اقسام و علل فرار!چرا دختران از خانه فرار میکنند؟

اقسام فرار

   پژوهشگران انواع گوناگونی از این پدیده را مشخص کرده اند. گل پور (1386) در کتاب خود از پژوهشی انجام گرفته در بلژیک خبر می دهد که برای 600 فراری سه نوع فرار را در نظر گرفته است:

1- فرار عکس العملی: نشانگر اختلال و چگونگی ارتباط بین جوان و محیط است، در این حالت از فرار به عنوان روشی برای پیدا کردن و هشدار دادن استفاده می شود. به عنوان مثال وقتی نوجوان در خانواده به فراموشی سپرده می شود و والدین غرق در فعالیت های روزمره خود هستند دست به این اقدام می زند تا مورد توجه قرار گیرد.

2- فرار برای راحت زندگی کردن: گاهی جوانان و نوجوانان چون خانواده را مانع انجام برخی       فعالیت های خود می دانند و می خواهند، آنگونه که دوست دارند زندگی کنند و به قول خودشان خوش باشند، از خانه فرار می کنند تا به گونه ای دیگر آزادتر زندگی کنند.

3- فرار به خاطر آینده سازی: در این حالت جوان یا نوجوان به دنبال شکل گیری زندگی و ساختن زندگی به گونه ای است که خود می خواهد، در این وضعیت مشکلات بزهکاری به ندرت دیده می شود.

همچنین جعفری در مقاله خود که با عنوان «فرار دختران از خانه» منتشر شده است، با اشاره به بررسی انجام گرفته توسط مرکز امور مشارکت زنان در خصوص «فرار از منزل» دو نوع فرار کوتاه و بلند مدت را مطرح می کند؛ در فرار کوتاه مدت: افراد بعد از مدتی به لحاظ پشیمانی از رسیدن به آرزوها و اهداف خود و یا مهیا نشدن شرایط و امکانات مود نیاز نزد خانواده بر می گردند ولی در فرار دراز مدت؛ که معمولاً در نتیجه درگیری های شدید و تنفر بیش از اندازه از خانواده به وقوع پیوسته، امکان بازگشت فرد فراری بسیار کم است (حیدری و همکاران، 1386).

 

 

 

   2-5- علل فرار

   2-5-1- فقدان یکی یا هر دو والدین: فقدان والدین هم برای فرد و هم برای اجتماع عواقب وخیمی را به دنبال دارد. اکثر محققین آن را یکی از مهمترین علل ولگردی، عقب ماندگی درسی تمایل به بزهکاری ذکر      کرده اند. یکی از روانشناسان آلمانی در تحقیقی نشان داد که 40 درصد کودکانی که در مدرسه مردود شده اند اطفال محروم از پدر و 30 درصد بی مادر بوده اند. تحقیق دیگری در آلمان نشان می دهد که از میان 2704 تبهکار نوجوان بیش از 43 درصد از داشتن یکی از والدین محروم بوده اند. تحقیقات انجام شده در آمریکا نیز این موضوع را مورد تأیید قرار داده است. در تحقیقی که در مورد دخترانی که در دارالتأدیب نگهداری می شوند انجام شده نشان داده است که 70 درصد آنان از یک طرف یا دو طرف یعنی هم از مادر و هم از پدر محروم بوده اند.

   2-5-2- جدایی و طلاق: جدایی و طلاق یکی از عوامل مهم ایجاد نابسامانی در روح کودک و نوجوان به حساب آمده و گاهی وی را بر انجام کارهای سخت و نادرست توانا می سازد. تحقیقات فراوانی این مطالب را تأیید نموده که بسیاری از بزهکاران نوجوان محصول مستقیم طلاق به حساب می آیند. یک پژوهش در کانون اصلاح و تربیت مشهد نشان می دهد که 26 نفر از دختران فراری متعلق به خانواده هایی بوده اند که در آنان طلاق رخ داده است.

گریف می نویسد: «اگر پدر فوت کرده باشد عاطفه مادر می تواند تا حدی آن را جبران نماید ولی طلاق وضع دیگری پیدا می کند، زیرا اکثراً با مشکلات فراوانی نظیر زد و خورد، منازعه و کشمکش های پدر و مادر و عدم توافق های آنها روبرو است و یا گرفتار خصومت نامادری است (کاظمی و همکاران، 1391).

