الگوی بهزیستی روان شناختی ریف

روانشناسان متعددی سعی کرده اند درموردبهزیستی روان شناختی فرضیه پردازی کنند وآنرا تعریف نمایند: مانند مازلو[1]، راجرز، یانگ[2]، اریکسون،[3]بوهلر[4]، نوی گارتن، جاهودا[5] وبسیار ی دیگر(ریف،1989). ساختار بهزیستی روان شناختی کانون توجه شمار فزاینده ای از تحقیقات طی سالهای اخیر بوده است(پاوت، دینروسو[6]1998).درهمین اواخر بنظر می‌رسد دوکاربسیار متقاعد کننده مربوط به ریف(1989) وبار-اون[7] (2000) می‌باشد.

الگوی ریف(1989)بیان می‌کند که بهزیستی روان شناختی شامل 6 بعد نیکی وخوبی یعنی پذیرش خویشتن[8]، روابط مثبت با دیگران[9]، خود مختاری [10]وتسلط بر محیط[11]، زندگی هدفمند[12] ورشد شخصی[13] است (ریف،1989).

 

2-4-5-1- خود مختاری

ریف، خودمختاری را با ویژگی‌های مانند استقلال،مکان درونی کنترل، توجه فرد به خود وتنظیم داخلی رفتار برابر می‌داند. این ویژگی ها اعتقادی است که افکار واعمال شخصی مالک خود اواست ونباید با عوامل یا دلایل خارجی از کنترل مشخص شود.

 

2-4-5-2- تسلط بر محیط

ریف برتری محیطی را به عنوان توانایی برای انتخاب با به وجود آوردن محیط مناسب با شرایط روانی تعریف کرد. این معیار نیز بخش اصلی فرد گرایی است. برتری محیطی حاکی از دیدگاه ویژه جهان است.فرد بالغ فردی است که می‌تواند باجهان سرخورده مواجه شود ومعانی مؤثر انجام انتخاب خود را محاسبه کند.

 

2-4-5-3- روابط مثبت با دیگران

ریف روابط مثبت با دیگران را به عنوان روابط میان فردی مطمئن واحساس شدید دلسوزی وهمدردی تعریف کرد..

 

2-4-5-4-هدف در زندگی

ریف عقیده داشت که درک مشخص از هدف زندگی، حس راهنما یی، بخش‌های مهم احساسی است، که برای زندگی معنی وهدف وجود دارد. به نظر می‌رسد که این توجه به هدف در زندگی با فرد گرایی و تأکید آن بر آزادی بشر مرتبط باشد.

 

2-4-5-5- رشدفردی

ریف رشد فردی را به عنوان توانایی مداوم برای توسعه نیروی بالقوه فرد، رشد وتوسعه به عنوان فرد تعریف کرد.

 

2-4-5-6- پذیرش خود

ریف ذکر کرد که ویژگی‌های مثبت یک فرد بعنوان ویژگی اصلی عملکرد روانی مثبت عمل می‌کند با این وجود، ریف مشخص نکرد ماهیت خود چیست ؟بعلاوه،مشخص نیست که آیا خود باید همیشه پذیرفته شود یا خیر؟ گفتار معمولی حاکی از این است که ما به عزت نفس فکر می‌کنیم. بعلاوه، به نظر می‌رسد که پذیرش خود برای بیان خود بیگانگی باخود است(ریف،1989).

 

2-4-6- الگوی بهزیستی روان شناختی بار- اون

علاوه بر تفاوت‌های مفهومی‌در منشأ واصل،چند عامل رایج بهزیستی روان شناختی در میان تمام تئوری پردازان ظهور یافته است. بار-اون(2000) اخیراً الگویش در مورد بهزیستی روان شناختی را از نظر آرایه ای  از ویژگی ها وتوانمندی‌های مربوط به دانش اجتماعی وعاطفی که بر توانایی کلی مان در سازگاری بانیاز‌های محیطی تأثیر گذار است، تعریف می‌کند.همینطور بصورت یک بهزیست روان شناختی در نظر گرفته می‌شود.این الگو شامل :

مطلب مشابه :  چه کسی به هوش هیجانی (EQ) نیاز دارد؟

توان آگاه بودن از درک کردن وبیان خود،

توان آگاهی ازدرک کردن وارتباط داشتن با دیگران،

توان سرکردن ورسیدگی کردن به احساسات قوی وکنترل تکانه ها وبرانگیزش‌های فرد و

توان تطابق با تغییرات وحل مشکلات طبیعت فردی واجتماعی است.

