دانلود تحقیق در مورد میزان شادکامی

به عنوان وضعیت آخر یا خود هدف می بیند ، ( وین هوون ، 2006 ) .
نظریه پایین- بالا و بالا- پایین شادکامی :
از دیدگاه داینر ( 1984 ، به نقل از هاریس و لیتسی ، 2005 ) نظریه های شادکامی می تواند بر پایه تاکید آن ها نسبت به اثرات پایین بالا ( بیرونی/موقعیتی ) یا اثرات بالا – پایین ( صفات درونی و فرایندها ) به شادکامی ما از یکدیگر متمایز شوند . در نظریه های پایین – بالا ، شادکامی عمدتا تحت تاثیر شرایط زندگی و محیط فرد است . یعنی آن که مواردی نظیر پول و درآمد و تحصیلات ، دوستان و پیوندهای اجتماعی و به طور کلی عوامل محیطی و موقعیتی ، شادکامی فرد را تعیین می کنند . شادکامی دستاورد مجموعه لحظه های خوشایند بیشتری را تجربه می کند ( هاریس و لیستی ، 2005 ) .

با این وجود چنان که انتظار می رود ، همبسته های بیرونی شادکامی ( مانند پول و پیوند های اجتماعی ) تنها 10 تا 15 درصد از واریانس شادکامی را تبین می کنند ( آرجیل ، 1999 ) . در رویکرد های بالا – پایین ، شادکامی فرایند صفات درونی و فرایندهای روانشناختی همچون حالت های خلقی ، هدف ها ، سبک های مقابله و فرایند های سازگاری است ( داینر ، سو ، لوکاس و اسمیت ، 1999 ) .
نظریه نقطه تنظیم شادکامی :
نظریه های نقطه تنظیم شادکامی معتقد است که ما درجه خاصی از شادکامی برنامه ریزی شده ای را تا حد زیادی صرف نظر از اینکه چگونه به خوبی انجام می دهیم ، تجربه می کنیم . در این دیدگاه شادکامی فقط برای ما اتفاق می افتد ( وین هوون ، 2006 ) . نسخه کلاسیک مذهبی از این نظریه ، فلسفه جبری دیواین می باشد . خدا تصمیم گرفته است که برخی از مردم شاد باشند و دیگران نه . او فقط به عنوان کسی که پیش بینی خواهد کرد که چه کسی به بهشت وارد خواهد شد و چه کسی به جهنم می رود . انواع سکولار ، بر این فرض استوار هستند که شادکامی با تمایلات ذهنی که خارج از کنترل فرد خواهد می باشد ، مشخص می شود ( وین هوون ، 2006 ) .
این نوع از نظریه معتقدند که شادکامی تاحد زیادی توسط یک آمادگی ذاتی برای اینکه از زندگی لذت ببریم یا نه مشخص می شود. سخنگوی این دیدگاه ( لی کن ، 1999 به نقل از وین هوون ، 2006 ) است که ادعا می کند 80 درصد شادکامی به ارث می رسد که در مورد ماهیت این مطلب قطعیت وجود ندارد. برخی مشاهده کرده اند که بین سیستم پاداش مغز و هیجان پذیری مثبت و منفی ارتباط وجود دارد در حالی که برخی دیگر از اثرات ثانویه از قبیل بهداشت فیزیکی ذاتی را مسئول می دانند . در مورد اخیر شادکامی اساساً یک حالت متغییر است هر چند که تمایل دارد تا در همان سطح پایداری در عوامل تعیین کننده آن باقی بماند.
یکی دیگر از دیدگاه های معاصر این است که شادکامی به ویژگی شخصیتی که آمادگی برای واکنش به یک روش خاص است ، بستگی دارد . یکی از این روش ها ، تمایل داشتن یا تمایل نداشتن به ویژگی های شخصیتی نظیر ( برونگرایی ) و ( روان رنجور خویی ) است. به طور کلی فرض می شود که این صفات یک جزء ژنتیکی دارد . شخصیت نیز می تواند بر عاطفه شادکامی از طریق مسیر حوادث زندگی تاثیر بگذارد و این محوری در نظریه تعادل – بر پایی هدی و ویرینگ ( 1992 به نقل از وین هوون ، 2006 ) می باشد .