دکتر خزائی در کتاب خود تحت عنوان بزهکاری اطفال چنین می نویسد: «در کشور فرانسه هر ساله نزدیک به 2500 ولگرد کمتر از 18 سال نزد قاضی فرستاده می شوند تا تحت اقدامات تربیتی و حمایتی قرار گیرند. این افراد که اغلب از خانواده جدا شده اند فرار اختیار کرده اند. ضمن ولگردی غالباً به فحشاء و پسرها به روابط جنسی مردانه می پردازند. حمایت از این قبیل اطفال و پیشگیری از سقوط آنان در دام های تبهکاری نیز امروزه شدیداً مورد توجه متخصصین می باشد.

   2-5-3- فرار با مبناء انتقام از والدین: بچه ها اصولاً دوست دارند در برابر اعمال ناشایست و یا زندگی ناسازگارانه ای که دارند، دست به تلافی بزنند و با افکار محدود خود این تلافی را به شکل فرار ظاهر      می کنند. برخی از این افراد برای انجام مقصود خویش ماه ها اقدام به جمع آوری پول توجیبی خود کرده و حتی در بعضی موارد اشیاء قیمتی را از خانه ربوده تا بتوانند با فروش آن پولی را بدست آورده و دیگر محتاج والدین نباشد، این ها اکثراً در روزهای اول فرار با دست و دلبازی فراوان پول هایی را که همراه دارند خرج می کنند. اما پس از گذشت چند روزی که پولشان ته کشید تازه به فکر می افتند که چه کنند؟ و این مرحله حساس ترین مرحله گریز آنها از خانه و کاشانه می باشد. متأسفانه، تعداد زیادی از والدین به علت بی اطلاعی و نادانی با فرزند خود بد رفتاری می کنند و موجب می شوند که ناراحتی ها و غم های آشکار و پنهان کودک آنها جانشان را بخورد و بعید نیست بعدها هم به صورت عقده های گوناگون که در مسیر کودک و نوجوان نقش بسته به اشکال دیگر تجلی کند.

عدم درک صحیح والدین از موفقیت خاص نوجوانان، عدم درک صحیح والدین از موقعیت خاص نوجوانان و سوء برخورد آنان با نوجوانان نیز می تواند مشکلاتی را بوجود آورد. زیرا والدین به شرایط خاص نوجوانان که نیازمند کسب تجربه و استقلال می باشد، توجه نداشته با دخالت های بی مورد روح او را آزار نموده و سبب بروز طغیان و سرکشی در وی می گردند. اگر پدر و مادر این واقعیت روحی و روانی را درک نکنند که آنرا پدیدهای غیر طبیعی به شمار آورند و اجازه ندهند تا نوجوان این مرحله را پشت سر گذارند، فاصله بین دو نسل هرروز عمیق تر شده تا جایی که پدر و فرزند قادر به تحمل یکدیگر نخواهند بود و عاقبت می توانند سبب فرار نوجوان از خانه گردد. تحقیقات انجام شده نشان می دهد که 82 درصد نوجوانان مورد مصاحبه قادر نبودند مشکلات خود را با والدین خود در میان گذارند.

مطلب مشابه :  درمان نگهدارنده با متادون و بوپرنورفین در ترک مواد

در یک نظرخواهی که از نوجوانان سطوح راهنمایی و دبیرستان به عمل آمده است این سؤال مطرح شد که در برخورد با مسائل و مشکلات مایلند آنرا با چه کسانی در میان گذارند؟ دوست، معلم، والدین و … متأسفانه تنها 23 درصد پاسخ دهندگان والدین را انتخاب کرده، آنها را محرم اسرار خویش دانسته اند، این پاسخ ضعیف حاکی از آن است که والدین نتوانسته اند رابطه عاطفی سالمی با فرزندان خود برقرار نمایند (کاظمی و همکاران، 1391).

