، بوجود میآید. هنگامی که افراد با یکی از باورهای شناختی شان درگیر میشوند احساس خجالت، گناه، ناراحتی و بیزاری از خود میکنند.
بعد رفتاری یک باور عملی است که یک فرد انجام می دهد و با باور شناختی سازگار میباشد. چنین اعمالی با محتوای باور تطابق دارند، ولی لزوما با محیط این گونه نیست. این گونه اعمال ممکن است در چارچوب متن یادگیری باور شناختی یا تنها ناشی از بعد تجویزی باور باشد. مثلاً اگر باور شناختی عبارت از «هیچ گونه کنترلی بر آنچه اتفاق می افتد، ندارم» باشد، درماندگی، ویژگی اجتناب از کارهایی خواهد بود، که باعث کنترل می شود، رفتار به سمتی برای رفتاری دیگر بوسیله یا اعمال نفوذ در اوضاع مختلف هدایت میشود ودر نتیجه فاقد کنترل باقی میماند. از لحاظ سلسه مراتب باورها، طبق اهمیت تاثیرشان در زندگی فرد طبقه بندی میشوند. بعضی از آنها نقش بسیار مهمی دارند. درحالی که باورهای دیگر از اهمیت کمتری برخوردارند. اهمیت یک باور در تعدادی از ارتباطاتی که آن باور با دیگر باورها دارد منعکس میگردد و از طریق این ارتباطات حدودی را که آن باور این باورها را تحت تاثیر قرار میدهد، مشخص مینماید. باورهای یک فرد درباره خودش ومفهوم خودش به طور کل تمام باورها راتحت تاثیر قرارمی دهد، در حالیکه باورهایی که بیانگر سلیقه شخصی میباشند، باورهای دیگر را تحت تاثیر قرار نمیدهد. در نتیجه باورهای یک فرد راجع به خودش چه عدم شایستگی، ارزشمند بودن یا بی ارزش بودن، تاثیر زیادی بر باورهای دیگر و نحوه رفتار فرد با دیگران دارند (فلاین، 1987، به نقل از عباس پور،1393).
2-10-1- تعریف باور و باورهای غیر منطقی

باور یعنی اعتقاد (کردفروشانی و همکاران، 1386). یعنی اعتقاد، ایمان، عقیده.
باور یعنی :
1ـ پذیرش عاطفی یک اصل یا مذهب مانند حقیقت
2- قضیهای که شخص درستی آن را پذیرفته است بدون آنکه برآزمایش یا انتقاد مبتنی باشد.
3- درآمدن از حالت شک به حالت استقرار و ثابت نظر وعقیده و این که این امر انفرادی نیست، بلکه گاهی به جامعه نیز سرایت می کند .
4- تمایل به واکنش خودآگاهانه دریک شیوه وطریقه ثابت دریک وضع خاص (شعاری نژاد 1364؛ به نقل از کردفروشانی و همکاران، 1386).
باور غیرمنطقی، هر نوع فکر، هیجان یا رفتاری که با عث تخریب نفس و متلاشی نمودن نفوذ خود باشد وازنتایج مهم آن اختلال درخوشی، شادمانی، تندرستی انسان میباشد. باورهای غیر منطقی، اهداف و خواسته هایی می باشند که به شکل اولویتها و ترجیحات ضروری و الزامی نمود پیدا میکنند و اگر برآورده گردند باعث آشفتگی فردی میشوند (برنارد 1988؛ به نقل از کردفروشانی و همکاران، 1386). باورهای غیرمنطقی از باورهایی که بر اجبار، الزام و وظیفه تاکید دارند که باعث میشوند فرد شخصیت مضطرب، غیرعادی و ناسالمی را کسب کند. باورهای غیرمنطقی به صورت رجحانها، فاجعه آمیزی، تحمل پایین ناکامی، خود تحقیری و دیگر تحقیری هستند (شفیع آبادی، 1385).
2-10-2- انواع باورهای غیر منطقی
در نظریه عقلانی ـ عاطفی ـ رفتاری الیس
می‌یرو سالمان (1988؛ به نقل از کردفروشانی و همکاران، 1386) می‌نویسند که الیس گروهی از فرضهای غیرمنطقی را بر می‌شمارد که از نحوه برخورد مراجعینش با جهان و خودشان دریافته است. او و دیگران متوجه شدند که به دو دلیل عمده چنین عقایدی موجب رشد عدم تطابقهای بسیاری می‌شود. الیس به یازده تفکر غیر منطقی اشاره می‌کند و معتقد است وجود این اعتقادات در افراد باعث بروز مشکلات و اختلالاتی در رفتار آدمی می‌شوند. یازده تفکر غیرمنطقی یا همان اصول یازده‌گانه الیس (1970؛ به نقل از کردفروشانی و همکاران، 1386) عبارتند از:
اعتقاد فرد به این که لازم و ضروری است که همه افراد دیگر جامعه او را دوست بدارند و تعظیم و تکریمش کنند، این تصور غیر عقلانی است زیرا چنین هدفی غیر قابل دسترسی است.
اعتقاد به این که لازمه احساس ارزشمندی‌ وجود حداکثر لیاقت، کمال و فعالیت شدید است.
اعتقاد فرد به این که گروهی از مردم بد و شرور هستند و باید به شدت تنبیه شوند. این تفکر غیر منطقی است، زیرا تمام انسان‌ها دچار خطا می‌شوند.
اعتقاد فرد به این که اگر وقایع و حوادث طوری نباشند که او می‌خواهد، نهایت ناراحتی و بیچارگی به بار می‌آید.
اعتقاد فرد به این که بدبختی و عدم خشنودی او به وسیله عوامل بیرونی به وجود آمده است. حوادث خارجی در عین حال که ممکن است از نظر جسمانی ناراحت کننده باشند، معمولاً ماهیت روانی دارند و نمی‌توانند موجب ناراحتی و آزار فرد شوند، مگر آنکه فرد خودش بخواهد تحت تأثیر قرار گیرد.
اعتقاد به فرد به این که چیزهای خطرناک و ترس‌آور موجب نهایت نگرانی می‌شوند و فرد همواره باید کوشا باشد

دیدگاهتان را بنویسید