اصول اخلاق رهبری نورث هاوس

نورث هاوس (2004)، اصول پنج‌گانه اخلاق رهبری را در قالب گزاره‌هایی به شرح زیر توصیف می‌نماید:

  1. رهبران اخلاق‌مدار به دیگران احترام می‌گذارند و از احترام گذاشتن به کسی به عنوان ابزاری برای دستیابی هدفی دیگر بهره نمی گیرند. شکل عملی احترام به افراد در سازمان با همدلی، هم احساسی و گوش دادن است که به صورت سعه صدر داشتن در مقابل دیدگاه‌های متفاوت تجلی می‌یابد.
  2. رهبران اخلاق‌مدار خدمتگزار دیگرانند: این اصل مصداقی از نوع دوستی است. می‌توان خدمات نوع دوستانه را با شاخص‌هایی مانند توانمندسازی، تیم‌سازی،‌رفتارهای شهروندی و حفاظت از کارکنان ارزشیابی کرد.
  3. رهبران اخلاق مدار عادل هستند: در جایی که قرار است با افراد مختلف به گونه‌های متفاوت رفتار شود، باید دلایل رفتار متمایز،‌روشن و معقول و مبتنی بر ارزش‌های اخلاقی مستحکم باشد. رعایت انصاف مستلزم آگاهی کامل نسبت به موقعیت‌ها و افراد می‌باشد و نیازمند تلاش پیگیر است.
  4. رهبران اخلاق‌مدار صادق هستند. اولین پیامد صادق بودن کسب اعتماد است. وقتی رهبران صادق نیستند، دیگران آنها را غیرقابل اتکا ارزیابی می‌کنند و میزان احترام کاهش می‌یابد.
  5. رهبران اخلاق‌مدار جمع‌گرا هستند. چنین رویکردی از بروز فضای خودکامگی در سازمان پیشگیری می‌کنند.

2-4-13- آموزه‌های اخلاقی و مدیریتی سعدی

بسیاری از آثار شعرا و اندیشمندان ایرانی مملو از نکات اخلاقی است که نمونه بارز آن سعدی است که در این قسمت برخی آموزه‌های مدیریتی آن به نقل از رجبی(  1392) بیان می‌شود وبا مطا لب مقتضی بسط داده خواهد شد.

جدول 2-2- آموزه‌های  اخلاقی ومدیریتی سعد ی

موضوع مصادیق
تأکید بر منابع انسانی رعیت درخت است اگر پروری بـه کـام دل دوستان برخَوری[1]

او معتقد است که با نرمی و اخلاق نیک می‌توان حتی دشمن را رام کرد و از او دوستی ساخت.

بـه نـرمی ز دشـمن تـوان کـرد دوست            چو با دوست سختی کنی، دشمن اوست[2]

 

خودشناسی هر که گردن به دعوی افرازد      خویشتن را به گردن اندازد[3]
عدل “ایزد، تعالی و تقدس، خطه پاک شیراز را به هیبت حاکمان عادل و همت عالمان عامل تا زمان قیامت در امان سلامت نگهدارد[4]
رضایت کارکنان مراعات دهقان کن از بهر خویش                   که مزدور خوشدل کند کار بیش[5]
قناعت و اجتناب از آزمندی همای بر همه مرغان از آن شرف دارد                که اسـتخوان خـورد و جـانور نیازار[6]

 

تحمل ابهام: سـر پر غرور از تـحمل تهی           حرامش بود تاج شاهنشهی[7]
بخشش خطاهای دیگران: مـتـاب ای پـارسا روی از گنه کـار               بـه بـخـشایـندگی در وی نظر کن

اگـر مـن نـاجـوانـمردم  بـه کردار              تو بر من چون جوانمردان گذر کن[8]

انتقاد پذیری نصیحت که خالی بود از غرض               چو داروی تلخ است دفع مرض[9]
تعدیل و شکل دادن به رفتار زیر دستان

 

دلـاور کـه باری تهور نمود                      بباید به مقدارش اندر فزود[10]

چو خشـم آیدت بر گناه کسی تأمل کُنَش در عقوبت بسی

که سهل است لعل بدخشان شکست شکسته نشاید دگر بار بست[11]

از او تا هنرها یقینت نشددر ایوان شاهی قرینت نشد

کنون تا یقینت نگردد گناه به گفتار دشمن گزندش مخواه[12]

 

حفظ زبان

 

دو چیز طیره عقل است، دم فرو بستن           به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی[13]

و پس از آن می افزاید:

“اندیشه کردن که چه گویم، به از پشیمانی خوردن که چرا گفتم” (گلستان، صفحه37).