2-5-4- وجود ناپدری یا نامادری: وجود نامادری و برخورد غرضب آلود و آکنده از تبعیض او با فرزندان شوهر نیز می تواند محیط خانه را به محیطی ناامن برای زندگی نوجوان تبدیل نماید. تحت چنین شرایطی وقتی که تحمل آن از عهده نوجوانان خارج می گردد، فرار را بر قرار در آن خانه ناامن ترجیح     می دهند. نامادری ها غالباً به محض تولد اولین فرزند خود با فرزندخوانده ها از در ناسازگاری در می آیند و از آنها بهانه های عجیب و غریب می گیرند. آنها را به بداخلاقی و انحرافاتی که اکثراً زاییده فکر و اندیشه خودشان است متهم می کنند. در این مرحله هنگامی که نوجوان با بی مهری و کج خلقی نامادری مواجه    می شود، به تدریج مقاومت و تحمل خود را از دست داده و ناگزیر فرار می کند.

   2-5-5- فقر عاطفی: فقر عاطفی یکی از عوامل مهم ترک خانواده محسوب می شود. اگر خانه که باید محل امنی برای تأمین نیازهای عاطفی کودک و نوجوان باشد به محیطی عاری از محبت مبدل شود طبیعی است که نوجوان حساس و زود رنجتر شده و در جستجوی محبت پا را از خانه بیرون گذاشته و در میان گروه های هم سن و سال یا دسته جات خلافکار وارد شود. تجارب تلخی برایش فراهم می سازد می گریزد و از اینکه خود را شریک یا عضوی از آن گروه بداند روی بر می گرداند. زیرا توان همسازی رفتار خود با آنان را ندارد. سیروس ایزدی در تحقیقی که پیرامون علل فرار نوجوانان در کانون اصلاح و تربیت کرج  انجام رسانیده اشاره می کند بیشتر نوجوانان احساس طرد شدگی می کنند. محیط طوری است که نیازها و عواطف او را که برای رشد شخصیت اش لازم و ضروری است مانند استقلال، قبول شدن و یافتن محلی برای تخلیه هیجانات را نادیده گرفته و می کوشد او را در سطح یک کودک نگه دارد نوجوان ترجیح       می دهد که از خانه فرار نماید.

نقش محبت و تأثیر خانواده به خصوص در سال های اولیه رشد کودک انکارناپذیر است. کودکانی که از مراقبت و نوازش مادر محروم بوده و در پرورشگاه ها نگهداری می شوند، رشد عادی آنان دچار اختلال شده و حتی برخی از صاحبنظران اعتقاد دارند که بر رشد ذهنی و هوشی آنان نیز تأثیر منفی گذارد. کودکان برای رشد متعادل جنسی و روانی و اجتماعی نیاز مبرمی به آرامش و امنیت و محبت در خانواده دارند. الاین ایدر می گوید: «ما فرصت پیدا نمی کنیم تا به حرف فرزندان و نوجوانان خود توجه کنیم».

گاهی نیز علت فرار، تنهایی یا احساس تنهایی بیش از حد نوجوان در خانه است. نوجوان احساس       می کند تنهاست و کسی از اعضای خانواده با وی تماس عاطفی ندارد و مورد توجه و محبت قرار        نمی گیرد. تحقیقات نشان داده است که احتمال بروز بزهکاری نوجوانان در خانواده هایی که خصومت متقابل، بی اعتنایی و بی احساسی وجود دارد حتی از خانواده های از هم پاشیده بیشتر است (کاظمی و همکاران، 1391).

   2-5-6- شکست تحصیلی و نگرانی از سرزنش یا تنبیه والدین:  شکست تحصیلی و نگرانی از سرزنش یا تنبیه والدین یکی دیگر از عوامل فرار از خانه محسوب می شود. آمار نشان می دهد که گریز از خانه در ماه های خرداد تا شهریور به شدت افزایش پیدا می کند. به طوریکه در روزهای عادی هر روز 3 نفر و در روزهای امتحان و اعلام نتیجه هر روز 5 نفر کودک و نوجوان از خانه فرار می کنند. این آمار در اواخر شهریور ماه و در اوایل مهر که نتایج امتحانات تجدیدی تحصیلی را مشخص می کنند از 5 نفر در روز نیز تجاوز می کند، که این امر می تواند رابطه فرار با شکست تحصیلی را مشخص نماید.