در سطح هر یک نوع از این دیدگاه در زندگی شخصیت ملی تجسم شده است . در این خط اینگل هارت ( 1990 به نقل از وین هوون ، 2006 ) نوشت که اختلافات بین فرهنگی در شادکامی ، منعکس کننده هنجارهای شناختی فرهنگی است تا غم و شادی . در حالی که هدف نظریه نقطه تنظیم ، توضیح تفاوتهای موجود در شادکامی می باشد . نظریه های دیگری که از این نوع نیز وجود دارند که بر سطح کلی شادکامی تمرکز دارند . این نظریه های انگیزشی که فرض می کنند ما گرایش به حفظ یک سطح از شادکامی حتی در شرایط نامطلوب داریم . در این راستا کامینز و همکاران ( 2002 ) مطرح می کنند که ما به طور ناخودآگاه شادکامی را بین 7 و 8 بر روی یک مقیاس 10 درجه ای داریم ، همانطور که ما برای حفظ دمای بدن از 32 درجه سانتیگراد عمل می کنیم ( وین هوون ، 2006 ) .
نظریه عاطفی شادکامی :
نظریه عاطفی شادکامی مطرح می کند که شادکامی بازتابی از این واقعیت است که ما به طور کلی چگونه احساس خوبی داریم . در این دیدگاه شادکامی محاسبه نمی شود بلکه به اکتشافی بودن آن اشاره می شود ( من بیشتر اوقات احساس خوبی دارم از اینرو من باید خوشحال باشم ). در این راستا یکی از سوال های این است که ما چگونه تجربه عاطفی مان را ذخیره می کنیم و سوال دیگر این است که چه چیز باعث می شود ما احساس خوب یا بد داشته باشیم . در این دید خلق مثبت و منفی به عنوان چراغ قرمز و سبز بر روی ارگانیسم انسان است که این امر نشان می دهد که چیز اشتباهی وجود دارد و یا اینکه همه سیستم ها به درستی کار می کند . خلق مثبت تشویق به رفتن و خلق منفی اصرار به هشدار است . این چیزی است که فریدریکسون ( 2004 ) نظریه گسترش و ساختن نامیده است ، ( شوارتز ، استراک ، 1999 به نقل از وین هوون ، 2006 ) .
2-4-متغییرهای مؤثر بر شادکامی
سن و شادکامی:
عقل حکم می کند که جوانترها شادتر از مسن ترها باشند . با این وجود برای درک اثرات دقیق سن بر شادی ، بایستی به نتایج پژوهش ها انجام شده متوسل شد . بعضی از بررسی های بین المللی که در کشورهای مختلف و با بیش از صد هزار آزمودنی انجام پذیرفته نشان داد که رضایت از زندگی با سن افزایش می یابد و این برای مردان بیشتر از زنان است ، ( آرجیل ، ترجمه انارکی و همکاران ، 1382 ) .
مطالعات مختلفی دریافته اند که عاطفه مثبت همچون رضایتمندی برای مردان با افزایش سن ، افزایش می یابد اما برای زنان کاهش می یابد . مروک زاک و کولاتز ( 1998 ؛ به نقل از آرجیل ، ترجمه : انارکی و همکاران ، 1382 ) ، اثر سن را در مورد نمونه بزرگی از آزمودنی های آمریکایی بررسی کردند آن ها سایر متغیرهای دیگر را کنترل کردند. به هر حال افزایش عاطفه مثبت فقط برای مردان درونگرا بالا می ماند . کاهش عاطفه منفی فقط در زنان متاهل اتفاق افتاد .