 

پرهیز از تزویر و ریا و خودنمایی بکَن خرقه نام و ناموس و زرق               که عاجز بود مردِ با جامه غرق[14]
رازداری و حفظ اطلاعات محرمانه جـواهر بـه گنـجیـنه داران سپارولـی راز را خـویشتـن پـاس دار[15]
تکریم پیشینیان بـزرگش نـخوانند اهل خرد                    که نام بزرگان به زشتی برد[16]
توجه به زیر دستان “بزرگی را پرسیدم از سیرتِ اِخوانِ صفا، گفت کمینه آن که مرادِ خاطرِ یاران بر مصالح خویش مقدم دارند”[17]

و این اشاره نیز از اوست:

“و بدان که ملوک از بهر پاس رعیت اند، نه رعیت از بهر طاعت ملوک” (گلستان، صفحه123)

 

پیشگامی در کارها ملک زاده ای است که چون دشمن حمله کرد و وی متوجه شد که لشکریان از کثرت افراد دشمن هراس دارند و به زودی خواهند گریخت، اسلحه به دست به نیروهای خودی گفت:

“ای مردان، بکوشید یا جامه زنان بپوشید” و خود به قلب دشمن زد. در نتیجه “سواران را به گفته او تهور زیادت گشت و به یک بار حمله آوردند. شنیدم که هم در آن روز بر دشمن ظفر یافتند” (گلستان، صفحه55).

 

صبر و بردباری مـنشین ترش از گـردش ایام که صبر           گرچه تلخ است ولیکن بر شیرین دارد[18]

 

انتقادپذیری متکلم را تا کسی عیب نگیرد، سخنش صلاح نپذیرد.

 

خودشناسی به مفهوم آن است که مدیر به نقاط قوت و ضعف خود آگاه باشد تا به استناد این وقوف بتواند حسب مورد و لزوم نقاط قوت را در خودش تقویت کند و در جهت رفع یا تعدیل نقاط ضعف خود بکوشد، چرا که  اگر مدیران در سیر به طرف خودشناسی به مرحله ای نرسیده باشند که ظرفیت‌های بدنی و ذهنی خویش را بشناسند، مرتکب اشتباه خواهند شد و عواقب این اشتباهات هم دامن خودشان و هم اعضای سازمان را خواهد گرفت و در نهایت به زیان جامعه خواهد بود. به همین دلیل، نوشته اند که هر چه کسی خودش را بهتر و دقیق تر در آیینه نگاه و ذهنیت دیگران ببیند و بشناسد، خودشناسی او عمیق تر می‌شود و احتمال اشتباهاتش کمتر خواهد شد. طبعا این حکم کلی در مورد همه انسان‌ها، از جمله مدیران صادق است (سرمد،1389).

عدل نقطه مقابل ظلم است. بنابر این، مدیر عادل کسی است که در تقسیم کار بین کارکنان، در نظارت بر کارها، در اعطای پاداش یا اعمال تنبیه، در موافقت با مرخصی کارکنان، در فرستادن کارکنان به دوره‌های آموزشی یا مأموریت، در تأمین رفاه کارکنان، و خلاصه در تمام اموری که به کارکنان سازمان مربوط می‌شود، بین آنان تبعیض قائل نشود؛ ضمن اینکه لازم است وظایفی را که به هرکس می سپارد منطقی و معقول باشد؛ زیرا «در مدیریت علمی میان مدیر و کارکنان به طور تقریب نوعی تقسیم برابر و عادلانه کار و مسئولیت وجود دارد» (تیلور[19]، ترجمه طوسی،1370).

ازجلوه‌های مثبت عدالت میتوان موارد زیر را برشمرد:

– رفع ظلم یکی از مظاهر عدل است.

– انجام کارهای عمرانی و نواختن رعیت و لشکر جلوه ای دیگر از عدالت است.

– حفظ امنیت و ایجاد آسایش یکی دیگر از نتایج مثبت عدالت است.

– یکی از مهم‌ترین مسایلی که مورد توجه متفکران سیاسی و مصلحان قرار می گرفت، شخصیت کارگزاران منتخب و اعمالشان بود. آن‌ها انتخاب کارگزار عادل را از نشانه‌های عدل شاه می‌دانستند.