حوزه اصلی در این الگو عبارتند از: مهارت‌های بین فردی، مهارت‌های درون فردی، قابلیت تطبیق،مدیریت اضطراب وخلق وخوی کلی.

هدف تحقیق بار- اون (2000)تعیین وبررسی عوامل شخصیتی بود که با بیشترین صحت، بهزیستی روان شناختی را توصیف می‌کرد(بار-اون،2000)

 

2-4-7- عوامل مؤثر بر بهزیستی روان شناختی

عوامل متعددی بر روی بهزیستی روانشناختی تأثیرگذار هستند، هر چند که این عوامل از لحاظ تأثیر متفاوتند.این عوامل شامل رضایت درونی،درآمد، سن،نژاد، استخدام، تحصیل، ازدواج وخانواده، تماس اجتماعی، رویدادهای زندگی،شخصیت وتندرستی است (کومینگ[14]،2005).

مذهب نیز با بهزیستی روانشناختی ارتباط مستقیمی‌دارد(مایرز،2000؛سلیگمن،2002؛آرگایل،2000).

تحقیق میسی[15](نشان داد که نوجوانان اقلیت‌های نژادی،بهزیستی روانشناختی پایین تری دارند. همچنین این پژوهش نشان داد که بین مفهوم هدف در زندگی ومیزان بهزیستی روانشناختی رابطه دارد. در این پژوهش که بر روی 438 نوجوان 12 تا19 ساله اجرا شد،بهزیستی روانشناختی رابطه مثبت ومعناداری با خودکارآمدی[16] داشته است. این تحقیق نشان دادهاست که ناکامی‌در رسیدن به اهداف، عقاید کسب شده در زندگی وموانع موجود در مسیر پیگیری اهداف از فاکتورهای مؤثر در بهزیستی روانشناختی دوره نوجوانی است. بهزیستی روانشناختی همبستگی بیشتری  را بارضایت درونی شامل رضایت ازمعیارهای زندگی و زندگی خانوادگی، رضایت از شغل ورضایت از تندرستی واجتماع است. در زمینه ی ارتباط مثبت بین بهزیستی روانشناختی ودرآمد شواهد بسیار زیادی وجود دارداین ارتباط حتی وقتی که دیگر متغییرها ازقبیل آموزش،کنترل شده اند نیز همواره پا برجاست(دینر واویشی،2000).

در حقیقت مردمی‌که ثروتمندتر از دیگران هستند از بهزیستی روانشناختی بالاتری برخوردارند ولی وقتی سطح درآمد افزایش می‌یابد، بهزیستی روانشناختی  به همراه آن لزوماً بالا نمی‌رود. البته در این میان عامل موقعیت وقدرت که همگام با درآمد تغییر می‌کنند، می‌توانند علت تأثیر بر روی بهزیستی روانشناختی باشند و نکته آخر اینکه تأثیر درآمد بر بهزیستی روانشناختی به مقایسه ی اجتماعی بستگی دارد.از عوامل مؤثر بر بهزیستی روانشناختی سن، جنس ونژاد نیز مطرح  وچنین نتیجه گیری شده است که اشخاص جوان سطح‌های بالاتری از لذت را تجربه می‌کنند اما اشخاص پیر تر میل دارند که درباره زندگیشان به شیوه‌های مثبت تری قضاوت کنند وزنان جوان بهزیستی روانشناختی بیشتری نسبت به مردان جوان دارند وزنان پیر کمتر از مردان پیر از بهزیستی روانشناختی  برخوردارند ودر زمینه ی نژاد سیاه پوستان نسبت به سفید پوستان با کنترل همه ی عوامل، از بهزیستی  روانشناختی کمتری بر خور دارند(اید ولارسن،2008).