این بحران گاهی آنقدر شدید رخ می نماید که ممکن است نوجوان تحت شرایطی خاص پس از فرار از خانه اقدام به خودکشی نماید. تحقیقات در آمریکا نشان می دهد که 95 درصد 17 سالگان فراری و بزهکار در اثر شکست تحصیلی مدرسه را ترک کرده بودند. تحقیقات انجام شده در کانون اصلاح و تربیت مشهد نیز ارتباط بین فرار و شکست تحصیلی را مورد تأیید قرار داده است. در تحقیقی که پیرامون علل انحراف اخلاقی و فرار دختران بوسیله انجمن اولیاء و مربیان انجام گرفته است نشان می دهد که 30 درصد افراد مورد پژوهش علت اصلی فرار خود را شکست تحصیلی قید نموده اند. اطلاعات بدست آمده نشان می دهد که 90 درصد نوجوانان فراری قبل از اقدام به فرار نموده و به دیگر ترک تحصیل نموده اند. حدوداً 90 درصد، به کرات از مدرسه بدون عذر موجه گریخته اند (سراج خرمی و صفرزاده، 1391).

2-5-7- سختگیری و وجود شرایط تنبیه: سختگیری عامل دیگری در بروز پدیده فرار است تحقیقات مکرر کوک نشان می دهد که کودکانی که در خانواده های معمولی و سختگیر تربیت یافته اند امکان بیشتری برای انحراف آنان وجود دارد، همین تحقیق درصد افراد پرورش یافته در خانواده های سختگیر را 7/26 درصد و در خانواده های معمولی 8/15 درصد ذکر کرده است. شلدوون و الینورگلوک در تحقیقات خود نشان داده اند که فشار بیش از حد والدین خصوصاً پدر یکی از عوامل مهم فرار از خانه محسوب می شود. در این شرایط تنها عده معدودی از نوجوانان ارتباط خود را با خانواده حفظ می کنند. دکتر تیم انداز در     مقاله ای اظهار می دارد: « والدینی که به فرزندان خود آزادی بدون قید و شرط می دهند، همانطور           دچار مشکلات می شوند که والدین سختگیر زیرا اغلب فرزندان آنها خودخواه، نظم ناپذیر، و بی توجه بار می آیند. به قول هاروکس، ریشه هر نوع انحراف و بزهکاری نوجوانان را باید در خلال اطلاعات ناقص یا سختگیری های بیجا و غیرمنطقی بزرگسالان جستجو کرد. البته نباید تصور کرد که مفهوم ضمنی آن لجام گسیختگی و لاقیدی نوجوان است. بلکه توجه کردن به زندگی نوجوان در حقیقت نوعی احترام گذاردن به نیازهای منطقی و پذیرفتن خواسته ها و تفریحات مشروع آنان می باشد.

مطلب مشابه :  مفاهیم نظری رضایت شغلی و عوامل موثر برآن

بنا بر گزارش وزارت دادگستری آمریکا تنها در سال 1988 میلادی، 45 هزار تن به علت «سختی زندگی» از خانه فرار کرده اند. زیرا تقریباً 100 درصد نوجوانان فراری نیز آنها به زنجیر بسته و ساعت ها در زیر زمین خانه حبس نموده اند و همین فشارهای جسمانی و روانی بوده که فکر فرار از خانه را در ذهن و مخیله آنها بروز کرده است و آنرا در فرصتی مناسب عملی ساخته اند (سراج خرمی و صفرزاده، 1391).

   2-5-8- فقر اقتصادی: نیز عاملی مهم و زمینه ساز پدیده فرار بوده است. فقر اقتصادی یکی از عوامل زمینه ساز در بروز پدیده «فرار» به حساب می آیدو وجود فقر طبیعتاً کج خلقی والدین و آسیب پذیری آنان را به دنبال دارد و همین امر سبب می شود تا نوجوان حساس و زودرنج را در جستجوی کار به بیرون از خانه و گاهی شهر و دیار راهی شهرهای بزرگ نماید. به علاوه والدین نیز در تضمین معاش خویش تن به کارهای سخت و طاقت فرسا داده و شبانگاه که خسته و کوفته به خانه باز می گردند. در برابر تمینات کودکان خود با خشونت و کتک کاری آنها را ساکت می کنند. این گونه افراد معمولاً برای بهره گیری از نیروی کار فرزندان تمایلی در فرستادن آنها به مدرسه نیز از خودشان نشان نمی دهند و همین امر آنها را در مسیر فرار از خانه و ارتکاب جرم قرار می دهد.