از جلوه‌های دیگر عدالت، اجرای دقیق قوانین است (ظهیری ناو و پاک مهر، 1387).درخصوص رضایت کارکنان مطالعات نشان داده است سازمان‌هایی که کارکنان راضی تری دارند، نسبت به سازمان‌هایی که کارکنان آنها رضایت کمتری دارند، تولیدشان بیشتر است، یعنی برای ارائه کار بهتر و بیشتر، خوشدل بودن یکی از شرایط اساسی است و این موضوع نیز مورد توجه سعدی بوده است (نصر و آقاحسینی،1378). میانه روی در کارها، اجتناب از خسّت و در عوض بهره مند ساختن دیگران از آنچه در اختیار انسان قرار دارد، از رفتارهایی است که چنانچه مدیر آن را مورد توجه قرار دهد، هم شخص خودش از انواع فشارهای روانی برکنار خواهد بود، هم باعث خواهد شد که کارکنان با آرامش زیادتری به کار ادامه دهند. در واقع، «غلبه مدیر بر هوای نفس خویشتن به یک معنی نتیجه اجتناب‌ناپذیر خودآگاهی حقیقی اوست؛ و اگر آگاهی راستین بر موقعیت خود جنبشی در فرد پدید آورد، وی زندگی جدیدی را آغاز خواهد کرد» (گاردنر[20]، ترجمه سعادت،1350). به عبارت دیگر، اگر مدیر از طمع ورزی دوری کند، رفته رفته صاحب طبعی بلند خواهد شد و کنج عافیت را بر گنجی که از راه حرص زدن‌های متوالی به دست می آید، ترجیح خواهد داد (سرمد،1389).

از دیگر مسایل مطرح در مدیریت تحمل ابهام[21] است که از عوامل مهم شخصیت یا سبک او در شرایط ناامن است .صاحب نظران مدیریت بر این باورند که تأکید زیاد بر عینیت[22] و صراحت[23]می‌تواند خلاقیت را محدود کند (نصر و آقاحسینی، 1378).

درموردبخشش خطا رابینز[24] بر این باور است که مدیر باید افراد اشتباه کار را مدتی به حال خود بگذارد تا به اشتباه خود پی ببرند و از آن درس عبرت بگیرند (رابینز، ترجمه اعرابی و پارساییان،1374).

پس از توبیخ، تشویق، ضرورت دارد و اصولا باید در امور سازمانی درشتی و خشونت با نرمی و لطف توأم باشد وگرنه وافی به مقصود نخواهد بود.

انتقاد نیز از مسایلی است که در مدیریت نقش به سزایی دارد، زیرا انسان در تعامل با دیگران می‌تواند از عیب‌ها و کاستی‌های خود آگاهی پیدا کند. در اسلام به این موضوع توجه فراوان شده است. از امام صادق (ع) نقل است که فرمود: «بهترین دوست من کسی است که عیب مرا به من هدیه کند» و این که در حدیث آمده است: «مؤمن برای مؤمن به منزله آینه است» دلیلی است بر اهمیت این موضوع.معمولا مدیران، مانند دیگران از آشکار کنندگان عیوب و منتقدین چندان دل خوشی ندارند. در حالی که ستایش دیگران از خود را که معمولا سخنان گوینده با اعتقاد مدیر مطابقت دارد، می پسندد. بنابر این، بیان ویژگی‌های ارزشمند هر کس زودتر مورد قبول و توافق خودش قرار می‌گیرد. هر کس قصد رشد و تعالی دارد، باید از منتقدین و بیان کنندگان عیب‌ها و نقص‌های خویش به گرمی استقبال نماید و آن را مانند داروی تلخی برای دفع مرض بداند (نصر و آقاحسینی،1378).

حفظ زبان در محیط کار، اعم از این که مدیر در برابر همتاهای خود یا زیردستان قرار گرفته باشد، از ضرورت‌های مدیریت است. البته به طور معمول مدیران در برابر افراد مافوق زبانشان را کنترل می‌کنند، ولی در این مورد نیز هستند مدیرانی که چون خشمگین شدند، بدون توجه به مقام و موقعیت مخاطب حرف‌های تند بر زبان می آوردند. با این حال، آنچه به بحث حاضر و به بحث از مدیریت به طور کلی مربوط می‌شود، استفاده مدیران از زبان نرم، محبت آمیز، دوستانه و مانند آن در برابر کسانی است که هم ردیف خودشان هستند، زیردست آنان کار می‌کنند یا به عناوینی همچون ارباب رجوع در برابر آنها قرار می‌گیرند (سرمد،1389). به همین دلیل، چستر بارنارد[25] می‌گوید:«عمومی‌ترین شکل همکاری انسانی، و شاید پیچیده‌ترین آن، سخن گفتن است» (بارنارد، ترجمه طوسی،1368). البته به شرط آن که این سخنان متین و معقول باشد. در بحث از مدیریت «بی تأمل جواب دادن» از صفات منفی مدیران شمرده شده « طعنه زدن و مسخره کردن» و نیز « به تحقیر دیگران اقدام کردن» از صفات منفی مدیران است (صافی،1378)؛ اجتناب مدیران از توهین و تخفیف زیردستان ضرورت اساسی دارد(وایلز[26]، ترجمه طوسی،1370) .