پژوهش ها پیرامون رابطه سن و شادکامی نتایج متناقضی را به دست داده است . برای مثال در حالی در پژوهش مارجری ، نوئل ، مجراتورهر ، دیویدجیرگیا و همکارانش ( به نقل از آیزنک ، 1375 ) ، آزمودنی های گروه سنی مختلف بین 20 سالگی را به عنوان بهترین سن و شادترین دوره های زندگی خود ذکر کردند . در مجموعه مطالعات اینگل هارت (1990 ، به نقل از قمرانی ، 1389 ) ، که در 16 کشور دنیا صورت گرفت ، مشخص شد که دوره سنی مشخصی را نمی توان به شادی یا ناشادی اختصاص داد . در ایران نیز در پژوهش قمرانی ، خسروی و بردیده ( 1389 ) ، که بر روی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد فیروز آباد صورت گرفت مشخص گردید که بین میزان شادکامی و سن دانشجویان رابطه ای وجود ندارد ، ( قمرانی ، 1389 ) .
جنسیت و شادکامی
مطالعات زیادی در مورد تفاوت های جنسیتی و شادکامی وجود دارد . وود وهمکاران ( 1989 ، به نقل از آرجیل ، ترجمه : انارکی و همکاران ، 1382 ) در مورد 93 مطالعه که اکثر آن ها در آمریکا انجام شده بود . به تحلیل آماری پرداختند . آن ها دریافتند زنان به طور متوسط کمی خوشحال تر از مردان بودند ( نه خیلی زیاد ، 7% از انحراف معیار ) کمی عاطفه مثبت تر ( همچنین 7% ) و کمی رضایتمندی بیشتری از زندگی ( 3% ) داشتند. این اثرات مثبت ضعیف ، برای افراد متاهل کمی قوی تر بود ( 8% ) .
دینرو و همکاران ( 1999 ، به نقل از قمرانی ، 1389 ) معتقدند که زنان و مردان از نظر رضایت کلی و میزان شادکامی تفاوتی ندارند . اما هنگامی که افسردگی را در نظر می گیریم ، موضوع اندکی پیچیده می شود . به این صورت که با وجود شادی یکسان زنان و مردان ، افسردگی در زنان بیشتر از مردان است . دینرو و همکاران ( 1991 ، به نقل از قمرانی ، 1389 ) در توضیح این امر ، بیان می دارند که زنان نسبت به مردان هم عاطفه منفی بیشتر و هم عاطفه مثبت بیشتر را تجربه می کنند و برایند این دو عاطفه ، شادی زنان و مردان را یکسان می سازد . آرجیل ( 1999 ) نیز در همین راستا معتقد است که مهمترین تفاوت احساس بین زن و مرد این است که زنان تغیر پذیری بیشتری نسبت به مردان دارند . نکته دیگر که در رابطه بین شادکامی و جنسیت قابل توجه می باشد این است که زنان تغیر پذیری بیشتری نسبت به مردان دارند . نکته دیگر که در رابطه بین شادکامی و جنسیت قابل توجه می باشد . اثر افزایش سن بر میزان شادکامی زنان و مردان می باشد. بدین صورت که زنان جوان اندکی شادتر از مردان جوان می باشند ، اما نسبت به مردان مسن ، شادی کمتری دارند ، ( آیزنک ، 1375 ) .
منابع شادی برای دو جنس متفاوت است . مردها بیشتر به وسیله شغلشان ، رضایت اقتصادی و خودشان تحت تاثیر قرار می گیرند . زنان بیشتر به وسیله فرزندانشان ، سلامتی خانواده شان تحت تاثیر قرار می گیرند . زنان همچنین بیشتر در مورد خودشان انتقاد می کنند ، برای مردان بلند قد بودن خوب است ، اما زنان همین که نزدیک به قد هنجار باشند ، برای زنان جذابیت جسمانی خیلی مهم است و وزن زیاد داشتن بد است . تعداد کمی از زنان بالای 45 سال ، توسط دیگران جذاب دانسته می شوند و این برای بسیاری از آنها منبع عدم رضایت است . میزان تفاوت های جنسیتی در فرهنگ های مختلف ، متفاوت است . در تایوان شادی مردان اساسا بستگی به رضایت آنها از شغلشان دارد ، در حالیکه شادی زنان ، به رضایت از خانواده شان و شادی خانواده آنها بستگی دارد ، ( آرجیل ، ترجه انارکی و همکاران ، 1382 ) .