تعدادی از جوانان به علت تمایل به دیدن نقاط دیدنی و تحت تأثیر فیلم های سینمایی و ماجراجویی جوانان، قصه ها و ماجراهای جسورانه به تقلید از قهرمانان فیلم برای بدست آوردن گنج یا زندگی مطلوب، خانه و کاشانه خود را ترک می کنند اکثراً با گروهی از دوستان هم سن و سال اقدام به اینکار می کنند و پس از مدتی به غلط بودن محاسبات خود پی برده و به خانه باز می گردند.

فرار از خانه از جمله رفتارهای ناسازگارانه ای است که بیشتر از نوجوانان و جوانان سر می زند. با توجه به پیامدهای سو آن یکی از آسیب های خانوادگی و اجتماعی جامعه، شناخته می شود. آسیبی که می تواند بهداشت روانی فرد و جامعه را تحت تأثیر قرار دهد. مساله فرار زنان و دختران همراه با سایر معضلات و آسیب های اجتماعی مرتبط با آن در سال های اخیر با رشد روزافزون در شهرهای بزرگ بالاخص شهر تهران مورد توجه کارشناسان، متخصصان علوم انسانی قرار گرفته است دختران بیشتر برای مدت کوتاهی حضور در مکان های دیگر را به جای ماندن در خانه خود ترجیح می دهند. (ساخت و روابط متزلزل افراد در درون خانواده، اعضای معترض و ناخشنود از این وضعیت نابسامان را به طرف جامعه پرتاب می کند با این اتفاق فرد را به فراری تبدیل کرده و به سوی بزه کاری و ارتکاب سایر جرایم سوق می دهد). در پژوهشی که عوامل مختلف خانوادگی، اقتصادی، همسالان فرهنگ و آموزش، اوقات فراغت و ارتباطات در دو بخش درونی و بیرونی را مورد بررسی قرار داده خانواده و همسالان نسبت به شاخص های دیگر از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است (سراج خرمی و صفرزاده، 1391).

 

   2-6- پیامدهای فرار

   پیامدهای فرار دختران را می توان در دو دسته پیامدهای اجتماعی و پیامدهای فردی دسته بندی کرد. پیامد اجتماعی مثل انگ اجتماعی عدم امکان بازگشت به شرایط گذشته یا افزایش نرخ مفاسد اجتماعی (پدیده های اجتماعی مثل حلقه زنجیر بهم پیوسته اند طوری که افزایش نرخ آسیب هایی چون طلاق بیکاری اعتیاد منجر افزایش آسیبی مثل فرار دختران و فرار دختران و فرار دختران به افزایش نرخ مفاسد اجتماعی می انجامد به اضافه این که فرار آنها هزینه هایی به جامعه تحمیل می کند و بهداشت روانی و اخلاقی جامعه را نیز تهدید می کند و منجر به بی حرمتی بی اخلاقی تخطی از هنجارها در جامعه می شود و پیامدهای فردی که مهمترین آنرا می توان در بزهکاری دختران دانست بزه هایی که دختران مرتکاب آن می شوند مثل جرایم بر ضد عفت عمومی هم جنس بازی فحشا جرایم منکراتی انحرافات جنسی سرقت تکدی گری سادیسم اعتیاد به الکل و مواد مخدر یا قاچاق آن سقط جنین و ولگردی بزه هایی که دختران فراری قربانی آن می شوند مثل تجاوزات جنسی و قاچاق آنها به دلیل فقر مالی با اهدافی مثل فروش کبد و کلیه … سوء استفاده های جنسی و بهره کشی از آنها (ساویک و ادین بورگ[1]، 2010 ).

 

[1] -Saewyc & Edinburgh