تکریم پیشینیان بدان سبب از وظایف اساسی مدیران معرفی شده که همواره « گذشته چیزی را برای زمان حال فاش می‌کند که زمان حال می‌تواند آن را ببیند و برای کاربردهای امروز و فردا از آن استفاده کند» (آبراهامیان[27]، ترجمه فیروزمند،1380). هم‌چنین، یکی از اصول اخلاقی مدیریت آن است که مدیر باید« همیشه مقام عالی انسان را مدنظر داشته باشد» (میر سپاسی،1369). ضمن اینکه به نظر چرچمن[28] «بهترین راه رسیدن به توفیق، بهره گیری از بحث‌ها و مناظره‌های صحیح پیشینیان است(چرچمن، ترجمه اصلانی،1375).

رعایت زیر دستان، احقاق حق، مردم‌داری و صفاتی از این نوع بدان سبب به مدیران توصیه می‌شود که  افراد معمولا نیازمند حمایت هستند و به علاوه، یکی از عناصر اساسی هر برنامه انگیزشی مؤثر، محیط حمایتی است (وتن[29] و کمرون[30]، ترجمه ایران نژاد پاریزی،1380)، زیرا محترم شمردن هنجارهای افراد در حصول رضایت شغلی تأثیر بسزایی دارد (گریفیت[31]، ترجمه بخشی،1375).چرا که از مشخصه‌های بارز مکتب روابط انسانی آن است که در این مکتب مدیران برای نظریات و عقاید اعضای سازمان ارزش قایل می‌شوند (اعتماد اهری،1385). پیشگامی در کارها را تقریبا همه اندیشمندان مدیریت حداقل در بحث از نوآوری، تغییر و بهسازی سازمان، به  مدیران  توصیه می‌کنند. ضمن این که در دنیای عملی مدیریت نیز به عنوان یک اصل کاری شناخته می‌شود. در واقع هر مدیری علاوه بر این که به عنوان همکاری از همکاران مجموعه شناخته می‌شود،بخشی از رفتار و گفتار او در حوزه مدیریت سندیت پیدا می‌کند زیرا همکارانش می‌کوشند تا خود را از جهات مختلف با رفتار و گفتار او تطبیق دهند(حیدری تفرشی،1386). صبر و بردباری از دیگر ویژگی‌های مدیران شایسته است،ضمن این که « تحقق هر نوع تحول سازمانی نیز مستلزم صرف وقت و کار و منابع بسیار زیاد است»(راث ول[32]، ترجمه حراف،1384).

[1]– بوستان، صفحه221

[2]– کلیات سعدی، بوستان، صفحه306

[3]– گلستان، صفحه39

[4]– گلستان، صفحه17

[5]– کلیات سعدی، بوستان، صفحه210

[6]– گلستان، صفحه88

[7]– کلیات سعدی، بوستان، صفحه219

[8]– گلستان، ص221

[9]– کلیات سعدی، بوستان، ص235

[10]– کلیات سعدی، بوستان، صفحه248

[11]– کلیات سعدی، بوستان، ص213

[12]– کلیات سعدی، بوستان، ص216

[13]– گلستان، ص26

[14]– کلیات سعدی، بوستان، ص293

[15]– کلیات سعدی، بوستان، ص343

[16]– گلستان، ص140

[17]– گلستان، ص226

[18]– گلستان، صفحه97

[19]– F.W.Taylor

[20]– Gardener

[21]– Tolerance of ambiguity

[22]– Objectivity

[23]– Specificity

[24]– S.Robbins

[25]– Chester Bernard

[26]– Wiles

[27]– Abrahamian

[28]– Churchman

[29]– David A. Whetten

[30]– Kim S. Cameron

[31]– Griffith

[32]– Rothwell

مطلب مشابه :  چرا کتابخانه­های دیجیتالی ؟