در ارتباط با استخدام وشغل، افراد بیکار، بهزیستی پایین تری نسبت به تمامی‌گروهها حتی وقتی که تفاوت درآمد کنترل شده بود، داشتند. لذا بیکاری بر روی روی بهزیستی روانشناختی تأثیر ویرانگری دارد. در ارتباط با تحصیلات[17] وقتی عوامل دیگر کنترل می‌شوند تحصیلات تأثیر قابل ملاحظه ای بر بهزیستی روانشناختی ندارند. البته چنین نتیجه ای در مورد زنان صدق نمی‌کند(اید ولارسن،2008).

مطلب مشابه :  انواع یادگیری و عوامل مؤثر بر یادگیری

تحقیقات کیگانگاس وکینونن[18] (2003)نشان دادکه عزت نفس وخوش بینی به عنوان متغیر تعدیل کننده بر روی هیجانات واسترس‌های روانی در مردان شاغل مؤثر است وعزت نفس به عنوان یک متغیر تعدیل کننده بین وضعیت سازمانی وامنیت شغلی عمل می‌کند. این مطالعه پیشنهاد می‌کند که عزت نفس وخوش بینی منابع مهمی‌هستند که بر روی بهزیستی روان شناختی اثر گذارند.

مذهب ومشارکت نیز به طور مثبت بر بهزیستی روانشناختی تأثیر گذار است. از میان تمام عوامل ازدواج ورضایت خانوادگی قوی ترین عامل پیش بینی بهزیستی روانشناختی است. همچنین تماس اجتماعی به عنوان راهی برای بهبوداست وافزایش یا کاهش بهزیستی روانشناختی در تماس اجتماعی با تغییرات همزمان بهزیستی روانشناختی همراه است(لوکاس، کلارک، جورجلیس ودینر،[19]2003).

رویدادهای زندگی نیز یک رابطه قوی با بهزیستی روانشناختی رانشان می‌دهد اما نسبت به عوامل دیگر رابطه نسبتاً کمتری دارند، رویدادهای خوب با عواطف مثبت ورویدادهای بد با عاطفه منفی در ارتباط می‌باشند.فعالیت نیز پیش بینی‌های خوبی برای بهزیستی روانشناختی هستند در واقع ارتباط بین فعالیت وبهزیستی روانشناختی بستگی به شخصیت فرد دارد. اشخاص برونگرای فعال، بهزیستی روانشناختی بالاتری دارند. در میان تمام مؤلفه‌های شخصیتی عزت نفس یکی از قوی ترین پیش بینی‌های بهزیستی روانشناختی است.هوش نیز از دیگر از مؤلفه‌هایی است که با بهزیستی روانشناختی ارتباط داردهمچنین تحقیقات نشان می‌دهند که رابطه ی نسبتاً بالایی بین تندرستی خود ارزیابی شده وبهزیستی روانشناختی وجود دارد واین رابطه به خصمص در زنان قوی تر وپایدار تر است(دینر وسلیگمن،2002).

شواهد زیادی وجود دارد که شرایط محیط زندگی وعوامل جمعیت شناختی برای تغییرات در شاخص بهزیستی مهم به حساب می‌آید، اکنون یکی از مسائل مورد علاقه روانشناسان مثبت گرا توجه به فاکتورهای شخصیتی ونقش مؤثر آن در بهزیستی روانشناختی است. پژوهش‌های گسترده ومتقاعد کننده نشان داده اند که شخصیت در شاخص بهزیستی روانشناختی نقش اساسی دارد(مایرز ودینر،1995).

درپژوهشها  پژوهشگران به این  ئنتیجه رسیدند که هیچ یک از عوامل عمده جمعیت شناختی ازقبیل سن، جنس، پایگاه اقتصادی اجتماعی وتاحدی میزان در آمد اصلاً رابطه قوی با میزان بهزیستی روان شناختی ندارند. اندر یوزو ویتی (1976) با تخمین احتساب تمام متغییرهای جمعیت شناختی رقمی‌کمتر از ده درصددر بهزیستی روان شناختی ارائه دادند(کمپل،1981؛رایان و دسی،2001).

[1] Maslow

[2] Jung

[3] Erikson

[4] Bohler

[5] Jahoda

[6] Pavot&Diener&Suo

[7] Bar-On

[8] self-acceptance

[9] positive relations with others

[10] autonomy

[11] environmental mastery

[12] purpose in life

[13] personal growth

[14] Koming

[15] Messay

[16] Self-efficacy

[17] education

[18] Kikangas &Kinnunen

[19] Lucas, Clark, Georgellis