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

سایر یافته های پژوهشی نیز از عدم تفاوت بین دو جنس به لحاظ شادکامی حمایت می کنند برای مثال هارینگ ، استوک و اوکان ( 1984 به نقل از قمرانی ، 1389 ) در فراتحلیلی که بر روی 146 مطالعه انجام دادند ، دریافتند که از حد میزان شادکامی و احساس بهزیستی بین زنان و مردان تفاوت وجود ندارد و جنسیت به تنهایی ، کمتر از یک درصد واریانس شادکامی را پیش بینی می کنند . این یافته ها ، در پژوهش میکالوس ( 1991 ) که بر روی دانشجویان 39 کشور دنیا نیز صورت گرفت ، نیز تایید شد ، ( قمرانی ، 1389 ) .
مذهب و شادکامی
آیا آنچنان که فروید ( 1964/1928 ، به نقل از قمرانی ، 1389 ) مطرح کرده بود ، مذهب ( از طریق ایجاد نوروز وسواس ) خورنده شادکامی است یا با شادی همبسته است؟ به طور کلی ، مذهبی بودن فعال با چندین ملاک بهداشت روانی همبسته است . اولا مشخص شده است کسانی که به طور فعال مذهبی هستند ، نسبت به افراد غیر مذهبی ، علاوه بر اینکه کمتر دخانیات استعمال می کنند ، مشروبات کمتری می نوشند و حتی از لحاظ جسمی سالم ترند و زندگی طولانی تری دارند . وین هوون (1994) زمینه یابی های انجام شده در سراسر جهان را بررسی کرده و نشان داده است که تاثیر مذهب بر سلامت در زمینه یابی های انجام شده در آمریکا قویتر از زمینه یابی های اروپایی است و اینکه این تاثیر برای افراد مسن تر ، سیاه پوستان ، زنان و پروستان ها بیشتر بوده است . پولنر ( 1989 به نقل از آرجیل ، ترجمه انارکی و همکاران ، 1382 ) دریافت که حمایت اجتماعی ثابت ، احساس نزدیک بودن به خداوند و داشتن تصویری دوستانه از خداوند با شادی ارتباط دارد . عامل دیگری نیز ممکن است وجود داشته باشد آن عبارت است از ایمان استوار .
پارک و همکاران ( 1990 به نقل از آرجیل ، ترجمه انارکی و همکاران ، 1382 ) دریافتند که دانشجویانی که از لحاظ مذهبی درونی در سطح بالایی بودند . سپس از وقایع منفی زندگی ، احساس افسردگی ، اضطراب یا کاهش عزت نفس نمی کردند . کرک پاتریک ( 1992 به نقل از آرجیل ، ترجمه انارکی و همکاران ، 1382 ) اظهار داشته است که رابطه با خداوند از طریق نیایش ، دعاهای خصوصی و تجارب مذهبی را می توان به همان صورت رابطه با انسانها ، تجربه کرد و به همان مزایای مشابه دست یافت . از میزان دعاهای شخصی به عنوان قوی ترین پیش بینی کننده سلامتی نام برده شده است . مایرز (2000) معتقد است ، از آنجا که فرد با ایمان دارای ارتباطات و اعتقادات معنوی کمتر است احساس رها شدگی ، پوچی و تنهایی نمی کند . لذا شادی بیشتری را تجربه می کند. لوئیس، مالتبی، و دی (2005) در تبین کار کردهای مذهبی به مواردی از جمله احساس اتصال با معبودی بسیار قدرتمند و مقدس ، عشق ، برابری و احساس در جمع بودن اشاره می کنند . مایرز (2000) در مطالعه ای که در آمریکای شمالی انجام داد بین شادکامی و پرداختن به فعالیتهای دینی همبستگی متوسط به دست آورده است . کوهن (2002) طی مطالعه ای به این نتیجه رسید که سازگاری مذهبی ، حمایت اجتماعی ، هویت اجتماعی ، اعمال مذهبی و باورهای مذهبی با شادکامی همبستگی مثبت دارند . برنا و سواری (1387) دریافتند که بین نگرشهای مذهبی ، سلامت روانی ، رضایت از زندگی و عزت نفس با احساس شادکامی در بین دانشجویان همبستگی مثبت معنی داری وجود دارد . آزموده و شهیدی و دانش (1386) طی مطالعه ای دریافتند که افراد دارای جهت گیریهای مذهبی درونی نسبت به افراد دارای جهت گیری مذهبی بیرونی از سرسختی و شادکامی بیشتری برخوردار بودند . همچنین بین جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی و سرسختی و مؤلفه های آن تعهد ، مهارت مبارزه جویی و شادکامی رابطه وجود دارد . صحرائیان ، غلامی و امیدوار (1390) در بررسی خود نشان دادند که بین شادکامی و نگرش مذهبی رابطه معنی داری وجود دارد . هادیانفر (1384) اظهار داشته که اقامه نمازهای واجب پیش بینی کننده نیرومندی برای احساس بهزیستی است . همچنین انتخاب همسر مذهبی ، انتخاب دوست مذهبی ، پرداخت وجوهات شرعی و تشویق دیگران به مذهبی بودن و بررسی درباره دین پیش بینی کننده های خوبی برای احساس ذهنی بهزیستی هستند . سلیگمن (2002) نیز معتقد است که به سه دلیل در افزایش سطح بهزیستی انسان اهمیت دارد . نخست اینکه مذهب ارائه کننده یک نظام منسجم اعتقادی است که به انسان این امکان را می دهد تا برای زندگی به جستجوی معنی بپردازد و برای آینده امید بیابد . دوم اینکه نظام های اعتقادی مذهبی کمک می کنند تا فرد دلیل قابل قبول و دست کم آرامش بخشی را برای توجیه ناکامی ها ، شکست ها و مصائب زندگی خود بیابد . سوم اینکه افرادی که واقعا مذهبی هستند و عنصر معنویت در اعتقادات آنها نیرومند است ، گرایش کمتری نسبت به انحرافات دارند و رفتارهای نیکو و جامعه پسند و انسان دوستانه بیشتری انجام می دهند ، ( وست ؛ ترجمه : شهیدی و شیر افکن ، 1387 ) .
پس جای تعجب نیست که میزان شادی گزارش شده توسط افراد مذهبی بیشتر از افراد غیر مذهبی باشد . یکی از اجزای معنویت که در افزایش میزان شادی نقش به سزایی ایفا می کند ، بخشایش است که در آموزه های مذهبی نیز به آن توجه ویژه شده است . پژوهش ها نشان می دهد که بخشایش ، از خشم که یکی از عوامل عمده در ایجاد ناشادی است پیشگیری می کند . اگر به موقع و به طور صحیح انجام شود باعث حل شدن احساساتی مانند درد و سوگ ، شرم و نفرت می شود ، ( وست ؛ ترجمه : شهیدی و شیر افکن ، 1387 ) .
فرهنگ و شادکامی:
پژوهش ها اخیر اجتماعی بین المللی تفاوت های زیادی در متوسط شادمانی و رضایت ملیت های مختلف را نشان داده است . این پژوهش ها عوامل اجتماعی شادمانی ملیت ها را مطرح می سازد . به عنوان مثال ، متوسط در آمد ، حقوق اجتماعی و فردی این ها میتوانند اهمیت علمی بسیار زیادی داشته باشند زیرا می توانند در مورد اینکه چطور تمام کشورها می توانند شادتر باشند پیشنهادی را ارائه کنند ، ( آرجیل ، ترجمه : انارکی و همکاران ، 1382 ) .
لین ( 1981 ؛ به نقل از آرجیل ، ترجمه : انارکی و همکاران ، 1382 ) ، چندین تئوری در مورد علت تفاوت های فرهنگی در شخصیت را توسط پیش بینی کننده های اجتماعی اندازه گیری کرد . او دریافت که روان رنجورخوها که آن ها را به عنوان زمینه عواطف منفی قرار می دهیم . در همه کشور های خاورمیانه بیشتر بوده است . که می توان آن را ناشی از تغییر سریع و تخریب راه های سنتی زندگی دانست . روان رنجورخویی در همه کشور های آمریکای لاتین بالاتر بوده است ( بجز برزیل

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *